1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پیامک هایی از غربت جمعه

شروع موضوع توسط DeMiUrG ‏3/8/12 در انجمن پیام کوتاه

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/3/12
    ارسال ها:
    671
    تشکر شده:
    1,294
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانش میجویم
    به نام الله


    نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو
    امّا گِله بی‌شمار داریم از تو
    ما منتظر تو نیستیم آقاجان
    تنها همه «انتظار» داریم از تو...!


    هر روز به دنبال جوابی دیگر
    هر روز کشیده‌ام عذابی دیگر
    هر شب به هوای دیدنت از خوابی
    آسیمه دویده‌ام به خوابی دیگر


    ای عشق! بیا که سینه‌هامان شد چاک
    «این النّبأ العظیم؟»، گشتیم هلاک
    چشمی که تو را ندیده باشد کور است
    خون شد دل ما، «متی ترانا و نراک»


    در تاک مگر شراب پنهان نشده؟
    در غنچه مگر گُلاب پنهان نشده؟
    ای بی‌خبران که مُنکر صبح شدید
    در شب مگر آفتاب پنهان نشده؟



    یک عمر تو زخم‌های ما را بستی
    هر روز کشیدی به سرِ ما دستی
    شعبان که به نیمه می‌رسد آقاجان!
    ما تازه به یادمان می‌آید هستی!





    این ماه که چون چراغ تو می‌سوزد
    عمری‌ست که در فراق تو می‌سوزد
    خورشید که هر روز تو را می‌بیند
    در آتش اشتیاق تو می‌سوزد



    ای اصل امید! بیم‌ها را دریاب
    بابای همه! یتیم‌ها را دریاب
    هر چند خدا خودش کریم است، آقا!
    لطفی کن و یاکریم‌ها را دریاب



    شد بسته در هر دو جهان، از بس که...
    خشکید زمین و آسمان، از بس که...
    بد نیست اگر کمی خجالت بکشیم
    خون شد دل صاحب‌الزّمان، از بس که...؟!



    درسی که مرور می‌کنی، عاشوراست
    هر جا که عبور می‌کنی، عاشوراست
    ای وارث زخم‌های هفتاد و دو تن
    روزی که ظهور می‌کنی، عاشوراست