✿בُפֿـتَرِ بَــפֿــت بَرگَشتـﮧ ✿ + کاشْ هَرگِز نمے دیدَمِتْ تا اِمروز غَمْ نَدیدنتْ را بخورَم + کاشْ لَبخندهایتْ آنقََدر زیبا نَبودَند + که امروز آرِزوی دِیدَن یک لَحظه فقط یک لَحظه + اَزْ لَبخَند های عاشقانه ات ْْْْْ را داشته باشم + کاشْ چِشمان مَعصومت به چشمانَم خیره نمیشد + تا امروز چشمان من به یاد ان لَحظه بهانه یرند و اَشک بریزند + کاش حرف های دِلَم را بهت نَگفته بودَم + تا امروز با خود نگویم (آخه اون که می دونست چقدر دوستش دارم) آر ےتَنهایْے غَم اَنگیز تَریــــن واژه ایستْ که لَحْْْظه بْه لَحْظه عُمَرمْْ را با او سِپرے کَرבم .בَر تَمامْ شَب چراغے نَبو בو مْاه בَر وسعَت بے انتهاے آسمان خِویش تَنها بُوבْ وَ قَلبْْْ مَن چُون شَبهاے بےسِتاره تَنهاترین تَنها ........בَر این شَبهاغَم انگیز تَنهایے وَ بے قرارے که با ماه این مُونسْ و ناظر شَبْ زِنده בاریهاے خویش نَجوا בارم. کُجاست آن اَهل ב لِےکه شَبے را با בل سوخته ے ما.به صُبح رسانــב؟ قَفسْ دارانْ غرورم را شِکستند دِلْ دائم صبورَم را شِکستند به جُرم پا به پای دوست رَفتنپَر رو بال عُبورم را شِکَستند یه روز میامباهم از این شهر میریمخودم می برمت از پیش آدمهایی که لیاقت بودن و موندن تورو ندارن عزیزم.میبرمت یه جای دوریه جایی که کسی مارو نشناسهیه جایی که فقط تو و من همدیگرو بشناسیمیه جای دوربه خاطر من تحمل کن میترامبالاخره یه روز میامیه روز که ..... ومدم تا بازم برات بنویسم.دلم میخواد از خیلی چیزها بگم و بنویسم. اما نمیدونم چه جوری و از کجا شروع کنم؟ از خودم؟ از دلم؟ یا از احساسم؟از تو؟ یه دنیا حرف نگفته. یه دنیا عشق و دلتنگی. یه دنیا غم و درد. نمیدونم میشه دلتنگی و حسرت رو تو این قاب شیشه ای به تصویر کشید؟ میدونم عزیزم. فدای دل شیشه ایت بشم میترام. دل تو هم بدتر از دل منه. آره میدونم گلم. دردل هایی داری که همیشه نجویده قورتشون میدی و تو دلت نگهشون میداری. وقتی نیستی دلم خونه واسه دیدنت عزیزم تو چشام تنهایی رو تو خنده هام غصه هامو تو دلم دلتنگیهامو پنهون میکنم. چقدر آغوشت آرامش بخشه گلم. خیلی دوست دارم میترام. خیلی بیشتر از اونچه که بتونم تو کلام یا یه جمله بگم دوست دارم. همه لحظات دور از تو و جدای از تو برام عذاب و تحمل. نمیدونم تا کی میتونم تحمل کنم. گاهی فکر میکنم نفسهامم ازم گله میکنن. منو ببخش که بدون تو هنوز نفس میکشم عزیزم کاش بشه همونی باشم میخوای.