1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وقتی کسی اندازت نیست دست بـه اندازه خودت نزن

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏25/7/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    وقتی کسی اندازت نیست دست بـه اندازه خودت نزن [HR][/HR]
    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
    دیگر گوسفند نمی درند
    به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
    عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
    بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
    بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
    تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
    تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
    و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    این روزها به جای" شرافت" از انسان ها
    فقط" شر" و " آفت" می بینی !

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    راســــــتی،
    دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
    "حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    می‌دونی"بهشت" کجاست ؟
    یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب !
    بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری...

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    وقتی کسی اندازت نیست
    دست بـه اندازه ی خودت نزن...

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    ماندن به پای کسی که دوستش داری
    قشنگ ترین اسارت زندگی است !

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما
    بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    می دانی
    یک وقت هایی باید
    روی یک تکه کاغذ بنویسی
    تـعطیــل است
    و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
    باید به خودت استراحت بدهی
    دراز بکشی
    دست هایت را زیر سرت بگذاری
    به آسمان خیره شوی
    و بی خیال ســوت بزنی
    در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
    پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
    آن وقت با خودت بگویـی
    بگذار منتـظـر بمانند !!!

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    مگه اشك چقدر وزن داره...؟
    که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم...
    ​