1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حرمت اشتغال به عيوب ديگران‏

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏10/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    انسان‏ها از نظر قوت و ضعف روحى و علمى و عقلى و ايمانى به دسته‏هاى مختلفى تقسيم مى‏شوند.
    از مقام عصمت كه مقام با عظمت انبيا و امامان عليهم السلام و تعدادى بسيار كم از اوليا مثل قمر بنى هاشم و زينب كبرى كه بگذريم، بقيه انسان ها در معرض گناه و لغزش هستند.
    گاهى علت گناه ضعف اراده و گاهى ضعف عقل و گاهى ضعف علم و گاهى ضعف ايمان است.
    اگر گناه در حدى است كه خود گناهكار در ميدان جامعه براى خويش آبرو نگذاشته و خود باعث كشف سر خود شده و گناهش علنى و براى تربيت مردم موجودى مضر است، بايد با او مبارزه كرد و نحوه مبارزه با او در كتب اسلامى ما آمده است.
    اگر گناهكار، انسانى است مؤمن و به خصوص آبرومند و در ميان مردم و اهل محل و اهل مسجد و اقوام داراى اعتبار است و همه او را به نيكى مى‏شناسند و به نيكى مى‏ستايند و اتفاقاً كسى از گناه پنهانى او با خبر شد و گناه او از قبيل توطئه بر عليه مسلمانان و كشور اسلامى نبود، بلكه گناهش گناه بين خود و خدا بود، پرده‏ درى نسبت به او از بزرگ ترين محرمات الهى است و اين پرده درى را قرآن مجيد شديداً نهى فرموده و به مسلمانان دستور اكيد مى‏دهد كه عيب و لغزش و گناه برادر مسلمانت را بپوشان و نسبت به او از پرده درى بپرهيز و از فاش كردن سر او و عيب او و خطاى او برحذر باش؛ قرآن و روايات ستر عيب و كتمان سر مسلمان را عبادت دانسته و هركس عيب مسلمانى را بپوشد در پيشگاه خداى بزرگ از اجر بزرگ بهره‏مند خواهد شد.
    همه ما مسلمانان و مؤمنان بر اساس امر: «تخلقوا باخلاق اللّه» بايد از فاش كردن عيب پنهانى و گناه نهانى يكديگر بپرهيزيم، چنانچه خداوند عزيز و پروردگار مهربان از فاش كردن گناه ما ابا دارد و دوست دارد بنده‏اش در ميان مردم با آبرو و عزت و با اعتبار و كرامت زندگى كند.
    آرى، پوشاندن گناه، اخلاق خداست كه حضرت سيدالشهدا عليه السلام در دعاى روز عرفه كه در صحراى عرفات با گريه و ناله خوانده‏اند به پيشگاه مقدس حضرت حق عرضه مى‏دارند:
    وَلَوْلَا رَحْمَتُكَ لَكُنْتُ مِنَ الْهالِكِينَ، وَأَ نْتَ مُقِيلُ عَثْرَتِى، وَلَوْلا سَتْرُكَ إِيَّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِينَ‏ «1» ...
    اگر رحمتت نبود، از هلاك‏شدگان بودم و تو لغزش مرا ناديده گرفتى و اگر پرده پوشيت نسبت به من نبود، همانا از رسواشدگان بودم.
    و در جمله‏اى ديگر عرضه مى‏دارد:
    يَا مَنْ سَتَرَنِى مِنَ الْآباءِ وَالْأُمَّهاتِ أَنْ يَزْجُرُونِى، وَمِنَ الْعَشائِرِ وَالْإِخْوانِ أَنْ يُعَيِّرُونِى، وَمِنَ السَّلاطِينِ أَنْ يُعاقِبُونِى، وَلَوِ اطَّلَعُوا يَا مَوْلاىَ عَلَى‏ مَا اطَّلَعْتَ‏ عَلَيْهِ مِنِّى إِذاً مَا أَ نْظِرُونِى، وَلَرَفَضُونِى وَقَطَعُونِى‏ «2» ...
    اى آن‏كه مرا با تمام عيوبم از پدران و مادران پوشاندى! از اين‏كه مرا با تندى از پيش خود برانند و از چشم خويشاوندان و برادرانم دور نگاه داشتى از اين‏كه به من عيب‏گيرى كنند و از حكومت‏ها پنهانم داشتى از اين‏كه مرا مجازات نمايند.
    اى مولايم! چنانچه اينان بر آنچه تو از من مى‏دانى آگاه مى‏شدند، در اين صورت مهلتم نمى‏دادند و همانا به دورم مى‏انداختند و از من قطع رابطه مى‏كردند.
    در جمله ديگر عرضه مى‏دارد:
    اللَّهُمَّ يَا مَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ، وَقَدَرَ فَقَهَرَ، وَعُصِىَ فَسَتَرَ، وَاسْتُغْفِرَ فَغَفَرَ «3» ...
    اى پروردگار جهانيان! اى آن‏كه مالك شد و توانست و توانست و چيره گشت و از حضرت او نافرمانى شد، پس پرده كشيد و از او طلب آمرزش شد، پس آمرزيد.
    محبوب عارفان، حضرت زين العابدين عليه السلام در مناجات سحر ماه رمضان در دعاى معروف ابوحمزه ثمالى در پيشگاه مقدس حضرت ربوبى در زمينه پرده‏پوشى حق نسبت به گناه عرضه مى‏دارد:
    ... وَالذَّلِيلُ الَّذِى أَعْزَزْتَهُ، وَالسَّقِيمُ الَّذِى شَفَيْتَهُ، وَالسَّائِلُ الَّذِى أَعْطَيْتَهُ، وَالْمُذْنِبُ الَّذِى سَتَرْتَهُ، وَالْخاطِئُ الَّذِى أَقَلْتَهُ‏ «4».
    منم آن ذليلى كه او را عزيز كردى و آن دردمندى كه درمانش نمودى و آن سائلى‏ كه عطايش كردى و آن گنهكارى كه به گناهش پرده پوشاندى و خطاكارى كه خطايش را ناديده گرفتى.
    و در جمله‏اى ديگر عرضه مى‏دارد:
    سَيِّدِى أَ نَا أَسْأَلُكَ مَا لَا أَسْتَحِقُّ، وَأَنْتَ أَهْلُ التَّقْوى‏ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ فَاغْفِرْ لِى وَأَلْبِسْنِى مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً يُغَطِّى عَلَىَّ التَّبِعاتِ وَتَغْفِرْها لِى وَلَا أُطالَبْ بِها، إِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَدِيمٍ، وَصَفْحٍ عَظِيمٍ، وَتَجاوُزٍ كَرِيمٍ‏ «5».
    اى سرور من! از تو مى‏خواهم آنچه را مستحق آن نيستم اما تو شايسته تقوا و شايسته آمرزشى، پس بيامرز مرا و بپوشان مرا از توجهت جامه‏اى را كه بپوشاند بر من بدى ها را و بيامرزى مرا به طورى كه من به خاطر آن گناهان آمرزيده شده تعقيب نشوم؛ زيرا تو داراى منت ديرينه و چشم پوشى بس بزرگ و گذشت بى‏حد كريمانه‏اى هستى.

    ارزش ستر عيب در روايات‏
    كسى كه نسبت به برادران و خواهران مسلمان و مؤمن خود، همانند حضرت حق، پرده پوشى كند و عيوب آنان را بپوشاند، به رحمت پروردگار اتصال پيدا كرده و از عنايت و لطف او برخوردار شده است؛ در اين زمينه روايات بسيار مهمى در كتب معتبره روايى و اخلاقى نقل شده كه دانستنش بر هر مسلمانى لازم است.
    قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَنْ سَتَرَ عَلى‏ مُسْلِمٍ سَتَرَهُ اللّهُ فِى الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ «6»؛
    رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه بر مسلمان پرده پوشى كند، خداوند در دنيا و آخرت بر او پرده پوشى مى‏كند.
    وَقالَ: لا يَسْتُرُ عَبْدٌ عَيْبَ عَبْدٍ إلّاسَتَرَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ «7»؛
    و آن حضرت فرمود: عبد، پرده بر عيب عبدى نمى‏پوشد، مگر اين‏كه خداوند در قيامت به خاطر اين عملش بر او پرده پوشى كند.
    وَقالَ: لا يَرَى امْرُؤٌ مِنْ أَخيهِ عَوْرَةً فَيَسْتُرُها عَلَيْهِ إلّادَخَلَ الْجَنَّةَ «8»؛
    و فرمود: مرد از برادرش عيبى نمى‏بيند مگر آن را بپوشد كه به‏واسطه اين عمل داخل بهشت مى‏شود.
    وَقالَ: إِنَّ مِنَ الْخِيانَةِ أَنْ تُحَدِّثَ بِسِرِّ أَخيكَ‏ «9»؛
    و نيز آن حضرت فرمود: گفتگو از سرِّ برادرت از خيانت است.
    قالَ رَسُولُ اللّهِ: مَنْ أَذاعَ فَاحِشَةً كانَ كَمُبْتَدِئِها وَمَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَىْ‏ءٍ لَمْ يَمُتْ حَتّى‏ يَرْتَكِبَهُ‏ «10»؛
    پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه افشاى بدى كند مانند كننده آن است و هركس مؤمنى را به چيزى سرزنش كند، از دنيا نرود تا مرتكب آن مورد شود.
    وَقالَ: كُلُّ أُمَّتى مُعافى إلّاالْمُجاهِرينَ‏ «11»؛
    و نيز فرمود: همه امت من در سلامت است، مگر آنان كه عيوب پنهان مردم را آشكار مى‏كنند.
    وَقالَ صلى الله عليه و آله: مَنِ اسْتَمَعَ الى حديث قَوْمٍ وَهُمْ لَهُ كَارِهُونَ يصُبُّ فى أُذُنَيْهِ الْآنُكُ يَوْمَ الْقِيامَةِ «12»؛
    و نيز آن حضرت فرمود: هركس خبر قومى را بشنود، آن خبرى كه قوم از آن كراهت دارند، در قيامت در گوش او قطعه‏اى از عذاب مى‏ريزند.
    آرى، نشستن در مجلسى كه مى‏خواهند عيوب پنهان گروهى را آشكار كنند، خلاف اسلام و شنيدن آن عيوب از محرمات الهى و باعث عذاب است.
    قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسانِهِ وَلَمْ يُسْلِمْ بِقَلْبِهِ لا تَتَّبِعُوا عَثَراتِ الْمُسْلِمينَ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَراتِ الْمُسْلِمينَ تَتَبَّعَ اللّهُ عَثْرَتَهُ وَمَنْ تَتَبَّعَ اللّهُ عَثْرَتَهُ يَفْضَحْهُ‏ «13»؛
    پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: اى جمعيتى كه به زبان ايمان آورده و به قلب تسليم خدا نشده‏ايد! عيوب و لغزش هاى مسلمانان را دنبال نكنيد، كسى كه دنبال لغزش ها و عيوب مردم باشد، خداوند عيوب او را دنبال خواهد كرد و خدا او را رسوا خواهد نمود.
    از اين روايت استفاده مى‏شود كه دنبال كننده عيوب مسلمانان، به حقيقت مسلمان نيست.
    قالَ الْباقِرُ عليه السلام: مِنْ أَقْرَبِ ما يَكُونُ الْعَبْدُ إِلَى الْكُفْرِ أَنْ يُؤاخِى الرَّجُلَ عَلَى الدّينِ فَيُحْصى عَلَيْهِ زَلّاتِهِ لِيُعَيِّرَهُ بِها يَوْماً مَا «14»؛
    امام باقر عليه السلام فرمود: نزديك ترين حالت عبد به كفر اين است كه با مردى برادر دينى باشد، پس لغزش هاى او را شماره كند تا روزى او را به آن‏ها سرزنش نمايد.
    قالَ الصَّادِقُ عليه السلام: مَنْ أَنَّبَ مُؤْمِناً أَنَّبَهُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ «15»؛
    امام صادق عليه السلام فرمود: هركس مؤمنى را توبيخ كند، خداوند او را در دنيا و آخرت توبيخ خواهد كرد.
    قِيلَ لِلصَّادِقِ عليه السلام شَىْ‏ءٌ يَقُولُهُ النَّاسُ عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ حَرامٌ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِنَّما عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ أَنْ يَراهُ يَتَكَلَّمَ بِكَلامٍ يُعابُ عَلَيْهِ فَيَحْفَظَهُ عَلَيْهِ لِيُعَيِّرَهُ بِهِ يَوْماً إِذا غَضِبَ‏ «16»؛
    به امام صادق عليه السلام گفته شد چيزى مردم مى‏گويند و آن اين‏كه عورت مؤمن بر مردم حرام است، حضرت فرمود: آن طور نيست كه فكر مى‏كنى، عورت به اين معناست كه كلامى را از مؤمنى ببيند كه به خاطر آن بر او عيب بگيرند و آن كلام را شنونده نگه دارد تا روزى كه بر مؤمن غضب كرد از او عيب جويى كند.
    عن أبى جعفر عليه السلام قال: إِنَّ أَسْرَعَ الْخَيْرِ ثَواباً الْبِرُّ وَأَسْرَعُ الشَّرِّ عُقُوبَةً الْبَغْىُ وَكَفى‏ بِالْمَرْءِ عَيْباً أَنْ يُبْصِرَ مِنَ النَّاسِ مَا يَعْمى‏ عَنْهُ مِنْ نَفْسِهِ أَوْ يُعَيِّرَ النَّاسَ بِما لا يَسْتَطيعُ تَرْكَهُ أَوْ يُؤْذى جَليسَهُ بِما لا يُعْنيهِ‏ «17»؛
    امام باقر عليه السلام فرمود: راستى ثواب خوش رفتارى و كار نيك زودتر از هر كار خيرى باشد و كيفر شورش و دست اندازى زودتر از هر كار بدى آيد و اين عيب براى مرد بس كه در مردم ببيند آنچه را كه درباره خودش نسبت به ديگران كور باشد و مردم را سرزنش كند به كارى كه خودش تارك آن نيست، يا هم‏نشين خود را اذيت و آزار كند بدانچه برايش سودى ندارد.
    با توجه به آيات قرآن و روايات و اخبار و دعاهاى وارده از معصومين عليهم السلام، معلوم مى‏گردد كه پرده پوشى نسبت به گناهان پنهان عبد كه در بين مردم آبرودار است از اعظم واجبات و پرده درى نسبت به عباد الهى از اعظم محرمات است.
    راستى حيف است كه ارزش‏هاى والاى انسانى خرج گناه شود و آدمى عمله از بين بردن آبرو و حيثيت و شخصيت ديگران گردد.
    اى كاش از ارزش و قيمت و عظمت خويش آگاه مى‏شديم و قدر گوهر گرانبهاى وجود خويش را نگاه داشته و از جلال و جبروت روحى و عقلى خود نگهدارى مى‏كرديم.
    شهيدى قمى در خطاب به انسان كه اشرف مخلوقات است مى‏گويد:
    [TABLE="class: cms_table"]
    [TR]
    [TD]اى تو آيينه تجلى ذات‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]نسخه جامع جميع صفات‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]در نمود تو ذات مستور است‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]ذات مخفى صفات مذكور است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]جز تو كس قابل امانت نيست‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]وين امانت به جز خلافت نيست‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]به تو از ملك ماه تا ماهى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]نامزد شد خليفة اللهى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]هرچه در آسمان گردان هست‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]در تو چيزى مقابل آن هست‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]خويش را گر ز خود فرو بيزى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]بدو چنگال در خود آويزى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]آن‏كه جوييش آشكار و نهفت‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]خويشتن را به پرده تو نهفت‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]اندرين پرده بايدش نگرى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]كه خوش‏آيند نيست پرده درى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]تو كه آيينه جمال ولى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]به چه محروم از كمال ولى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]از تو تا آن كه طالب آنى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]يك دو گام است و تو نمى‏دانى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]هم متاعى و هم خريدارى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]با خودت هست طرفه بازارى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]



    وجوب اشتغال به عيوب خود
    از صفات بسيار بد انسان، عيب جويى از ديگران است و اين عيب جويى در اكثر موارد منتهى به ضربه خوردن به اعتبار و آبروى ديگران مى‏شود.
    عيوبى كه انسان در ديگران مى‏بيند، گاهى بدتر از آن عيوب يا مساوى آن عيوب در خود انسان است و اين عيب جويى از ديگران علتى جز حسد و كينه و حقد در قلب انسان نسبت به ديگران ندارد.
    و از صفات بسيار عالى انسان اين است كه به جاى عيب‏جويى از ديگران مشغول معالجه عيوب خود گردد و به تزكيه نفس و رفع عيوب از وجود خود سرگرم شود.
    رفع عيوب از نفس و تزكيه جان و علاج امراض عقلى و قلبى خويش بايد گفت از بهترين كارهايى است كه خداوند بزرگ توفيق آن را به انسان عنايت مى‏فرمايد و عبد مؤمن در حقيقت كسى است كه به رفع نقائص خود برخاسته و براى طهارت جان و تزكيه نفس زحمت بكشد.
    نفس و قلب وقتى تصفيه شد و عيوب وقتى از جان و دل برداشته شد، آدمى مستحق تجلى انوار ربوبى شده و در فيوضات ربانى و الهامات ملكوتى به روى قلب باز مى‏گردد و در حقيقت انسان مظهر مقام خلافة اللهى مى‏شود.
    داود پيغمبر عليه السلام گفت:
    الهى! تو را كجا طلب كنم و تو كجا باشى؟ جواب داد:
    أَنَا عِنْدَ الْمُنْكَسَرَةِ قَلْبُهُمْ لِأَجْلى؛
    من نزد آنانم كه دلشان براى خاطر من شكست.
    از بهر آن كه هركه چيزى دوست دارد ذكر آن بسيار كند:
    مَنْ أَحَبَّ شَيْئاً أَكْثَرَ ذِكْرَهُ‏ «18»؛
    انَا جَليسُ مَنْ ذَكَرَنى‏ «19»؛
    لا يَسَعُنى أَرْضى وَلا سَمائى وَوَسَعَنى قَلْبُ عَبْدِىَ الْمُؤْمِنِ‏ «20»؛
    آسمان با او چه معرفت دارد كه حامل او باشد و زمين با او چه قربت دارد كه موضع او بود؟!
    قلب مؤمن هم مونس اوست و هم محب اوست و هم موضع اسرار اوست:
    قَلْبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرحمن‏ «21»؛
    هركه طواف قلب كند مقصود يافته و هركه راه دل غلط و گم كند، چنان دور افتاده كه هرگز خود را باز نيابد.
    عارفى بيدار، شبى در ابتداى حالت و راه به حضرت دوست عرضه داشت:
    الهى! راه به تو چگونه است؟ جواب آمد «به الهام قلبى».
    إِرْفَعْ نَفْسَكَ مِنَ الطَّريقِ فَقَدْ وَصَلْتَ؛
    تو ز راه برخيز كه رسيدى، چون به مطلوب رسيدى طلب نيز حجاب راه بود، تركش واجب باشد.
    [TABLE="class: cms_table"]
    [TR]
    [TD]گفتم ملكا تو را كجا جويم من‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]وز خلعت تو وصف كجا گويم من‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]گفتا كه مرا مجو به عرش و به سما[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]نزد دل خود، كه نزد دل پويم من‏ «22»[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]