1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

درآمدی بر گرایش تفسیر عرفانی(1)

شروع موضوع توسط hector2141 ‏19/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    درآمدی بر گرایش تفسیر عرفانی(3)

    درآمدی بر گرایش تفسیر عرفانی(3)


    نویسنده: سید محمد حسین میری(1)



    2- جداسازی استفادات اخلاقی و تداعی معانی از تفسیر
    امام خمینی (ره) عدم استفاده ی اخلاقی، ایمانی و عرفانی را یکی از موانع و حجاب های فهم قرآن دانسته در این زمینه می فرماید: «یکی دیگر از حجب که مانع از استفاده از این صحیفه ی نورانیه است، اعتقاد به آن است که جز آن که مفسرین نوشته یا فهمیده اند، کسی را حق استفاده از قرآن نیست و تفکر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به رای که ممنوع است، اشتباه نموده اند و به واسطه ی این رای فاسد و عقیده ی باطله قرآن شریف را از چنین فنون استفاده عاری نموده و آن را به کلی مهجور نموده اند در صورتی که استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچ وجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رای باشد مثلا اگر کسی از کیفیت مذاکرات حضرت موسی با خضر و کیفیت معاشرت آن ها و شرح حال حضرت موسی با آن عظمت مقام نبوت، برای به دست آوردن علمی که پیش او نبوده است و کیفیت جواب خضر و عذرخواهی های حضرت موسی، بزرگی مقام متعلم و آداب سلوک معلم با معلم را که شاید بیست ادب در آن هست، استفاده کند، این چه ربط به تفسیر دارد تا تفسیر به رای باشد و بسیاری از استفادات قران از این قبیل است». (امام خمینی، آداب الصوه (آداب نماز)، 199)
    در جایی دیگر می فرمایند:
    «یکی از آداب مهم قرائت قرآن که انسان را به نتایج بسیار و استفادات بی شمار نائل می کند «تطبیق» است و آنچنان است که در هر یک از آیات شریفه که تفکر می کند، مفاد آن را با حال خود را منطبق کند و نقصان خود را به واسطه ی آن مرتفع کند و امراض خود را بدان شفا دهد مثلاً در قصه ی شریفه ی حضرت آدم (ص) ببیند سبب مطرود شدن شیطان در بارگاه قدس با آن همه سجده ها و عبادت های طولانی چه بود؟ خود را از آن تطهیرکند؛ زیرا مقام قرب الهی جای پاکان است، با اوصاف و اخلاق شیطانی قدم در آن بارگاه قدس نتوان گذاشت از آیات شریفه استفاده می شود که مبداء سجده ننمودن ابلیس، خودبینی و عجب بوده که کوس «قال انا خیر منه خلقتنی من نارٍ و خلقته من طین» (ص، 76) زد و این اسباب خود رایی شد پس مطرود درگاه شد. ما از اول عمر، شیطان را مطرود و ملعون خواندیم و خود به اوصاف خبیث او متصف هستیم و در فکر آن برنیامدیم که آن چه سبب مطرودیت در گاه قدس است، در هر کسی باشد، مطرود است، شیطان، خصوصیتی ندارد، آنچه او را از درگاه قرب دور کرد، ما را نگذارد که به آن درگاه راه یابیم. می ترسیم لعن هایی که به ابلیس می کنیم، خود نیز در آن شریک باشیم، بالجمله کسی که بخواهد از قرآن شریف حظ وافر و بهره ی کافی بردارد، باید هر یک از آیات شریفه را با حالات خود تطبیق کند تا استفاده کامله کند. پس وظیفه ی سالک الی الله آن است که خود را به قرآن شریف عرضه کند و چنانچه خلق رسول الله قرآن است، خلق خود را با قرآن باید متوافق کند تا با خلق وی کامل نیز مطابق کرد و خلقی که مخالف کتاب الله است، زخرف و باطل است و هم چنین جمیع معارف و احوال قلوب و اعمال باطن و ظاهر خود را باید با کتاب خدا تطبیق کند و عرضه دارد تا به حقیقت قرآن متحقق گردد و قرآن صورت باطنی او گردد. (امام خمینی، آداب الصلوه (آداب نماز)، 206 تا 209 با تلخیص)
    مرحوم آیت الله معرفت (ره) همچنین تاویلات اهل عرفان را یافته هایی ما داند که از آیات قرآن بالمناسبه برداشت می شود و جنبه ی استشهاد دارد نه استناد و می توان آن را از قبیل تداعی معانی تلقی کرد که هنگام استماع یا تاویلات آیه به مناسبت معناهایی به ذهن خطور می کند که سازنده، بالنده و الهام گرفته از روح شریعت است. این گونه یافته ها، آن هم به عنوان استشهاد و نه استناد از نظر محققان، تفسیربه رای یا تاویل باطل شمرده نمی شود به ویژه در صورت عدم التباس (مشتبه نشدن به تفسیر) که کاملا خالی از اشکال است. (معرفت، 2/394- 367 با تلخیص)
    بیشتر تفاسیر اعاظماهل عرفان مانند قشیری و میبدی و از جمله سید حیدر آملی بر همین رویهاست. یافته هایی از قرآن بر گرفته اند که از قبیل تداعی معانی می باشد نه تفسیر کلام الله یا تاویل باطنی.
    نمونه ها:
    در آیه:«اذهبا الی فرعون انه طغی / فقولا له قولا لیناً لعله یتذکر او یخشی». (طه، 43 و44)
    به حضرت موسی و برادرش هارون دستور داده می شود که به سوی فرعون بشتابید و او را دریابند، زیرا او سر به طغیان نهاده و سرکشی را از حد گذرانده است. ولی باید تا ما توانند با وی از در مسالمت در ایند، بلکه متذر و رام می شود. اهل ذوق و عرفان از تعلیلی که در آیه آمده است، «انه طغی» گستره ی آیه را فراتر از داستان موسی و فرعون می شمارند و وظیفه ی هر انسان آزموده می دانند که به سوی طاغیان سرکش از جمله نفس خویش بشتابد و او را دریابد تا سر کشی را از حد نگذراند،ولی باید با مدارا و آرام آرام، او را رام کند، بلکه سر طغیان فرو نهد و با فطرت پاک و عقل سلیم همراه شود.
    قشیری ذیل آیه ی غنائم می گوید: همان گونه که جهاد اصغر غنیمت دارد؛ جهاد اکبر نیز غنیمت دارد و آن این است که بنده، نفس خویشتن را که در دست دشمن (هوی و شیطان) است از او به غیبت می گیرد. (معرفت، 2/374-372 با تلخیص)
    یا میبدی هنگام تفسیر آیه:
    «یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم واوفوا بعهدی اوف بعهدکم وایای فارهبون». (بقره، 40)
    می گوید: پیر طریقت گفت: الهی کار آن دارد که با تو کاری دارد، یار آن دارد که چون تو یاری دارد. او که در دو جهان تو را دارد، هرگز کی تو را بگذارد.
    و ایّای فارهبون همان است که گفت: «و آمنوا بما انزلت مصدقاً لما معکم و لا تکونوا اول کافرٍ به ولا تشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا و ایای فاتقون». (بقره، 41)
    رهبت و تقوی دو مقام است از مقام ترسندگان و در جمله، ترسندگان راه دین بر شش قسم اند. تائبانند و عابدان و زاهدان و عالمان و عارفان و صدیقان.
    تائبان را خوف است، چنان که گفت: «رجال لا تلهیهم تجاره ی و لا بیع ذکر الله و اقام الصلاه ی وایتاء الزکاه ی یخافون یوماً تتقلب فیه القلوب و الابصار». (نور، 37)
    و عابدانرا وجل: «الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و الصابرین علی ما اصابهم و المقیمی الصلاه ی و مما رزقنا هم ینفقون». (حج، 35)
    و زاهدان را رهبت: «فاستجبنا له ووهبنا له یحیی واصلحنا له زوجه انهم کانوا یسارعون فی الخیرات و یدعوننا رغباً و رهباً و کانوا لنا خاشعین». (انبیاء، 90)
    و عالمان را خشیت: «و من الناس والدواب والانعام مختلف الوانه کذلک انما یخشی الله من عباده العلماء ان الله عزیز غفور» (فاطر، 28)
    وعارفان را اشفاق: «ان الذین هم من خشیه ربهم مشفقون». (المومنون، 57)
    و صدیقان را هیبت: «لا یتخذ المومنون الکافرین اولیاء من دون المومنین ومن یفعل ذلک فلیس من الله فی شی ءٍ الا ان تتقوا منهم تقاه ی ویحذرکم الله نفسه والی الله المصیر». (آل عمران، 28).
    (معرفت، تفسیر و مفسران، 2/372 تا 404 با تلخیص)

    آسیب شناسی تفسیر عرفانی
    برخی تفسیرهای عرفانی از آسیب تاویل های بی ضابطه و برداشت های غیر مستند به عقل وشرح رنج می برد. برخی از این آسیب ها عبارتند از:
    1-این تفاسیر بر مقدمات علمی و برهان های منطقی و اسباب معقول تکیه ندارد بلکه بر اساس کشف و شهود شخصی است که اگر درست هم باشد معتبر نیست.
    2-نوعی تحمیل بر قرآن و تفسیر به رای است به خاطر بی ضابطه بودن (رضایی اصفهانی، 336،337).
    3-سران صوفیه برای تامین مقاصد مذهبی خود از تفسیر رمزی استفاده کردند تا تعلیمات عرفانی، ذوقی و اسرار و مبانی خود را به عنوان تفسیر قرآن توضیح دهند که این کار تفسیر به رای است.
    4-روش تفسیر رمزی از فهم درک مقاصد قرآن بیرون بوده و از حدود دلالت لفظی و مناسبات آن بیرون است.
    5-مکافه و شهود یک احساس شخصی وغیر قابل انتقال به دیگری است و حتی اگر مکاشفه و شهودهم قابل قبول باشد رسیدن به معانی ومقاصدآیات قرآن از طریق مکاشفه و شهود نمی تواند مصداقی برای تفسیر باشد زیرا در تفسیر استناد به دلالت لفظی شرط اساسی است در حالی که مکاشفه و شهود استناد به امر دیگری است
    6-گفتن برخی از آنان نوعی سخن سجع متکلفانه است نه از روی درایتو ضابطه.

    نتیجه
    7-از آنچه گذشت نتیجه می گیریم تفاسیر عرفانی را باید ارزیابی جداگانه کرد برخی تفسیرهای عرفانی متکی بر تاویلات باطل از مصادیق تفسیر به رای است نه تفسیر با ضابطه، برخی هم حاوی مطالبی است جهت استفاده ی اخلاقی و ایمانی؛ وخود هم ادعای تفسیر ندارد و معتقدند از باب تداعی معانی و مناسبت معنایی است که این گونه استفاده ها بی اشکال است وبرخی هم تاویل ها و تفسیرهای ضابطه مندی است که مستدل و مستند به گفتار معصومان (ع) می باشد.
    منابع و مآخذ:
    1-امام خمینی (ره)، آداب الصلوه ی (آداب نماز)، تهران موسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) چاپ دهم تابستان، 1380
    2-امام خمینی (ره)، تفسیر قرآن مجید، تدوین سیر محمدعلی ایازی، تهران، موسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ دوم، 1386
    3-امام خمینی (ره)، شرح دعای سحر، ترجمه ی سیداحمد فهری، تهران، انتشارات اطلاعات بی جا، 1366
    4-آملی، سید حیدر، المحیط الاعظم و البحر الخضم، تهران، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، سال 1404
    5- بابایی، علی اکبر و همکاران روش شناسی تفسیر قرآن، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی (سمت) وقم پژوهشکده ی حوزه و دانشگاه، چاپ اول، 1379
    6- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، دمشق، دارالقلم، بیروت دارالمسامیه، چاپ اول 1412 ه 1992 م تحقیق: صفوان عدنان داوودی
    7- رضایی اصفهانی، محمد علی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1382،روش و گرایش های تفسیری قرآن
    8- علوی مهر، حسین، روش ها وگرایش های تفسیری، قم انتشارات اسوه، چاپ اول 1381
    9- عمید زنجانی، عباسعلی، مبانی و روش های تفسیر قرآن، تهران، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ چهارم، 1379
    10- قاسم پور، محسن، پژوهشی در جریان شناسی عرفانی، تهران، انتشارات موسسه ی فرهنگی هنری ثمین،چاپ اول، 1381
    11- مودب، سیدرضا، روش های تفسیر قرآن، انتشارات اشراق (دانشگاه قم)، چاپ اول، 1380
    12- مودب، سید رضا، مبانی تفسیر قرآن، قم، انتشارات دانشگاه قم، چاپ اول، 1386
    13- مجلسی، علامه محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه ی الوفاء، چاپ دوم، 1403 ه ق
    14- معرفت، محمدهادی، تفسیر و مفسران، قم، موسسه ی فرهنگی التمهید، 1379
    15- معرفت، محمدهادی، معرفت قرآنی (یادنگار آیت الله محمد هادی معرفت (ره) به کوشش علی نصیری)، جلد دوم، تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ واندیشه ی اسلامی، چاپ اول، 1387

    پی نوشت ها :

    1- دانشجوی مکتب دکتری دانشگاه معارف اسلامی و عضو هیات علمی دانشگاه رامین اهوز
    نشانی الکترونیکی: S-mohhamad-miri[MENTION=16274]yahoo.com[/MENTION]
    *دریافت مقاله: 88/6/21
    *تاریخ پذیرش مقاله: 88/8/22
    منبع: علوم و معارف قرآن کریم شماره 4
     
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    درآمدی بر گرایش تفسیر عرفانی(2)

    درآمدی بر گرایش تفسیر عرفانی(2)


    نویسنده: سید محمد حسین میری(1)



    ج: گونه های تفسیر عرفانی
    با توجه به آنچه در مبانی تفسیر عرفانی گذشت، مفسران عارف از گونه هایی ویژه در تفسیر خود بهره می برند که این گونه ها، زمینه ای برای ارزیابی مثبت یا منفی صاحبنظران از این تفاسیر عرفانی شده است. عارفان معمولاً از گونه های ذیل در تفاسیر عرفانی خود بهره می گیرند.

    1. بهره از اشارات قرآنی
    تفسیر عرفانی براساس رمز و اشاره بنا نهاده شده است. آنان بیشتر تعابیر قرآن را رمز و اشاره به اسرار نهفته ای می دانند که خواص به آن راه دارند و دیگران (عوام) را بدان راهی نیست.
    از امام صادق (ص) روایت شده است:
    کتاب الله عزوجل علی اربعه اشیاء علی العباره ی و الاشاره ی و اللطائف و الحقائق، فالعباره ی للعوام و الاشاره ی للخواص واللطائف للاولیاء و الحقائق للانبیا (مجلسی، 103/89).
    چون اهل عرفان خود را خواص می دانند، اشارات و رموز قرآن را بر وفق مصطلحات عرفانی خویش تفسیر می کنند در صورتی که روایت می گوید: قرآن چهارگونه سخن دارد، عبارات ظاهری که قابل فهم برای همه است، اشارات به برخی از مطالب و مسائل علم و نظری که دانشمندان آن را درک می کنند. نکته ها و ظرایف ها که عارفان به اسرار حق به آن پی می برند. بالاخره حقیقت و اسرار نهفته که آشنایان با وحی و سروش غیبی بر آن واقف می شوند. (معرفت، معرفت قرآنی، 62/2 و 61)
    2. بهره گیری از تاویل و بطون قرآنی
    تفسیر عرفانی از نوع تفسیر باطن است که بیشتر به تاویل می ماند تا تفسیر؛ زیرا اکثراً باهیچ یک از دلالت های لفظی تناسب ندارد و با ذوق عرفانی و اشراق درونی سر و کار دارد و تاویل نزد این گروه، فاقد ضابطه ی مشخصی است. بر حسب اختلاف ذوق ها و سلیقه ها، تفاسیر این گروه با هم متفاوت است. برای تشخیص سره از ناسره باید ضوابط تاویل و بطن یابی درست آیات را انجام داد، آنگاه این تفاسیر را ارزیابی کرد. (معرفت، معرفت قرآنی، 62/2 و 61 با تلخیص)
    3. استفاده از مناسبت معنایی یا تداعی معانی
    تاویلات اهل عرفان که گاه به صورت تفسیر یا تاویل قرآن رخ می دهد، در واقع یافته هایی است که از آیات قرآن بالمناسبه برداشت می شود و جنبه استشهاد دارد نه استناد؛ و می توان آن را از قبیل «تداعی معانی» دانست که هنگام استماع یا تلاوت آیه به مناسب، معناهایی به ذهن خطور می کند که الهام گرفته شده از روح شریعت است. این گونه معناها، آن هم به عنوان استشهاد نه استناد از نظر محققان تفسیر به رای یا تاویل باطن شمرده نمی شود، به ویژه در صورت عدم التباس (به تفسیر) که کاملاً خالی از اشکال است. (معرفت، 394/2-367 با تلخیص).
    د: معیارها و ضوابط تفسیر عرفانی
    آن گونه که گفته شد، تفاسیر عرفانی از اشارات قرآن، بطون و تاویل و تداعی معانی در تفاسیر خود نهایت بهره را می برند، امری که موجب دیدگاه های متفاوت درباره ی آن ها شده است.
    از طرف دیگر، مفسران تفاسیر ظاهری، قواعد و اصولی برای تفسیر ارائه داده اند که صحت و سقم نوشته های تفسیری در چارچوب آن قواعد و اصول قابل ارزیابی است، ولی مفسران تفاسیر عرفانی معیار و ضوابط خاصی تنظیم نکرده اند و مطالب خود را به شهود باطنی و اشارات قرآنی ارجاع می دهند که آن هم قابل ارزیابی نیست، مفسران متاخر معتقدند همان گونه که تفسیر ضابطه مند است، تاویل و باطن هم باید ضابطه مند باشد و آنجا که استفادات اخلاقی از طریق تداعی معانی و مشابهت معنایی صورت گرفته، باید به عدم تفسیر تصریح شود تا امر بر دیگران مشتبه نشود، لذا دو راهکار ذیل در شناسایی و پالایش تفاسیر عرفانی وجود دارد.
    1. ضابطه مند کردن تاویل و بطن یابی
    البته مهم ترین طریق برای رسیدن به معارف درونی و بطنی آیات، استمداد از معصومان (ص) است، زیرا آن ها از معارف ویژه ای برخوردارند و عالمان به تاویل و راسخان در علمند، اما از روایات آن ها می توان ضوابط و مراحل بطن یابی را به دست آورد. (مودب، مبانی تفسیر قرآن، 164)
    برای توضیح ضوابط تفسیر باطنی صحیح لازم است به معنای واژه ی تاویل وبطن که در صدر مقاله گذشت توجه شود. سپس به مراحل و ضوابط آن اشاره شود.

    مراحل به دست آوردن بطن وتاویل آیات
    مراحل صحیح پی بردن به بطون (پیام های نهفته) قرآن عبارت است از:
    1. جویا شدن هدف آیه
    2. سنجش آن هدف با خصوصیات ذکر شده در متن آیه
    3. آنچه در تحقق یافتن هدف دخالت دارد، باقی گذارده شود وآنچه دخالت ندارد، نادیده گرفته شود.
    4. مفهومی عام از متن آیه برداشته شود که مستقیماً در راستای هدف آیه قرار داشته باشد و از خصوصیات ذکر شده، پیرامون آیه فراتر بوده و بر موارد مشابه مورد نزول آیه در هر زمان و مکان قابل تطبیق باشد.
    5. معیار صحت این برداشت در آن است که: مفهوم عام مستخرج از بطن آیه به گونه ای باشد که مورد نزول آیه یکی از مصادیق شاخص آن مفهوم عام گردد و اگر چنین نشد و با ظاهر تنزیل تناسب قریب نداشت، چنین استخراجی نادرست و از قبیل تاویل باطل و تفسیر به رای خواهد بود. (رضایی اصفهانی، 333)
    از مجموع سخنان کسانی که تفسیر اشاری و عرفانی را پذیرفته اند، رعایت ضوابط و شرایط زیر را در تفسیر لازم می دانند:
    1. توجه به ظاهر و باطن قرآن هر دو، یعنی توجه به بطن و اشارات قرآن، مفسر را از توجه به ظاهر آیات و تفسیر ظاهری آن غافل نکند و مفسر نگوید قرآن غیر از تفسیر اشاری و باطنی تفسیر دیگری ندارد.
    2. رعایت مناسبت نزدیک بین ظاهر کلام و باطن آن یعنی بین دلالت ظاهری و دلالت باطنی کلام مناسبت لفظی یا معنوی باشد، به گونه ای که بتوان بطن را از ظاهر کلام انتزاع کرد.
    3. مراعات نظم و دقت در الغای خصوصیاتی که در کلام هست تا بتوان اصل و مغز کلام را به صورت مفهوم عامی به دست آورد.
    4. تفسیر اشاری باطنی با آیات محکم قرآن و دلایل قطعی عقل منافات نداشته باشد.
    5. مفهوم عام قاعده ی کلی که از آیه استخراج می شود، طوری باشد که مورد آیه یکی از مصادیق آن باشد.
    6. عدم وجود تعارض شرعی یا عقلی در یک مسیر عرفانی
    7. عدم ادعای نهایی بودن تفسیر توسط مفسر عارف (رضایی اصفهانی، 334 و 335 و قاسم پور، 371 و 372)

    مثال:
    قال الله تعالی: «من اجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل انه من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعًا و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعًا و لقد جاءتهم رسلنا بالبینات ثم ان کثیراً منهم بعد ذلک فی الارض لمسرفون». (مائده، 32)
    فی الکافی عن الباقر قال علیه السلام: من حرق او غرقٍ، قیل فمن اخرجها من ضلال الی هدی قال تاویلها الاعظم.
    ظاهراً آیه در مورد کشتن و زنده کردن یک نفر انسان است که هم چون کشتن و زنده کردن تمام مردم شمرده شده است، اما تاویل (بطن) آیه مهم تر و بزرگ تر است، چون از کشتن و زنده کردن جسم الغای خصوصیت می شود و قاعده ای کلی به دست می دهد که هر گونه زنده کردن انسان ها را شامل می شود، یعنی نجات یک فرد از گمراهی و هدایت او به منزله ی زنده کردن همه ی انسان ها است. (رضایی اصفهانی، 330)
    از این روست که در حدیثی امام رضا (ص) از پدرش حکایت می کند که مردی از امام صادق (ص) پرسید چگونه است: که هر چه قرآن درس داده می شود و منتشر می شود، باز هم بر شیرینی آن افزون می شود؟
    فقال «لان الله تبارک و تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید و عند کل قوم غض الی یوم القیامه ی»
    تازگی و شیرینی قرآن به خاطر آن است که خدا آن را برای یک زمان خاص و مردم خاصی قرار نداده است بلکه قرآن تا روز رستاخیز در هر زمان جدید و نزد هر ملتی تازه است.
    آری! از این روست که در برخی احادیث اشاره شده که قرآن همچون ماه و خورشید در جریان است و اگر قرآن مخصوص یک قوم بود، بعد از گذشت زمان آنان، آیات آن می مرد. همین مطلب یکی از رموز جاودانگی قرآن است که قابل انطباق با زندگی هر شخص و هر ملتی در هر زمان است که براساس ضوابط معتبر با استخراج بطون پاسخ نیازهای معنوی فکری و اخلاقی بشر به دست می آید. (همان، 333 و 332)

    پی نوشت ها :

    1- دانشجوی مکتب دکتری دانشگاه معارف اسلامی و عضو هیات علمی دانشگاه رامین اهوز
    نشانی الکترونیکی: S-mohhamad-miri[MENTION=16274]yahoo.com[/MENTION]
    *دریافت مقاله: 88/6/21
    *تاریخ پذیرش مقاله: 88/8/22
    منبع: علوم و معارف قرآن کریم شماره
     
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    درآمدی بر گرایش تفسیر عرفانی(1)






    نویسنده: سید محمد حسین میری(1)





    چکیده
    مفسران در گرایش تفسیر عرفانی معتقدند براساس مبانی سیر و سلوک عرفانی و الهامات الهی به تفسیر باطن قرآن می پردازند. مبانی این تفسیر، نگاه ویژه ی عرفان به انسان، جهان و قرآن است. روش تفسیر عرفانی بر بهره گیری از اشارات قرآنی، تاویل و بطن قرآن و تداعی معانی استوار است و ضابطه مندی تفسیر و تاویل عرفانی و جداسازی استفادات اخلاقی و ایمانی از تفسیر، توجه به ظاهر و باطن و الغای خصوصیت با استفاده از برهان سبر و تقسیم، این گونه تفاسیر را مستند و مستدل می سازد، همان گونه که تحمیل نظرات عرفانی و فلسفی بر قرآن، تاویل های بی ضابطه و استناد به کشف و شهود از آسیب های این گونه تفاسیر است.

    کلید واژگان: قرآن، گرایش، تفسیر، عرفان، تاویل، بطن، تداعی معانی

    مقدمه
    ویژگی خاص قرآن که مشتمل بر اشارت، کنایات و تمثیلات می باشد و هم چنین تاکید روایات مبنی بر ذوبطون بودن قرآن و هم چنین ذومراتب بودن ساحت های وجودی انسان و پیدایش نحل های عرفا و صوفیان، زمینه ساز شیوه ای در تفسیر شد که از آن به تفسیر عرفانی، شهودی، اشاری، باطنی و صوفی نام برده می شود، وجه اشتراک همه ی این تفاسیر، عبور از ظاهر قرآن و بیان مطالبی است که ادعا می شود از باطن قرآن به دست می آید

    الف: مفهوم شناسی
    1- تفسیر: در تعریف اصطلاحی تفسیر گفته اند: تفسیر عبارت از بیان مفاد استعمالی آیات قرآن و آشکار نمودن مراد خدای متعال از آن بر مبنای ادبیات عرب و اصول عقلایی محاوره با استمداد از منابع و قرائن معتبر. (بابائی، 23)
    2- تاویل، بطن: ظاهر قرآن عبارت است از مبنایی که از تنظیم (آن چه نازل شده) استفاده می شود و براساس قواعد عرفی محاوره و تفهیم و تفهم به دست می آید.
    واژه ی تاویل در اصل به معنای رجوع است و دارای معانی متعدد در قرآن است، مثل توجیه متشابهات (آل عمران، 10)، تعبیر رویا (یوسف، 60، 21، 36)، عاقبت امر (اسراء، 35) و نیز به معنای بطن می آید (معرفت، تفسیر و مفسران، 24/1و 25و 26).
    اما واژه ی بطن به معنای درون است که معانی متعددی برای آن گفته شده است و در این جا مقصود ما به معنای مفهوم عام برگرفته از فحوای آیه ای است که در مورد خاصی نازل شده است، یعنی اگر آیه ایی برای شرایط خاص زمانی و مکانی و فردی خاص نازل شده است از خصوصیات منسلخ شود و طوری تاویل وبطن یابی گردد که بر موارد مشابه در طول زمان منطبق شود که از مهم ترین آن رعایت مناسبت بین ظاهر و باطن کلام و مراعات نظم و دقت در الغای خصوصیت و تنقیح مناط است. (رضایی اصفهانی، 330)
    3- گرایش: تاثیرات علایق و تخصص مفسر در تفسیر قرآن است. (همان،23)
    4- عرفان: معرفت و عرفان، درک و شناخت شی است با تفکر و تدبر در اثر آن (راغب اصفهانی، 560)
    عرفان، در اصطلاح، یعنی شناخت؛ شناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت های باطنی به دست می آید.
    تصوف و عرفان از یک سرچشمه نشات گرفته اند و هر دو حاصل یک واقعیتند. عنوان تصوف بیشتر به جنبه ی علمی و سلوک این مکتب و عنوان عرفان بیشتر به جنبه ی نظری و اندیشه و دریافت آن ناظر است، لذا عرفان، شعبه ایی از فلسفه است که حکمت نظری و علمی را به هم آمیخته و راه شناخت و سلوک را از یافته ایی باطنیبه دست آورده است.(معرفت، 333/2، 334) و عارف کسی است که خداوند به شهود ذات، صفات اسماء و افعال خود مفتخرش کرده باشد. پس معرفت، حالی است که از شهود پدید می آید. (قاسم پور، 144و 145)
    5- روش تفسیر اشاری: این روش تفسیری را گاهی رمزی، اشاری، صوفی، باطنی و شهودی گویند. مقصود از روش تفسیر اشاری، بیان اشارات مخفی قرآن با عبور از ظواهر قرآن و اخذ به باطن و برداشت از اشارات آیه است که لوازم کلام هستند و از نوع دلالت انتظامی به شمار می آیند. (رضایی اصفهانی، 305)
    6- گرایش تفسیر عرفانی: تفسیری که در آن مفسران براساس مبانی سیر و سلوک عرفانی و ذوقی به بیان و تفسیر باطن قرآن و اشارات آن می پردازند. آن ها معتقدند که فهم قرآن، الهامات الهی است. ابن عربی می گوید: همان طور که تنزیل قرآن بر پیامبر (ص) از پیش خداوند بوده، تنزیل فهم آن نیز بر قلوب مومنان از ناحیه ی حق حضرت صورت می گیرد. (مودب، روش های تفسیر قرآن، 259)
    7- تاریخچه: اشتمال قرآن بر بطون عمیق و معانی دقیق و وجود امثال، کنایات و اشارات در قرآن که حاوی حقایق دقیق و نکات عمیقی است، زمینه ساز سوء استفاده ی صوفیه و باطنیه شد تا در تحکیم و تایید مبانی مذهبی خود، دین را از قید و بند ظواهر شرع و جهات خشک و تقییدات مذهبی آزاد بدانند و شیوه ی دانشمندان و مفسران اسلامی در توجیه و توضیح آیات مذبور را نپسندیده و با الغاء ظواهر و تقییدات لفظی، تعلیمات عرفانی ذوقی و اسرار و مبانی مذهبی خویش را به عنوان تفسیر بطنی قرآن قلمداد نمایند و با کنار گذاشتن مناسبات لفظ و معنا و قیود الفاظ آیات و دلالت ها و قرائن لفظی به یک نوع تفسیر به رای منجر شود. این حصار شکنی ها تا حدی بود که باطنیه از طرف امامان وقف به شرک توصیف شدند. هر چند صوفیه تا حدودی ظواهر را نادیده نگرفته، ولی نقطه ی اشتراک آنان با باطنیه در این است که مفسران هر دو مذهب در استخراج مقاصد و معانی مورد نظر خود از آیات، تقییدات و مناسبات لفظی و قواعد و سایر شرایط و مقدمات لازم برای تفسیر را نادیده می گیرند.
    (عمید زنجانی، 322 تا 315 با تلخیص)
    از گروه موفق می توان ابو محمد سهل بن عبدالله تستری، ابوعبدالرحمن سلمی، ابوالقاسم قشیری و رشید الدین میبدی را نام برد. ولی تاویلات محیی الدین ابن عربی او را شخصی ناموفق نشان می دهد، زیرا راز موفقیت در تاویل، رعایت ضوابط تاویل است که در تاویلات او این ضوابت رعایت نشده است. (معرفت، 369/2)

    ب: مبانی تفسیر عرفانی
    در مبانی تفسیر از پیش فرض های بنیادی و مسلم نزد مفسران سخن گفته شود که هر نوع موضع گیری در خصوص آن ها موجودیت تفسیر یا قواعد و روش تفسیر را تحت تاثیر قرار می دهد. (بابائی، 3) این باورها با اثر گذاری در فرآیند تفسیر سبب رویکردی خاص در تفسیر می شود هم چنان که همین پیش فرض های بنیادی باعث تمایز روش های تفسیری گوناگون شده است.
    مبانی و اصول تفسیر همواره سبب چگونگی رویکرد مفسران در تفسیر و شکل گیری روش ها و در مواردی، گرایش ها و قواعد تفسیری مفسران شده است. (مودب، مبانی تفسیر قرآن، 25)
    خاستگاه شکل گیری تفاسیر عرفانی از طریق آموزه های عارفان مفسردرباره ی قرآن، انسان و جهان و از راه توجه ویژه ی آنان به عناصر بنیادین مکتب عرفان و کشف و شهود نشات می گیرد و به منزله ی مبانی تفسیر عرفانی قلمداد می گردند که به مهم ترین این مبانی اشاره می گردد.
    1- ویژگی های استمراری، کنایی و رمزی زبان قرآن
    اسلوب قرآن از استعارات، کنایات و تشبیهات پر راز و رمز آکنده از، زیباترین تشبیهات در قرآن وجود دارد.
    برخی از دل ها مانند سنگ است یا سخت تر از آن «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجاره او اشد قسوهً و ان من الحجاره لما یتفجر منه الانهار و ان منها لما فیخرج منه الماء و ان منها لما یهبط من خشیه الله و ما الله بغافل عما تعملون». (بقره، 74)
    تشبیه زوجین به لباس؛ (هن لباس لکم وانتم لباس لهن». (بقره، 187)
    تمثیل مومنان به بیان مرصوص «ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص» (صف، 4)
    با توجه به این ویژگی ها، عارفان بر این باورند که در قرآن نباید فقط ظاهر را دید، چرا که این طرز تلقی انسان را از توجه به هدف و غایت اصلی این آیات باز می دارد. روح و جوهر قرآن و یا حقیقت آن ورای نقش و حرف و ظاهر این الفاظ است. از نظر عارف مفسر هر چه تیر فکرت و همای اندیشه اوج بیشتری بگیرد، دامنه ی معانی بر انسان بیشتر رخ می نماید. (قاسم پور، 150)

    2-ذوبطون بودن قرآن
    از دیدگاه عارفان آن چه از ظاهر واژه ها و جملات قرآن ی استفاده می شود، با تعمیق بیشتر، یک معنای پنهانی در بردارد. آن معنای دوم، هم با تعمیق بیشتر، باز معنای دیگری در بردارد. این دیدگاه برگرفته از روایات فراوانی است که قرآن را دارای ظاهر و باطن می دانند، به عنوان مثال:
    امام باقر (ع): «یاجابر ان للقرآن بطناً و للبطن بطن و له ظهر» (مجلسی، 89/ 95)
    امام صادق (ع): «کتاب الله عز وجل علی اربعه اشیاء علی العباره و الاشاره واللطائف والحقائق فالعباره للعوام والاشاره للخواص واللطائف للاولیاء و الحقایق للانبیا» (مجلسی، 103/69)

    3- تدبر پذیری قرآن
    تاکید به تدبر و ژرف اندیشی در آیاتی از قرآن موجب ترغیب ایشان به شیوه ی تفسیر اشاره ای شده است.
    به عنوان نمونه:
    «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوبٍ اقفالها». (محمد، 24) آیا به آیات قرآن نمی اندیشند یا مگر بر دلهایشان قفل هایی نهاده شده است.
    این آیه، دستاویز مهمی برای عارفان در تفسیر اشاری است که براساس آن نباید صرفاً به معنای ظاهری اکتفا کرد، بلکه باید تیر فکر را برای صید معانی و بواطن الفاظ تا اوج یقین به پرواز درآورد. (قاسم پور، 175و 176)

    4- راه یابی انسان کامل به بطون قرآن
    از منظر عارفان، خدا و انسان محوری ترین موضوعات قرآن است و از سوی دیگر یکی از اصول جهان بینی در عرفان، نظریه ی انسان کامل است؛ انسانی که به صورت خدا خلق شده و عصاره ی کامل جهان و روح جهان هستی است. بین انسان کامل ( جهان صغیر)، با جهان تدوین (قرآن) ارتباط وثیقی برقرار است. انسان، کتاب خداست، کتابی که همانند کتاب تدوین آفریده شده و تجلی خداوند است، همان گونه که خدا در کلامش تجلی یافته در وجود انسان کامل به عنوان کلام خدا و مخلوق خدا تجلی یافته است. ( امام خمینی، تفسیر قرآن مجید 522/1 تا 530 با تلخیص)
    «انسان مظهر اسم جلال و جمال الهی است، پس قران یک کلمه دارد و آن حق تعالی و مظاهر اوست. در جهان هستی، عالم نظام احسن، قرآن احسن الحدیث و انسان نیز احسن المخلوقین خواهد بود. این سه واحد یک حقیقت بیش نیستند، قرآن، صورت کتبی انسان و عالم است، عالم صورت تکوینی انسان و قرآن است و سرانجام انسان صورت نفسی عالم و قرآن است. (قاسم پور، 161)
    امام خمینی (ره) مجاهدت با هوای نفسانی و شیطان مکار و پاکی درون را زمینه ساز تجلی قرآن بر انسان می داند. ایشان می فرمایند: بدان همان طور که کتاب تدوینی الهی از جهتی هفت بطن و از جهت دیگر هفتاد بطن دارد که جز خدا و پایداران در علم آن را نمی دانند و جز پاکشدگان از آلودگی های معنوی و اخلاق پست و زشت و آراستگان به فضیلت های علمی آن را در نمی یابند و هرکس پاکی و بی آلایشی او بیشتر باشد، تجلی قرآن برای او بیشتر و بهره ی او از حقایق قرآن فراتر است. هم چنین کتاب های تکوینی الهی انفسی و آفاقی، مو به مو مثل آن است و دارای هفت یا هفتاد بطن می باشد که تاویل و تفسیر آن را جز پاک شدگان از پلیدی ها و آلودگی های عالم طبیعت نمی دانند و غیر از پاکان به آن دست پیدا نمی کنند، چون آن ها نیز از نزد پروردگارشان، رحیم نازل شده اند. پس ای مسکین! در راه پروردگارت مجاهده کن و دلت را پاک گردان و آن را از تسلط شیطان رها ساز و بالا برو و بخوان کتاب پروردگارت را و آن را با تامل بخوان و در حد پوسته ی آن توقف مکن. (امام خمینی، شرح دعای سحر، 59)
    از طرف دیگر انسان در زندان و حجاب حب دنیا محبوس است که مانع فهم کتاب الهی است.
    و در جای دیگر می فرماید:
    «اگر دارای قلبی روشن به انوار خدایی و روحی پرتو گرفته از شعاع های روحانی باشی، حقیقت کتاب الهی به شرط داشتن طهارت لازم در مس حقایق قرآن برای تو کشف می گردد». (امام خمینی، شرح دعای سحر، 56)
    5- آیات آفاق، ترجمان آیات قرآن
    از منظر عرفا بین قرآن (عالم تدوین) و عالم تکوین (جهان هستی) رابطه ی تطابقی است. هم جهان تکوین آفریده ی خداست و هم کتاب تدوین و هر دو برخوردار از نظامی واحد است.
    به همین دلیل می توان از شناخت جهان هستی به شناخت قرآن پی برد و ویژگی های کتاب تدوین را به جهان تکوین سرایت داد. در خلقت و عالم تکوین اسراری نهفته است که با کوشش و تهذیب نفس می توان به کنه و باطن آن رسید. در کتاب تدوین و قرآن نیز چنین است.
    از منظر عارف در جهان خلقت، یعنی کتاب تکوینی حق تعالی، اسراری نهفته است که با کوشش و تهذیب می توان از ظواهر آن (که عالم شهادت است) به کنه بطن آن (که عالم غیب است) راه یافت. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «یعلمون ظاهراً من الحیاه ی الدنیا و هم عن الآخره هم غافلون». (روم، 7) از زندگی دنیا ظواهری را می شناسند و حال آن که از آخرت غافلند.
    حاصل این آیه آن است که آخرت در بطن دنیاست و شرط پی بردن به آن گذر از ظواهر دنیا است. عالم هستی که از آن به آفاق تعبیر می شود، کتاب تکوینی الهی و مصحف ربانی است. این کتاب همانند قرآن مشتمل بر آیات کلمات و حروف است. قرآن، صورت اجمالی و تفسیری این کتاب بزرگ است در کریمه ی الهی آمده است:
    «سنریهم آیاتنا فی الافاق وفی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق اولم یکف بربک انه علی کل شیءٍ شهید» (فصلت، 53) به زودی نشانه های خود را در افق ها و در درون هایشان بدیشان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن گردد که او خدای حق است.
    «در این آیه، آیه به آفاق نسبت داده شده است، آیه هم از کلمات و حروف که لازمه ی کتاب است تشکیل شده است. این خود گواه صدقی است بر اینکه عالم، کتاب الهی و مصحف ربانی است. (سید حیدر آملی، 206/1)
    عارفان می گویند هستی حقیقت واحدی است که در باطن وحدت کامل دارد و از هر گونه تفرقه و کثرتی منزه است و در ظاهر منشا نمایش کثرت است، ولی این کثرت ها ظواهری و خیالی هستند، نه واقعی و حقیقی.
    عرفا در عین قبول داشتن علوم رسمی و ظاهری، بر اصالت ارتباط حضوری تاکید می کنند و معتقدند انسان از راه باطن خویش می تواند در سیر آفاقی و انفسی با حقیقت جهان هستی ارتباط حضوری و شهودی داشته باشد و این، وقتی میسر است که از تعلقات ظاهری رها شده باشد: «رو مجرد شو، مجرد را ببین»!
    یک عارف چنین می پندارد او که در اثر سیر و سلوک و مجاهدت از مرز حدود و قیود گذشته، به حقیقت مطلق و نامحدود و اصل شده، با آن متحد گشته است و سر انجام در آن فانی می شود.
    عارف باید برای رسیدن به کمال خویش که همان مرحله ی توحید و فنا است، تن به سختی ها بسپارد و از خواب و خوراک و خواسته های جسمانی کم کند و بر اعمال و اشتغالات معنوی و نفسانی بیفزاید. این گونه مبارزه در بیان نبوی «جهاد اکبر» نام گرفته است. در نگاه عارف، سراسر جهان آفرینش مظاهر و آیینه های تجلی ذات حق اند و اساس آفرینش، جمال و زیبایی و عشق به جمال و زیبایی است.
    عرفان و تصوف در تمامی ادوار و در میان همه ی اقوام از دیر زمان با مساله «باطن» و «تعالیم باطنی» و «اسرار و رموز» سر و کار داشته باشد. همین تعالیم باطنی و اسرار نهایی، آنان را به انتخاب مجامع اختصاصی و تشکیلات گروهی وادار ساخت تا مبادا اسرار مکتب و طریقت در اختیار بیگانگی قرار گیرد که شایستگی دریافت آن را ندارد. (معرفت، تفسیر و مفسران،341/2 تا 358 با تلخیص).

    پی نوشت ها :

    1- دانشجوی مکتب دکتری دانشگاه معارف اسلامی و عضو هیات علمی دانشگاه رامین اهوز
    نشانی الکترونیکی: S-mohhamad-miri[MENTION=16274]yahoo.com[/MENTION]
    *دریافت مقاله: 88/6/21
    *تاریخ پذیرش مقاله: 88/8/22
    منبع: علوم و معارف قرآن کریم شماره 4