1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

رویایــــــ خیس

شروع موضوع توسط FariBa ‏28/7/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    تو با منی و من تنها هستم ، در قلب منی و من به عشق تنهایی زنده هستم،
    تو همنفسم هستی و نفسهایم عطر تنهایی را میدهد
    توهمسفرم هستی و جاده زندگی رسم غریبگی را به من یاد میدهد.
    تو مال منی و من مال تو نیستم، باران منی و من کویری بیش نیستم،
    انگار نه انگار بامنی ،نشسته ای برای خودت حرف از عشق میزنی!
    همیشه به یاد توام و در حسرت داشتنت،دلگیر و سردم در روزهای نداشتنت
    یک بار عاشق شدم و یک عمر برای تو ،یک بار هم نگفتی دستهایم مال تو!
    آن رویا از خیالم رفت و قصه آغاز شد،همه چیز به نفع تو تمام شد
    دیدی که در آینه ی چشمان خیسم ،چشمان تو حتی یک ذره هم خیس نشد
    من پر از درد بودم و خسته ،اما دل تو حتی یک ذره هم دلگیر نشد
    تو با منی و افسوس که من بی تو هستم،انگار نه انگار که عشق تو هستم!
    بودن و نبودنت فرقی ندارد،اینکه سرد هستی و با تو بودن تنها برایم عذاب دارد
    هستی و انگار نیستی ، گاهی حتی فراموشم میکنی و از من میپرسی که تو کیستی؟
    هزار درد دل ناگفته در دلم مانده و همدلم نیستی،
    آنقدر اشک ریخته ام که چشمانم نمیبیند که دیگر نیستی!
    نیستی و من تنها مانده ام ، آنقدر دلم گرفته که اینجا با غمها جا مانده ام
    تو با منی و من تنها نشسته ام، تو در قلبمی و من اینک یک دلشکسته ام! ​