منابع مقاله: کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد دوم نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان آثار سوء بازيچه گرفتن دين وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَلَهْواً وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِىٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَايُؤْخَذْ مِنْهَا أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِن حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ» «1» و كسانى كه دينشان را بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنيا آنان را فريفت و اگذار؛ و [مردم را] با قرآن اندرز ده؛ كه مبادا كسى [در روز قيامت] به [كيفر] آنچه [از گناهان] مرتكب شده [از رحمت و ثواب] محروم ماند [و به هلاكت سپرده شود]؛ و او را جز خدا سرپرست و ياور و شفيعى نباشد؛ و اگر [براى رهايىاش از عذاب] هر گونه عوض و فديهاى بدهد از او پذيرفته نشود. آنانند كه به سبب آنچه [از اعمال زشت] مرتكب شدهاند [از رحمت و ثواب] محروم مانده [و به هلاكت سپرده شده] اند. و به خاطر آن كه همواره [به آيات الهى] كفر مىورزيدند براى آنان نوشابهاى از آب جوشان و عذابى دردناك است. نفخ صور وَهُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِى الصُّورِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ» «2» و اوست كه آسمانها و زمين را به درستى و راستى آفريد؛ و روزى كه [ارادهاش به آفريدن چيزى تعلق گيرد] مىگويد: باش، پس بىدرنگ مىباشد؛ گفتارش حق است؛ و روزى كه در صور دميده شود فرمانروايى و حاكميّت مطلق ويژه اوست، داناى نهان و آشكار است و او حكيم و آگاه است. انذار با قرآن وَهذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ» «3» و اين [قرآن] كتابى است پرفايده، كه ما آن را نازل كرديم، تصديق كننده كتابهاى آسمانى پيش از خود است و [نزولش] براى اين است كه مردم مكه و كسانى را كه پيرامون آنند بيم دهى؛ و آنان كه به آخرت ايمان دارند به آن ايمان مىآورند و آنان همواره بر نمازشان محافظت مىكنند. خالق يكتا ذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَىْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ وَكِيلٌ* لَاتُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ* قَدْ جَاءَكُم بَصَائِرُ مِن رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِىَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ» «4» اين است خدا پروردگار شما، جز او معبودى نيست، آفريننده همه چيز است؛ پس تنها او را بپرستيد و او كارساز هر چيز است.* چشمها او را در نمىيابند، ولى او چشمها را درمىيابد و او لطيف و آگاه است.* بىترديد براى شما از سوى پروردگارتان دلايلى روشن آمده، پس هر كه [به وسيله آن دلايل بينا شود و حقايق را با چشم دل] ببيند به سود خود اوست و هر كه [با پشت كردن به دلايل] كوردل شود [و از ديدن حقايق محروم گردد] به زيان خود اوست، [وظيفه من ابلاغ پيام خداست] و بر شما حافظ و نگهبان نيستم. تبعيّت از وحى اتَّبِعْ مَا أُوْحِىَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ» «5» از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى شده پيروى كن، هيچ معبودى جز او نيست و از مشركان روى بگردان. قبح دشنام وَلَاتَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» «6» و معبودانى را كه كافران به جاى خدا مىپرستند، دشنام ندهيد، كه آنان هم از روى دشمنى و نادانى خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى عملشان را آراستيم [تا به كيفر لجاجت و عنادشان گمان كنندكه آنچه انجام مىدهند نيكوست،] سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، پس آنان را به اعمالى كه همواره انجام مىدادند، آگاه مىكند. داورى خدا أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِن رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ» «7» آيا جز خدا حاكم و داورى بطلبم؟! در حالى كه اوست كه اين كتاب آسمانى را كه [همه معارف و احكام در آن] به تفصيل بيان شده به سوى شما نازل كرد؛ و اهل كتاب [به ويژه دانشمندان آنان] مىدانند كه اين كتاب [قرآن] از سوى پروردگارت به درستى و راستى نازل شده؛ پس [در اين كه معجزه خواهى منكران و مخالفتهاى اهل كتاب از روى حقيقتجويى نيست] از ترديدكنندگان مباش. عمل صالح الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجا* قَيِّماً لِّيُنذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً* مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَداً» «8» همه ستايشها ويژه خداست كه اين كتاب را بر بندهاش نازل كرد و براى آن هيچ گونه انحراف و كژى قرار نداد.* [كتابى] است درست و استوار [وبرپادارنده مصالح حيات انسان] تا از سوى خود [ستمكاران را] به عذابى سخت بيم دهد و مؤمنانى را كه كارهاى شايسته انجام مىدهند، مژده دهد كه براى آنان پاداشى نيكوست.* كه در آن پاداش نيكو، جاودانه ماندگارند. سخن حق وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَبِّكُمْ فَمَن شَاءَ فَلْيُوْمِنْ وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَاراً أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقاً* إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا» «9» و بگو: [سخن] حق [كه قرآن است] فقط از سوى پروردگار شماست؛ پس هر كه خواست ايمان بياورد و هر كه خواست كافر شود، به يقين ما براى ستمكاران آتشى آماده كردهايم كه سراپردههايش بر آنان احاطه دارد و اگر [از شدت تشنگى] استغاثه كنند با آبى چون مس گداخته كه چهرهها را بريان مىكند [به استغاثه آنان] جواب گويند، بد آشاميدنى و بد جايگاهى است.* مسلماً كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند [پاداششان داده خواهد شد]؛ زيرا ما پاداش كسانى را كه كار نيكو كردهاند، تباه نمىكنيم. زينت دنيا الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَواباً وَخَيْرٌ أَمَلًا» «10» مال و فرزندان، آرايش و زيور زندگى دنيا هستند، ولى اعمال شايسته پايدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ اميد داشتن به آنها نيكوتر است. زيانكارترين عمل قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا* الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً* أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بَآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْناً* ذلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُواً* إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا* خَالِدِينَ فِيهَا لايَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا» «11» بگو: آيا شما را از زيانكارترين مردم از جهت عمل آگاه كنم؟* [آنان] كسانى هستند كه كوششان در زندگى دنيا به هدر رفته [و گم شده است] در حالى كه خود مىپندارند، خوب عمل مىكنند.* آنان كسانى هستند كه آيات پروردگارشان و ديدار [قيامت و محاسبه اعمال] را به وسيله او منكر شدند، در نتيجه اعمالشان تباه و بىاثر شده است، پس روز قيامت ميزانى براى [محاسبه اعمال] آنان برپا نمىكنيم.* اين است [وضع و حال زيانكاران] به سبب آن كه كفر ورزيدند و آيات من و پيامبرانم را به مسخره گرفتند.* مسلماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند، بهشتهاى فردوس جاى پذيرايى آنان است.* در آن جاودانهاند و از آن درخواست انتقال به جاى ديگر نمىكنند. نماز و زكات وَاذْكُرْ فِى الْكِتَابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيّاً* وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيّاً» «12» و در اين كتاب، [سرگذشتِ] اسماعيل را ياد كن، كه او وفا كننده به عهد و فرستادهاى پيامبر بود.* و همواره خانوادهاش را به نماز و زكات فرمان مىداد و نزد پروردگارش پسنديده بود. تعقّل در قرآن لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» «13» بىترديد كتابى به سوى شما نازل كرديم كه مايه [شرف، بزرگوارى، رشد و سعادت] شما در آن است؛ آيا نمىانديشيد. وحدانيّت وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَ نَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ» «14» و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر آن كه به او وحى كرديم كه معبودى جز من نيست، پس تنها مرا بپرستيد. مرگ كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ» «15» هر كسى چشنده مرگ است و ما شما را [چنانكه سزاوار است] به نوعى خير و شر [كه تهيدستى، ثروت، سلامت، بيمارى، امنيت و بلاست] آزمايش مىكنيم و به سوى ما بازگردانده مىشويد. اگر بخواهيم آياتى كه پيامبر بر حق، بر مردم تلاوت كرده در اين جزوه آورده شود بايد همه قرآن مجيد را بنويسم ولى: [TABLE="class: cms_table"] [TR] [TD]آب دريا را اگر نتوان كشيد[/TD] [TD][/TD] [TD]هم بقدر تشنگى بايد چشيد[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD][/TD] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] سطور گذشته نمونههايى از كتاب حق بود كه در تمام زمينهها اعمّ از مادى و معنوى، فردى و اجتماعى، سياسى و اقتصادى، قلبى و اخلاقى، رسول خدا بر مردم تلاوت كرد تا آنان را با حقايق ملكوتى و واقعيّتهاى الهى آشنا سازد. عارف بزرگوار عماد فقيه كرمانى در نعت رسول خدا مىگويد: [TABLE="class: cms_table"] [TR] [TD]مقصود از آب و گل چو وجود محمّد است[/TD] [TD][/TD] [TD]از طينتش مبانىِ هستى مشيّد است[/TD] [/TR] [TR] [TD]بر خاتم نبوّت او مهر لايزال[/TD] [TD][/TD] [TD]بر صفحه رسالت او نقش سرمد است[/TD] [/TR] [TR] [TD]عرش مجيد پايه معراج مصطفى[/TD] [TD][/TD] [TD]بدر منير آلت اعجاز احمد است[/TD] [/TR] [TR] [TD]هر دل كه پشت گرميى از مهر اونيافت[/TD] [TD][/TD] [TD]در زمهرير دوزخ هفتم مخلَّد است[/TD] [/TR] [TR] [TD]دينش به نصرت صمديّت كمال گير[/TD] [TD][/TD] [TD]شرعش به قوّت احديّت مؤيَّد است[/TD] [/TR] [TR] [TD]شد بنده كمينه درگاه تو عماد[/TD] [TD][/TD] [TD]آزاد بندهاى كه غلام محمّد است[/TD] [/TR] [/TABLE]