1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فساد و تباهی در زمین

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏9/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    منابع مقاله:
    کتاب : تفسير حكيم جلد یک
    نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان


    فساد با توجه به آيات قرآن و روايات و معارف الهيه حدوداً به نُه معنا آمده:
    1- دعوت از مردم براى پذيرفتن كفروشرك و افتادن درچاه ضلالت و گمراهى و دورشدن ازمكتب پيامبران و قرآن و اهل بيت.
    2- ايجاد ناامنى وترس در مسير مسافران جادهها و قتل وغارت مسافران و به هم زدن آرامش و امنيت مردم در شهرها.
    3- ارتكاب گناه و معصيتى كه زيانش به خانواده و جامعه برسد، يا به آبرو و مال وجان مردم زيان وارد كند مانند بيحجابى، مشروب فروشى، رباخوارى، مؤسسه قماربازى، رشوه واختلاس و ...
    4- ايجاد شك وترديد در قلوب مردم نسبت به حقانيت دين و نبوت و امامت و آثار روحى با كتابنويسى و مقالهپردازى و سخنرانيهاى برزرق وبرق.
    5- سخن چينى براى ايجاد تفرقه در ميان خانوادهها و زشت تر ازآن در ميان امت اسلام.
    6- مسخره كردن دين، و استهزاء به اهل ايمان، و تحقير مردم، و سرزنش و ملامت آنان به خاطر ديندارى.
    7- منافقانه عمل كردن، و خود را همراه و همراز مسلمانان نشان دادن، براى به دست آوردن اسرار حكومت اسلامى و ملّت اسلام و همدستى با دشمنان دين به ويژه كافران و مشركان و يهود و نصارى براى ضربه زدن به دين و زيان زدن به ملت اسلام.
    8- نابودكردن بذر توحيدفطرى در سرزمين وجودخويش از طريق پذيرش شرك و كفر و اعراض از قبول دعوت پيامبران و راهنمايان راه حق.
    9- بدعت گذاردن در دين، و نوآوريهاى باطل و ايجاد زمينه براى روى آوردن مردم به بدعت، با تبليغات پيدرپى، و پى گيرى مستمر.

    سبب فساد و تباهى و مفسد شدن‏
    حضرت صادق (ع) به بهترين صورت و با استوارترين روش، مفسدان و سبب فسادشان را روانكاوى نموده كه اين روانكاوى ازهرجهت براى دانشمندان اين رشته در شرق وغرب جهان قابل دقت است، و نشانگر اين حقيقت است كه امامان شيعه از دانشى سرشار، وعلمى جامع، و حكمتى استوار باعنايت و رحمت خدا برخوردار بودند و فوق كلام آنان تا قيامت در رشتههائى كه اظهارنظر كردهاند از هيچ عالم و دانشمندنى شنيده نخواهد شد.
    امام (ع) ميفرمايد: فساد ظاهر ريشه در فساد باطن دارد، كسى كه باطن خود را با داروى وحى و نسخه‏اى چون قرآن اصلاح نمايد، خداوند توفيق اصلاح ظاهرش را به او عنايت ميكند، و آن كه در باطن وجودش از عظمت حق بيم‏ داشته باشد، و از دادگاههاى قيامت و عذاب دوزخ بترسد، خدا آبرويش را در فضاى آشكار حيات نميبرد.
    بزرگترين فساد و در وجود آدمى غفلت و بيخبرى از خداست، و اعظم فساد اين است كه آدمى به دست خود وجودش را به غفلت از حق بسپارد، و اين فساد ناشى از آرزوهاى دور و دراز مادى، وحرص برمال دنيا و تكبر دربرابر حق است، چنان كه خداى عزيز در داستان قارون درقرآن به اين معنا اشاره كرده است كه اهل ايمان به او گفتند:
    وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ: «1»
    اى قارون در روى زمين به دنبال فساد مباش، و تباهى در زمين را مخواه، زيرا خدا مفسدين را دوست ندارد.
    آرزويهاى مادى طول و دراز كه خارج از دسترس بود، و حرص برثروت و تكبر در برابرحق كه در قارون به صورت طبيعت ثانويه درآمده بود، ريشهاش عشق به دنيا و جمع ثروت و پيروى از نفس وخواستههاى بيمهارش، و برپا نگاه داشتن شهوات حيوانى و خارج از حدود، و علاقه به تعريف و ثناى نسبت به خود از جانب ديگران، و هماهنگى با شيطان و قدم جاى قدم او گذاشتن بود، و همه اين امور كه هريك از آنها براى هلاكت انسان و خسران ابدياش كافى است در نقطه غفلت باهم جمع ميشود، و در فضاى تاريك فراموشى و نسيان نسبت به عنايات و الطاف حق و نعمتهاى با ارزشش گريبان انسان را ميگيرد. «2» قرآن مجيد به تك تك انسانها سفارش ميكند و هشدار ميدهد كه:
    وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ: «3»
    از گروه غافلان و بيخبران از حقايق مباش.
    حضرت صادق (ع) در روايتى ميفرمايد:
    «ان كان الشيطان عدواً فالغفلة لماذا؟ وان كان الموت حقا فالفرح لماذا؟» «4»
    اگرشيطان دشمن واقعى توست كه يقيناً هست پس بيخبرى از حقايق و غفلت از خدا براى چيست؟ و اگر مرگ امرى قطعى و مسلم است ك هست پس خوشحالى و سرور آميخته به كبروغرور براى چيست؟
    در فضاى غفلت كه فضاى بسيار تاريكى است انسان دچار انواع فساد و تباهى ميشود، و توجهى هم به آن ندارد، فساد در اقتصاد و شهوت و مال اندوزى كه معلول غفلت از خداست آن چنان سنگين است كه پيامبراسلام را به وحشتى سنگين و بيمى سخت نسبت به امت گرفتار كرد:
    حضرت موسى بن جعفر از پدرانش از رسول خدا روايت ميكند كه آن حضرت فرمود:
    «ان اخوف ما اتخوف على امتى من بعدى هذه المكاسب المحرمة، الشهوة الخفيه، والربا:» «5»
    بيترديد ترسناك ترين چيزى كه مرا برامتم پس از خودم ميترساند: كسبهاى حرام، و شهوت رانيهاى پنهانى خلاف شرع و انسانيت، و رباخوارى است.
    به مردمى كه دچار فسادند لازم است تذكر داده شوند كه شيطان اين دشمن آشكار انسان و انسانيت با عملكردى كه داريد برشما چيره و مسلط گشته، و چرخ عقلتان را از كار انداخته، و چراغ وجدانتان را خاموش ساخته، و مايه فطرتتان را غرق تاريكى و ظلمت نموده، و يادخدا را فراموشتان داده است چنان كه قرآن ميفرمايد:
    «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ:» «6»
    شيطان برآنان چيره شده، پس يادخدا را از يادشان فراموشى داده، اينان گروه شيطانى‏اند، هشدار كه گروه شيطان همان زيانكاران و اهل خسارت اند.
    اميرالمؤمنين (ع) كاركرد مفسدان را سه جمله بيان ميفرمايد:
    «زرعوا الفجور، وسقوه الغرور، وحصدوالثبور:» «7»
    تخم ودانه گناه و معصيت و فسق و فجور كاشتند، آن را با آب مكر و فريب آبيارى كردند، و نهايتاً از زراعت خود عذاب و [​IMG]ى برداشت نمودند.
    در بيانى ديگر به بازيگرى انسان مفسد اشاره كرده ميفرمايد:
    و آن ديگر كه قيافه علم ودانش به خود گرفته تا دانشمندش نامند، درحالى كه از دانش بيبهره است، بخشى از نادانيها را از گروهى نادان فراگرفت، و مسائل گمراه كننده را از گمراهان آموخته و رطبى و يابسى به هم بافته، دامهائى از طناب غرور و سخنان دروغين برسرراه مردم افكنده، قرآن اين كتاب هدايت و بصيرت آور را براميال و خواستههاى شيطانى خود تطبيق ميدهد، و حق را با كمك هوسهاى آلوده خود تفسير ميكند.
    مردم را از گناهان بزرگ ايمن ميسازد تا در آلودگى معصيت و لجن فسق و فجور بمانند، و جرائم بزرگ را سبك جلوه ميدهد، ادعا ميكند كه از دست زدن به شبهات و آلوده شدن به آنها پرهيز دارد، ولى درآنها غوطه ميزند، ميگويد: از بدعتها دورم ولى در آنها غرق شده است، چهره ظاهر او انسان و قلبش قلب حيوان درنده است، راه هدايت را نميشناسد كه از آن پيروى كند، و راه باطل را نميداند كه از آن بپرهيزد پس مرده‏اى است در ميان زندگان.«1» در پايان آيه مورد بحث و تفسير، وجود مبارك حضرت حق اين عهدشكنان و قطع كنندگان آنچه كه خدا به پيوند آن فرمان داده و فسادكنندگان روى زمين را گروه خاسران معرفى كرده است.


    پی نوشت ها:

    ______________________________


    (1)- قصص، آيه 77.
    (2)- بحار، ج 73، ص 395.
    (3)- اعراف، آيه 205.
    (4)- امالى صدوق، 6.
    (5)- نوادرراوندى، ص 17.
    (6)- مجادله، آيه 19.
    (7)- نهج البلاغه، خطبه 2ف