1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

رسالت‏هاى پيامبر صلى الله عليه و آله - ‏ (1)

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏10/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    رسول با كرامت اسلام آيات خدا را از سه كتاب بر آنان تلاوت كرد تا عقل خفته آنان بيدار شد و براى دو مرحله بعد يعنى تزكيه و فهم حلال و حرام و به اجرا گذاشتن آن آماده شدند.

    1- آيات آفاق.
    2- آيات انفس.
    3- آيات تشريع.

    آيات آفاق‏
    امّا آيات آفاق توجّه دهنده انسان به خالق آفرينش امور هستى است:
    وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى‏* وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى‏* وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالأُنثَى‏» «1»
    سوگند به شب هنگامى كه فرو پوشد* و به روز هنگامى كه آشكار شود* و به آن كه نر و ماده آفريد.
    وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا* وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا* وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا* وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا* وَالسَّماءِ وَمَا بَنَاهَا* وَالأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا* وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» «2»
    سوگند به خورشيد و گسترش روشنى‏اش* و به ماه هنگامى كه از پى آن برآيد* و به روزچون خورشيد را به خوبى آشكار كند* و به شب هنگامى كه خورشيد را فرو پوشد* و به آسمان و آن كه آن را بنا كرد* و به زمين و آن كه آن را گستراند* و به نفس و آن كه آن را درست و نيكو نمود،
    وَالْفَجْرِ* وَلَيَالٍ عَشْرٍ* وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ* وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ» «3»
    سوگند به سپيده دم* و به شب‏هاى ده‏گانه* و به زوج و فرد* و به شب هنگامى كه مى‏گذرد.
    أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى‏ الإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ* وَإِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ* وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ* وَإِلَى الأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ» «4»
    آيا با تأمل به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده؟* و به آسمان كه چگونه بر افراشته شده؟* و به كوه‏ها كه چگونه در جاى خود نصب شده؟* و به زمين كه چگونه گسترده شده؟
    الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى‏* وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى‏* وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى‏*فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى‏» «5»
    آن كه آفريد، پس درست و نيكو گردانيد.* و آن كه اندازه قرار داد و هدايت كرد،* و آن كه‏چراگاه را رويانيد،* و آن را خاشاكى سياه گردانيد.
    وَالسَّماءِ وَالطَّارِقِ* وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ* النَّجْمُ الثَّاقِبُ» «6»
    سوگند به آسمان و به چيزى كه در شب پديدار مى‏شود؛* و تو چه مى‏دانى چيزى كه در شب پديدار مى‏شود، چيست؟* همان ستاره درخشانى است كه پرده ظلمت را مى‏شكافد.
    ءَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَنَاهَا* رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا* وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا* وَالأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحَاهَا* أَخْرَجَ مِنْهَامَاءَهَا وَمَرْعَاهَا* وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا* مَتَاعاً لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ» «7»
    آيا آفريدن شما [پس از مرگ‏] دشوارتر است يا آسمان كه او آن را بنا كرد؟
    * سقفش را برافراشت، پس آن را درست و نيكو قرار داد،* و شبش را تاريك و روزش را روشن ساخت،* و زمين را پس از آن گسترانيد،* و از آن آب‏و چراگاهش را بيرون آورد،* و كوه‏ها را محكم و استوار نمود* تا مايه بهره‏ورى‏شما و دام‏هايتان باشد.
    أَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ مِهَاداً* وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً* وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجاً* وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتاً* وَجَعَلْنَا الَّيْلَ لِبَاساً* وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشاً* وَبَنيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِدَاداً* وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً* وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجاً* لِنُخْرِجَ بِهِ حَبّاً وَنَبَاتاً* وَجَنَّاتٍ أَ لْفَافاً» «8»
    آيا زمين را بستر آرامش قرار نداديم؟* و كوه‏ها را ميخ‏هايى [براى استوارى آن؟]* و شما را جفت‏هايى [به صورت نر و ماده‏] آفريديم،* و خوابتان را مايه استراحت و آرامش [و تمدّد اعصاب‏] قرار داديم،* و شب را پوششى* و روز را وسيله معاش مقرّر كرديم؛* و بر فرازتان هفت آسمان استوار بنا نهاديم،* و چراغى روشن و حرارت‏زا پديد آورديم،* و از ابرهاى متراكم و باران‏زا آبى ريزان نازل كرديم* تا به وسيله آن دانه و گياه برويانيم،* و باغ‏هايى از درختان به هم پيچيده و انبوه بيرون آوريم.

    پديده حيات و مقالات دانشمندان‏
    پديده حيات و پيدايش اين همه آثار متنوّع اعم از جماد و نبات و حيوان و عناصر ناديدنى كه از احصا وشمارش بيرون است پس از اين كه آيات قرآن عقل را به تفكّر و انديشه در آن فرا خواند مورد توجّه دانشمندان و فلاسفه و حكما قرار گرفت و براى يافتن اسرار و رموز آن، عاشقانه به فعاليّت افتادند و در اين زمينه در شرق و غرب آثار گران‏بهايى به وجود آوردند كه بدون شك اين آثار پرقيمت معلول تلاوت آيات قرآن مجيد است كه انسان را به سير عقلى و فكرى در آيات خلقت و آيات انفس و حلال و حرام و حقوق تشويق مى‏كند.
    تحقيقات غربى‏ها در امور آفرينش چه ارتباطى به قرآن دارد؟ در جواب بايد گفت: غرب تا پانصد سال پيش از كتاب و كتابخانه و دانش و دانشگاه و علم و بينش خالى بود، حركت علوم اسلامى از شرق به غرب واسطه بيدارى غرب و پيدايش دانش و بينش و مدرسه و دانشگاه در آن وادى شد و اين حقيقتى است كه بسيارى از دانشمندان غرب به آن معتقدند و در اين زمينه كتاب‏ها و مقالاتى نوشته‏اند كه اشاره به آن كتب و مقالات و اقرارهايى كه علماى غرب در اين مرحله دارند از عهده اين كتاب خارج است. بنابر اين بيدارى غرب و دانش و بينش دانشمندان آن‏ سرزمين بى ربط به كتاب خدا و رسالت محمّد بن عبداللَّه صلى الله عليه و آله نيست كه منكر اين حقيقت، منكر خورشيد و روز روشن است.

    مقاله پرفسور رزرفورد
    «پس از چند قرن مباحثات و گفتگوهاى حادّ در باره پيدايش حيات بر روى سيّاره مسكون ما، اينك تحقيقات و تفحّصات پى گير و دقيقى كه در آزمايشگاه‏هاى جهان دنبال مى‏شود، بدانجا رسيده كه توانسته‏اند براى اين معمّا جوابى هيجان‏انگيز و بسى دهشت‏انگيزتر از نظريّه داروين كه بشر را از نسل حيوانى مجاور بوزينه مى‏دانست به دست بدهند.
    از تعمّق در تحقيقات انجام شده دانشمندان چنين نتيجه گرفته‏اند كه: مبدأ بشريّت و همه موجودات زنده در كفِ درياهاى نخستين، پى ريزى شده است. «9» «10»

    آياتى در خلقت زمين و آسمان‏
    هم اكنون به آياتى كه ريشه اين مطالب در آنهاست به ترتيب در موضوع خلقت زمين و آسمان و اين كه موجودات زنده از آب هستند توجّه نماييد:
    أَوَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماوَاتِ وَالأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَىْ‏ءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ» «11»
    آيا كافران ندانسته‏اند كه آسمان‏ها و زمين به هم بسته و پيوسته بودند و ما آن دو را شكافته و از هم باز كرديم و هر چيز زنده‏اى را از آب آفريديم؟ پس آيا ايمان نمى‏آورند؟
    وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَاءٍ فَمِنْهُم مَن يَمْشِى عَلَى‏ بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَن يَمْشِى عَلَى‏ رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَن يَمْشِى عَلَى‏ أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ» «12»
    و خدا هر جنبده‏اى را از آبى [كه به صورت نطفه بود] آفريد، پس گروهى از آنها بر شكمشان راه مى‏روند و برخى از آنها به روى دو پا حركت مى‏كنند و بعضى از آنها به روى چهار پا راه مى‏روند. خدا آنچه را بخواهد مى‏آفريند؛ مسلماً خدا بر هر كارى تواناست.
    وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى‏ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ» «13»
    و از نشانه‏هاى [ربوبيت و قدرت‏] او آفرينش آسمان‏ها و زمين است و [نيز] آنچه از جنبنده ميان آن دو پراكنده است و او هرگاه بخواهد بر جمع كردنشان تواناست.
    إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّى وَرَبِّكُم* مَا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذُ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّى عَلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» «14»
    يقيناً من بر خدا كه پروردگار من و پروردگار شماست توكل كردم؛ هيچ جنبنده‏اى نيست مگر اين كه او مهارش را به دست [قدرت و فرمانروايى خود] گرفته است، مسلماً پروردگارم بر راهى راست است.
    آرى، اوّلين هدف رسالت رسول الهى صلى الله عليه و آله تلاوت آيات حق اعمّ از آيات آفاقى و انفسى و قرآنى بر مردم بود، تا با اين زنگ بيدار باش خفتگان را بيدار كند و غفلت زدگان را از بيمارى مهلك غفلت برهاند و گمراهان را آماده ورود به شاهراه هدايت‏ نمايد، زمينه رشد عقل و تفكّر و انديشه را در آن به وجود آورد و ايشان را به حقايق عالى خلقت و اسما و صفات صاحب هستى آشنا ساخته، بين نعمت خورنده و نعمت دهنده آشتى برقرار سازد و عرصه حيات را از فساد و افساد و تجاوز و ستم و پليدى و آلودگى و عصيان و طاغوت زدگى نجات بخشد.
    محمّد صلى الله عليه و آله تا در دنيا بود مسائل خلقت و آفرينش و هستى را از طريق قرآن و آنچه قلب مقدّسش از عالم ملكوت گرفته بود بر مردم خواند و از اين راه زمينه حركت بشر را به سوى رشد و كمال و دريافت حقايق و واقعيّت‏ها فراهم آورد و باعث شد كه انسان به مطالعه در هستى و آثار و اسرار آن بپردازد و از اين طريق به بر پا كردن مدارس علمى و دانشگاه‏ها و نوشتن كتب و مقالات و تحقيق در موجودات قيام كند و تمدّن عظيم انسانى را در سايه علوم و معارف در پهنه گيتى به وجود آورد.
    [TABLE="class: cms_table"]
    [TR]
    [TD]محمّد پرتو عين اليقين است‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]جهان را رحمت جان آفرين است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]به چشم دل نگر او را كه بينى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]طلوع مهر و ماهش از جبين است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]طراوت خيز گلهاى بهارى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]چمن آراى باغ فرودين است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]نسيم مشكبيز دشت توحيد[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]رياحين پرور گلزار دين است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]سخن از لعل او وحى الهى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]پيامش جانفروز و دلنشين است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]چو موسى دست او دست خدايى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]چو عيسى معجزش در آستين است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]صلاى دلكش عرش الهى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]طنين افكنده در گوش زمين است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]انيس خلوت شب زنده داران‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]شفيع بامداد واپسين است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]محمّد آسمان لطف يزدان‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]محمّد آفتاب راستين است‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]



    اسرار زمين و هفت آسمان‏
    مسأله هفت آسمان و بعضى از اسرار زمين هنوز براى دانش بشرى روشن نشده، آن قدر هست كه بانگ جرسى مى‏آيد. در اين زمينه توانسته‏اند دور نمايى از جهان بالا و مسائلى از زمين در برابر چشم عقل قرار دهند، كه همين مقدار هم انسان را چون ماهى فرورفته در آب، غرق در بهت و حيرت و تعجّب مى‏كند. به گوشه‏اى از اين موضوع در سطور زير توجّه كنيد:
    «عالمى كه ستاره شناسان به ما نشان مى‏دهند مركّب است از هزاران ميليون كهكشان و هر كهكشان لانه هزاران ميليون ستاره.
    در كنار يكى از آنها- كهكشان منظومه شمسى- ستاره‏اى يافت مى‏شود كه داراى گرما و اندازه‏اى متوسّط است و اينك چون ستارگانى كه دوره پيرى را مى‏گذرانند رنگش به زردى گراييده، اين ستاره زراندود خورشيد ماست كه خسرو سيّارگان مى‏ناميم.
    در دير زمانى نامعلوم، به علّتى ناشناخته قطعات و اجرامى به سوى خورشيد گرائيده و در درون آن به گردش در آمده‏اند، زمين يكى از آن اجرام است.
    پوسته زمين بيش از چند كيلومتر كلفتى ندارد، در درون آن احجار و فلزات همچون توده‏اى از خمير با حرارتى سوزان به زير قشرى از بازالت «مرمر سياه» گرافيت «سنگ خارا» جا گرفته‏اند و همين قشر مانع از اشتعال آن است.
    در ميان اين دو آتش- موادّ سوزانى كه در درون پاره ستاره سرد شده محبوس مانده و شعله فروزان ستاره‏اى كه اين سياره به دور آن مى‏چرخد- بشر و مصاحبان او، حيوانات مسكن گزيده‏اند، اندك تغيير ممتدّى در انرژى خورشيد، خواه كاهش باشد و خواه افزايش، كافى است كه اين موجودات ناتوان را به ديار نيستى سوق دهد.
    فيزيك نجومى به ما مى‏آموزد كه آسمان صاف و بى ابر مجموعه پهناورى است مركّب از خورشيدهاى بى شمار كه مانند مولكول‏هاى گازى كه به جنبش آورند، در جهات بسيار متفاوت، شتابان رفت و آمد دارند.
    با تقسيم آسمان به چندين بخش و عكس‏بردارى از هر بخش، ممكن خواهد بود كه ستارگان گنبد نيلگون را شماره كرد. «منظور آسمان اول است.» در رصدخانه‏ها اين كار مى‏شود، در رصدخانه كالج هاوارد كليشه‏اى كه 35 درصد در 45 سانتى متر مساحت دارد بيش از دو هزار كهكشان را نمايان مى‏سازد، امّا عده كهكشان‏هايى كه جهان را تشكيل مى‏دهند در حدود پانصد ميليون است!!
    در هر كهكشان چند ستاره است؟ قطاع‏هاى چندى از كهكشان منظومه شمسى را شمرده‏اند، يك منجّم جوان هاوارد بيش از دو ميليون ستاره جدا از يكديگر شمرده است و به موجب اين رصدها و آزمايش‏هاى دقيق، شماره ستاره‏هاى يك كهكشان ما فقط بالغ بر صد ميليارد مى‏باشد/ 000/ 000/ 000/ 100.
    براى اين كه تصوّرى از عظمت و وسعت جهان پيدا كنيم اينك با مقياسى بسيار خرد، سنجشى به عمل مى‏آوريم.
    فرض مى‏كنيم حجم زمين به اندازه نقطه‏اى باشد كه در آخر اين عبارت ملاحظه مى‏شود. قطر اين نقطه تقريباً نيم ميلى متر است، بنابر اين قطر كره زمين كه 13000 كيلومتر است به اندازه 000/ 000/ 000/ 26 كوچكتر فرض شده، حال اگر اندازه‏هاى ديگر جهان را به همين نسبت كوچك كنيم صورت قابل توجّه زير به دست مى‏آيد:
    فاصله زمين تا ماه 16 ميلى متر.
    فاصله زمين و خورشيد 6 متر.
    فاصله زمين تا نزديكترين ستاره ثابت 1617 كيلومتر.
    قطر كهكشان ما تقريباً 000/ 600/ 37 كيلومتر.
    فاصله زمين از كهكشان مرأة المسلسله 000/ 370/ 752 كيلومتر. چنين است نسبت‏هاى قطعه خردى از جهان بى پايان كه ما در آن زندگى مى‏كنيم!!» «15»

    آياتى ديگر در خلقت زمين و آسمان‏
    اينك دنباله آن آيات:
    أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ طِبَاقاً* وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاً* وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِنَ الأَرْضِ نَبَاتاً* ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجاً* وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ بِسَاطاً* لِّتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلًا فِجَاجاً» «16»
    آيا ندانسته‏ايد كه خدا هفت آسمان را چگونه بر فراز يكديگر آفريد؟* و ماه را در ميان آنها روشنى بخش و خورشيد را چراغ فروزان قرار داد،* و خدا شما را از زمين [مانند] گياهى رويانيد،* سپس شما را در آن باز مى‏گرداند و باز به صورتى ويژه بيرون مى‏آورد،* و خدا زمين را براى شما فرشى گسترده قرار داد،* تا از راهها و جاده‏هاى وسيع آن [هر جا كه خواستيد] برويد؟
    الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ* وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ* وَالسَّماءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ* أَلَّا تَطْغَوْاْ فِى الْمِيزَانِ* وَ أَقِيمُواْ الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانِ* وَالأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ* فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الأَكْمَامِ* وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ» «17»
    خورشيد و ماه با حسابى [منظم و دقيق‏] روانند؛* و گياه و درخت همواره [براى او] سجده مى‏كنند؛* و آسمان را برافراشت و [براى سنجش هر امر معنوى و مادى‏] ترازو نهاد؛* تا در [سنجيدن با] ترازو طغيان روا مداريد [و از مرز عدالت و انصاف مگذريد.]* و ترازو را به عدالت برپا داريد و از ترازو مكاهيد؛* و زمين را براى [زندگى‏] مردم نهاد؛* در آن ميوه‏ها و نخل ها با خوشه‏هاى غلاف‏دار است* و دانه‏هاى با سبوس و كاه و گياهان خوشبوست.
    وَالسَّماءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ* وَالأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ* وَمِن كُلِّ شَىْ‏ءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» «18»
    و آسمان را به قدرت ونيرو بنا كرديم و ما [همواره‏] وسعت دهنده‏ايم.* و زمين را گسترديم و چه نيكو گستراننده‏اى هستيم.* واز هر چيزى جفت آفريديم باشد كه متذكّر [اين حقايق كه نشانه‏هايى بر قدرت، حكمت و ربوبيت خداست‏] شويد.
    أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ* وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِىَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ* تَبْصِرَةً وَذِكْرَى‏ لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ* وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّماءِ مَاءً مُبَارَكاً فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ* وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَهَا طَلْعٌ نَضِيدٌ* رِزْقاً لِلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ» «19»
    آيا با تأمل به آسمان بالاى سرشان ننگريستند كه چگونه آن را بنا كرده و بياراستيم و آن را هيچ شكاف [و ناموزونى‏] نيست؟* و زمين را گسترديم و كوه هايى استوار در آن افكنديم و در آن از هر نوع گياه خوش‏منظر و دل‏انگيزى رويانديم،* تا براى هر بنده‏اى كه [با انديشيدن در نظام هستى‏] به سوى خدا باز مى‏گردد، مايه بينايى و يادآورى باشد؛* و از آسمان آبى بسيار پربركت و سودمند نازل كرديم، پس به وسيله آن باغ ها و دانه‏هاى دروكردنى را رويانديم.* و [نيز] درختان بلندقامت خرما را كه خوشه‏هاى متراكم و روى هم چيده دارند [رويانديم.]* براى آن كه رزق و روزى‏ بندگان باشد و نيز به وسيله آن آب سرزمين مرده را زنده كرديم؛ و بيرون آمدنشان [پس از مرگ از خاك گور براى ورود به قيامت‏] اين‏گونه است.
    إِنَّ فِي السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ لَآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ* وَفِى خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ* وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِن رِزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» «20»
    به يقين در آسمان‏ها و زمين براى مؤمنان نشانه‏هايى [بر ربوبيت، حكمت و قدرت خدا] ست؛* و در آفرينش شما و آنچه از جنبندگان منتشر و پراكنده مى‏كند، براى اهل يقين نشانه‏هايى [بر ربوبيت، حكمت‏و قدرت خدا] ست؛* و در رفت و آمد شب و روز و آنچه را از رزق و روزى [چون باران و برف‏] از آسمان نازل كرده و به وسيله آن زمين را پس از مردگى‏اش زنده كرده است و در گرداندن بادها [از سويى به سويى‏] براى مردمى كه تعقّل مى‏كنند، نشانه‏هايى است.
    الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالْسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ الْسَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلَا تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْدَاداً وَأَنْتُمْ‏تَعْلَمُونَ» «12»
    آن پروردگارى كه زمين را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان، آبى [مانند برف و باران‏] نازل كرد و به وسيله آن از ميوه‏هاى گوناگون، رزق و روزى براى شما بيرون آورد؛ پس براى خدا شريكان و همتايانى قرار ندهيد در حالى كه مى‏دانيد [براى خدا در آفريدن و روزى دادن، شريك و همتايى وجود ندارد].
    قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ* اللَّهُ الصَّمَدُ* لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ* وَلَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» «22»
    بگو: او خداى يكتاست؛* خداى بى‏نياز [همه موجودات هستى كه نيازمند و عين فقرند براى رفع نيازشان روى به او كنند و از حضرتش گدايى نمايند.]
    * نزاده و زاييده نشده است،* و هيچ كس [در ذات و صفات‏] همانند و همتا و شبيه او نمى‏باشد.
    هُوَ الَّذِى خَلَقَ لَكُم مَا فِى الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ» «23»
    اوست كه همه آنچه را در زمين است براى شما آفريد، سپس آفرينش آسمان را [كه به صورت ماده‏اى دود مانند بود] اراده كرد و آن را به شكل هفت آسمان [همراه با نظامى استوار] درست و نيكو قرار داد؛ و او [به قوانين و محاسباتِ‏] همه چيز داناست.
    وَمَا مِن دَابَّةٍ فِى الأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِى الْكِتَابِ مِن شَىْ‏ءٍ ثُمَّ إِلَى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ» «24»
    و هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست و نه هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند، مگر آن كه گروه‏هايى مانند شمايند؛ ما چيزى را در كتاب [تكوين از نظر ثبت جريانات هستى و برنامه‏هاى آفرينش‏] فروگذار نكرده‏ايم، سپس همگى به سوى پروردگارشان گردآورى مى‏شوند.
    وَهُوَ الَّذِى أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُتَرَاكِباً وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِن أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى‏ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِى ذلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» «25»
    و اوست كه از آسمان آبى فرستاد و به وسيله آن گياهان گوناگون را [از زمين‏] رويانديم و از آن ساقه‏ها و شاخه‏هاى سبز درآورديم و از آن دانه‏هاى متراكم را خارج مى‏كنيم و از شكوفه درخت خرما خوشه‏هاى سر فروهشته [به وجود مى‏آوريم‏] و باغ‏هايى از انگور و زيتون و انار شبيه به هم و بى‏شباهت به هم [بيرون مى‏آوريم‏]؛ به ميوه‏اش چون ميوه دهد و به رسيدن و كامل شدنش با تأمل بنگريد، مسلماً در اين [امور] براى قومى كه ايمان مى‏آورند، نشانه‏هايى [بر توحيد، ربوبيّت و قدرت خدا] ست.
    هُوَ الَّذِى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَالْقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» «26»
    اوست كه خورشيد را فروزان و ماه را تابان قرار داد و براى ماه منازلى [چون هلال، تربيع، بدر و محاق‏] مقدّر ساخت تا شمار سال و حساب [ماه، هفته، اوقات امور زندگى و تنظيم برنامه‏هاى معيشت‏] را بدانيد. خدا آنها را جز به درستى و راستى نيافريده؛ او نشانه‏ها را براى گروهى كه دانايند [بدون هر گونه ابهام‏] بيان مى‏كند.
    هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فِى ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ» «27»
    اوست كسى كه شبِ [تاريك‏] را براى شما پديد آورد تا در آن بياراميد و روز را نور افشان [قرار داد تا در آن به كار و كوشش بپردازيد]؛ يقيناً در اين امور براى گروهى كه حقايق را بشنوند، نشانه‏هايى [از توحيد و قدرت و ربوبيّت خدا] ست.
    اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِىَ فِى الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ* وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ» «28»
    خداست كه آسمان‏ها و زمين را آفريد و از آسمان آبى نازل كرد و براى شما به وسيله آن از محصولات و ميوه‏هاى گوناگون روزى بيرون آورد و كِشتى‏ها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دريا روان شوند و نيز نهرها را مسخّر شما كرد.* و خورشيد و ماه را كه همواره با برنامه‏اى حساب شده در كارند، رام شما نمود و شب و روز را نيز مسخّر شما ساخت.
    وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ» «29»
    و بادها را باردار كننده فرستاديم و از آسمان آبى نازل كرديم و شما را با آن سيراب ساختيم و شما ذخيره كننده آن نيستيد.

    پی نوشت ها:

    ______________________________


    (1)- ليل (92): 1- 3.
    (2)- شمس (91): 1- 7.
    (3)- فجر (89): 1- 4.
    (4)- غاشيه (88): 17- 20.
    (5)- اعلى (87): 2- 5.
    (6)- طارق (86): 1-/ 2.
    (7)- نازعات (79): 27-/ 33.
    (8)- نبأ (78): 6- 16.
    (9)- اشاره به كلام اميرالمؤمنين در خطبه اول نهج البلاغه مى‏باشد. «وَرمى بالزَبَد رُكامُهُ».
    (10)- تمام اين مقاله علمى را مى‏توانيد در كتاب دانستنى‏هاى جهان علم صفحه 11 ببينيد.
    (11)- انبياء (21): 30.
    (12)- نور (24): 45.
    (13)- شورى (42): 29.
    (14)- هود (11): 56.
    (15)- دانستنى‏هاى جهان علم: 27.
    (16)- نوح (71): 15- 20.
    (17)- الرحمن (55): 5- 12.
    (18)- ذاريات (51): 47- 49.
    (19)- ق (50): 6- 11.
    (20)- جاثيه (45): 3- 5.
    (12)- بقره (2): 22.
    (22)- اخلاص (112): 1- 4.
    (23)- بقره (2): 29.
    (24)- انعام (6): 38.
    (25)- انعام (6): 99.
    (26)- يونس (10): 5.
    (27)- يونس (10): 67.
    (28)- ابراهيم (14): 32-/ 33.
    (29)- حجر (15): 22.