قبل از اسلام به زن اصلا ارث نمیدادند و یا اگر ارث میدادند با او مانند یک صغیر رفتار میکردند یعنی او را یک شخصیت حقوقی نمیدانستند و زن تصمیم گیرنده اقتصاد شخصی خود نبوده و جالب اینکه اگر در فرهنگی هم زن ارث میبرد به بچه های او ارث نمیدادند یعنی معتقد بودند که ثروت یک خانواده نباید از آن خانواده خارج شود. علت اصلی محرومیت زنان از ارث ؛ اولا ضعف قدرت دفاعی زن از اقتصاد خود میباشد. دوماً به علت پدر سالاری بوده و در نهایت همان بحث خارج شدن ارث از خانواده است چون معتقد بودند که فقط پسر وارث خانواده است در نتیجه ثروت باید متعلق به مردان باشد چون هم خوب میتواند دفاع کند و هم صاحب دخل و خرج هستند و هم اینکه پیوند خانواده به وسیله مرد حفظ میشود. اما اسلام هیچ کدام از قوانین را قبول ندارد و ناهمواریهای قبلی را حل میکند. قرآن ابتدا حقوقهای اختصاصی را برای زن اعلام کرده و از نقطه و مهریه دفاع کرده و بعد از ارث زن صحبت میکند که پسر دو برابر دختر و برادر دو برابر خواهر و شوهر دو برابر زن ارث میبرد و تنها در مورد پدر و مادر است که اگر میت فرزندانی داشته باشد و پدر و مادرش نیز زنده باشد هر یک از این دو 6/1 از مال میت به ارث میبرد یعنی زن فقط در نقش مادر بودن است که از فرزند میتش 6/1 سهم ارث را میبرد یعنی برابر با شوهرش و در بقیه نقشها سهم ارث وی نصف سهم ارث مرد است. قرآن در سوره نساء آیه 7 میفرمایند: «لِّلرِّجَالِ نَصیِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا » «برای مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشتهاند سهمی است و برای زنان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشتهاند سهمی است خواه آن کم باشد خواه زیاد. نصیب هر کس مفروض شده است.» یعنی ابتدا حق بودن ارث را در این آیه برای زن ثابت میکند سپس در آیات بعد به خصوص آیه 11 مفصل بحث میکند و سهم هر یک را به تفکیک بیان میکند. اشکالی که در بحث ارث زن در اسلام پیش میآید همان نصف بودن آن نسبت به مرد است، لِّلرِّجَالِ نَصیِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا