ك غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر نرم نرمك دستی افشان ، پای كوبان شب بخیر وسعت غمهای ما را نیست مرزی آشكار زین سبب سختی قلم بر ما بگردان شب بخیر در نگاهت شور و مستی هست غلتان موج موج شور و مستی را از این مستان تو نستان شب بخیر لحظه ای دیگر بمان ای بانوی شعر و غزل میزبان ، اكنون تویی و نیز میهمان شب بخیر زائرم من ، شوق دیدار تو مرا اینجا كشید بیش از این ، این زائر خود را مرنجان شب بخیر زیر باران خیس خواهی شد كمی دیگر بمان یك غزل میهمان من باش و پس از آن شب بخیر