1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فحش های عاشقانه

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏26/7/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    زن زیبائی نیستم
    موهائی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می‌‌آید
    و نه شب را به یادت می‌‌آورد
    نه ابریشم
    نه سکوتِ شاعرانه
    نه حتی خیال یک خوابِ آرام
    پوستِ گندمی دارم
    که نه به گندم میماند
    نه کویر
    و چشم هائی‌
    که گاهی‌ سیاه میزند
    گاهی‌ قهوه ای
    دست‌هایم
    دست هایم مهربانند
    و هر از گاهی‌
    برایِ تو
    به یادِ تو
    به عشقِ تو
    شعر می‌‌نویسند
    مرا همینطور ساده دوست داشته باش...

    دست هایت را باز کن
    من دوان دوان به سوے آغوشت مے دوم !

    کمے با من مهربان باش
    من همانم که تو را در زمانِ بے محبتے ، محبت کردم . . .!

    شایـد تــــــــــو
    سُکـوتـــِ میـان کلامم بـاشـی !
    دیـده نمی شوی
    امـــا مــــــن، تـو را اِحسـاس مـی کنم

    شایــد تـــــــــو
    هیاهـوی قلبـم بـاشـی !
    شنیـده نمـی شوی
    امـا مـــــن، تـو را نـفس مـی کشم


    با تو هستم اے مــرد !
    زن ، که اعتماد کرد شکننده تر مے شود
    پس حواست را بیشتر جمع کن . . .


    می شود دوستت نداشتــــــــــــــــــــــــ !


    لجم هم که بگیرد از دستـــــــــــــــــــت


    نهایتـــــــــــــش این است که


    دفتر چه ی خاطراتـــــــــــــــــــــــــــم


    پر از فحش های عاشقانه می شود…

    در دفتر شعرم

    وقتی به نام تو می رسم

    خیالم ابری می شود

    و چشمانم بارانی

    که آرام شروع به باریدن بر نام تو می کند

    تو بزرگ می شوی

    جوانه می زنی و سبز می شوی

    گل می دهی

    و من چون قطره ی شبنم

    میان گلبرگ های آغوشت به خوابی عمیق فرو می روم

    و جانی تازه میگیرم.........