1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ریشه های سیعات اخلاقی

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏9/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    منابع مقاله:
    کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد دوم
    نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان


    عارفان بيدار، عاشقان آگاه و آنان كه در مقام تزكيه نفوسند با تكيه بر آيات و سنّت رسول اسلام ومعارف اهل بيت فرموده‏اند: اصول و ريشه‏هاى سيّئات اخلاقى سه مورد است:
    شهوت- غضب- هوا.
    و از اين سه مورد هفت گياه تلخ برويد: حرص و بخل، عجب و كبر، بدعت و كفر و حسد.

    علاج سيّئات اخلاقى‏

    سوره مباركه حمد در صورت توجّه به حقيقت آن، براى علاج اين موارد است.
    در « بِسْمِ اللَّه الرحمن الرحيم‏ » سه نام است:
    اللَّه- رحمان- رحيم. كسى كه در مقام معرفت اللَّه بر آيد و اين معنى در قلبش تجلّى كند كه اللَّه ذات مستجمع جميع صفات كمال است و معبود و محبوب و معشوق و كارگردانى جز او نيست و مُلك و ملكوت هستى به دست اوست، از عبادت هوا خلاصى يابد و جز خلوص و تسليم در برابر عظمت حق و فرمان‏هاى او در كارگاه وجودش نماند، كه هوا پرستى معلول‏ دورى از معرفت و محصول خودبينى و بى توجهى به حضرت معبود است.
    يا مُوسى! خالِفْ هَواكَ فَإنّى ما خَلَقْتُ خَلْقاً نازَعنى فى مُلْكى إلَّا الْهَوى‏. «1»
    اى موسى! با هواى نفس مخالفت كن، كه در تمام هستى براى من مخالفى جز هوا نيست.
    بريدن از حق نتيجه‏اى جز پيوستن به هوا ندارد. چون هوا بر وجود حاكم گردد در درون و برون طوفان‏ها بپا كند كه چيزى در برابرش سالم نماند!
    كسى كه به حقيقت رحمانيّت توجه كند، قلبش به اين صفت آراسته گردد و جانش به اين حقيقت نورانى شود و عقلش از اين واقعيت روشنايى گيرد؛ آن زمان جايى براى آتش غضب در ظرف نفس نمى‏ماند و در آن صورت عقل و روح و قلب و جان از عوارض خطرناك اين آتش شيطانى در امان مى‏ماند.
    از عوارض غضب، ولايت خواهى و برترى جويى است. چون توجه شود به:
    الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ» «2»
    در آن روز فرمانروايى مطلق براى [خداى‏] رحمان ثابت است.
    ديگر غضب و خشمى جز در راه او و براى او و محض او براى انسان نمى‏ماند.
    كسى كه به حقيقت رحيميّت برسد و سعى كند اين وصف جميل را در عرش دل تجلّى دهد، از ظلم به خود و به ديگران مصون شود.
    با توجه به حقيقت «
    الْحَمدُ لِلّهِ‏
    » كه نشان دهنده مختص بودن تمام سپاس‏ها به خداست، به مقام شكر مى‏رسد كه خرج نعمت در همان راهى است كه منعم دستور داده؛ در اين صورت از شهوت غلط مى‏رهد. و چون شاكر برده شهوت نيست از خطر بخل و حرص محفوظ مانده و از اين دو آفت شهوت در امان مى‏ماند.
    با الرَّحْمن الرَّحيم» «3» و مالِكِ يَوْمِ الدّين» «4» ريشه غضب كنده مى‏شود و با إِيِّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» «5» دو شاخه خطرناك كبر و عجب بريده مى‏گردد!
    چون به صراط مستقيم رسد، از شرّ هوا راحت مى‏شود و چون هوا برود آفت كفر و بدعت نابود گردد. و با توجه به وضع خطرناك مغضوبين و ضالّين كه بر اثر حسد به اولياى خدا دست به مخالفت با حقايق الهيّه زدند و به غضب حق و گمراهى دچار شدند، مرض سهمناك حسد چون مرغى از قفس قلب پريده و فرار مى‏نمايد.
    راستى، اگر مواظب وضع نفس نباشيم كار را به جايى مى‏رساند كه به تمام رذايل گرفتار شود و از همه حسنات دور بماند، آنوقت تمام روزنه‏هاى نجات به روى انسان بسته مى‏شود و از آدمى جز شرّ و ضرر و خسارت و زيان بر جا نماند.
    بر ما واجب است كه در شبانه روز ساعتى را با نفس خود خلوت كرده و به وضع او برسيم و با او سخن گفته وى را محاكمه كنيم.

    مواظبت بر نفس‏

    ابن سِماك هر روز به نفس خود خطاب مى‏كرد:
    يا نَفْسُ تَقولينَ قَوْلَ الزّاهِدينَ و تَعْمَلينَ عَمَلَ الْمُنافِقينَ و فِى الْجَنَّةِ تَطْمَعينَ! هَيْهاتَ، إنَّ لِلْجَنَّةِ اقَواماً آخَرينَ و لَهُمْ أعْمالٌ غَيْرُ ما تَعْمَلينَ. «6»
    اى نفس! گفتارت، گفتار زاهدان ولى كردارت كردار منافقان است، در اين صورت به بهشت حق طمع مى‏ورزى! چه اندازه از حقيقت دورى! بهشت را مشتريان ديگرى است و براى آنان عملى غير از عمل توست.
    اگر از نفس مواظبت نشود اسير شياطين داخلى وخارجى گشته و آدمى را از خداى مهربان دور نموده تبديل به هيزم جهنّم مى‏كند.
    قرآن در اين زمينه مى‏فرمايد:
    قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ* قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُوماً مَدْحُوراً لَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ» «7»
    گفت: به سبب اين كه مرا به بيراهه و گمراهى انداختى، يقيناً بر سر راه راست تو [كه رهروانش را به سعادت ابدى مى‏رساند] در كمين آنان خواهم نشست.* سپس از پيش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان مى‏تازم و [تا جايى آنان را دچار وسوسه و اغواگرى مى‏كنم كه‏] بيشترشان را سپاس‏گزار نخواهى يافت.* خدا فرمود: از اين جايگاه و منزلتت نكوهيده و مطرود بيرون شو كه قطعاً هر كه از آنان از تو پيروى كند، بى‏ترديد جهنم را از همه شما لبريز خواهم كرد.

    تفسير آيه فوق از كلام امام باقر عليه السلام‏

    امام باقر عليه السلام اين آيه را به احسن وجه تفسير فرموده:
    پيش رو، پشت سر، راست و چپ، اصطلاح است. مى‏گوئيم فلانى از چهار طرف محاصره شده. بنابر اين معناى آيه اين مى‏شود:
    مِنْ بَيْنِ أيْديهِمْ: مَعْناهُ اهَوِّنُ عَلَيْهِمْ أمْرَ الْآخِرَةِ.
    «از پيش رو» يعنى مسأله آخرت را نزد آنان آن چنان سبك مى‏كنم كه آن را از ياد ببرند، چون از ياد بردند به انواع معاصى آلوده مى‏شوند.
    وَمِنْ خَلْفِهِمْ: آمُرُهُمْ بِجَمْعِ الْأمْوالِ وَالْبُخْلِ بِها عَنِ الْحُقوقِ لِتَبْقى لِوَرَثَتِهِمْ.
    «از پشت سر» يعنى آنان را تشويق به جمع كردن ثروت و بخل‏ورزى از حقوق مالى مى‏كنم، تا همه ثروت به ورثه برسد و آنان از منافع اخروى مال محروم بمانند!
    وَعَنْ أيْمانِهِمْ: افْسِدُ عَلَيْهِمْ أمْرَ دينِهِمْ بِتَزْيينِ الضَّلالَةِ وَتَحْسينِ الشُّبْهَةِ.
    «از طرف راست» يعنى با زينت دادن گمراهى و نيكو جلوه دادن شبهه، مسأله دين را بر آنان فاسد مى‏كنم.
    وَعَنْ شَمائِلِهِمْ: بِتَحْبيبِ اللَّذّاتِ إلَيْهِمْ و تَغْليبِ الشَّهَواتِ عَلى قُلُوبِهِمْ. «8»
    «از طرف چپ» يعنى لذّات غلط و شهوات بى‏جا را محبوب قلب آنان مى‏نمايم تا چون ماهى در آب، غرق در مادّيگرى شوند. آن وقت است كه از دايره شكر بيرون مى‏روند و تمام نعمت‏هاى مادّى و معنوى را در غير راه خدا به خرج مى‏گذارند و چون اين شود خانواده و جامعه به فساد و تباهى كشيده شوند.
    [TABLE="class: cms_table"]
    [TR]
    [TD]گذشت عمر و نشد شاد جانِ خسته دمى‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]غمى نرفته ز دل بر دلم نشست غمى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]ز سوز سينه ما ساز را حكايتهاست‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]به پرده‏اى كه برآرد زير و بمى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]مگر فسرده دلم زندگى ز سر گيرد[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]كجاست زنده دلان همدم مسيح دمى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]مرا به جام جهان بين نياز نيست كه هست‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]درون سينه دل روشنم چو جام جمى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]زبان دل نتوان با هزار افسوس بست‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]چه غم شكست به دست ستم اگر قلمى‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]


    (مشفق كاشانى)

    پی نوشت ها:

    ______________________________


    (1)- التفسير الكبير، فخر رازى: 1/ 267.
    (2)- فرقان (25): 26.
    (3)- فاتحه (1): 3.
    (4)- فاتحه (1): 4.
    (5)- فاتحه (1): 5.
    (6)- روضة الواعظين، نيشابورى: 2/ 415.
    (7)- اعراف (7): 16- 18.
    (8)- ترجمه تفسير مجمع البيان: 2/ 403، ذيل آيه 17 سوره اعراف؛ بحار الأنوار: 11/ 132، باب 2.