1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

یکمـــاه استـــــ روزی هزاربــــار میشکنمـ

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏27/7/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    هـــمــــــــیــــــــنــــــــــ انـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدازهکـــــافی بــود...تـــا جسممـ را پـــاکــ ، خـاکــ کنمـ...تـا بـآز همـ با همینـ یکـ رآزمـ تـا روز پـروآزمـ ، بـسآزمـدرستـ همونـ اندازه... جُز لبخندی که خیالـ آمدنـ تو به لبهایمـ می بخشدهیچـ چیزی دورانـ ندارد و گذرا نیستـ....


    اونیــ که دیروز ارزوی مرگ تو رو میکرد و خوش بختی خودشو در گرو مرگ تو می دونست
    امروز برای خوب شدنت آش نذری درست کرده!!!!


    [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]
    دِلم میخوادْ زانو هامو بَغَل کُنَمپُشتمو کُنم به دُنیا بــِگــم:دیگـــــــه بازی نــِمیکُنــَم

    ​
    گوشه ی پنجره ی مشرف به خیابان
    [/FONT]
    [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]من و تنهایی و شب و سکوت[/FONT][FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] سمفونی خوشبختی راه انداخته ایم[/FONT][FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]و دودی غلیظ که در باد فرصت رقصیدن دارد[/FONT][FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]دود دست در دست پرده سالسای عاشقانه میرقصند[/FONT][FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]و اسپرسوی سرد که چهره ی مرا در هم میکشد[/FONT][FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]شب دست به دست ماه داده تا آرامش را به من یاد بدهد...


    [/FONT]
    [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]یکمـــاه استـــــ روزی هزاربــــار میشکنمـو هربــــار با دلداری های احمـقـانـه
    با حرفـ های بچگـانه خودمـ را گولـ میزنـمـ
    تکـه تکـه جمـع میکنمـ
    از نو می سازمـ خودمـ را
    هربــار ضعیفتــــر از قبلـ
    هـربـار لبخندهـــایمـ کمرنگـتر میشود
    اشک هایمـ پنهانی تر
    دوریمـ بیشتـــــر
    دلمـ برای اینهمـه خوش خیالی می سوزد
    چنـــدبار چشم هایمـ را به روی حقیقت ببندمـ
    چندبـــار دروغ های شیرین دروبرمـ را باور کنمـ
    در شگفتمـ
    از اوجـ درد
    اشفتگی
    بی قراری
    به بی حسی رسیده امـ
    یکمـــاه است روزی هزاربار میشکنمـ
    میبینمـ ، حرفـ نمیزنمـ
    می سوزمـ، دمـ نمیزنمـ
    می گریمـ، فریـآد نمیزنمـ
    وتو و امثـال تو دل خوش کرده اید
    به تمام این لبخندهای تقلبی
    که حتی خودمـ از دروغ بودنشان حالمـ بهمـ میخورد
    یکمــــاه است روزی هزار بار میشکنمـ
    تلـخ شده امـ
    زهر شده امـ
    هم خودم، هم تمام شادی هایمـ
    می شنوی این قهقه های دیوانه وار را؟
    هق هق گریه هایمـ را چطور؟
    دلمـ یک اغوشـ غریبـــ میخواهد
    گریه کنمـ، زار بزنمـ بی انکـه دلیل بخواهد
    دلمـ یک جفـت گوش میخواهد
    که با جان و دل گوش کند
    این دل بیچاره امـ
    یک نگاه میخواهد که دلگرمی بدهد
    دستهایی که بی منت نوازش کند
    و...
    یکمــاه است روزی هزاربار میشکنمـ

    [/FONT][FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif][/FONT]​
    ​