اگه بگم خیلی تنهام دروغ نگفتماگه بگم که دیگه بعد از تو باید تنها بمونم تا ابدیت دروغ نگفتماگه بگم خیلی دوست داشتمو دارم دیگه اینو دروغ گفتمآخه من دیوانه وار عاشقت بودمولی تو هیچ وقت نفهمیدی یعنی نخواستی که قلبت مال من باشهاما من که قلبتو نمی خواستم فقط منتظر یه اشاره ی چشم زیبات بودمانتظار داشتم با یه اشاره ی تو دنیامو بریزم به پاتولی افسوس که دنیای من تو بودی و من دنیا رو نمی خواستممن انتظار با تو بودنو می کشیدمولی افسوس که من انتظارو نمی خواستممن تنها تو رو می خواستم که خواستن مال من نبودپس ببین که واژه ها جلوی تو چقدر کم رنگند حتی یه جمله ی باهات میمونم تا ابد نمی تونه جای خالیه تو توی لحظه هامو پر کنه !دیگه از چیدن واژه ها کنار هم خسته شدم آخه اونا هم دیگه واسم بی معنا شدنو نمی خوان مثل همیشه کنار هم تکرار بشن شاید اونا هم مثل من فکر می کنن اگه تو مال من باشی برای اولینو آخرین بار تونستم یه جمله ی با تو بودنو بسازم به امید اینکه یه گوشه ی تاریک دلت جای من بشه!!! امضا : .....................{ یادم باشه که حتی واژه های بزرگم نمی تونن احساس منو اونطوری که باید باشه بهت بفهمونن پس احتیاجی به امضا نیست! }