منابع مقاله: کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد دوم نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان محمّد صلى الله عليه و آله با كمال جدّيّت و در ميان طوفانى كه شرك و كفر عليه او بر پا مىكرد آياتى كه اصول دين حق را بر مردم عرضه مىداشت تلاوت كرد، آنچه را از آن چارهاى نيست تا از بد عاقبتى دنيا و آخرت در امان باشند بر انسان قرائت فرمود. بر بشريّت روشن ساخت كه پروردگار جهان يگانه و بى شريك است و شريك ساختن براى او ستم و انكارى است كه صاحب خود را به جاويد ماندن در عذاب هميشگى بيچاره مىسازد. بر آنان خواند كه خداوند مهربان او را به رسالت برانگيخت چنانكه فرستادگان پيش از او را براى هدايت ملّتها مبعوث به رسالت كرد. بر تمام جهانيان تلاوت كرد كه ايمان كسى مستقيم نمىشود تا از عمق قلبش به يگانگى خدا و فرستادهاش گواهى ندهد و تا آن كه ايمان و عشق به حق و رسولش دلهاى ايشان را لبريز سازد. به انسان خواند كه در انجام و ترك عمل بايد به ياد خدا باشد و هر آنچه انجام مىدهد بايد از روى اخلاص و صفا و پاكى دل انجام دهد. بر همه مردم تلاوت كرد كه خداوند به عدالت و نيكى و همراهى با خويشان مهربانى با يتيمان و بينوايان و نيكى با پدر و مادر و فرمانبرى آن دو- مگر در كفر به خدا يا نافرمانى او- امر مىكند و بر جهانيان خواند كه خداوند ايشان را از گناه نهى مىكند و ناچار بايد از آن دورى كنند، از كشتن به ستم و كشتن فرزندان و از زنا و خودپسندى و غرور و تكبّر و دروغ و سخن باطل و تماشاى كار بيهوده و شركت در آن بر حذر مىدارد. اين همه و بيش از اين همه را بر ايشان تلاوت كرد و ايشان را در صورتى كه ايمان آورند و كار شايسته كنند و فرمانبرند به ثواب نيكوتر نزد خدا نويد داد و اگر كافر شوند و فرمان حق را نبرند از عذاب سخت دنيا و آخرت ترساند. پيامبر بزرگ چنانكه در آغاز اين سطور اشاره شد در تمام اوقاتش از روز اوّل بعثت تا روزى كه خداوند او را به جوار قرب خود برد آموزگار بود. به طور دائم قرآن را بر مسلمين تلاوت مىكرد و آنچه را از قرآن به تفسير نيازمند بود براى ايشان تفسير مىكرد و آنچه را مجمل بود و احتياج به تفصيل داشت براى ايشان تفصيل مىداد و خلاصه تمام حقايق را به عنوان حكمت الهى به مردم تعليم مىداد. درسهاى پيامبر در قرآن محمّد صلى الله عليه و آله براى مردم تلاوت مىكرد: نَبِّئْ عِبَادِى أَنِّى أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ* وَأَنَّ عَذَابِى هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمُ» «1» به بندگانم خبر ده كه يقيناً من [نسبت به مؤمنان] بسيار آمرزنده و مهربانم. * و اين كه عذابم [براى مجرمان] همان عذاب دردناك است. اجابت دعا «إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِىْ وَلْيُؤْمِنُوا بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» «2» هنگامى كه بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] يقيناً من نزديكم، دعاى دعا كننده را زمانى كه مرا بخواند اجابت مىكنم؛ پس بايد دعوتم را بپذيرندو به من ايمان آورند، تا [به حقّ و حقيقت] راه يابند [و به مقصد اعلى برسند]. كلمات خدا قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَاداً لِكَلِمَاتِ رَبِّى لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّى وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَداً» «3» بگو: اگر دريا براى [نوشتن] كلمات پروردگارم [كه مخلوقات او هستند] مركب شود، پيش از آن كه كلمات پروردگارم پايان يابد، يقيناً دريا پايان مىيابد و اگرچه مانند آن دريا را به كمك بياوريم. ايمان به خدا و فرشتگان و كتب الهى آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِن رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِن رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَاوَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ» «4» پيامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده، ايمان آورده و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و پيامبرانش، ايمان آوردهاند [و بر اساس ايمان استوارشان گفتند:] ما ميان هيچ يك از پيامبران او فرق نمىگذاريم. و گفتند: شنيديم و اطاعت كرديم، پروردگارا! آمرزشت را خواهانيم و بازگشت [همه] به سوى توست. ايمان به غيب الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ* وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُ نْزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ* أُولئِكَ عَلَى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» «5» آنان كه به غيب ايمان دارند و نماز را بر پا مىدارند و از آنچه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند.* و آنان كه به آنچه به سوى تو و به آنچه پيش از تو نازل شده، مؤمن هستند و به آخرت يقين دارند.* آنانند كه از سوى پروردگارشان بر [راهِ] هدايتاند و آنانند كه رستگارند. دين اسلام إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» «6» مسلماً دينِ [واقعى كه همه پيامبرانْ مُبلّغ آن بودند] نزد خدا، اسلام است. فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعِّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَايُؤْمِنُونَ» «7» پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينهاش را براى [پذيرفتن] اسلام مىگشايد؛ و كسى را كه [به خاطر لجاجت و عنادش] بخواهد گمراه نمايد، سينهاش را چنان تنگ مىكند كه گويى به زحمت در آسمان بالا مىرود؛ خدا اين گونه پليدى را بر كسانى كه ايمان نمىآورند، قرار مىدهد. اسلام ابراهيم عليه السلام مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيّاً وَلَا نَصْرَانِيّاً وَلكِن كَانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ* إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ» «8» ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى، بلكه يكتاپرست و حقگرايى تسليم بود و از مشركان نبود.* مسلماً نزديكترين مردم به ابراهيم [از جهت پيوند وانتساب معنوى] كسانىاند كه [از روى حقيقت] از او پيروى كردند و اين پيامبر و كسانى كه [به او] ايمان آوردهاند [از همه به او نزديكترند] و خدا ياور و سرپرست مؤمنان است. اهل كتاب گمان مىكنند هر كس بخواهد به راه آيد بايد جهود يا نصرانى باشد، خداوند در قرآن مجيد به رسولش مىفرمايد به آنان بدين گفتار پاسخ بده: بَلْ مِلَّةَ إبْراهيمَ حَنيفاً و ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ» «9» بلكه از آيين ابراهيم يكتاپرست و حقگرا [پيروى مىكنيم نه از آيين تحريف شده شما كه عين گمراهى است] و او هرگز از مشركان نبود. عبادت مؤمنان يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ* وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِى هذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ» «10» اى اهل ايمان! ركوع به جا آوريد و سجده نماييد و پروردگارتان را عبادت كنيد و كار نيك انجام دهيد تا رستگار شويد.* و در راه خدا چنانكه شايسته جهاد است، جهاد كنيد؛ او شما را برگزيد و بر شما در دين هيچ مشقت و سختى قرار نداد. [در دينتان گشايش و آسانى قرار داد مانند گشايش و آسانىِ] آيين پدرتان ابراهيم، او شما را پيش از اين «مسلمان» ناميد و در اين [قرآن هم به همين عنوان نامگذارى شدهايد] تا پيامبر گواه بر شما باشد و شما هم گواه بر مردم باشيد؛ پس نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و به خدا تمسّك جوييد. او سرپرست و ياور شماست؛ چه خوب سرپرست و ياورى و چه نيكو يارىدهندهاى است. [TABLE="class: cms_table"] [TR] [TD]كافرم من گر زيان كَردست كس[/TD] [TD][/TD] [TD]در ره ايمان و طاعت يك نفس[/TD] [/TR] [TR] [TD]سر شكسته نيست اين سر را مبند[/TD] [TD][/TD] [TD]يك دو روزى جهد كن باقى بخند[/TD] [/TR] [TR] [TD]مكرها در كسب دنيا بارد است[/TD] [TD][/TD] [TD]مكرها در ترك دنيا وارد است[/TD] [/TR] [TR] [TD]مكر آن باشد كه زندان حفره كرد[/TD] [TD][/TD] [TD]آن كه حفره بست آن مكريست سرد[/TD] [/TR] [TR] [TD]اين جهان زندان و ما زندانيان[/TD] [TD][/TD] [TD]حفره كن زندان و خود را وا رهان[/TD] [/TR] [TR] [TD]چيست دنيا از خدا غافل شدن[/TD] [TD][/TD] [TD]نى قماش و نقده و ميزان و زن[/TD] [/TR] [TR] [TD]مال را كز بهر دين باشى حَمول[/TD] [TD][/TD] [TD]نعم مالٌ صالحٌ گفت آن رسول[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD][/TD] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] (مولوى) رستگارى مؤمنان قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ* وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ* وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ* وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ* إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ* فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْعَادُونَ* وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ* وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ* أُولئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ* الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» «11» بىترديد مؤمنان رستگار شدند.* آنان كه در نمازشان [به ظاهر] فروتن [و به باطن با حضور قلب] اند.* و آنان كه از [هر گفتار و كردارِ] بيهوده و بىفايده روىگردانند،* و آنان كه پرداخت كننده زكاتاند،* و آنان كه نگه دارنده دامنشان [از شهوتهاى حرام] اند،* مگر در [كام جويى از] همسران يا كنيزانشان، كه آنان [در اين زمينه] مورد سرزنش نيستند.* پس كسانى [كه در بهرهگيرى جنسى، راهى] غير از اين جويند، تجاوزكار [از حدود حق] هستند.* و آنان كه امانتها و پيمانهاى خود را رعايت مىكنند،* و آنان كه همواره بر [اوقات و شرايط ظاهرى و معنوى] نمازهايشان محافظت دارند.* اينانند كه وارثاناند،* وارثانى كه [از روى شايستگى] بهشت فردوس را به ميراث مىبرند [و] در آن جاودانهاند. اوصاف مؤمنان إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً» «12» مسلماً خدا براى مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادتپيشه، و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه دهنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان حفظ كننده خود از پليدىهاى جنسى و مردان و زنانى كه بسيار ياد خدا مىكنند، آمرزش و پاداشى بزرگ آماده كرده است. ايمان حقيقى قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِى قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»«13» باديهنشينان گفتند: ما [از عمق قلب] ايمان آورديم. بگو: ايمان نياوردهايد، بلكه بگوييد: اسلام آوردهايم؛ زيرا هنوز ايمان در دل هايتان وارد نشده است. و اگر خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد، چيزى از اعمالتان را نمىكاهد؛ زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است. درجات مؤمنان واقعى إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ* أُوْلئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ» «14» مؤمنان، فقط كسانى هستند كه چون ياد خدا شود، دلهايشان ترسان مىشود، وهنگامى كه آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان مىافزايد و بر پروردگارشان توكل مىكنند.* هم آنان كه نماز را برپا مىدارند و ازآنچه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند.* مؤمنان واقعى و حقيقى فقط آنانند، براى ايشان نزد پروردگارشان درجاتى بالا و آمرزش و رزق نيكو و فراوانى است. استغفار بعد از گناه وَأَطِيعُوا اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ* وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِن رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ* الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ* وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ* أُولئِكَ جَزَاؤُهُم مَغْفِرَةٌ مِن رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ» «15» و از خدا و پيامبر فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد.* و به سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش [به وسعتِ] آسمانها و زمين است بشتابيد؛ بهشتى كه براى پرهيزكاران آماده شده است؛* آنان كه در گشايش و تنگ دستى انفاق مىكنند و خشم خود را فرو مىبرند و از [خطاهاىِ] مردم در مىگذرند؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد.* و آنان كه چون كار زشتى مرتكب شوند يا بر خود ستم ورزند، خدا را ياد كنند و براى گناهانشان آمرزش خواهند؛ و چه كسى جز خدا گناهان را مىآمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتكب شدهاند، پا فشارى نمىكنند؛* پاداش آنان آمرزشى است از سوى پروردگارشان و بهشتهايى كه از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است، در آن جاودانهاند؛ و پاداش عمل كنندگان، نيكوست. ايمان و اسلام و احسان در قرآن لايُضيعُ أجْرَ الْمُحْسِنينَ» «16»، يا يَجْزى الْمُحْسِنينَ» «17» يا در آيات بالا يُحِبُ الْمُحْسِنينَ» «18» همه اين تعبيرات بر لفظ احسان دلالت مىكند. چه، لفظى كه در اين آيه هاست از اين مصدر مشتق شده و معنى آنهم به آنچه خداوند به آن امر فرموده تناسب دارد. احسان آن است كه انسان در اطاعت خدا بكوشد تا به آخرين درجهاى كه در طاقت اوست برسد و سستى نكند و خسته نگردد و كوتاهى نورزد بلكه تا راهى به كوشش دارد با دل و جان و اعضاى خويش كوشش نمايد. ايمان و اسلام و احسان سه كلمه است كه در قرآن آمده و بسيار به كار مىرود و معنى آنها هم به هم نزديك است. خود رسول اسلام اين كلمات را آن گونه شناساند كه در هيچ يك شبههاى باقى نگذارد. روزى رسول خدا در ميان اصحاب بود مردى آمد و گفت: ايمان چيست؟ پيامبر فرمود: ايمان آن است كه به خدا و فرشتگان و پيامبرانش ايمان آورى و لقاى پروردگار و روز رستاخيز را باور كنى. پرسيد: اسلام چيست؟ فرمود: آن است كه خداى را پرستش نمايى و براى او شريكى نگيرى و نماز رابپا دارى و زكات واجب را بدهى و رمضان را روزهگيرى. پرسيد: احسان چيست؟ فرمود: آن كه خدا را چنانكه گويى او را مىبينى پرستش نمايى. چه، اگر تو او را نبينى بى شك او تورا مىبيند. پرسيد: قيامت كى خواهد بود؟ فرمود: إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ» «19» يقيناً خداست كه دانش قيامت فقط نزد اوست. «20» پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله تنها به تعليم حقايق ايمان و اسلام و احسان كه در آيات صفحات قبل گذشت اكتفا نكرد، بلكه هم در زندگى خصوصى خود و هم در روابطى كه با مردم داشت عملًا به تعليم خواص و آثار اين سه صفت و آنچه دارندگان اينها شايسته است انجام دهند و آنچه واجب است از آن دورى كنند همّت گماشت. وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلَا تَنقُضُوا الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ* وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ» «21» و به پيمان خدا چون پيمان بستيد، وفا كنيد و سوگند را پس از محكم كردنش [به وسيله عزم و قصد قطعى] در حالى كه خدا را بر خود ضامن و كفيل قرار دادهايد، نشكنيد؛ يقيناً خدا آنچه را انجام مىدهيد، مىداند.* و مانند آن [زنى] كه پشمهاى تابيده خود را پس از استحكام و استوارى وا مىتابانيد، نباشيد كه سوگندهايتان را ميان خود به بهانه اين كه گروهى [چون مشركان] از گروهى [چون مؤمنان] از نظر نفرات و امكانات افزونترند، مايه خيانت و فساد قرار دهيد [به اين صورت كه از روى تظاهر، مؤمنان را با سوگندهايتان دلخوش كنيد كه با آنان هستيد و در پشت پرده سوگندهايتان را بشكنيد و به خيال اين كه از ضربههاى دشمن در امان بمانيد، به دشمن بپيونديد] جز اين نيست كه خدا شما را به وسيله آن [نفرات اندك وافزونى نفرات دشمن] آزمايش مىكند و روز قيامت آنچه را [از حق و باطل] همواره در آن اختلاف مىكرديد، براى شما روشن مىسازد. [TABLE="class: cms_table"] [TR] [TD]خوش آن كس كه دانشور است و هنرور[/TD] [TD][/TD] [TD]مر او راست علم و هنر يار و ياور[/TD] [/TR] [TR] [TD]ز علم و هنر هر كه بى بهره باشد[/TD] [TD][/TD] [TD]عُقابى است بى پر درختى است بىبر[/TD] [/TR] [TR] [TD]مكن فخر بر زيور و زَر كه كس را[/TD] [TD][/TD] [TD]به جز عقل وعلم و هنر نيست زيور[/TD] [/TR] [TR] [TD]خردمند از آنرو نگرديده گمره[/TD] [TD][/TD] [TD]كه اورا به هر ره خرد بود رهبر[/TD] [/TR] [TR] [TD]به فضل و كمال خود آن به كه نازى[/TD] [TD][/TD] [TD]نه فضل پدر يا كمالات مادر[/TD] [/TR] [TR] [TD]تو را گر به اصل است فخر، اصل هر كس[/TD] [TD][/TD] [TD]نبودست جز آب و گل چيز ديگر[/TD] [/TR] [TR] [TD]كسى را سزد شاهى هر دو عالم[/TD] [TD][/TD] [TD]كه ملك دلى گردد او را مسخْر[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD][/TD] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] (حالت) پيامبر عزيز اسلام در هر موقعيّت مناسبى آيات حلال و حرام قرآن را بر مردم تلاوت مىكرد و به هر صورت ممكن معانى آن آيات را براى مردم بيان مىفرمود تا موعظه شوند و به واجبات روى آورده از حرام و گناه دورى كنند و حتّى گاهى صورت برزخى اعمال و اخلاق و كردار مردم را جهت بيدارى آنان بيان مىفرمود. به حديث زير كه در جوامع حديث آمده توجه كنيد. پی نوشت ها: ______________________________ (1)- حجر (15): 49- 50. (2)- بقره (2): 186. (3)- كهف (18): 109. (4)- بقره (2): 285. (5)- بقره (2): 3- 5. (6)- آل عمران (3): 19. (7)- انعام (6): 125. (8)- آل عمران (3): 67- 68. (9)- بقره (2): 135. (10)- حج (22): 77- 78. (11)- مؤمنون (23): 1- 11. (12)- احزاب (33): 35. (13)- حجرات (49): 14. (14)- انفال (8): 2- 4. (15)- آل عمران (3): 132- 136. (16)- توبه (9): 120؛ هود (11): 115؛ يوسف (12): 90. (17)- انعام (6): 84؛ يوسف (12): 22؛ قصص (28): 14. (18)- آل عمران (3): 134. (19)- لقمان (31): 34. (20)- بحار الأنوار: 56/ 260- 261، باب 24، حديث 35 و 36، با كمى اختلاف؛ الدرّ المنثور: 1/ 170. (21)- نحل (16): 91- 92.