1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اسطوره های صهیونیزم (بررسی نقاط ضعف اسرائیل)

شروع موضوع توسط DeMiUrG ‏14/6/12 در انجمن علوم متفرقه

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/3/12
    ارسال ها:
    671
    تشکر شده:
    1,294
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانش میجویم
    (بسم الله الرحمن الرحیم)


    اشاره:
    از زمانی که فرمان مبنی بر اینکه به صورت علنی از مخالفین اسرائیل حمایت خواهیم کرد صادر شد؛ ما در این عرصه به دنبال مباحث ایدئولوژیک و پایه‌ای و بنیادی صهیونیسم هستیم که با زدن آنها شرایطی فراهم شود که حتی بدون جنگ این جرثومه فساد را از بین ببریم و ان‌شاالله هرچه سریعتر به ظهور امام زمان و آن وعده تاریخی نزدیک شویم.
    در مورد اسرائیل باید به گونه‌ای دیگر فکر کرد؛ اسرائیل مانند سایر کشورها نیست، هم به لحاظ ماهوی و هم به لحاظ شکلی کاملا متفاوت است، بنابراین با روش‌های متعارف زمین نمی‌خورد. باید از نقاط ضعفی که دارد و کم هم نیست استفاده کرد؛ نقاط ضعف اسرائیل حتی از سایر کشورها بیشتر هم هست، لکن چون مدل متفاوتی دارد از سوی استراتژیست‌ها به خوبی درک نشده است.
    [​IMG]
    در این سری از مقالات به نقاط ضعف اسرائیل خواهیم پرداخت تا ببینید که میشود چگونه بدون هزینه های نظامی و تنها با هزینه های رسانه ای و کار فرهنگی و کار عملیات روانی و با استفاده از نقاط قوت و بازوهایی که نظام جمهوری اسلامی ایران در سایر کشور ها به خصوص همین بیداری اسلامی دارد منطقه ای را بدون اسرائیل ببینیم! و این شدنی است. این وعده بزرگان ماست و این وعده الهی است سوره ی اسرا آیه ی ۱ تا ۷ که در مورد فساد یهود در روی زمین و نابودی آنها در انتها است .
    اسطوره و افسانه
    با اسطوره می‌توان رد پای فرهنگی جامعه را آنالیز کرد. اسطوره تفاوت هایی با افسانه دارد . اسطوره در ذهن معتقدان به آن ریشه در یک واقعیتی دارد که در لامکان و لازمان به وقوع پیوسته است. یعنی به لحاظ زمانی مهم نیست چه زمانی است چه بسا به لحاظ زمانی اصلا نتوانید آنرا پیدا کنید! و به لحاظ مکانی هم مهم نیست. من الازل الی الابد است . اما گفته میشود که ریشه در واقعیت دارد. افسانه اینطور نیست. برخی افسانه را نوعی اسطوره میدانند. همین که اسطوره “برای معتقدین به آن” ریشه در واقعیت دارد این را متمایز میکند. به عنوان مثال اسطوره ای داریم به نام رستم . این فرد وجود خارجی داشته است یا خیر؟! چه زمانی بوده است؟! میشود تاریخ مشخص کرد که در این زمان و این سال توسط برادرش شغاد کشته شد؟! نمیشود! پس در لازمان و لامکان اتفاقی افتاده است ولی ظاهرا واقعیتی هم داشته است . مثالی دیگر آرش کمانگیر چه کسی بوده است؟! شاید واقعا آرشی وجود داشته است که خوب تیراندازی میکرده است و ما آرام آرام او را تبدیل به اسطوره کردیم. و این اسطوره نشان دهنده ی بنیان ها و اساس های فکری یک جامعه و فرهنگ و یک تمدن است. جامعه ای که در اسطوره هایش مواردی از جنگ و خونریزی میبینید یک طرف . اسطوره های فداکاری نگاه خاصی به جامعه میدهد. اسطوره های قدرت و ثروت و … هم هر کدام یک نگاه خاصی را از یک جامعه میدهد و میتوان بر اساس این اسطوره ها رد پای فرهنگی آن جامعه را آنالیز و بررسی کرد و به آن چیزی که مد نظر خود دارید برسید.
    [​IMG]
    در مورد اسرائیل این مساله کاملا مشهود است . شاید بتوان گفت که تنها کشوری که روی کره ی زمین بر مبنای اسطوره شکل گرفته اسرائیل است . و ما در این مقالات میخواهیم به بررسی این اسطوره های بپردازیم.
    اسرائیل بر مبنای اسطوره شکل گرفت و اگر دستی به این اسطوره خورده بشود مبنای شکل گیری و ماهیت شکل گیری و علت شکل گیری و در نتیجه وجود آن زیر سوال میرود. فرضا اگر امروز از ما ایرانی ها رستم را بگیرند و بگویند بر مبنای اسناد تاریخی بررسی کردیم و فهمیدیم که رستمی وجود نداشته است ما چیز زیادی را از دست نمیدهیم یعنی ماهیت جمهوری اسلامی به خطر نمی افتد. اما اسطوره های صهیونیزم اگر زده بشوند قطعا این کشور به مشکل بر خواهد خورد و در این شکی نیست. زیر سوال بردن اسطوره های صهیونیست دقیقا مانند حمله موشکی به این کشور است.
    اسطوره‌های اسرائیل مرزهای اعتقادی آن هستند. اسطوره‌هایش را بگیری دلیل وجودش از بین می‌رود و باید که فروبپاشد؛ کشوری که بر مبنای اسطوره تشکیل شود، یعنی ریشه در حقیقت و واقعیت ندارد و به زور می‌خواهد ریشه بتراشد.هشتاد و پنج درصد ساکنین اسرائیل لائیک و سکولار شده‌اند و یهودی کافر داریم.اگر دولت‌هایی که در دنیا شکل گرفته‌اند را آنالیز کنید؛ برخی نگاه نژادی داشته‌اند مثل ژرمن‌ها، برخی هم مانند الگویی که در کانادا شکل گرفت از نژادهای مختلف یک دولت را به وجود آورده‌اند، اما درباره اسرائیل نمی‌توانید نظر دهید و آنالیزش کنید، نه به معنای اینکه نقطه قوت باشد، بلکه نقطه ضعف بزرگی است.اگر گفته شود مبنای شکل‌گیری اسرائیل دین است، امروزه آمار نشان می‌دهد هشتاد و پنج درصد ساکنین اسرائیل لائیک و سکولار شده‌اند و ما یهودی کافر داریم، یک پارادوکسیکال مضحک است. اگر هم ادعا شود مبنای آن نژاد است باید گفت «هرتزل» در اسرائیل اعلام کرد در بین اسرائیلی‌ها آنقدر اختلاف و تفاوت نژادی زیاد است که نمی‌توان گفت از اسباط دوازده گانه یهودند. ما امروز یهودی افریقایی و سیاه پوست داریم یهودی اروپایی چشم آبی هم داریم.
    راهکار و ابزارهای بیچاره کردن اسرائیل
    درباره نحوه شکل‌گیری اسرائیل مبنا مشخص نیست که دینی است یا نژادی. دقیقا سیستم شترمرغی حاکم است و این نقطه ضعف اسرائیل است، اما اسرائیل چون رسانه قوی دارد، جا خالی داده است؛ یعنی جایی که مبنای اسطوره‌هایش دینی می‌شود، روی دین مانور می‌دهد و جایی که به دین نیاز نیست می‌رود روی نژاد و قوم برگزیده می‌شود.فقط کافی است در این زمین بازی اسرائیل برعکس بازی کنی تا بیچاره شود؛ یعنی زمانی که بحث دینی مطرح می‌کند بحث نژادی کنی و زمانی که بحث نژادی می‌کند دینی بحث کنی.ما ابزارش را هم داریم؛ بهترین وسیله توجیه کردن جوانان کشورهای منطقه است، منتهی باید به آنها مبنای ایدئولوژیک داد.
    کارکردهای مختلف اسطوره‌های صهیونیسم
    برخی اسطوره‌ها را برای جمع کردن یهود ساختند تا به بهانه آن یهودیان را یک جا جمع کنند و این ذهنیت را برای آنها شکل دهند که باید یک جا جمع شوند. کاربرد این اسطوره فقط همین است، کارکرد بیشتری هم ندارد.
    اسطوره‌هایی هم دارند تا کسانی را که یک جا جمع کرده‌اند را به یک نقطه خاص ببرند. این نوع اسطوره، اسطورهای میانی و رابط است تا یهودیان را از نقطه‌های الف و ب و جیم و… به نقطه دال کوچ بدهد.ابتدا با اسطوره اولی یهودیان را کوچ می‌دهند و کلونی می‌سازند. یک عده را به آمریکا، عده‌ای به آرژانتین و عده‌ای را هم به لوکزامبورگ می‌برند. وقتی آنها را برمبنای اسطوره‌هایی به این نقاط کوچاندند؛ طرح بعد اجرا می‌شود و اسطوره دیگری را نشان می‌دهند تا همگی را به یک نقطه خاص که همان اسرائیل است ببرند.برخی اسطوره‌ها برای استقرار حکومت در اسرائیل است اینکه چگونه حکومت خود را مستقر و پایه‌های آنرا محکم کنند، برخی اسطوره‌ها هم شبیه به سوپاپ اطمینان هستند؛ یعنی بسته به مشکلی که به آن برخورد می‌کنند استفاده می‌شود تا مشکل را رفع کنند، مثلا برای حل اختلاف نظر بین یهودیان ارتدکس و لائیک اسطوره دارند.صهیونیست‌ها خیلی خوب فکر و برنامه‌ریزی و اجرا میکنند؛ هرچند در کل «ان کید شیطان کان ضعیفا» دو تفکر در دنیا بیشتر وجود ندارد: صهیونیسم و تشیع اگر ما آن نظمی که آنها داشتند را داشتیم ده ساله کل دنیا را میگرفتیم؛ ما با همه این بی نظمی‌هایمان امروزه در برابر کل دنیا ایستاده‌ایم و این نشان می‌دهد که برحقیم.در کشور خودمان اعتقاد بر این است که دو تفکر در دنیا بیشتر وجود ندارد صهیونیسم و تشیع؛ صهیونیسم بیرون کشیده شده از یهودیت و مسیحیت است و تشیع از دل اسلام و همان اسلام حقیقی؛ نمود یکی جمهوری اسلامی و نمود دیگری اسرائیل است.جمهوری اسلامی با از بین رفتن آرش کمانگیر و رستم مشکل حادی پیدا نمی‌کند. برای ما جایی مشکل به وجود می‌آید که اسلام زده شود، بنابراین خطر شبکه‌های ماهوارهای که اسلام ستیزی می‌کنند بیشتر از شبکه‌های سیاسی آن است. فارسی وان خطرناک‌تر از بی.بی.سی است. وقتی دین ضربه بخورد، چگونه می‌توان در باره ولایت فقیه حرف زد؟ به همین خاطر نقاط دینی ما را می‌زنند.شور حسینی را از مردم و انقلاب ما بگیری، مردم کاهلی می‌شویم
    تشیع تنها تفکر روی کره زمین است که اعتقادات عقلانیش آنقدر عقلانی و بزرگ است که برای برخی تبدیل به اسطوره شده است، مثلا حکومت عدل علوی برای برخی اسطوره است.اگر کسی بخواهد جمهوری اسلامی را بزند باید عاشورایش را بزند. هدف انقلاب ما انقلاب حضرت مهدی(عج) بود است؛ اگر آن را از انقلاب بگیری ما مردم بی‌هدفی هستیم. شور حسینی را بگیری مردم کاهلی میشویم.آینده هدف می‌دهد و گذشته هویت؛ امروز مشکل جوانان ما بی‌هویتی است. دشمن ببیند بخواهی به جوانان هویت بدهی، می‌زند؛ فیلم سیصد می‌سازد، کاریکاتور پیامبرت را می‌کشد.جامعه بدون هدف و هویت سردرگم می‌شود.
    حال اسطوره های صهیونیزم را به شما معرفی میکنیم . در اینجا به ۲۰ مورد اشاره میشود اما تعداد این اسطوره ها بیشتر از این میباشد.
    اسطوره های صهیونیزم:

    • ۱- کتاب مقدس

    • ۲- سرزمین مقدس

    • ۳- وعده رهایی

    • ۴-قوم برگزیده

    • ۵-پاکسازی قومی

    • ۶-اسطوره بازگشت

    • ۷-اسطوره تبعید و آوارگی

    • ۸-اسطوره منحصر به فرد بودن اسرائیل

    • ۹-اسطوره اسرائیل به عنوان تجسم قوم یهود

    • ۱۰-تداوم تاریخی اسرائیل

    • ۱۱-مرکزیت اسرائیل

    • ۱۲-زندگی کامل و بی نقص

    • ۱۳-پدران بنیانگذار

    • ۱۴- فاشیسم ستیزی

    • ۱۵- دادرسی نورنبرگ

    • ۱۶-هولوکاست و ۶ میلیون قربانی

    • ۱۷-سرزمین بدون مردم برای مردم بدون سرزمین

    • ۱۸-آنتی سمیتیزم

    • ۱۹-اسباط گم شده ی بنی اسرائیل

    • ۲۰-تاریخ دومین دولت نابود شده
    یک بحثی در کابالا دارند با عنوان ازدواج دو خدا با هم که در واقع حلول خدا در آدم و حواست که با هم ازدواج می‌کنند تا بنی اسرائیل به وجود بیاید و خود را از نسل آدم و حوا می‌دانند. اعتقاد دارند زمانی شیطان حوا را فریفت و عده‌ای آدم به وجود آمدند؛ زمانی هم آدم با اجنه ازدواج کرد و آدم‌های دیگری به وجود آمدند؛ بحث «شخینا» در کابالا و خود برتربینی یهود بر همین مبناست، ستاره شش پر هم همین بحث را مطرح می‌کند که مرد و زن در هم تنیده‌اند.
    انشاالله ادامه دارد…

    • برداشتی از سخنرانی استاد علی اکبر رائفی پور پیرامون اسطوره های صهیونیزم
    • کاری از تیم تحقیقاتی جنبش سایبری ۳۱۳
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/3/12
    ارسال ها:
    671
    تشکر شده:
    1,294
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانش میجویم
    پاسخ : اسطوره های صهیونیزم (بررسی نقاط ضعف اسرائیل)

    (بسم الله الرحمن الرحیم)


    بررسی اسطوره کتاب مقدس
    ریشه بسیاری دیگر از اسطوره‌ها به کتاب مقدس بر می‌گردد. با توجه به اینکه این اسطوره‌ها در هم تنیده‌اند، اگر یکی را توضیح بدهیم بخشی از دیگری را هم باید توضیح دهیم.
    [​IMG]
    حکومت داود و سلیمان؛ روزگار خوش یهود
    همانطور که ما در ذهنمان حکومت امیرالمومنین را در تشیع داریم و به نظرمان تکرار شدنی نیست آنها هم دو حکومت داود و سلیمان را در ذهن دارند. به چشم روزگار خوشی را دیده‌اند؛ روزگاری که با باد جابه جا می‌شدند و شیاطین برای ایشان عملگی می‌کردند.
    [​IMG]
    منتهی لیاقت حفظ آن را نداشتند و عهدشان را با خدا شکستند: «فبما نقضهم میثاقهم و لعنهم و جعلنا قلوبهم قاسیه»؛ همانطور که در زمان موسی شکستند.
    ارباب حلقه‌ها؛ فیلمی در راستای مبارزه با حکومت جهانی حضرت مهدی
    الان دنبال همان حکومت‌اند و خوب می‌دانند در این سوی دنیا هم تفکری به دنبال حکومت مهدوی است که اوج حکومت سلیمان اشل کوچکی از حکومت مهدی است، فلذا در این باره خوب برنامه‌ریزی و کار می‌کنند، مانند فیلم ارباب حلقه‌ها.
    در احادیث هست سلیمان با حلقه‌ای شیاطین را تسخیر کرد. سوال اینجاست که اگر حلقه سلیمان را به ما بدهند کاری از ما ساخته است؟ خیر؛ حقیقت آن وحی است که بر سلیمان نازل شد.
    [​IMG]
    در اسرائیلیات آمده حضرت سلیمان برای قضای حاجت رفت و انگشترش را به همسرش داد تا نگه دارد؛ هنگامی که بازگشت تا انگشتر را پس بگیرد همسرش گفت چند دقیقه پیش آمدی و آن را گرفتی، سلیمان فهمید شیطان به هیئت او درآمده و انگشتر را گرفته است. شیطان چند روز بر ملک سلیمان حاکم می‌شود تا بالاخره سلیمان با کلک و سختی انگشتر و حکومتش را پس می‌گیرد.
    در ارباب حلقه‌ها هم همه دنبال آن حلقه هستند؛ این حلقه وسوسه کننده است.
    مقصود از شیطان و دجال در ارباب حلقه‌ها کیست؟
    در پیشگویی هایشان آمده آن قوم دیگر به بیت المقدس حمله می‌کنند و بیچاره‌تان می‌کنند؛ در این فیلم بیت المقدس را سرزمین بسیار زیبایی تصویر می‌کند که موجودات وحشتناک که ما هستیم حمله می‌کنیم تا آنجا را بگیریم، اما نهایتا آنها حمله می‌کنند و ساختمان شیطان را پایین می‌آورند.
    شیطان و دجال کیست؟
    ما هستیم. آن فرد تک چشم در فیلم می‌رود انگشتر را برمی‌دارد و استفاده می‌کند و با آمدن آن فرد دیگر نابود می‌شود؛ چیزی مانند جاء الحق و زهق الباطل.
    [​IMG]
    این تفکر بر مبنای کتاب مقدس است که آنها را به ساخت فیلم و انیمیشن و کارتون می‌کشاند. سایر اسطوره‌ها نیز از کتاب مقدس ناشی می‌شود. تبعید و آوارگی ارض موعود پاکسازی نژادی و…
    کتاب مقدس تحریف شده است
    ما قائلیم کتاب مقدس تحریف شده است؛ هم عهد عتیق و هم جدید. من حاضرم سر این موضوع در هر جای ایران مناظره کنم. اصلا نیاز به تحریف هم نیست، آدم مریض روی هرچه نیاز دارد دست می‌گذارد؛ چراکه وهابی‌ها با اشاره به آیات قران شیعه می‌کشند. آن قسمتی را که نیاز دارند استفاده می‌کنند؛ «لا تقربوا الصلوه» را می‌بینند و انتم سکری را رها می‌کنند. یهودی‌ها هم همین کار را می‌کنند.
    آیه ۵۴ سوره مائده که درباره ایرانیان است و بعد از آن آیه «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون‏»؛ همیشه دعوا بر سر این است که ولایت به معنای سرپرستی است یا دوست داشتن؟ که در هر معنایی که برداشت شود در آیه بعد ذکر می‌کند «و من یتول الله و رسوله و الذین ءامنوا فان حزب الله هم الغالبون»؛ و در هر معنای ولی که استفاده شود آخرالزمان متعلق به این گروه است. در بحث کردن، این قسمت را نمی‌بینند و رها می‌کنند.
    تحریف شدن کتاب مقدس و برداشت تفسیر به رای آن
    در تحریف کتاب مقدس که شکی نیست؛ عهد عتیق سی و نه بخش دارد و عهد جدید بیست و هفت تا. مسیحی ها عهد عتیق را قبول دارند و یهودی ها عهد جدید را قبول ندارند؛ یعنی روی سخن شما درباره عهد عتیق مسیحی‌ها هم هستند.
    خود کتاب مقدس ورژن‌های مختلف هم دارد برخی مسائل در یک کتاب هست که در دیگری نیست. اگر یکی از این اتفاق‌ها در قرآن بود ما را بیچاره می‌کردند.
    عهد قدیم سه بخش است؛ تورات، کتب مربوط به انبیا، سایر مکتوبات و رسلات
    کل تورات توسط فرد دیگری غیر از حضرت موسی نوشته شده
    در تورات می‌گوید موسی همانطور که خدا به او دستور داده بود فرزندان ارشد را شمرد. خود موسی که وحی به او نازل شده است، سوم شخص است در کل تورات جایی نداریم که موسی مخاطب باشد؛ یعنی یکی دیگر نشسته و داستان را نوشته است.
    در بخشی از تورات آمده است: سال‌ها گذشت و موسی بزرگ شد. در سفر تسنیه باب سی و چهار آمده: موسی خدمتگزار خداوند در سرزمین موآب در گذشت. موسی هنگام مرگ صد و بیست سال عمر داشت و قوم اسرائیل سی روز در دره موآب برای او عزاداری کردند.
    اقرار زبان شناسان بر وجود چند نوع ادبیات در کتاب مقدس
    زبان‌شناسان اقرار کردند چندین نوع ادبیات در کتاب مقدس پیدا کردند که مواردی از آن آورده می‌شود. در سفر پیدایش فرزندان بنیامین را نام می‌برد که با نام فرزندان او در دوم تواریخ متفاوت است؛ هردفعه چیزی کشف و یا نقض می‌شود.
    [​IMG]
    در سفر پیدایش باب سی و شش پیامبرانی که روی کار آمدند را نام می‌برد و در بین آنها از طالوت که با داوود هم عصر بوده نام برده می‌شود، در حالی که موسی که کتاب تورات متعلق به اوست حداقل چهارصد سال قبل از طالوت بوده است.
    زبانشناسان اشعار اگاریتی را در تورات تشخیص داده‌اند
    عهد عتیق داستان است؛ داستان نه به معنای توهین به معنای تاریخ، یعنی بعدها کسی نقل کرده است. ما هم می‌گوییم توراتی بوده است، اما آن را حفظ نکردید و نابود شده است و بعدها بر مبنای نقل شفاهی نوشتید. الان زبانشناسان اشعار اگاریتی را در تورات تشخیص داده‌اند؛ یعنی کسانی که تورات را می‌نوشته اند تحت تاثیر قومیت خودشان این اشعار را وارد کرده‌اند.
    درباره اینکه پشت سر این اقدام غرض بوده است یا جهل، باید گفت هر دو. بعضی جاها چنان پیامبر خدا را زمین می‌زند که دیگر نتواند برخیزد، برخی جاها هم از سر جهل بوده و دوست داشته‌اند خودشان را بزرگ جلوه دهند، مثلا خدای بابلی را دارای صفتی می‌دیدند پس به خدای خودشان هم آن صفت را نسبت می‌دادند. قران می‌گوید: (فویل للذین یکتبون الکتاب بأیدیهم ثم یقولون هذا من عند الله)
    خود مسیحی‌ها که عهد عتیق را قبول دارند دو شاخه مهم دارند پروتستان و کاتولیک. بسیاری از مواردی که کاتولیک‌ها قبول دارند در نسخه پروتستان‌ها نیست. سفر توبیا و یهودیه، یشوع بن سیراخ، سفر مکابیان، تتمه سفر دانیال نبی، سفر نبوت باروخ و… در نسخه پروتستان‌ها نیست؛ به دردشان نمی‌خورده و حذف کرده‌اند.
    تفاوت‌ها در ورژن‌های مختلف کتاب مقدس
    همین کتاب مقدس ورژن‌های مختلفی هم دارد که با هم تفاوت دارد: عبری، سامری، یونانی. به ترتیب در عبری و سامری و یونانی عمر آدم صد و سی، صد و سی و دویست و سی ذکر شده است. عمر یارد صد و شصت و دو،شصت و دو، و دویست و شصت و دو ذکر شده است.
    عمر دنیا از خلقت آدم تا طوفان نوح هزار و ششصد و پنجاه و شش، هزار و سیصد و هفت، و دو هزار و دویست و شصت و دو آمده است. اختلاف زمان از طوفان نوح تا میلاد ابراهیم دویست و نود و دو، نهصد و چهل و دو و هزار هفتاد و دو ذکر شده است. درباره زمان آفرینش آدم تا میلاد مسیح چهار هزار و چهار، پنج هزار و هشتصد و هفتاد و دو ،چهار هزار و هفتصد آمده است.
    از چیزی که اصلش زیر سوال است چگونه می‌توان اسطوره بیرون کشید؟!
    نام کوهی که موسی توصیه کرد هکل را روی آن بنا کنند در عبری کوه لن، در سامری کوه جرزیم و در نسخه یونانی کوه ایبال عنوان شده است.
    ده فرمان در نسخه عبری و یونانی ده تاست، در نسخه سامری یازده فرمان است.
    آمار بنی اسرائیل و فرزندانش هنگام ورود به مصر در نسخه سامری هفتاد و پنج تا و در نسخه یونانی هفتاد تاست.
    در نسخه عبری و یونانی اصلا و به هیچ وجه اثری از قیامت نیست و معروف ترین این ورژن‌ها هم همین دو نسخه اند، اما در نسخه سامری صراحتا از قیامت صحبت شده است.
    یک سند از خود کتاب مقدس درباره تحریف آن
    این همه تشتت و اختلاف نظر تاریخی و ایرادات بزرگ تاریخی وجود دارد.
    یک سند از خود کتاب مقدس درباره تحریف آن: کتاب ارمیا باب هشت آیه هشت می‌گوید: (چگونه می‌گوییم ما حکیم هستیم و شریعت خداوند، تورات با ماست. بی شک قلم کذاب کاتبان به دروغ عمل می‌نماید. حکیمان شرمنده و مدهوش و گرفتار شده‌اند. اینک کلام خدا را ترک نموده‌اند پس چه حکمتی دارند.)
    تصریح می‌کند که تحریف صورت گرفته است. خدایی که کشتی بگیرد و شکست هم بخورد مایه آبروریزی است.
    نظر منتقدان درباره تحریف تورات:
    توماس میشل در کتاب کلام مسیحی می‌گوید: «در قدیم مردم معتقد بودند موسی تورات را نوشته است، اما مطالعات جدید کتاب مقدس نشان می‌دهد که پاسخ به مسئله اصل و منشا تورات از آنچه در ابتدا تصور می‌شد دشوارتر است. تورات در طول نسل‌ها پدید آمده است. در ابتدا روایت‌هایی وجود داشت که قوم یهود آن را به طور شفاهی به یکدیگر منتقل می‌کرد، سپس روایات مذکور در چند مجموعه نوشته شد که برخی در باب تاریخ و برخی در باب احکام بود و سرانجام در قرن پنجم قبل از میلاد، این مجموعه‌ها در کتاب گرد آمد؛ یعنی هشتصد سال بعد از موسی. کسانی که در این کار طولانی و پیچیده شرکت کردند بسیار بودند و نام اکثریت قاطع آنها را تاریخ فراموش کرده است. به عقیده یهودیان و مسیحیان الهام الهی در همه مراحل تحریف تورات همراه و پشتیبان بوده است.»
    آنها نمی‌توانند (این اشتباهات را) درست کنند می‌گویند اشکالی ندارد آن کسی که جمع آوری می‌کرده است به وحی وصل بوده است، بنابراین امکان اشتباه نداشته است.
    قرآن به کسانی اشاره کرده که دیگر در تورات اثری از آن نمی‌بینید. سامری را در تورات پیدا نمی‌کنی، البته من یک زمری پیدا کرده‌ام که شاید همان سامری باشد که آدم فاسدی بوده و کشته هم شده است.
    اگر به وحی وصل بوده‌اند پس چرا زمانی که کتاب اول و دوم تاریخ را می‌نویسد، تورات را درباره بچه‌های بنیامین نقض کرده است و بعد همان چیزی هم که می‌نویسد درست نیست. در اول تواریخ یک چیز می‌نویسد، در دوم تواریخ چیز دیگری می‌نویسد؛ پس وصل بودنی در کار نیست.
    تحریف تورات به چه طریقی صورت گرفته است؟ / تخت سنگ‌هایی که تورات بر روی آن حک شده بود خرد شدند
    توماس میشل می‌گوید: دانشمندان معتقدند این بخش از تورات دنبال یک حرکت اصلاحی میان یهودیان در عصر پادشاهی یوشاع و پیامبری ارمیا در قرن هفتم قبل از میلاد تحریف شده است.
    الان نثر ابوالفضل بیهقی را یک زبان‌شناس از روی کلمه می‌گوید متعلق به چه قرنی است، اما به خاطر اینکه زبانشناسان نتوانند دوران کتابت تورات را تشخیص دهند؛ تورات را سریع به یونانی و از یونانی به انگلیسی بردند که یک کلام بشود.
    هنریف مورخ هلندی –هر چند ما لحن سخن او را نمی‌پسندیم- می‌گوید: «روزی از روزها حضرت موسی ناپدید گردید، بر زبان‌ها افتاد که او با دو تخته سنگ نتراشیده از میان مردم بیرون رفته است -می‌گویند ده فرمان بر دو تخته سنگ نازل شد- بعد از ظهر آن روز قله کوه سینا نامرئی بود و تندبادی ابر سیاهی آورده و کوه را زیر حجاب آن مخفی ساخت، طوری که چشم انسان در آنجا چیزی را نمی‌دید.
    هنگامی‌که حضرت موسی برگشت، یا للعجب؛ که خدای قوم یهود در همان هنگام که رعد و برق گوش عالم را کر کرده بود، احکام خود را بر روی سنگ‌هایی که در دست موسی بود، نقش کرده بود…
    وی می‌گوید: وقتی حضرت موسی بازگشت و دید مردم گوساله می‌پرستند، لذا دو تخته سنگ را زمین زد و خرد کرد. به این ترتیب توراتی که از خدا بر حضرت موسی نازل شده بود از دست رفته و آنچه اکنون در دست یهود است زائیده افکار خاخام‌ها و تراوشات ذهن راهبان مذهبی این قوم می‌باشد.
    ما که معجزه را منکر نیستیم، اما ایراداتی که وجود داشته برخی را به کجا برده است.
    ویل دورانت می‌گوید: ولتر دانشمند فرانسوی در صحت تورات شک و تردید کرده است.
    زاپاتا می‌گوید: تناقضات تاریخی تورات کاملا آشکار است.
    نسخه اصلی تورات و احکام دهگانه پیش از میلاد مسیح طعمه جنگ‌ها و حوادث تاریخ گردید
    آدام کلارد می‌گوید: پس از تحقیق فراوان به این نتیجه رسیدم که تورات اصلی در همان فتنه‌های اولی از بین رفته است.
    هورمن معتقد است: نسخه اصلی تورات و احکام دهگانه آن پس از مرگ موسی و علمای بنی اسراییل، با همان صندوق قرن‌ها پیش از میلاد مسیح طعمه جنگ‌ها و حوادث تاریخ گردید – هرچند طبق وصیت موسی هر هفت سال یکبار آنها را قرائت می‌کردند-. بعدها گروهی از جمله عزیز یا عزرا یهود به تدریج با کمک گرفتن از محفوظات و مکتوبات به نگاشتن توراتی جدید اقدام کردند که کاهن بوده و پیامبری‌اش برای ما اثبات نشده است؛ چراکه اگر پیامبر بوده است پس چرا آن تحریفات را از بین نبرده است؟
    در تورات آمده گوساله را هارون ساخت
    این چه حضرت موسی‌ای است که پدرش با عمه‌اش ازدواج کرده است؟
    در تورات می‌گویند گوساله را هارون ساخت. هارون مگر جانشین حضرت موسی نبود؟
    [​IMG]
    موسی دستور به تبعیت از هارون را داده بود، حالا اوست که دستور می‌دهد گوساله بپرستند، لذا مردم گناهی ندارند! اما وقتی موسی برمی‌گردد خدا با هارون کاری ندارد و مردم را تنبیه می‌کند. این چه جور خدایی است؟
    هورمن در ادامه می‌گوید: تلاش بیهوده و دست و پا زدن در گل است اگر کسی بخواهد کتاب مقدس را از تحریف پاک کند.
    ریچارد سیمون می‌گوید: اغلب متون مذهبی ساخته و پرداخته خاخام هایشان است.
    ژان استک فرانسوی می‌گوید: نویسنده یا نویسندگان تا اسفار پنجگانه بدون توجه و دقت دو نوع متن را در این کتاب ردیف کرده اند؛ در یکی از آنها نام خدا الوهین و در دیگری یهودا است.
    اسپینوزا؛ یهودی حق‌طلبی که تورات را زیر سوال برد
    اروخ اسپینوزا نژادا یهودی است و جز اولین کسانی است که تورات را زیر سوال برد و آدم حق طلبی بود، اما متاسفانه بلایی که سر نیچه آمد سر این هم آمد، یعنی چون کتابشان ایراد دارد به این نتیجه رسید که دین مشکل دارد. اسپینوزا ترور شد؛ یهودی‌ها ترورش کردند و اسپینوزا از آن به بعد با همان لباس پاره به خیابان می‌آمد که به مردم بفهماند می‌خواستند مرا ترور کنند.
    یهودی‌ها درباره اسپینوزا مثل اسطوره‌هایشان دو نوع برخورد دارند. زمانی که می‌گویند عجب فیلسوف خوبی بوده می‌گویند یهودی است. زمانی که می‌گویند بر یهود نقد دارد، او را مرتدد می‌دانند که جاسوس است.
    اسپینوزا استدلال جالبی کرده می‌گوید: در سفر پیدایش باب چهارده آیه چهارده، ابرهیم دشمنان خود را تا دان تعقیب کرد، اما در کتابهای دیگری که در عهد عتیق بعد از اسفار پنجگانه آمده است به عنوان مثال در سفر داوران که حوادث مربوط به ده‌ها سال بعد از موسی را نقل می‌کند آمده است: که سبط دان -یکی از اسباط دهگانه یهود که بعد از موسی بوده‌اند- به شهری حمله کردند و بعد از فتح نام آنرا که لایش بود،دان گذاشتند.
    بین این دو حداقل هفتصد سال فاصله است. چرا این اتفاق‌ها می‌افتد؟ چون کسی که نوشته آگاه به سایر بخش‌ها نبوده است، آگاه به همه حقایق نبوده است.
    زبان شناسان و اسطوره شناسان درباره اسطوره‌های کنعانی و بابلی که به تورات ورود پیدا کرده و یا قسمتی از مضامیر که ترجمه مستقیم اشعار اگاریتی است و اشعار کتب عهد عتیق شباهت زیادی با این اشعار اگاریتی دارد، بحث کرده‌اند و می‌گویند بخش‌هایی را از آنها گرفته‌اند.
    انشاالله ادامه دارد…

    • برداشتی از سخنرانی استاد علی اکبر رائفی پور پیرامون اسطوره های صهیونیزم
    • کاری از تیم تحقیقاتی جنبش سایبری ۳۱۳

    [HR][/HR]
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/3/12
    ارسال ها:
    671
    تشکر شده:
    1,294
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانش میجویم
    پاسخ : اسطوره های صهیونیزم (بررسی نقاط ضعف اسرائیل)

    (بسم الله الرحمن الرحیم)


    اسطوره ارض موعود
    اسطوره‌هایی که از کتاب مقدس بیرون کشیده‌اند، مثلا ارض موعود که می‌گویند این منطقه متعلق به خودمان و پدرانمان بوده و ما باید برگردیم؛ چون در کتاب‌مان نوشته است.
    [​IMG]
    سفر پیدایش باب یازده آیه هفده آمده: «من عهد خود را با تو و تا بعد تو با فرزندانت نسل اندر نسل برقرار می‌کنم. من خدای تو هستم و خدای فرزندانت نیز خواهم بود. تمامی فرزندان کنعان را که اکنون در آن غریب هستی تا ابد به نسل تو خواهم بخشید و خدای ایشان خواهم بود.
    خدا به ابراهیم فرمود: وظیفه تو و فرزندان و نسل‌های بعد از تو این است که عهد مرا نگاه دارید؛ تمامی مردان و پسران شما باید ختنه شوند تا بدین وسیله نشان دهند که عهد مرا پذیرفته‌اند.
    برداشت شخصی از تورات: اگر کنعان متعلق به فرزندان ابراهیم است، مسلمانان هم فرزندان ابراهیم هستند!!!
    می‌گویند در این جا حضرت حق به حضرت ابراهیم گفته کنعان برای تو و فرزندان توست؛ خب مگر ما بنی اسرائیل و بچه‌های ابراهیم نیستیم؟ پس این سرزمین برای ما و پدرنمان است و کسی هم نمی‌تواند حرفی داشته باشد.
    در سفر خروج باب سه و آیه هفت و هشت آمده: «خداوند به موسی می‌فرماید من آمده‌ام تا بنی اسرائیل را از بردگی در مصر آزاد سازم و آنان را به سرزمین پهناور و حاصلخیزی ببرم که در آن شیر و عسل جاری است. این بحث شیر و عسل که در ارض موعودشان می‌کنند از همین کتاب مقدس گرفته‌اند.
    [​IMG]
    اولا بحث تحریف را مطرح کردیم و در صورتی که فرض کنیم تحریف وجود نداشته، بحث برداشت شخصی و تفسیر به رای را مطرح می‌کنیم که با چه حقی چنین نتیجه‌ای گرفتید؟ همین الان کنعان در دست فرزندان ابراهیم است. مسلمانان مگر فرزندان ابراهیم نیستند؟ شما با چه حقی می‌گویید فرزندان ابراهیم فقط نسل اسحاق‌اند؟ چرا برداشت شخصی می‌کنید؟
    قبل از اشغال فلسطین هم از نیل تا فرات فرزندان ابراهیم بودند
    خدا گفت نیل تا فرات را به تو می‌بخشم و به ذریه تو می‌بخشم. بخشیده است دیگر. از نیل تا فرات همه مسلمان‌اند. به فرزندان اسماعیل بخشیده است. یهودی هم داریم. آنها هم فرزندان اسحاق‌اند. همه از ذریه ابراهیم اند. شرط عهد بوده است. آیا عهدی را که بستید حفظ کردید؟ قران می‌گوید عهد را شکسته‌اند و کار را خراب کرده‌اند.
    سفر لاویان باب بیست و شش، ایه چهارده و سی و چهار: اگر به من گوش ندهید و اطاعت نکنید و قوانین مرا رد کنید و عهدی که با شما بسته‌ام بشکنید، آنگاه من شما را تنبیه می‌کنم. من برضد شما برخواهم خواست و شما در برابر دشمنان خود پا به فرار خواهید گذاشت. کسانی که از شما نفرت دارند بر شما حکومت خواهند کرد و شهرهایتان را ویران و مکان‌های عبادتان را خراب خواهند کرد. آری سرزمین شما را خالی از سکنه خواهند کرد و دشمنانتان در آنجا ساکن خواهند شد.
    ادامه می‌دهد: بلای جنگ را بر شما نازل خواهم کرد تا در میان قوم‌ها پراکنده شوید. سرزمین شما خالی و شهرهای‌تان خراب خواهد شد.
    چرا این قسمت کتابتان را توجه نمی‌کنید و نمی‌خوانید. آن قسمتی که نیاز دارند را می‌گویند و آن قسمتی که به نفعشان نیست را کنار می‌گذارند.
    در تورات بارها اشاره شده که بنی‌اسرائیل عهد خود را شکستند
    ارمیا در باب هشت و آیه هشت می‌گوید که شما عهدتان را شکسته‌اید.
    بارها در عهد عتیق آمده که آن‌ها نتوانستند عهد را نگه دارند و عهد را شکستند.
    سفر اعداد باب چهارده آیه بیست تا سی و سه آمده: به حضور پرجلالم که زمین را پر کرده است سوگند یاد می‌کنم که هیچکدام از آنها که جلال و معجزات مرا در مصر و در بیابان دیده‌اند و بارها از توکل و اطاعت نمودن سرباز زده‌اند حتی موفق به دیدن سرزمینی که به اجدادشان وعده داده‌ام نخواهند بود. دقیقا برابری با آیه قران دارد: «یا قوم ادخلوا الارض المقدسة التی کتب الله لکم و لا ترتدوا على أدبارکم فتنقلبوا خاسرین… قالوا یا موسى إنا لن ندخلها أبدا ما داموا فیها فاذهب أنت و ربک فقاتلا إنا هاهنا قاعدون». در نتیجه یتیهون فی الارض شدند؛ در زمین چهل سال آواره شدند.
    در ادامه می‌گوید: هر که مرا اهانت کند سرزمین موعود را نخواهد دید. برمبنای این آیه نباید هیچگاه چشمشان به سرزمین موعود بیفتد؛ زیرا در همین کتاب تورات بیشترین اهانت‌ها به خدا شده است.
    خدایی که خسته می‌شود و بعد از خراب کردن معبد سلیمان ناراحت می‌شود و اشک می‌ریزد که چرا بدست خودش عبادتگاه خودش را خراب کرده است.
    ماجرای سرگردانی بنی‌اسرائیل در بیابان در تورات و قرآن
    در ادامه این آیه می‌گوید: همه شما در این بیابان خواهید مرد حتی کسی از شما که بالای بیست سال سن دارد وارد سرزمین موعود نخواهد شد؛ لاشه‌های شما در این بیابان خواهد افتاد. فرزندانتان به خاطر بی ایمانی شما چهل سال در این بیابان سرگردان خواهند بود.
    [​IMG]
    قران هم گفت: اربعین سنه یتیهون فی الارض. چرا به اینها مراجعه نمی‌کنید؟
    کتاب ارمیا نبی آیه یک تا یازده گفته است: اهالی یهودا و اورشلیم علیه من قیام کردند آنها به گناهان پدرانشان بازگشتند و از طاعت من سرباز می‌زنند. ایشان به سمت بت‌پرستی رفتند؛ هم اهالی یهودا و هم اسرائیل -دو سبط پایینی یهودا شدند و ده سبط بالایی کشوری که تاسیس کردند اسرائیل شدند- عهدی که با پدرانشان بسته بودند شکستند.
    واضح می‌گوید آنها عهد شکسته‌اند. بعد از آن می‌گوید: پس چنان بلایی بر ایشان خواهم فرستاد که نتوانند جان سالم به در ببرند.
    جنبشی از یهود که مخالف ارض موعود هستند
    جنبش‌هایی در یهود داریم مثل شاخه‌ای در ارتدکس به نام نتوریکارتا که کاملا مخالف ارض موعود هستند و می‌گویند ارض موعود اینجا نیست، بلکه بهشت است. شما به سرزمینی که به شما وعده داده شده نمی‌روید، چون گناه کردید و عهد را شکسته‌اید و تا آمدن منجی پایتان به آنجا نمی‌رسد و رفتن به آنجا گناه کبیره است.

    نامه خاخام‌های یهود به سازمان ملل در اعتراض به تشکیل اسرائیل!
    (نتوریکارتا) یعنی نگهبان معبد و اعتقاد دارند ما که خودمان نگهبان معبدیم این حرف را می‌زنیم. ۱۲ درصد یهودیان دنیا این تفکر را دارند. زمانی که اسرائیل می‌خواست تاسیس شود، شصت هزار خاخام به سازمان ملل نامه نوشتند که این مبنا و اسطوره‌ای که می‌آورند غلط است. اینها همان خاخام‌هایی هستند که به ایران رفت و آمد دارند از جمله خاخام فریدمن و… .
    این شاخه از ارتدکس می‌گویند که خداوند یهودیان را به جرم اعمال ناشایست از فلسطین متفرق کرد و ایشان را تنبیه نمود و تا هنگامی که شایستگی‌های دینی به یهودیان باز نگردد آنان به هیچ وجه حق بازگشت ندارند و پس از ظهور منجی حق بازگشت خواهند داشت و قبل از آن هرگونه حضور در ارض موعود گناه کبیره است و امکان ندارد در ارض موعود روی آرامش را ببینید، زیرا خدا قسم خورده است. ما هم در قرآن داریم که (ضربت علیهم الذله و المسکنه)
    در اسطوره بیستم به آن حضرت مسیحی که در نظرشان است خواهیم پرداخت که با هم چه اختلافاتی دارند، الان در کنار هم هستند، اما «قلوبهم شتی» اند.

    طرح‌ریزی استراتژیک یهودیان برای اختلاف افکنی بین شیعه و سنی
    این طرح استراتژیک است و باید روی این مسایل دست گذاشت و کار کرد. ببینید که چگونه آنها اختلاف نداشته بین ما را زیاد می‌کنند. این همه تشابه بین شیعه و سنی وجود دارد، خدا، کتاب و نبی مشترک هستند، اما این اشتراکات را کنار می‌زنند و دست روی نقاط اختلاف می‌گذارند و تو را هل می‌دهند تا بقیه راه را خودت بروی و حتی طرح هم بدهی. بعضی شبکه‌های ماهواره‌ای ایجاد شده که فقط به طرف مقابل توهین کند.
    جنبش «سته‌مارها» شاخه‌ای از حصیدی‌ها هستند. خاخام اران کئن، یکی از اعضای این جنبش در مصاحبه با یونایتدپرس از نامه‌ای به فلسطینیان خبر می‌دهد و می‌نویسد: شما را به خدا از مقاومت دست نکشید، حاضرم در دادگاه جنایات جنگی بر علیه سران اسرائیل شهادت بدهم. این خاخام ساکن بیت‌المقدس می‌گوید: من به چشم خود کشتارها را دیده‌ام و حاضرم شهادت بدهم.

    ارض موعود یهودیان هفت کشور را در برمی‌گیرد
    اسرائیل شاهاک در کتاب «تاریخ و دین یهود» می‌گوید: ارض موعود بر گستره هفت کشور واقع شده است، حد فاصل نیل تا فرات، چشم‌پوشی از آن به هیچ وجه ممکن نیست، این یک پیمان است و تا تحقق آن تلاش‌ها ادامه خواهد یافت.
    [​IMG]
    یعنی بحث را دینی کرده و از کتاب مقدس یک اسطوره بیرون کشیده است. خود کتاب مقدس یک اسطوره است و واقعا سخت است که یک کتاب دینی به سمت اسطوره شدن پیش برود.

    مناطق نفت‌خیز ایران در نقشه اسرائیل!
    در سال ۱۹۸۵ این اسطوره ارض موعود به‌روز نیز شد؛ در نقشه جدیدی که رو کردند مصر، بخش‌هایی ازعربستان سعودی تا شرق مدینه، سوریه، عراق، کویت، مناطق نفت‌خیز ایران و جنوب شرقی ترکیه به ارض موعود اضافه شد، در حالی که نیل تا فرات یعنی مصر تا عراق، آن هم نه همه عراق فقط تا فرات.
    در همین راستا در سال‌های پیش از ۱۹۸۵ عزیزالله نعیم اولین رئیس تشکیلات صهیونیسم در ایران، بعد از کشتار وسیع ایرانیان(ما این کشتار را اثبات خواهیم کرد) نامه‌ای به رضاخان می‌نویسد که مرکز اسناد این نامه را چاپ کرده و می‌گوید: به ما یهودیان اجازه دهید در این جا زمین بخریم تا کشاورزی کنیم. وی از رضاخان مزایایی خواسته که دولت به ایرانی‌ها نمی‌داد.
    آنها وقتی خون مردم را کشیدند دست روی کشت و صنعت گذاشتند. مثلا دست گذاشتند تا زمین‌های حاصلخیز جنوب قزوین را بگیرند یا طرح و پیشنهاد اتحاد سیاسی عملی در قبال مرزهای توراتی از سوی آریل شارون در کنگره در ماه می ۱۹۹۳ تبیین می‌شود، وی می‌گوید که باید اسرائیل را تا مرزهای توراتی ببریم. در راستای این طرح می‌گوید باید خوزستان را جدا کرد، دقیقا مناطق نفت‌خیز و حاصلخیز ایران را!

    تکه تکه کردن کشورها راهی برای سلطه صهیونیست‌ها
    طرح او این است که قالب یک کشور تبدیل به کشورهای کوچک بشود، این کشورهای کوچک شبیه لقمه‌هایی هستند که به سادگی خورده می‌شوند. هیچ‌گاه یهود و صهیونیسم نمی‌توانست با عثمانی درافتد؛ اول عثمانی را تکه تکه کرد، بعد تمام تکه‌ها را گرفت.

    طرح سخت کردن زندگی برای یهودیان برای ترغیب آنها به مهاجرت به اسرائیل!
    خاخام «ژزف گود آلیا» در کنگره یهودیان آمریکا در ماه می ۱۹۴۸ می‌گوید: من معتقدم مردمان یهودی برای مهاجرت به فلسطین باید تحت فشار قرار گیرند. این یک برنامه جدید نیست، این رویه در گذشته نزدیک اعمال گردیده بود.
    باید یهودیان دنیا برای عزیمت و استقرار در فلسطین قانع گردند. برای عملی ساختن این طرح باید به جای آسوده سازی خاطر یهودیان بدون سرزمین، آنها را در سرزمین‌های محل اقامت‌شان تا حد ممکن دچار سختی و مشقت نمود، مثلا اگر در عراق هستند در آنجا بمب‌گذاری کنید تا بترسند.
    این مساله اکنون در حال رخ دادن است. از ابتدای بیداری اسلامی نزدیک به دویست و هفتاد هزار یهودی از اسرائیل کوچ کرده‌اند، چون آنجا دیگر امن نیست و از ماندن می‌ترسند.

    حمله به سفارت‌خانه‌های اسرائیل برای جلوگیری از کوچ ساکنان اسرائیل
    پس از آن ترورهایی علیه سفارتخانه‌های اسرائیل انجام شد که بگویند بیرون از اسرائیل ناامن است و فقط همین جا امنیت داریم، بیرون یهودی‌ها را می‌کشند، اگر این مسئله تشدید شود شما شاهد خونریزی کثیر یهودیان خواهید بود.
    بیرون از اسرائیل خودشان را خواهند کشت و خودشان هم به خون‌خواهی بلند می‌شوند، مثل معاویه که در کشته شدن خلیفه سوم نقش داشت، اما خود او، پیراهن عثمان را علم کرد تا حکومت امام علی(ع) را زمین بزند.
    آنها خودزنی می‌کنند، مثل یازده سپتامبر که خودزنی بود، البته جالب است که درباره یهودیان خودزنی هم نبوده، زیرا از دو روز قبل یهودیان سرکار نرفتند.
    خاخام ژزف ادامه می‌دهد: در فرآیند این امر باید سازمانی که بتواند یهودیان را دچار نگرانی کند بوجود بیاید و رفاه و راحتی به وجود آمده برای یهودیان کاهش یابد. آنها درباره اینکه سرنوشت مردم بیرون اسرائیل چه می‌شود نباید سوال کنند و چیزی که به آنها گفته شود این است که آنها مردمی بیمار هستند.

    موفقیت حاصل از بازگشت یهودیان به سرزمین‌های مقدس تشکیل دولت اسرائیل است.
    یکی از جان‌فرساترین مراحل طرح مسیح – اسطوره منجی که ما در اسطوره‌ها از آن نام نبردیم؛ چرا که معتقدیم مسیح بازخواهد گشت- پروژه بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس است.
    ما شاهد عملی شدن این پروژه با حمایت مسیحیان صهیونیست و بازی با کارت‌هایی همچون نازی‌ها بودیم. موفقیت حاصل از بازگشت یهودیان به سرزمین‌های مقدس را باید تشکیل دولت اسرائیل تلقی کرد.

    تشکیل دولت اسرائیل در چارچوب طرح مسیحی
    همانند پیشگویی‌های هرزل در سال ۱۸۹۶ میلادی درباره اینکه طی پنجاه سال آینده دولت یهودی تشکیل خواهد شد، تشکیل دولت اسرائیل در چهارچوب طرح مسیح پیشرفت بزرگی محسوب می‌شود.
    [​IMG]
    طراحان بحث طرح مسیح، یهودیان کابالائیسم بودند. هرزل لائیک و سکولار بود و اصلا دین را قبول نداشت، اما اتحادی بین لائیک‌ها و کابالائیست‌ها شکل گرفت.
    کابالائیست‌ها می‌گفتند این اتفاق باید بیافتد تا منجی بیاید و به عنوان طراح اصلی طرح مسیح، تشکیل دولت یهود را به عنوان نشانه بزرگی در جهت طرح، تبلیغ نموده و تشکیل دولت کوچکی را به مثابه آغاز آمدن مسیح پذیرا شده بودند.

    استقرار یهودیان در فلسطین شرط آمدن مسیح است
    (کالیشر) یکی از نظریه‌پردازان بازگشت یهودیان به اسرائیل اعلام کرده بود که استقرار تعداد زیادی از یهودیان در سرزمین فلسطین شرط آمدن مسیح است.
    از طرف دیگر شاخه‌ای از مسیحیان به نام اونجیلیسم وجود دارد که کاملا با این دسته همخوانی دارند و با هم مرتبط هستند، اگر اسرائیلی‌ها بخواهند بر خلاف اونجیلیست‌های آمریکایی کار کنند کمک‌های مالی قطع می‌شود.
    جریان کابالائیسم برای اینکه بتواند به سرزمین مقدس برود مخالف بزرگی به اسم مسیحیت داشت و برای اینکه این مشکل را حل کند در مسیحیت شاخه‌ای به نام اونجیلیسم به وجود آورد تا از دل خود مسیحیت بگویند برای آمدن مسیح اینها باید بازگردند، ولی از دل این کار اختلاف بسیار بزرگی بیرون آمد که در بحث تبین اختلاف‌ها یعنی اسطوره بیستم و دولت دوم گفته خواهد شد.

    اسطوره پاک سازی نژادی یهودیت
    یک اسطوره با عنوان پاکسازی نژادی وجود دارد و به این معناست که وقتی وارد سرزمینی شدید بر مبنای قوم برگزیده تنها نژاد پاک شما هستید، پس بقیه باید نابود شوند.

    تفاوت بین سیره پیامبر(ص) و یهودیان
    درباره «یوشع بن نون» در سفر اعداد باب بیست و یک آیات بیست و یک تا بیست و پنج می‌گوید: «آنگاه قوم صدا زدند و چون قوم شنیدند با صدای بلند گفتند حصار شهر به زمین افتاد و قوم، یعنی هرکس از پیش روی خود به شهر برآمد و شهر را گرفتند و هر آنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند.)
    پیامبر(ص) وقتی مکه را فتح کردند گفتند: «هر که شمشیر در دست ندارد در امان است.» ما در روایات داریم که شکرانه پیروزی در جنگ آزاد کردن اسیران است. در زمان جنگ خیبر پیامبر(ص) وقتی دید که اسرا را از بین کشته‌هایشان عبور می‌دهند به شدت برخورد کرد. حال این دو رویه را با هم مقایسه کنید.

    توصیه سازمان ملل به شارون در صبرا و شتیلا
    شارون وقتی در صبرا و شتیلا وارد شد همین کار را کرد و حتی گربه‌ها را هم کشت. سازمان ملل به شارون گفت حداقل قبل از حمله اعلام کن که می‌خواهی کشتار کنی تا مردم فرار کنند و ما بهانه داشته باشیم تا کسانی را که مانده‌اند بکشیم.
    پرویز شیخ طادی فیلم «شکارچی شنبه» را بر همین مبنا ساخته است. شارون بلندگو در دست می‌گیرد و می‌گوید سه دقیقه فرصت دارید تا روستا را خالی کنید.

    داستان یهودیان درباره یوشع بن نون
    در ادامه آیات یوشع می‌آید: «و یوشع به آن دو مرد که به جاسوسی زمین رفته بودند گفت به خانه زن فاحشه بروید و زن را با هر آنچه دارد بیرون آورید، چنانکه برای وی قسم خوردید.
    [​IMG]
    پس آن دو جوان داخل شدند و راهاب و پدر و مادرش را با هرچه داشت بیرون آوردند، بعد تمام خویشان او را آوردند و بیرون لشکرگاه جا دادند و شهر را با آنچه در آن بود در آتش سوزاندند، لیکن طلا و نقره و ظروف مسی را در خزانه بگذاردند.»
    هلوکاست همین است، در اسطوره هلوکاست اصحاب اخدود را مطرح خواهیم کرد. زبانم لال می‌گوید این زن فاحشه همسر یوشع می‌شود. یوشع بن نون، نبی بعد از حضرت موسی است و به احتمال زیاد همان فردی است که موسی به همرا ه او دنبال خضر می‌رود.
    چیزهایی که گفته شد فقط در عهد عتیق بود. مسیحیانی آمده‌اند و در زمین اینها بر مبنای کتاب مقدس بازی می‌کنند، در عهد جدید هم چیزی داریم.
    در مکاشفات یوحنا باب شانزده آیه شانزده آمده است: «و ایشان را به موزه‌ای که آن را در عبرانی «حورمجد» می‌خواندند فراهم آوردند.»
    می‌گوید از نشانه‌های ظهور مسیح این است که باید بنی‌اسرائیل را در منطقه حورمجد -آرماگدون- جمع کنند. یوحنا اصلا پیامبر نبوده، بلکه فردی بوده که مکاشفه داشته و چیزهایی دیده، اما سند نیست.
    اونجیلیست‌ها گفتند ما در عهد عتیق، مثلا در کتاب زکریا باب سیزده آیه هشت و نه داریم که خداوند می‌گوید: (در تمامی زمین دو قسمت منقطع می‌شود، قسمت سوم در آن باقی خواهند ماند و ایشان را از میان آتش و آب خواهم گذراند و ایشان را مانند مصفا ساختن طلا مصفا خواهم ساخت و اسم مرا خواهند خواند و من ایشان را اجابت نموده و خواهم گفت ایشان قوم من هستند و ایشان هم خواهند گفت که یهوه خدای ما می‌باشد.)
    نابودی دو سوم مردم زمین در کلام امام صادق(ع) و تورات
    یوحنا در مکاشفات خود می‌گوید دو سوم مردم کره زمین می‌میرند و آن یک سوم را من خدا نجات می‌دهم. در مورد اینکه این تحریف است یا نه بحثی نداریم، بلکه درباره اینکه از این چه استفاده‌ای می‌کنند بحث داریم.
    شنیدید که استراتژیست بزرگ امریکایی گفته دو سوم مردم دنیا باید نابود بشوند، این حرف برمبنای کتاب مقدس است.
    از امام صادق(ع) پرسیدند در آخرالزمان چه می‌شود؟ فرمودند: جنگ‌هایی در می‌گیرد، یک سوم مردم به مرگ سفید می‌میرند و یک سوم به مرگ سرخ. می‌گویند مرگ سفید احتمالا بیماری و مرگ سرخ هم جنگ است. راوی پرسید پس ما چه می‌شویم؟ امام فرمودند: آیا راضی نمی‌شوید از یک سوم باقی مانده باشید، لذا می‌بینیم آرماگدون در ادبیات اسلامی هیچ جایگاهی ندارد، پس اگر هم جنگی در بگیرد میان خودشان است، آنها از قدرت و مکر خدا غافل هستند.
    هیچ احدالناسی حق ندارد پروتکل‌های مربوط به از بین بردن سلاح‌های اتمی را امضا کند!!
    یکی از سران یهودی می‌گوید بر مبنای کتاب حزقیال نبی باید در آخرالزمان جنگ هسته‌ای شکل بگیرد، لذا هیچ احدالناسی حق ندارد پروتکل‌های مربوط به از بین بردن سلاح‌های اتمی را امضا کند، چون دو سوم دنیا باید با سلاح هسته‌ای بمیرند.
    در کتاب حزقیال نبی باب سی و هشت و آیه بیست و یک آمده است: با وبا و خون بر او عقوبت خواهیم رساند. باران‌های سیل‌آسا و تگرگ‌های سخت و آتش و گوگرد و تکان‌های سختی در زمین پدید خواهد آمد. کوهی سرنگون خواهد شد و صخره‌ها خواهند افتاد و جمیع حصارهای زمین منهدم خواهد گشت.
    آونجلیست‌ها بعنوان یک تکلیف دینی در انتخابات شرکت می‌کنند
    استنباط آونجلیسا این است که این همان جنگ اتمی است، پس سلاح‌های اتمی نباید از بین بروند.
    آونجلیست‌ها در کل دنیا هفتاد میلیون جمعیت و بیست و پنج تا سی میلیون رای دارند؛ رای آنها بسیار تاثیرگذار است؛ چرا که در انتخابات شرکت می‌کنند و مسئله شرکت در انتخابات را هم شرعی می‌دانند و معتقدند چون دین ما گفته ما باید در انتخابات شرکت کنیم.
    فرمایش امیرالمومنین(ع) در مورد یاران خود و یاران معاویه
    این طرف ماجرا برای من شیعه هنوز باید بحث شود که شرکت در انتخابات وظیفه شرعی است. اینها بر مبنای تفکر شیطانی جانشان را می‌دهند. حضرت علی(ع) می‌فرمود: حاضرم ۱۰ تا از شما را بدهم و یکی از یاران معاویه را بگیرم که ایشان در باطل خود متحد و شما در حق خود متفرق هستید.
    کسی که بخواهد وحدت ایجاد کند را سریع می‌زنند. الان در پاکستان مداح می‌رود و هرچه ناسزا هست به اهل‌سنت می‌گوید، ولی هیچ کاری با او ندارند. از سوی دیگر یک روحانی که منبر می‌رود و درباره وحدت حرف می‌زند فردای همان روز ترور می‌شود.
    نکته جالب درباره آرماگدون این است که این آرماگدون فقط یک‌بار آن هم در عهد قدیم در کتاب زکریا در باب دوازده آیه یازده استفاده شده است. در بقیه موارد کلمه را تغییر داده‌اند. «یحرفون الکلمه عن مواضعه»؛ کلمه اصلی «اورمجدو» بوده، یعنی شهر حاصلخیز یا «حورمجدو» یعنی تپه حاصلخیز، ولی از این کلمات آرماگدون را بیرون کشیده‌اند.
    تفکر مسیحیان: هر کس موجب منحل شدن اسرائیل بشود جلو ظهور را گرفته است
    جری فالور از بانیان این مکتب می‌گوید: هرکس واقعا به کتاب مقدس ایمان داشته باشد مسیحیت و کشور نوظهور اسرائیل را به گونه‌ای جداناپذیر و مرتبط با یکدیگر می‌بیند.
    تاسیس کشور اسرائیل در سال ۱۹۴۷ از دید هر فرد مسیحی که به کتاب مقدس ایمان دارد، تحقق پیشگویی‌های دو عهد قدیم و جدید است. هر کس بخواهد جلوی اسرائیل بایستد و موجب منحل شدن اسرائیل بشود جلوی ظهور را گرفته است.
    اسطوره کتاب مقدس بسیار اثرگذار است، لذا با زدن کتاب مقدس چیزهای بسیاری را از دست می‌دهند، بنابراین نمی‌گذارند وارد این بحث‌ها شویم و ما را درگیر قرآن خودمان کرده‌اند و خودشان اسلحه را به دست گرفته‌اند.
    شبهات را باید چنان جواب داد که درگیر خودشان شوند
    غربی‌ها شبهه مطرح می‌کنند و ما باید جواب بدهیم، ولی ما این را فهمیده‌ایم و تنها راه را در این دیده‌ایم که وقتی شبهات قرآنی را جواب می‌دهیم حمله هم بکنیم. مدل من این است که به تهدید پاسخ نمی‌دهم، بلکه تهدید را به فرصت تبدیل می‌کنم.
    باید به شبهه آن‌چنان جواب دهیم که درگیر خودشان شوند و زمانی که درگیر خودشان شدند باید حملات را زیاد کنیم تا جریان عکس شود. این سیستم در بازی والیبال وجود دارد و شما را دو امتیاز جلو می‌اندازد.
    طرحشان این است و کتاب مقدس هم گفته، پس کسی نباید در برابرش بایستد و گرنه کافر است و مخالف را حذف هم می‌کنند، مثلا اسحاق رابین بحث صلح بین فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها را مطرح کرد. اسرائیلی‌های لائیک او را دوست داشتند، چون این طرح امنیت‌شان را حفظ می‌کرد.
    همه حمایت مالی و تسحیلاتی که امروزه به اسرائیل می‌شود توسط اونجلیست‌هاست!!
    ارتدکس‌های یهودی و اونجلیست‌ها با هم به توافق رسیدند. اونجلیست‌ها برنامه‌ریزی کردند و «یگال امیر» ترور را انجام داد. نکته جالب این است که خود اسحاق رابین به صورت مشکوک در بیمارستان مرد، دست اونجلیست‌ها در کار بود، یعنی حمایت مالی و تسحیلاتی که امروزه در اسرائیل می‌بینید همه توسط اونجلیست‌هاست.
    می‌گویند باید اسرائیل را قوی نگه داریم تا در برابر کشورهای مسلمان یک توازن قدرت به وجود بیاید و خون مسلمانان را بریزد تا این ظلم بالا بگیرد و آتش جنگ برافروخته بشود و همدیگر را بکشند تا مسیح بیاید.
    یهودیان باید از سراسر جهان به فلسطین آورده شوند و کشور اسرائیل در گستره‌ای از رودخانه نیل تا فرات به وجود آید و یهودیانی که مهاجرت کنند اهل نجات خواهند بود.
    یهودیان باید مسجدالاقصی را تخریب نموده و به جای آن معبد بزرگ یا هیکل را بنا کنند، روزی که یهودیان مسجد را خراب کنند جنگ نهایی آرماگدون به رهبری غرب آغاز می‌شود و تمام جهان نابود خواهد شد؛ روزی که جنگ آرماگدون آغاز شود تمام مسیحیان به دنبال عملی نمودن خواسته‌های مسیح هستند و تمام مسیحیانی که به دنبال عملی نمودن خواسته‌های مسیح هستند در این جنگ شرکت می‌کنند.
    آنها مسیح را خواهند دید و توسط یک سفینه عظیم از دنیا به بهشت منتقل می‌شوند و از آنجا همراه با مسیح نظاره‌گر نابودی جهان خواهند بود.
    در فیلم ارباب حلقه‌ها اگر دقت کنید سردسته آنها تک چشم بود، یعنی دجال بود. مسیح ظهور خواهد کرد و او را شکست می‌دهد و حکومت جهانی خود را بیت‌المقدس بر پا خواهد داشت، او به جای مسجدالاقصی معبدی خواهد ساخت و آنجا را محل حکومت جهانی خود قرار خواهد داد و مسیحیان و یهودیان قبل از جنگ از او اطاعت خواهند نمود.
    دولت اسرائیل با کمک غرب، مسجدالاقصی را نابود خواهد کرد و معبد بزرگ به دست آنها در این مکان ساخته خواهد شد و این رسالت مقدس بر عهده آنان است. این حادثه پس از سال دو هزار میلادی حتما اتفاق خواهد افتاد، قبل از آرماگدون رعب و وحشت بر دنیا چیره خواهد گشت.
    اگر ما یک هزارم این عقاید خنده‌دار را داشتیم بیچاره‌مان کرده بودند، ما بلد نیستیم چطور کار کنیم، به جای فحش دادن باید اینها را زیر سوال ببریم.

    دشمن برای از بین بردن قبح هر چیز از طنز استفاده می‌کند
    وقتی می‌خواهید قبح مسئله‌ای را از بین ببرید باید از طنز استفاده کنید. دشمن همینگونه خطوط قرمز شما را شکست، یک طنز مزخرف به نام آیات شیطانی نوشت، بعد از آن کاریکاتور کشید. این طرف ماجرا ما هم برای هلوکاست کاریکاتور کشیدیم و به فاصله چندین ساعت هاآرتص تیتر این کار را زد و ۸۰ هزار بازدید هم داشت.
    اینها با طنز مسیح را شکستند، مسیح را نشان دادند که با لباس زیر در خیابان می‌رقصد. در تبلیغاتشان با طنز خدا را شکستند. در تبلیغ سس، خدا را با ریش بلند نشان دادند که روی کرسی خود در عرش نشسته و ساندویچ می‌خورد، سس‌ها که از کنار ساندویچ می‌ریزد را با شهاب سنگی که به زمین می‌بارد نشان دادند.
    صهیونیسم اسلامی و مسلمان در حال شکل‌گیری است
    اینها با طنز و رسانه‌هایی که در اختیار صهیونیست‌ها اعم از یهودی و مسیحی است قبح‌ها را شکستند. جدیدا صهیونیسم اسلامی و مسلمان هم در حال شکل‌گیری است.
    الیور کلامبر، دیکتاتور معروف پیوریتن‌ها در انگلستان که ظاهرا مسیحی بود می‌گفت به لحاظ نژادی ما سگ یهودیان هم نیستیم. خیلی عجیب است، وقتی در انگلیس انقلاب کردند با این که مسیحی بودند به جای انجیل، تورات را قانون اساسی کردند. همین‌ها بودند که بعدها کوچ کردند و به آمریکا رفتند.
    الیور می‌گوید: حضور یهودیان در فلسطین زمینه را برای آمدن دوباره مسیح آماده خواهد ساخت، ببینید از چه تاریخی اینها می‌گفتند که یهودی‌ها باید به فلسطین بروند.
    دیدگاه برخی دانشمندان در مورد بازگشت یهودیان به وطن خود
    جان لاک، پدر لیبرالیسم در کتاب «تعلیقات بر رسالات پولوس قدیس» می‌گوید: پروردگار قادر است همه یهودیان را در کشوری واحد جمع کند و آنها را در میهن خود در رفاه و شکوفایی قرار دهد.
    اسحاق نیوتن در کتاب ملاحظاتی درباره پیشگویی‌های دانیال و مکاشفات یوحنا قدیس می‌گوید: یهودیان به وطن‌شان باز خواهند گشت، نمی‌دانم چگونه این کار انجام خواهد شد، باید بگذاریم زمان این امر را تفسیر کند، اما باید بازگردند.
    ژان ژاک روسو از رهبران فراماسونر انقلاب کبیر فرانسه در کتاب «امیل» می‌گوید: ما انگیزه‌های درونی یهود را هرگز نخواهیم شناخت؛ مگر اینکه ایشان صاحب کشوری آزاد باشند و خود مدرسه و دانشگاه‌هایشان را اداره کنند.
    کانت می‌گوید: یهودیان را فلسطینی‌هایی می‌دانم که در میان آلمان‌ها زندگی می‌کنند.
    با تحریف، یک اسطوره ایجاد کردند و بر مبنای آن بحث می‌کنند، بخش دیگر هم این است که تعبیر و برداشت شخصی می‌کنند و می‌گویند ما باید به اسرائیل برویم تا مسیح ظهور کند، اگر ما به اسرائیل نرویم مسیح ظهور نمی‌کند، هیچ‌گونه صلحی نباید ایجاد شود و در آنجا باید جنگ شکل بگیرد.
    خوب که دقت کنید اینجا بین یهودی‌ها و مسیحی‌ها اختلافی به وجود می‌آید. مسیحی‌ها می‌گویند در جنگ آرماگدون سه چهارم یهودی‌ها کشته می‌شوند، یهودی هم که دیوانه نیست خودش به قربانگاه برود، بنابراین سران یهودی دارند این بحث را تغییر دهند.
    پت راوردسون به مناخن بگین، یهودی نامه می‌نویسد و می‌گوید: بیایید قبل از آنکه مسیح ظهور کند مسیحی شوید. مناخن هم پاسخ می‌دهد: من به شما قول می‌دهم اگر مسیح پسر یوسف -با همین عبارت به مریم توهین می‌کنند- آمد ما همه مسیحی می‌شویم.
    می‌گویند سه چهارم یهودیان کشته می‌شوند و آن یک چهارم باقی مانده هم یا مسیحی می‌شوند یا خود مسیح بعد از ظهورش آنها را می‌کشد.
    اختلاف از این بزرگتر؟ شاخصه از این بیشتر؟ برای زدن اینها به سادگی می‌توان اونجلیست‌های امریکا را به جان اسرائیل انداخت و یهودی‌ها را هم به جان آنها و بعد نشست و تماشا کرد.
    اگر ثابت شود هلوکاست دروغ بوده، دلیل موجودیت اسرائیل هم زیر سوال می‌رود
    من به هیچ نهاد حکومتی و دولتی وابسته نیستم و به عنوان یک پژوهشگر آزاد این ایده را ارائه می‌دهم. زدن این اسطوره‌ها یعنی موشک اتمی.
    [​IMG]
    دیدید زمانی که آقای احمدی نژاد هلوکاست را زیر سوال برد چه داد و بیدادی به راه افتاد؟ خب موشک به آنها زده بود. کسی اباعبدالله ما را زیر سوال ببرد داد و بیداد نمی‌کنیم، ولی هلوکاست برای آنها اسطوره و مقدس است.
    دلیلشان برای اینکه باید در اسرائیل باشند این است که اگر بیرون اسرائیل باشند، آنها را زنده زنده می‌سوزانند. وقتی ثابت کنیم هلوکاست دروغ بوده دلیل موجودیت و رفتن به اسرائیل هم زیر سوال می‌رود. با ایده و نظر راحت می‌توان سیستم آنها را پایین آورد.
    انشاالله ادامه دارد…

    • برداشتی از سخنرانی استاد علی اکبر رائفی پور پیرامون اسطوره های صهیونیزم
    • کاری از تیم تحقیقاتی جنبش سایبری ۳۱۳
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.