مگه قلب من بت بود..!!! که خدا تو را … برای شکستنش فرستاد….؟؟؟ چرا؟؟؟!!! به اندازه تمام سلولهای بدنم دوستت دارم.................................... (از طرف یک تک سلولی) شوخی کردم دیونه تو که می دونی نفس منی.................................. ( ازطرف یک مرده ) کم طاقتی .... عادت آن روزهایت بود .... این روزها.... برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای! این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه “ش” اضافه می خوندم تو به قلبم “عق ” زدی و من اونو “عشق” می دیدم تو برای دلم “ور” زدی و من اونو “شور” زدن دلت می دیدم تو اراجیفت رو “عر” می زدی و من همه اونها رو”شعر” می دیدم تو ارزش یه “اه” رو هم نداشتی اما من تورو “شاه” می دیدم بدترین حسرتی که در زندگی میخوریم از کارهای خطایی که مرتکب شده ایم ، نیست … بلکه از این است که… ... چرا کارهای درست را برای کسی که لیاقتش را نداشته انجام داده ایم ... اگه كسی بهت گفت دوستت دارم آروم بغلش كن ، نازش كن ، سرشو بزار رو شونت و یواش در گوشش بگو : اونجایی كه تو درس خوندی ما مدیر مدرسه ش بودیم!!! دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد، عاقبت با اشک و غم کوه امیدم کاه شد، گفته بودی یوســــــــــــف گمگشته باز آید ولی... یوسف من تا همیشه ته نشین چاه شد. اصولاً سیگار با حضورِ طرفِ مقابلت میچسبد حالا صرفاً حضور حضورِ جسمی نیست، برایِ ما سیگار با فرضِ حضورِ یار هم میچسبد! نالهای هم نیست، گله هم نداریم، میگذرد