1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مخلوط کردن حق و باطل

شروع موضوع توسط anika ‏1/8/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    564
    تشکر شده:
    1,557
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    دانش اموز
    [h=1]مخلوط كردن حق به باطل‏[/h]

    کتاب : تفسير حكيم جلد دو
    نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان


    مخلوط كردن حق به باطل براى اين كه توده مردم در تشخيص ميان حق و باطل دچار انحراف و اشتباه شوند از گناهان بسيار زشتى است كه كار آگاهان و عالمان به حق و باطل است، اين دانشمندان هستند كه حق و جايگاه آن را ميدانند، و به باطل و جايگاه آن آگاهاند.
    اينان كه عهدهدار هدايت مردم و مسئول حفظ جامعه و ملت از كژى و انحرافاند، گاهى با تكيه بر آرزوها و خيالات، و به سبب ترسى كه به خاطر از دست رفتن رياست و مال و منال و متاع دنيا دارند با اغواى هواى نفس و شيطان درون و بردن از چهار چوب مسئوليت و تكليف الهى و انسانى خود بيرون ميآيند، و به جاى هدايت مردم به سوى حق، و حفظ آنان از كژى و انحراف با آميختن حق به باطل و به عبارت ديگر حق را باطل نشان دادن و باطل را به صورت حق جلوه دادن دست به اضلال و گمراه‏ كردن مردم ميزنند، و جامعه و ملت را به كژى و انحراف ميكشانند، تا با مال اندكى كه از كيسه مردم غارت ميكنند شكمى سيرنمايند، و لذتى از شهوات ببرند!
    اينان با اين كار زشتشان به خود و ديگران ضربه هولناك و خسارت سنگينى ميزنند كه تا ابد قابل جبران نيست. اينان گرگان و سگان در لباس ميش هستند كه با اين عمل منافقانه خود بيش از پيش بستر فساد را وسعت داده و بندگان حق را دسته‏دسته و گروه‏گروه تحويل ابليس و ابليسيان مى‏دهند.
    اينان براى به وجود آمدن فرعون‏ها و نمرودها و ابولهب‏ها، و يزيدها و آتيلاها و نرون‏ها و هيتلرها و صدام‏ها و امثال اينان بسترسازى مى‏كنند و فقط خدا مى‏داند كه چه كوه‏هائى از گناهان غير قابل بخشش در پرونده آنان ثبت است و بر دوش آنان بار است.
    حق آن واقعيت ثابت و روشن و آشكار است كه از چشم عقل و از ديده انصاف پوشيده نمى‏ماند و هر كم‏سواد و بى‏سوادى مى‏تواند آن را بفهمد و درك كند، ولى زمانى كه با هنرمندى مكارانه و منافقانه عالمان و دانشمندان با باطل مخلوط گردد از چشم عقل و ديده انصاف پنهان مى‏ماند و تشخيص و يافتنش بسيار بسيار مشكل مى‏شود و شخص گمراه كه بايد با حق هدايت گردد در چاه گمراهى مى‏ماند!
    مسئله مخلوط كردن حق با باطل بر اساس تزوير و مكر و حيله و تدليس انجام مى‏گيرد و در حقيقت كارى ابليسى و شيطانى و عملى است ويژه خناسان و دشمنان خدا كه به خاطر كبر و حسدشان و به سبب فعال نگاه داشتن شهوات و هوا و هوسشان انجام مى‏گيرد.
    در اين زمان هم دولت‏هاى آمريكا و اروپا كه قسمت عمده‏اش به دست يهود صهيونيست مسلك اداره مى‏شود، با در دست داشتن ابزار مهمى چون راديو، تلويزيون، سايت، ماهواره، روزنامه، مجله، شبانه‏روز حق را به باطل مخلوط مى‏كنند و حق مخلوط شده به باطل را درياوار تبليغ مى‏نمايند تا تشخيص آن از باطل براى ملت‏هاى جهان دشوار و يا غير ممكن باشد و به اين خاطر در گمراهى و فساد بمانند و براى آنان نوكرى و عملگى كنند.
    يقيناً اگر جمعيت ميليارد نفرى اروپا و آمريكا و آسيا و آفريقا و اقيانوسيه حق را در همه جلوه‏هايش بيابند و باطل را در همه جايگاههايش بفهمند در مدتى بسيار اندك دمار از روزگار ستمگران وظالمان در آورده و ريشه آنان را قطع كرده و درخت وجود تك‏تك زورگويان و قلدران را مى‏خشكانند تا هر كسى در زندگى دنيا به هر حقى كه دارد، برسد.
    در كتاب‏هاى يهود به ويژه تورات مردم را از روى آوردن به مدعيان كاذب و دروغين رسالت و پيامبرى هشدار داده بودند و مژده ظهور رسولى از فرزندان اسماعيل با بيان اوصاف و خصوصياتش به آنان اعلام شده بود.
    هنگامى كه پيامبر بزرگوار اسلام مبعوث به رسالت شد و نزديك بود بسيارى از يهود كه او را مصداق همان اوصاف بيان شده در تورات مى‏ديدند به اسلام گرايش پيدا كنند احبار و عالمان يهود با تدليس و خدعه و تزوير و فريبكارى به باور مردم دادند كه اين شخص يكى از مدعيان دروغين نبوت است و لازم است او را تكذيب كنيد و به اين صورت حق را در نظر مردم به باطل مشتبه ساختند و بر خود و ملت يهود جنايت و خيانتى عظيم نمودند و راه رحمت حق و صراط بهشت را به روى خود و پيروانشان مسدود كردند و بسيارى از جوامع ملت‏هاى‏ پس از خود را نيز در مسير كژى و انحراف و ضلالت و گمراهى انداختند و مانع از نهى شدن سفره عدالت در سطح كره زمين شدند.
    اگر اينان و گروهى از علماى مسيحيت زمان پيامبر به اين خيانت بزرگ و جنايت غير قابل جبران دست نمى‏آلودند، از آن روز تا امروز و از امروز تا قيامت چراغى جز چراغ اسلام و هدايت روشن نبود و اين همه فرهنگ‏هاى باطل مادى، و ايسم هاى باطل پر زرق و برق و احزاب شيطانى و دار و دسته‏هاى خناسى و راه‏هاى ابليسى به وجود نمى‏آمد و اكثريت مردم جهان دچار اين همه انحراف و فساد و كژى نبودند و كره زمين از فساد و افساد و ظلم و ستم و آلوده بودن به شهوات حرام و انواع گناهان در امان بود.
    اميرالمؤمنين (ع) در نهج‏البلاغه مى‏فرمايد:
    «فلوان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف على المرتادين، و لو ان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندين، و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فهنا لك يستولى الشيطان على اوليائه و ينجو الذين سبقت لهم من الله الحسنى:» «1»
    اگر باطل از آميزش با حق خالص مى‏شد، حق يك طرف و باطل هم يك طرف، يقيناً راه بر حق‏جويان پوشيده نمى‏ماند.
    و اگر حق از آميختگى به باطل خالص مى‏گشت و زير پوشش باطل پنهان نمى‏شد، زبان دشمنان ياوه‏گو از آن قطع مى‏گشت ولى مشتى از حق و مشتى از باطل گرفته و در هم آميخته شد در نتيجه در كنار اين حادثه تلخ كه دست خدعه‏گران و مكاران و دنيا پرستان به وجود آورد شيطان بر دوستانش دست‏ تسلط مى‏اندازد و چيره‏گى‏اش بر آنان پايدار مى‏شود و آنان كه لطف و رحمت ويژه حق شاملشان شده از اين طوفان خطرناك نجات مى‏يابند.

    كتمان حق‏
    از شگفتى‏هاى خباثت باطن و آلودگى درون برخى از عالم نمايان اين است كه با علم به حق و آگاهى از حقيقت، به خاطر به دست آوردن اندكى از مال دنيا يا حفظ رياست شيطانى و صندلى ابليسى حق را از مردم بپوشانند و به كتمان آن برخيزند و از بيان و اعلامش خوددارى كنند و با اين برنامه ظالمانه مردم را در گمراهى و ضلالت نگه دارند.
    عالمان يهود حق را كه نبوت پيامبر اسلام بود از طريق آيات تورات و بشارت‏هاى انجيل مى‏شناختند و نيز به حقانيت قرآن آگاهى كامل داشتند ولى محض شكم و شهوت و چند روز رياست بر مردم حق را پنهان داشتند و به اين خاطر در گمراهى ماندند و ديگران را هم در گمراهى و ضلالت پا برجا نمودند
    قرآن مجيد پيامبرشناسى آنان را بدين گونه بيان مى‏كند:
    يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ: «2»
    پيامبر اسلام را بر اساس اوصاف و ويژگى‏هايش كه در تورات و انجيل خوانده‏اند مى‏شناسند به صورتى كه فرزندان خود را مى‏شناسند.
    شگفتا! عالمان يهود پيامبر اسلام را آنگونه كه بايد مى‏شناختند ولى بر اثر حسادت و خباثت باطن و روح مادى‏گرى و تمايل به شهوات آزاد حق را از ملت خود و جامعه يهود پنهان كردند.
    قرآن مجيد نيز به قرآن‏شناسى آنان اشاره كرده مى‏فرمايد:
    فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ: «3»
    هنگامى كه قرآن (كه پيش از نزولش آن را با پيشگوئى‏هاى تورات) مى‏شناختند به سوى آنان آمد به آن كافر شدند، پس لعنت خدا بر كافران باد.
    اين نابكاران خبيث و خائنان آلوده دامن، اگر از خدا مى‏ترسيدند و از حضرتش پروا داشتند، يقيناً به دو گناه بسيار خطرناك مشتبه كردن حق به باطل و كتمان حق دست نمى‏زدند، ولى به جاى اين كه از خدا بترسند، از اين كه محروم از مال و منال و ثروت باده آورده شوند و رياست و حكومتشان بر يهود از دست برود ترسيدند و بى‏پروائى از خدا نشان دادند، لذا دچار آميخته كردن حق به باطل و كتمان حق شدند و خود و جامعه يهود را به خسران ابدى و عذاب دائمى و ذلت و خوارى دچار كردند.
    آنان كه خائف از خدا هستند و روح پرهيزكارى بر آنان حاكم است و اسير شكم و شهوت نيستند و هر كارى را با لحاظ كردن مراقبت خدا و قيامت انجام مى‏دهند، هرگز از بيان حق و اعلام مردود بودن باطل و آشكار كردن حق در هر شرايطى كه باشند امتناع نمى‏ورزند و اگر در اين زمينه احساس خطر و حتى از دست رفتن جان شيرين كنند، هراسى به خود راه نداده و با كمال اشتياق حاضرند جان را در راه محبوب به قيمت بيان حق فدا كنند و شربت گواراى شهادت را كه در مذاقشان شيرين‏تر از آن در همه هستى وجود ندارد بچشند.
    من لازم مى‏دانم در زمينه بيان حق و آشكار كردن آن به وسيله اولياء الهى به ويژه در برابر ستمگران چند نمونه ذكر كنم باشد كه حركت الهى آنان سرمشق ما قرار گيرد و ما هم چون آنان گر چه بخاطر بيان حق در مضيقه و مشكل قرار گيريم، يا نهايتاً به شرف با عظمت شهادت كه خدا به حق خاصان درگاهش نصيب ما نمايد نائل گرديم و از اين راه به خير دنيا و آخرت برسيم
    .



    پی نوشت ها:

    ______________________________


    (1)- نهج‏البلاغه، خطبه 50.
    (2)- بقره، آيه 146.
    (3)- بقره، آيه 89.
    ​