1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

كوكجاست عشقو صداقت

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏22/7/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    توي فصل سرد پائيز
    توي سرماي زمستون
    دخترك تنها وخسته
    ميشينه كنج خيابون
    تو دل كوچيك و نازش
    طفلكي يه دنيا درده
    چشماشو ببين چه سرخن
    آخه بازم گريه كرده
    رو لباس پاره پورش
    دونه هاي سرده برفه
    مي بيني ساكته اما
    تو دلش يه دنيا حرفه
    خيلي وقته كه لباشو
    كسي خندون نمي بينه
    آره رسم روزگاره
    بايد از غصه بميره
    قلب كوچيك و ظريفش
    از غمو تنهايي يخ بست
    كسي انگار توي اين شهر
    نمي گيره از كسي دست
    واي از اين هجوم سرما
    واي از اين سكوت و نفرت
    توي اين شهرو هياهو
    كوكجاست عشقو صداقت
    كو كجاست دستاي مردي
    كه بگيره دست اونو
    كو كجاست خورشيد گرمي
    كه روشن كنه زمينو
    نفساي گرم ودستاش
    ديگه از سرما بريده
    دخترك رو بعد از اون شب
    ديگه هيچ كسي نديده
    دخترك رفت تك و تنها
    رفت از اين ديار غربت
    رفت يه جايي كه تو شهرش
    مرده باشه غم و نفرت