شب فاصله چشم هایم خسته شب پر از فاصله هاست ودر این تاریکی میبینم که دلم گمشده در راه نسیم بشنو این قصه ی ماست!!!!!! چشم هایم خسته قلمم قاصدکی میجوید ببرد پیغامی سوی کسی ببرد از شب من رخنه ی رنجوری را رنج این دوری را........ چشم هایم خسته ودلم پیوسته یاد تو را میجوید از میان نفس خاطره ها می وزد گاه نسیمی از عشق می دمد در شب من بوسه ی ماه و خیالم پر از نقش و طرح است کوه ها جاری ها چه لبالب شدهاز باران نمناک پگاه هر چه دشت و کوه و فاصله است سفر از راه رسید واورد و چنان جای قدم های شب فاصله بی معنا شد که نترسید نگاه! چشم هایم خسته وگریزم ز خیال سفرت تکرار از چه باید ترسید می رسد خنده کنان با تو بهار!!:gerye: