من به احترام دلت،ارام تر از ایینه،بی تو شکستم!! [HR][/HR] آن شب که چمدان یادگاری هایت را در دستانت دیدم، پر از بغض شدم و در چشم های به رنگ شبت، به وسعت آسمانت و به زیبایی نگاهت خواندم ( بود و نبودم برای تو فرقی ندارد) شاید تو ندانی، سکوت غم انگیزت چه گونه جانم را تسخیر کرده بود از پشت پنجره، مرغان مهاجر را می دیدم و گل رؤیایی قشنگم را پرپر می کردم تو رفتی و من به احترام دلت، آرام تر از آینه، بی تو شکستم!