یاسر از اعراب عنسی مذجحی قحطانی یمن بود که همراه دو برادرش «حارث» و «مالک» از یمن به مکه راه افتاد تا برادر چهارمش را که بر اثر قحطی و خشکسالی و فساد اوضاع حکومتیمن، آواره شده بود، پیدا کند. پس از آن که سه برادر از پیدا کردن برادر گمشدهء خود ناامید شدند، مالک و حارث بازگشتند، ولی یاسر در مکه ماند و با رییس قبیلهء بنی مخزوم - ابی حذیفة بن مغیره - همپیمان شد.(1) ابو حذیفه - که مرد مهربان و خوش قلبی بود - از یاسر نگهداری میکرد و یاسر نیز که از بزرگی و مهربانی ابو حذیفه برخوردار بود، بیشترین وفاداری و پاکی را نسبتبه او ابراز میداشت. «ابو حذیفه» روزی به فکر همپیمان عنسی خود افتاد تا برای او همسری گزینش کند و او را از تنهایی نجات دهد و نیز امیدوار بود که خداوند فرزند شایستهای به او بدهد؛ بنابراین «سمیه» (2) دختر خیاط (3) را، که بزرگوارترین و پاکدامنترین کنیز وی بود، به ازدواج یاسر درآورد و پس از آن سمیه را نیز آزاد کرد و بناگذاشت که فرزندان این زن و شوهر نیز جزو آزادگان و احرار شناخته شوند. حاصل این ازدواج فرخنده پسری به نام «عمار» شد.