جنگ نرم بابررسی و واکاوی انواع و اقسام جنگ های موجود اعم از جنگ سخت، جنگ سرد، جنگ نرم و... به پارامترهایی برمی خوریم که در تمامی این جنگ ها مشترک است و تفاوت موجود در تعریف این جنگ ها با توجه به هدف مد نظر آنهاست که به جهت اهمیت و مبتلابه بودن مقوله جنگ نرم بصورت کاربردی به اسلحه شناسی این جنگ پرداخته خواهد شد. و امـــا جنگ نرم. جنگ نرم را می توان جنگ فرهنگی، تبیلیغاتی، روانی و در یک کلام جنگ روانشناسها دانست که هدفی جز تسخیر افکار عمومی جامعه هدف و مدیریت اذهان برای آن متصور نیست. در راستای مدیریت مناسب و کنترل شده جنگ نرم باید در ابتدای کار تصویر و تعریفی صحیح از عناصر زیر را در ذهن داشته باشیم که در تمامی نبردها مشترک اند: - میدان: محل و جایگاهی است که رویارویی اصلی و بنیادین عناصر و افسران جنگ نرم در آن روی می دهد که بواسطه همپوشانی های قومی، مذهبی و صنفی می توان دانشگاه را میدان اصلی جنگ نرم دانست. - سنگر خودی و غیر خودی: اهمیت تعریف سنگر و تعیین حدود و مرزها از آن جهت است که شاخصی برای عبور و مرور افسران جنگ نرم تعریف شده باشد تا از خروج غفلت آمیز نیروهای خودی و یا ورود عناصر غرض ورز غیر خودی جلوگیری به عمل آید. - سلاح: در کنار عنصر بصیرت به عنوان مهم ترین عامل جنگ نرم و از اساسی ترین ابزار این جبهه به حساب می آید که خود به دو دسته کلی سلاح های متعارف و نا متعارف قابل تقسیم است: 1- سلاح های متعارف: ابزار حقیقی یا مجازی است که به لحاظ شرعی، اخلاقی و قانونی استفاده از آن بلامانع می باشد: الف- سلاح های متعارف حقیقی را می توان در قالب عناوین کلی زیر برشمرد: - ابتدایی ترین و موثرترین ابزار در این حوزه ارتباط چهره به چهره (Face to Face) با جامعه هدف می باشد که بواسطه ویژگی های منحصر بفرد رو در رو بودن و قابلیت ایجاد ارتباط بصری و کلامی تاثیر بسزایی در عمق دادن به گفتمان داراست که در قالب گفتگوهای دو نفره یا چند نفره بصورت میزگردهای خودمانی رسمی و غیر رسمی اما علمی قابل اجراست. - تهیه و چاپ نشریات مکتوب در چارچوب موج اولی (طرح و تحلیل ایرادات، تناقضات و رفتارهای دوگانه طیف های با گفتمان متضاد) و موج دومی (پاسخ و تبیین شبهات مطروحه در راستای روشنگری اذهان عمومی) - برپایی نمایشگاه عکس، روز شمار حوادث و رخدادها، کاریکاتور پارادوکس ها و تناقضات جریان مخالف در قالب های هنری. -برپایی تریبون های آزاد دانشجویی بر مبانی علمی و به دور از هوچی گری در راستای تضارب آرا و روشن شدن حقایق برای عموم. ب- سلاح های متعارف مجازی نیز بصورت زیر قابل تقسیم است: - راه اندازی سایت و وبلاگ های سیاسی، انتشار طرح های گرافیکی و کلیپ های روشنگرانه. - ارسال پیام کوتاه بصورت گسترده در صورت دارا بودن دیتا بیس غنی و مناسب. - جمع آوری و ارسال ایمیل های هدفمند به اساتید و دانشجویان در راستای روشنگری افکار دانشگاهیان. - عضویت و فعالیت مستمر در تالارهای گفتگو (فارم)، شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، توئیتر، گوگل باز. سلاح های متعارف حقیقی و مجازی دارای قدرت و اثرگذاری متفاوتی می باشند و در آن واحد هر کدام بسته به نوعشان دارای عمق اثر بخشی و سطح پوشش خاص خود هستند. 2- سلاح های نامتعارف حقیقی و مجازی: بهره گیری از این ابزار شرعا، اخلاقا و قانونا نادرست و خبیثانه تلقی می شود چراکه در این پروسه فرد یا گروه برای نیل به اهداف سوء و شوم خود به هر نیرنگ و حیله ای از دروغ و شایعه کذب گرفته تا اخبار ضد و نقیض و تصاویر و کلیپ های ساختگی متسول می شوند تا به اهداف خود که تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی و تشویش اذهان است ، برسند. تاثیر و انتشار این نوع ادوات در لحظات اولیه سریع و سطحی می باشد اما با گذشت زمان و فرونشستن گرد و غبار و مشخص شدن حقایق به سرعت از کار می افتند و سیاهی آن به روی جاعلان این اخبار و اعمال می ماند که از آن جمله در چند وقت اخیر می توان به: دروغ بزرگ تقلب در انتخابات ریاست جمهوری 88 با استناد به منطق داماد لرستان رهنورد، دروغ بزرگ تجاوز توسط کروبی با ارائه 2 حلقه سی دی! ، پروژه دروغین 72 تن سازی توسط الویری و بهشتی، پروژه متولدین مهر در راستای ملتهب کردن فضای دانشگاهها و... اشاره کرد. و در اخر بر این نکته پای میشفرم که در جنگ نرم اصل حضور در میدان مهم است، اصل احساس تکلیف و دغدغه داشتن در فضایی که حق و باطل، دروغ و راست در هم آمیخته شده و عده ای خواهان آن هستند تا سدهای ندیدن و نفهمیدن و نگفتن را مقبال دهان و اذهان مردم بکشند پس...خـــــط شکــــــن باید بود!
پاسخ : جنگی از نوع نرم مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعریف واحدی که مورد پذیرش همگان باشد ندارد. «جان کالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود”، می داند. ارتش ایالات متحده آمریکا در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی که برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد”.با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریکایی در حوزه “قدرت نرم” نسبت می دهند. وی در سال۱۹۹۰ میلادی در مجله “سیاست خارجی” شماره ۸۰ ، قدرت نرم را “توانایی شکل دهی ترجیحات دیگران” تعریف کرد. تعریفی که قبل از وی «پروفسور حمید مولانا» در سال۱۹۸۶ در کتاب “اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل” به آن اشاره کرده بود. با این وجود مهمترین کتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال۲۰۰۴ ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی” منتشر نمود. بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و… از اشکال جنگ نرم است . به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. در یک تعریف کامل تر می توان گفت، جنگ نرم یک اقدام پیچیده و پنهان متشکل از عملیات های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در کشورهای هدف است
پاسخ : جنگی از نوع نرم چرا جنگ نرم؟ انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریهپرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند. براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود. در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد. بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد. جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.
پاسخ : جنگی از نوع نرم تفاوت جنگ نرم و جنگ سخت - حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی که حوزه تهدید سخت امنیتی و نظامی میباشد؛ ۲- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازهگیری آن مشکل است، در حالی که تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و میتوان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازهگیری کرد؛ ۳- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی که در نرم ، از روش القاء و اقناع بهرهگیری میشود. و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی که در تهدید نرم ، هدف تاثیرگذاری بر انتخابها، فرآیند تصمیمگیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویتهای فرهنگی است؛ ۴- مفهوم امنیت در رویکردهای نرم شامل امنیت ارزشها و هویتهای اجتماعی میشود، در حالی که این مفهوم در رویکردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی میگردد. ۵- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واکنش برانگیختن است، در حالی که تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عکسالعمل است. ۶-مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولتها هستند، در حالی که مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویتهای فروملی و جهانی) است؛ ۷- کاربرد تهدید سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظامهای سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد تهدید نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظامهای سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگسازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظامهای لیبرال و دموکراسی تلقی میشود. جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر کامل نظام سیاسی یک کشور است که البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یک هدف را دنبال می کنند و این وجه مشترک آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یک نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است.
پاسخ : جنگی از نوع نرم اهداف جنگ نرم ۱- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افکار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است. ۲- استحاله سیاسی به منظور ناکارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی ارکان آن نظام. ۳- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی اعتمادی و ناامنی روانی. ۴- اختلاف افکنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی کشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی کشور. ۵- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های کشور. ۶- بی تفاوت کردن نسل جوان به مسائل مهم کشور. ۷- کاهش روحیه و کارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی. ۸- ایجاد اختلاف در سامانه های کنترلی و ارتباطی کشور هدف. ۹- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراکنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه ها و… ۱۰- تقویت نارضایتی های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری که در مواقع حساس این نارضایتی ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند. ۱۱- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل های نادرست و اغراق آمیز. جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.