1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

برخورد نزدیک از نوع پر سرعت(1)

شروع موضوع توسط Mohammad ‏8/1/11 در انجمن فناوری اطلاعات

  1. Founder

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    13,002
    تشکر شده:
    13,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    توزیع وفروش اینترنت برخلاف گذشته‌اش که یک کالای فاقد کاربرد اساسی بود و شاید لوکس به شمار مي‌رفت در حال حاضر یک کالای کاملا اقتصادی است و توسعه آن نه از منظر وظایف برنامه‌ای که تاکنون بر آن بارها تایید شده بلکه با توجه به ذات اقتصادیش و میزان سود حاصل از آن مورد توجه بازیگران این عرصه قرار گرفته است.
    مجتبی محمودی - فاطمه ملکی - عصر ارتباط
    ۲۰ دی ماه سال ۸۳ یازده شرکت موفق به دریافت پروانه‌ای شدند که گرچه معروف به پروانه ندا یا PAP است اما این پروانه ها رسما مجوز توزیع اینترنت پرسرعت را بر عهده بخش خصوصی نهاد. دارندگان پروانه‌های ندا از زمان تولد تا امروز که ۶ سالگی‌شان را تجربه کرده‌اند همواره با چالش‌های جدی مواجه بوده‌اند که به ظن بسیاری از کارشناسان این چالش‌ها بیش از آنکه چالش شرکت‌های ندا باشد حاکی از آن است که اینترنت همچون بسیاری از پدیده‌های فناورانه و جدید دیگر با اما و اگرهای بسیاری رو بروست. اینکه موانع و چالش‌ها چگونه به‌وجود آمده‌اند، نقش هر یک از ذینفعان که شامل شرکت مخابرات ایران و یازده شرکت ندا مي‌شود در این میان چه میزان بوده است، قدرت رگولاتور به عنوان تنظیم کننده و هدایت‌کننده بازار آی‌سی‌تی در این میان تا چه اندازه‌ای موثر بوده است؟ از جمله موضوعاتی است که در میز گرد سیزده نفره عصر ارتباط به آن پرداخته شده است. اگر چه تمامي‌تلاش ما بر این بود تا در این میز گردی که به مناسبت ششمین سال تولد اینترنت پرسرعت در ایران برگزار مي‌شود نمایندگانی از سه ضلع مثلث تاثیرگذار در توسعه اینترنت پرسرعت در ایران حضور داشته باشند اما متاسفانه علیرغم دعوت از رضوانی معاون نظارت سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و قول مساعد ایشان برای حضور نهایتا میزگرد نه‌چندان گرد و مستطیل عصرارتباط بدون حضور ایشان برگزار شد.
    اگر انتقادهای حاضران در میزگرد و پاسخ های صریح و شفاف پوررنجبر نماینده سهامدار ۵۰ به اضافه یک درصدی را بخوانید در خواهید یافت توزیع وفروش اینترنت برخلاف گذشته‌اش که یک کالای فاقد کاربرد اساسی بود و شاید لوکس به شمار مي‌رفت در حال حاضر یک کالای کاملا اقتصادی است و توسعه آن نه از منظر وظایف برنامه‌ای که تاکنون بر آن بارها تایید شده بلکه با توجه به ذات اقتصادیش و میزان سود حاصل از آن مورد توجه بازیگران این عرصه قرار گرفته است. تاکید پوررنجیر بر نماینده سهامدار بودنش در میان ذینفعان قدیمي ‌و خاک خورده این میدان(شرکت های ندا) یک پیام واضح و شفاف دارد تعامل کردن در چار چوب سود معنا مي‌یابد. اگر مایلید بدانید ۶سالگی اینترنت پرسرعت را با میهمان‌هایی که نام و سمت شان در پی آمده است جشن گرفته‌ایم متن کامل آن را در صفحات ۸،۷،۶ و۱۵ بخوانید.

    افراد حاضر در میزگرد عصرارتباط:
    - مظفر پوررنجبر مدیرعامل شرکت توسعه اعتماد مبین، خریدار ۵۰ درصد به اضافه یک سهم شرکت مخابرات ایران
    - زهرا خسروی مدیر حقوقی و نماینده شرکت پارس آنلاین
    - محمودرضا خادمي ‌رییس کمیسیون اینترنت سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران
    - داود زارعیان مدیرکل روابط عمومي‌شرکت مخابرات ایران
    - حسن شانه‌ساززاده ريیس هیات مدیره گروه شرکت‌های شاتل
    - شهرام فاتح‌پور قائم مقام گروه شرکت‌های داتک
    - فرید بختیاروند مدیر ای دی اس ال داتک
    - مهرداد حاج حسین‌خانی مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و بودجه مخابرات استان تهران
    - محمدرضا کریمي‌قائم مقام مديرعامل شرکت پيشگامان توسعه ارتباطات
    - عبدالمجید بیدختی‌نژاد مسوول دبیرخانه شرکت‌های ندا


    ضمن تشکر ازهمه میهمانی که به میزگرد ششمین سال تولد اینترنت پرسرعت تشریف آوردند اولین سوال را از آقای شانه ساز زاده می پرسیم به نظر شما مهم‌ترین چالش پروانه‌های مهم و جنجالی PAP که همواره از بدو تولدش تا کنون چالش‌های خاص خود را داشته است چه بوده و اساسا دلیل توسعه نیافتگی اینترنت پرسرعت در ایران را چه می‌دانید؟
    شانه‌ساززاده: سال ۸۲ که ما فعالیت‌مان را شروع کردیم، اولین مشکل بحث فرهنگی بود اینکه به لحاظ فرهنگی این محصول یعنی اینترنت پرسرعت شناخته شده نبود و عملا ADSL برای مشتریان و مصرف‌کنندگان بسیار نامانوس بود. در آن زمان باتوجه به اینکه در برخی از قسمت‌ها از تکنولوژی مدرن و بلوغ نیافته استفاده می‌شد، قیمت تمام شده تجهیزات با الان خیلی متفاوت بود. قیمت‌ تجهیزات ۴ تا ۵ برابر حال حاضر بود. نتیجه اینکه عدم شناخت مشتریان، قیمت تمام شده بالای محصول و نبود فرهنگ سازمانی مناسب در شرکت‌ها، اپراتورها، نقص در آيین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های اجرایی برای مخابرات از جمله چالش‌های اینترنت پرسرعت در ابتدای راهش بود. در آن زمان وزارتخانه پروانه‌ای صادر کرده بودکه بدنه مخابرات هیچ اطلاعی از ریزه‌کاری‌ها و نحوه پیاده‌سازی آن نداشت.
    ما یک یا دو سال اول با این چالش‌هایی که عرض کردم درگیر بودیم تا به تدریج مدل قراردادها و ساختارهای اجرایی استخراج شد. بعد از آن، اگر بخواهم از راس به آن اشاره کنم، بزرگ‌ترین مشکلی که وجود دارد این است که هنوز یک طرح اصلی و کلی (مستر پلن) برای توسعه اینترنت پرسرعت در ایران نداریم. الان می‌گوییم ۵ میلیون پورت، ۶ میلیون پورت، یا هر آمار دیگری را اعلام می‌کنیم اما میانگین پهنای باند هر کاربر قرار است چقدر باشد؟ چقدر انتقال داخل شهری، چقدر گیت‌وی، بک بن (Back Bone) مورد نیاز چه میزان است ؟ هیچ یک از این موارد مشخص نیست .به نظرمن این ابهام از لایه زیرساخت بگیرید بیایید پایین، همچنان وجود دارد. این مشکلی است که در لایه کلان وجود دارد. اما در لایه پایین‌تر الان مشتریانی هستند که پهنای باند نیاز دارند، در نوبت‌های ۷-۶ ماهه برای دریافت پهنای باند مورد نیاز خود مانده‌اند. این نشان‌دهنده این است که چند سال پیش که باید برای این نیاز و حجم بازارفعلی پیش‌بینی صورت می‌گرفت، این اتفاق نیفتاده است. هرچند که زیرساخت تلاشش را می‌کند که به شکلی این قضایا را جبران کند اما تاکنون این مشکلات ادامه داشته است.

    باتوجه به چالش‌هایی که آقای شانه‌ساززاده مطرح کردند، آقای خادمی به نظر شما تا چه حد این ایرادها و مشکلاتی که وجود دارد، متعلق به مفاد پروانه است و این چالش‌های به‌وجود آمده ذاتا برآمده از پروانه‌ای است که صادر شده است؟ مشخصا می پرسم آیا این چالش‌ها ارتباطی با پروانه دارد یا خیر؟
    خادمی: سازوکارهای لازم برای آزادسازی قبل از خصوصی‌سازی مخابرات آنطور که باید و شاید پیش‌بینی نشده بود. به نظر من مشکلاتی که در پروانه دیده شده از ضمانت‌‌های اجرایی که آيين‌نامه‌های مربوطه باید داشته باشد، خیلی کمتر از است. در واقع ایراد اصلی نبود یک رگولاتور قدرتمند و مستقل از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است که این مشکلات را ایجاد کرده است. به هر صورت درحال حاضر که آن مشکلات فرهنگی کمتر شده و خدمات و محصول شناخته شده و نیاز روز جامعه هم به‌وجود آمده است، بسیاری از مشکلات می‌تواند توسط یک رگولاتور مقتدر رفع و رجوع شود. ما بیشترین تعاملاتمان با یک اپراتور بزرگی به نام مخابرات ایران است که به دلیل ذات انحصاری بخشی از خدماتش که قانون یک بخش‌هایی از آن را ترسیم کرده و آن بخش‌هایی هم که ترسیم نشده اما به دلیل حس رقابتی که در ذات بخش خصوصی است و در مخابرات خصوصی شده نیز مهم شده است، این چالش‌ها هم ناشی می‌شود. معتقدم مشتری مداری و تعاملات با مشتریان که از سوی اپراتورهای بزرگ و انحصاری باید رعایت شود. ما شاید در حوزه مقررات ایرادی نداشته باشیم، اما در حوزه نظارت و اجرای مقررات است که مشکل جدی به‌وجود می‌آید. در نهایت ما اپراتورهای کوچک‌تر از مخابرات ایران این انتظار را داریم که باتوجه به اینکه ما بزرگ‌ترین مشتری مخابرات هستیم، بیشتر در حوزه خودمان این مشکل حل شود و اگر مشکلی نیاز به مقررات خاصی داشت، آن‌وقت سراغ رگولاتوری برویم.

    آقای خادمی می‌فرمایند مشکلاتی که به‌وجود آمده کمتر ریشه در مفاد حقوقی یا ساختار پروانه دارد، خانم خسروی جنابعالی به عنوان فردی که به لحاظ حقوقی با مفاد پروانه آشنایی کامل دارید این چالش‌های به‌وجود آمده را برآمده از پروانه می‌دانید؟
    خسروی: من هم اعتقادم این است که خود پروانه مشکلات حقوقی ندارد. بحث اصلی اجرا و نظارت است یعنی اگر ما یک رگولاتور قدرتمند داشتیم، می‌توانستیم خیلی بیشتر از اینها رشد کنیم و شرکت‌های PAP می‌توانستند به جای اینکه دائما در چالش با مخابرات ایران و مخابرت استان‌ها باشند، به کارشان بپردازند. علیرغم اینکه مخابرات خصوصی شده است، متاسفانه ما هنوز هم این مشکل را داریم. زمانی‌که مخابرات دولتی بود، یک سری مشکلاتی در سطوح بالا وجود داشت چنانکه بعد از اینکه آيين نامه‌ای یا مقرراتی کمیسیون تنظیم مقررات تصویب می‌کرد، مدت‌ها زمان می برد تا اجرا شود مثلا موضوع استرداد مابه التفاوت آبونمان بعد از دو سال دوندگی رگولاتور نتوانست کاری کند، نهایتا با مراجعه به دادگاه موفق شدیم آن‌را به جایی برسانیم تا اجرایی شود. بیشترین مشکل ما نبود قدرت کافی در سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی است.

    آقای رضوانی به عنوان معاون نظارت در رگولاتوری برای حضور در جلسه دعوت شده بودند متاسفانه بدون اطلاع به ما تشریف نیاوردند از همین رو من از آقای پوررنجبر خواهش می‌کنم به این موضوع بپردازند که آیا قبول دارند بخش عمده‌ای از چالش‌هایی که اشاره شد مرتبط با شرکت مخابرات ایران بوده علیرغم اینکه شرکت‌های PAP معتقدند مدیریت کردن این ایرادها و مشکلات بر عهده رگولاتوری است، شرکت مخابرات ایران تا چه اندازه درصدد بوده این چالش‌هایی که به صورت جدی وجود دارد، را کاهش دهد؟
    پوررنجبر: من ششمین سالگرد آغاز به کار PAPها را تبریک می‌گویم. این سوال را آقای زارعیان و آقای حسینخانی که بیشتر مخابراتی هستند و نزدیک‌تربه مجموعه اجرایی مخابرات هستند باید پاسخ بدهند. ولی من به عنوان نماینده سرمایه‌گذاری که ۵۰ درصد به اضافه یک سهم مخابرات را دارد و در این جایگاه به این مسایل علاقه‌مند. معتقدم یکسری بحث‌هایی که آقایان اشاره کردند طبیعت قضیه است. یک محصول اگر از نگاه محصولی به آن نگاه کنیم، محصولی به نام سرویس باند پهن در قالب ADSL ۶ سال پیش قرار بوده به دست مشتری برسد. اگر به‌صورت منطقی به شرایط نگاه کنیم طبیعت و ذات خود محصول و بازار و مشتری‌های آن اقتضایش یکسری رفتارهایی است که لازمه‌اش برای بهبود و توسعه این است که یک مقدار رشد کند. اینطوری نیست که توقع داشته باشیم یک‌مرتبه یکسری اتفاق‌ها در آن واحد بیفتد. البته این ۶ سال هم زمان خیلی زیادی است ولی توسعه یافتگی محصول و بازار بحث خاص خودش را دارد و به ماهیت سرویسی به نام باند پهن و کشوری مثل ایران و مردمی مثل ایرانی‌ها برمی‌گردد که این بحث جداست. اینها برگردد به اینکه اصلا فرهنگش وجود دارد یا ندارد؟ ساختارها به چه شکل است؟ همه اینها به بحث‌های ساختار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی برمی‌گردد و مورد علاقه این جلسه هم نیست. جلسه علاقه‌مند است به مشکلات موجود در عدم توفیق یا توسعه‌یافتگی PAPها بپردازد که چرا شرکت ها نتوانستند به آن اعداد و ارقامی که قرار بود محقق شود، برسند.
    درست اشاره شد که اولین بحث، بحث رگولاتوری است اما خود رگولاتوری هم مانند سرویس باید به آن نگاه شود. من دو تا موضوع را می‌خواهم به عنوان موضع شرکت سرمایه‌گذار مخابرات که عمرش هنوز به دو سال هم نرسیده است، بگویم. بعدا دوستان مخابراتی هم که در این جلسه حضور دارند به عقب برمی‌گردند و تاریخچه را می‌گویند که به چه شکلی بوده است. به اعتقاد من درست است که ظاهرا می‌گوییم کار رگولاتوری قانونگذاری و ارایه یکسری دستورالعمل است ولی رگولاتور هم به ساختار نگاه می‌کند. نیاییم همه کاسه کوزه‌ها را هم سر رگولاتور بشکنیم. من اعتقاد دارم رگولاتوری در مجموع بد عمل نکرده است. منکر اشکالات در پروانه نیستم. علی‌القاعده جایگاه سازمانی‌ام اقتضا می‌کند که سعی کنم بگویم که پروانه اشکال دارد اما این را نمی‌گویم. ببینید یکسری دستورالعمل‌ها را در فضا که نمی‌شود تهیه کرد. باید باتوجه به وضعیت موجود تهیه کرد. شاهد مثالم اینکه آقایان PAP آمدند و ما هم آمدیم و صحبت‌هایی کردیم و رگولاتور اگرچه رسما اعلام نکرده و نمی‌دانم به مخابرات تغییرات اخیر را اعلام کرده یا نه اما غیر رسمی دیده‌ام. وقتی فیدبک‌ها را دیده یکسری اقدامات کرده و تجدیدنظرهایی کرده است بنابراين رگولاتور یکسری دستورالعمل می‌خواهد بدهد که بدون آگاهی و بدون اطلاع که نمی‌تواند دستورالعمل بدهد. توجه داشته باشید اینترنت پرسرعت موضوعی است که در ایران تجربه نشده بود. بحث‌های مخابرات و ICT بحث‌های های‌تک است که در ایران تجربه نشده است. براساس مدل‌هایی که در جاهای دیگری بوده، خیلی که هنر کرده باشند، آن مدل‌ها را خوب فهمیده باشند و خوب هم ایرانیزه و بومی‌سازی کنند. پس این مدل را آوردند و در کاغذی به نام مجوز دست PAPها دادند. حالا باید بررسی کرد موضوعی که وجه اشتراک مخابرات، رگولاتور و PAP بوده و به نام پروانه روی میز بوده، چه قسمتش توسط چه کسانی باید خیلی مهاجمانه کار می‌شد.

    منظورتان از مهاجمانه چیست؟
    پوررنجبر: بایداگرسیو( Aggressive) و ابتکاری عمل می‌کردند. نمی‌ایستادند که منفعل عمل کنند. گاهی اوقات یک موضوعی روی میزمان است، خودمان هم متوجه نشده‌ایم که مطلب چیست، بعد انتظار داریم که برایمان حل کنند، PAP انتظار دارد که رگولاتور برایش حل کنند و رگولاتور می‌گوید آقای PAP تو برو ادعایت ‌را مطرح کن و من پشتت ایستاده‌ام. نهایتا یک‌مرتبه سر و کله مخابرات خصوصی پیدا می‌شود، بعد سر و کله شورای رقابت پیدا می‌شود، همه می‌خواهیم کس دیگری بیاید موضوع را حل کند ولی اینکه بیاییم قضیه را فعالانه حل کنیم، فرق می‌کند این روحیه‌ای نبوده که وجود داشته باشد. چرا؟ چون این روحیه هزینه داشته است. این روحیه هم برای PAPها و هم برای رگولاتور هزینه داشته که بخواهند فعالانه در بازار باشند. ببینید ته موضوع حضور در بازار است و همه این حرف‌هایی که می‌زنیم برای این است که ببینیم چرا PAP نتوانست در بازار حضور پیدا کند. مقصر چه کسی بوده و دنبال مقصر می‌گردیم. آیا مقصر خود ذات پروانه است؟ مقصر رگولاتور است یا مخابرات یا خود PAP؟

    پیش از این وقتی بحث از توسعه اینترنت پرسرعت در ایران می‌شد آقای سلیمانی وزیر سابق ارتباطات و فناوری اطلاعات، یکی از دلایل عمده را کم کاری شرکت‌های PAP می‌دانست و حتی در جاهایی می‌گفت که شرکت‌های PAP معتقدند دولت یا مخابرات باید برایشان بازاریابی کند. آیا مفهومی که شما به عنوان اگرسیو یا همان مهاجمانه عمل نکردن شرکت‌های PAP استفاده می‌کنید، همین است؟ یعنی معتقد هستید که بخشی از این عدم توسعه نیافتگی در بازار اینترنت پرسرعت ایران مبتنی بر فقدان انگیزه‌های جدی شرکت‌‌های PAP بوده است؟
    پوررنجبر: اگر وارد این بحث بشویم که بخواهیم فقط کم کاری‌ها و عیب‌ها را بگوییم، پس باید بگویم نه اینکه فقط PAP مشکل داشته، رگولاتوری هم داشته، خود پروانه هم ممکن است ایرادهایی داشته باشد و عملکرد مخابرات هم ممکن است دلیل دیگر آن باشد. قطعا یکی از دلایل عدم توسعه این است که PAPها نتوانستند خودشان را توسعه بدهند ولی ادله‌اش را شاید با آقای سلیمانی اختلاف نظر داشته باشم نه به این دلیل که نظر ایشان غلط است. ما از جایگاه سازمانی‌مان بحث می‌کنیم. امروز من از جایگاه شرکت توسعه اعتماد مبین صحبت می‌کنم و از موضع مخابراتی که خصوصی شده است. رابطه‌ام با آقایان PAPها رابطه یک شرکت خصوصی با شرکت خصوصی است. یک وقت من به عنوان دولتمرد می‌نشینم و صحبت می‌کنم که آنجا به اسنادم، به سازمانم و به مواضعم نگاه می‌کنم که ببینم نظر کارشناسی‌ام در جایگاه دولتی چیست؟ بنابراین من نمی‌توانم راجع به نظر آقای دکتر سلیمانی اظهارنظر کنم. از این دید بررسی می‌کنیم باید ببینیم سرمایه‌گذاری PAPها چقدر بوده است. الان میزان پورتی که PAPها واگذار کرده‌اند و دایری و منصوبه آن چقدر است؟ اینها را می‌شود درآورد و روی آن کار کرد. می‌خواهم بگویم اگر هم PAP این کار را نکرده، بالاخره بخش خصوصی است. همه ما اذعان داریم که این بخش مقدس خصوصی غرضی ندارد که بخواهد کاری را شروعی کند و بعد انجام ندهد یا خودش جلوی توسعه‌اش بایستد. بنابراین یک چیزی تحمیل شده است. مهم این است که باید دید چه چیزی به اینها تحمیل شده که توسعه نیافته است. آن عوامل خیلی مهم است.

    اگر امکان دارد به صورت خیلی کلی این عوامل را نام ببرید؟
    پوررنجبر: اول اینکه اینترنت پرسرعت موضوع جدیدی بوده. دوم وارداتی است. سوم، به اعتقاد من دست‌اندرکاران آن موقع خودشان تعریفی از A تا Z این مساله نداشته‌اند و برایشان مفهوم نبوده است. به مرور زمان باید پیش می‌رفته و دلایل دیگر را باید در داخل خود بازیگران پیدا کنیم که وارد آن نمی‌شوم. بنابراين رگولاتوری آيين‌‌نامه‌ای دستورالعملی گذاشته روی میز و تلاشش هم بر این است که به نحو احسنت همه را هم راضی کند. بالاخره خارج از چارچوب قانون هم که نمی‌تواند عمل کند اما بر می‌گردم به مخابرات. مخابرات یک بحثی متفاوتی دارد. مخابرت زمانی در جایگاه دولتی خودش عمل کرده است. من نمی‌گویم ما به عنوان مخابرات فعلی الان مسئول نیستیم اما به هرحال یک مخابرات دولتی بوده و یک رابطه‌ای با شما داشته و فصل‌الخطاب شما هم آن پروانه بوده است. امروز هم ما می‌گوییم که به عنوان شرکت خصوصی در چارچوب پروانه صحبت می‌کنیم. شرکت مخابرات ایران به عنوان یک شرکت خصوصی به شرکت‌های PAP علاقه دارد و آنها را هم به رسمیت می‌شناسد. سیاست کلی‌مان این است که PAPها تقویت شوند. این به نفع ما است. ما منافع خودمان را در این می‌بینیم و به این سمت خواهیم رفت و سیاست ما است. اگر هر کجا می‌بینید که خلاف این عمل می‌شود، در آن مرکز، آن واحد، آن واحد سازمانی، خوب عمل نشده این سیاست سهامداران مخابرات نیست. ما پهنای باند وسیع را یکی از بازارهای اصلی و یکی از بزرگ‌ترین بازارها و یکی از کارسازترین راه‌حل‌های معضلات اجتماعی می‌بینیم. ارتباطات و بخش عمده‌ای از آن سرویس‌هایی که قرار است ارایه شود را در پهنای باند وسیع می‌بینیم و حضور ۱۱ شرکت PAP که هیچ، ۱۱۰ شرکت PAP هم کم است. بالاخره مخابرات حتی به عنوان عرضه‌کننده این سرویس، مدعی عرضه توسط خودش است. بنده در جایی رقیب شما هستم و بارها هم این‌را گفته‌ام. ما به عنوان شرکت مخابرات ایران ضمن همکاری با شما با قوت تمام پهنای باند وسیع را ارایه خواهیم داد. داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم که این سرویس را ارایه کنیم اما اعتقاد دارم که بدون حضور نمایندگان و توزیع‌کنندگان و همکاران غیرممکن است که مخابرات بخواهد این کار را انجام دهد. بنابراین PAP ماهیتا وجود دارد و ما به آن نیاز داریم. شما هم نباشید، کسان دیگر باید باشند.

    محمودرضا خادمی: اگر اجازه بدهید به این موضع اشاره کنم وقتی ما به رگولاتور انتقاد می‌کنیم از این منظر است که رگولاتوری یعنی فقط نقش بی‌بدیل رگولاتوری. یعنی تجربه جهانی. به قول مهندس پوررنجبر این تجربه جهانی ایرانیزه شده ولی تجربه جهانی می‌گوید نقش رگولاتوری در دوران آزادسازی و خصوصی‌سازی بی‌بدیل است و ما نمی‌توانیم بدیلی برای رگولاتوری درست کنیم. مطلب دوم اینکه من فکر نمی‌کنم این جمع دنبال مقصریابی باشد. این جمع به دنبال توسعه بازار است. فکر نمی‌کنم ما دنبال این باشیم که چه کسی مقصر عدم تحقق برنامه چهارم است. ما دنبال مقصر نیستیم. به دنبال توسعه بازار هستیم.

    ماهم فکر نمی کنیم تا الان این جمع خلاف این را مطرح کرده باشند آقای بیدختی‌نژاد شما به عنوان کسی که در دبیرخانه شرکت‌های PAP فعال هستید، بفرمایید درحال‌حاضر میزان سرمایه‌گذاری ۱۱ شرکت PAP چقدر است و وضعیت شرکت‌ها در توسعه، فروش و بازاریابی چگونه است؟
    بیدختی‌نژاد: من قبل از اینکه سوال شما را پاسخ دهم لازم است گذشته را به‌دلیل کمکی که به ما می‌کند، یک توضیح مختصری بدهیم. آن زمان چه اتفاقی افتاد که این مجوزها صادر شد؟ در سال ۸۲ صدور چنین مجوزی کار بسیار بسیار بزرگی بود. پس ما کاری که در گذشته اتفاق افتاده را سبک نمی‌شماریم. موردی که به رگولاتور برمی‌گردد این است که پروانه‌ای که داده شد براساس فشار زمانی دوره خاص خودش بوده و کارهای کارشناسی و اجرایی آن به صورت کامل دقیق اجرا نشد. پروانه‌ای که صادر شد و به دست بخش خصوصی داده شد، اولین پروانه‌ای بود که در این حجم صادر می‌شد که بازوهای اجرایی و اصطکاک‌های اجرایی آن به درستی شناسایی نشد. در آنجا نقش و جایگاه رگولاتور پیش می‌آمد و رگولاتور باید جایگاه خود را به کمک دست‌اندرکاران تقویت می‌کرد. متاسفانه آنچه که می‌شود به صورت روشن گذشته را نقد کرد، این است که عمده مسایل به حل مسایل اجرایی و تاکتیکی که همیشه به دنبال حل آنها بودیم، ختم شد. در طول این سال‌ها همواره در مورد مسایل تاکتیکی و اجرایی صحبت کردیم. گروه‌های کاری در مورد آن تشکیل دادیم، صحبت‌های مختلف کردیم، رگولاتور هم در این مسایل با ما همگامی کرد و کارهای مختلفی را انجام داد اما جایگاه اصلی رگولاتور در اینجا و جایگاه تصمیم‌گیری درست و در واقع تقسیم درست بازار و امکانات مغفول واقع شد.

    پوررنجبر: مغفول ماندن جایگاه رگولاتوری خودش یک بحث رگولاتوری است. به این توجه داشته باشید. جایگاه کسی که می‌خواهد خودش قانونگذار باشد، مغفول باشد، نکته مهمی است، یک کمی موضوع را باز کنید که یعنی چه؟

    بیدختی‌نژاد: اجازه بدهید من این مسئله را کمی باز کنم و روشن‌تر صحبت کنم. ما بعد از گذشت ۷ سال وارث یکسری از مسایلی هستیم که در کشور اتفاق افتاده است. این ارثی که به ما رسیده را اگر مقداری بررسی کنیم، می‌بینیم که تغییر مواضع دولتی، خصوصی و حاکمیتی در این مدت به صورت شدید اتفاق افتاده است. زمانی‌که پروانه برای ما صادر شد، وزارت ICT آن‌را برای ما صادر کرد، در آنجا سازمان رگولاتوری سازمان جوانی در این زمینه بود. بحث‌هایی که ما داشتیم، بحث‌های اصلی ورود حاکمیتی بوده است. بحث‌های حاکمیتی چه بوده است؟ بحث برنامه چهارم توسعه کشور مطرح بود. آن چیزی که با آن ما را محک می‌زدند و تقسیم بازار و امکانات می‌کردند. اینجا هم یک جمله بیشتر نداریم. چیزی داریم به نام برنامه چهارم توسعه کشور با یک میلیون و ۵۷۰ هزار پورت در کشور. این یک میلیون و ۵۷۰ هزار پورت براساس تصمیماتی که گرفته شد بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار پورت به بخش خصوصی واگذار شد و بیش از ۲۰۰ هزار پورت هم به بخش دولتی واگذار شد. به بخش دولتی که در واقع شرکت مخابرات در آن زمان یک مجموعه کاملا دولتی بود و تحت نظر وزارت ارتباطات قرار داشت. در آنجا رویکردها به صورتی بود که ما شاهد یک اصطکاک بسیار عظیم بودیم. وقتی لایه اجرایی یک ارگان بزرگ و ساختار بزرگی مثل شرکت مخابرات ایران روی مسایلی که می‌خواهد انجام دهد، توجیه خاص خود را ندارد و یا خودش را به شکلی درگیر مسایل اجرایی و حل مشکل نمی‌داند، مسلما مشکلات خاص خود را دارد و در کنار آن هر زمانی‌که این مسایل بیشتر دیده می‌شد، عدم تامین امکانات و عدم تامین زیرساخت‌های لازم هم مطرح می‌شد. عدم تامین زیرساخت‌ها یکی از مسایل روشن عدم توسعه‌نیافتگی بود. شرکت‌های PAP موظف بودند تجهیزاتشان را نصب کنند. این تجهیزاتی که نصب می‌کردند باید با یک جایی مرتبط می‌شد. پهنای باندی در اختیارشان گذاشته می‌شد تا این سرویسی بشود تا در اختیار مشترکین و مردم قرار بگیرد. آیا این زیرساخت‌ها تامین شد یا نه؟
    اما مساله‌ عمده‌ای که من نمی‌دانم جایگاهش در رگولاتوری است یا جای دیگری و روی آن نقد دارم، این است که هیچ برنامه مشخص با پارامترهای معین که ضمانت‌های اجرایی مشخص داشته باشد، ارایه نشد. برای ما صورت مسایل مختلفی در دوره شرکت مخابرات دولتی مطرح شد. ما را در دوره وزارت آقای سلیمانی صدا کردند و گفتند که بروید و برنامه۶ میلیون پورت را بیاورید. وی‍ژگی‌های کشور را هم ببینید. کارگروه‌های بسیار مختلفی تشکیل شد و همه مسایل و شروط لازم دیده شد و در نهایت برنامه روی میز آقای وزیر قرار گرفت. در یک دوره دیگری ما را صدا زدند و گفتند این برنامه را به استان‌های مختلف تفکیک کنید و شرکت مخابرات استان تهران را هم هدف بگیرید که ۵۰-۴۰ درصد بیزینس باید در اینجاها شکل بگیرد. این برنامه هم تقدیم شد. شروط آن را هم در نظر گرفتیم. تا اینکه بحثی با عنوان تغییر حاکمیت در شرکت مخابرات مطرح شد که این شرکت دولتی با آن دیدگاه و اصطکاک‌ها می‌خواهد مدیریت کلانش خصوصی شود. مسلما تغییر نگرش‌ها و مسایل بعدی در آن مطرح است. در آنجا باز یک نقد بسیار بزرگی که به رگولاتوری داریم و همچنان مغفول مانده، جایگاه استراتژیک رگولاتوری بود. بحث‌های کارشناسی متفاوتی را ما با آقایان در رگولاتوری مطرح کردیم و گفتیم بحثی که وجود دارد، شما برای همه قسمت‌های شرکت مخابرات و پروانه‌اش، حد و مرز و تکنولوژی و تعداد و ...همه چیز را در نظر گرفتید. آیا شما در بحث دیتا و در بخش دسترسی برای شرکت‌هایی که مجوز صادر کرده‌اید، جایگاهی در پروانه شرکت مخابرات ایران که می‌خواهید واگذار کنید، در نظر گرفته‌اید؟ آقایان پذیرفتند و بحث‌های کارشناسی در این قسمت باز شد تا اینکه در همایشی که در مرکز همایش‌های صدا و سیما برگزار شد، یک دعوت کلی به عمل آمد و تمامی شرکت‌های داخلی و خارجی و نمایندگان آنها آمدند که در آنجا بحث پروانه مخابرات مطرح شد. در آنجا در بحث دیتا بدون حد و مرز و بدون در نظر گرفتن پیشینه‌ای از این کار برای شرکت مخابرات ایران و بدون اینکه به شرکتی که می‌خواهد تغییر و دگرگونی بدهد، پیش فرضی در این زمینه بدهند. این قسمت کار که دیتا را خیلی بزرگ می‌بینیم در بخش‌های EDGE، Core و دسترسی است. در لایه EDGE و Core هیچ پروانه‌ای مسلما صادر و صبحتی نشده و بحثی هم نیست. از آقایان خواهش کردیم در لایه دسترسی آن پروانه‌هایی که صادر شده است را به یک شکلی در پروانه شرکت مخابرات ایران بگنجانید که آقای وزیر در آن جلسه رد کردند و رگولاتوری هم دیگر با ما این قضیه را ادامه نداد و در پروانه مخابراتی که می‌خواست از دولتی به خصوصی تبدیل بشود، در بحث دیتا یک آزادی عمل کلی به مخابرات داده شد. بحثی که با آقای سلیمانی داشتیم، این بود که در حدود ۲۵۰ میلیارد تومان توسط شرکت‌های PAP سرمایه‌گذاری شده و در آنجا هم مطرح کردیم که قرار نیست همه در یک مرز باشند. یک بستری باز شده و شرکت‌ها وارد شدند و فعالیت می‌کنند. همه‌شان هم در یک اندازه نیستند و براساس تعهداتشان کار می‌کنند. ما معتقد بودیم آن چیزی که سرما‌یه‌گذاری شده بود را بهینه کنیم و زودتر به سرویس تبدیل کنیم. یک بحث کارشناسی دیگری در آنجا اتفاق افتاد که نیاز واقعی دسترسی در کل کشور را به یک شکلی برنامه‌ریزی کنیم و آنها را جامعه هدف خود قرار دهیم. در آنجا بحث‌های استانی مطرح شد، پراکندگی کل خدمات اینترنت پرسرعت در کل کشور دسته‌بندی شدند و استان‌ها به استان‌های برخوردار، متوسط و کم برخوردار تقسیم شدند و تعهدی برای شرکت‌های PAP ایجاد شد که اگر شرکتی می‌خواهد در بحث برخوردار فعالیت داشته باشد، باید در بخش‌های متوسط و کم برخوردار هم فعالیت داشته باشد.

    باتوجه به صحبت‌هایی که آقای پوررنجبر که حجم سرمایه‌گذاری در این عرصه را مهم می‌شمارند جناب بیدختی‌نژاد خواهش می‌کنم، میزان سرمایه‌گذاری PAPها را اعلام کنید. واقعیتی که وجود دارد، این است که میزان سرمایه‌گذاری PAPها برای اینکه این بازار دچار تحرک شود، همواره کم بوده است.
    شانه‌ساززاده: اگر اجازه بدهید من به‌جای آقای بیدختی نژاد این مورد را که سه تا دلیل است بگویم. در بین شرکت‌های PAP یکی از شرکت‌ها کسی است که رقیب شرکت سرما‌یه‌گذار اعتماد مبین بوده که می‌خواست شرکت مخابرات ایران را بخرد، پس شرکت‌های PAP مشکل سرمایه‌گذاری نداشتند. یکی دیگر از آنها کسی است که در بحث موبایل و نسل سوم وارد شده است. الان مخابرات یکسری مناقصه می‌گذارد و برای ۴-۳ سال آینده تجهیزات می‌خرد. من به عنوان یک متخصص IT چون می‌بینم هر ۶ ماه یا سه ماه یک نسخه جدیدی از تکنولوژی می‌آید، منطق به من حکم می‌کند که براساس تقاضا خریداری کنم. اینکه یکباره ۶ میلیون پورت بخرم و در انبارم بگذارم و بعد از ۶ ماه هم اینها منسوخ بشود و بروم دوباره خرید کنم، به نظر من که شرکت خصوصی هستم اشتباه است. ما قاطعانه اعلام می کنم از لحاظ ریالی مشکلی نداشتیم. اما دقت کنید ما این تجهیزاتی که می‌خریم باید نصب کنیم. یعنی اگر سیاست بر این است که شرکت‌های PAP باید ارز از کشور خارج می‌کردند و جنس را می‌بردند و در انبار می‌گذاشتند، من این سیاست را رد می‌کنم. الان جنس خریدم، در انبارم هم دارم و مقدار زیادی هم دارم اما اجازه نصب نداشتم و ندارم. آقای پوررنجبر از زمانی‌که تشریف آوردند و نماینده تام‌الاختیار اکثریت سهامداران شرکت مخابرات هستند، با تلاش زیاد سعی می‌کنند که این خط شکنی اتفاق بیفتد و ما بتوانیم وارد فضای مخابرات بشویم. یعنی ما با برزگ‌ترین قدرت مخابرات ایران داریم شمشیر می‌زنیم.

    آقای شانه‌ساززاده معتقدند شرکت‌های PAP به لحاظ ورود سرمایه به این بخش هیچ مشکلی نداشتند و اگر تا الان هم این میزان سرمایه‌گذاری انجام شده به نظر کم می رسد، بیشتر به دلیل موانعی است که در این حوزه وجود داشته و اگرنیاز بازار وجود داشت و آن موانع وجود نداشت، PAP ها حاضر به سرمایه‌گذاری بیشتر بودند.
    خادمی: همین الان هم در میزان پورت‌های منصوبه از پورت‌های روشن جلوتر هستند.

    آقای حسین‌خانی، جنابعالی تجربه حضور در شرکت مخابرات استان تهران را دارید، می‌خواهم ببینم تا چه اندازه مخابرات استان تهران مسبب این موانع بوده است؟ آیا شما مانعی برای توسعه بوده‌اید یا خیر؟
    خادمی(با لبخند): یکی از موانع نه، بلکه بزرگ‌ترین آنها.

    حسین‌خانی: من یک مقدمه چند جمله‌ای بگویم. اینترنت پرسرعت وقتی شروع شد، بالاخره یک تجربه نویی بود که با یک دانش محدود و تدابیر محدودی که متصل به علم و تجربه آن زمان بود، انجام شد. صحبت اصلی این است که وقتی پروژه و کار به این سنگینی در کشوری می‌خواهد اجرا شود باید معادلات و چیدمان بلوک‌ها طوری باشد که منافع همه طرف‌های ذیربط را در برگیرد. اولین آنها مصرف‌کننده است و بعد شرکت‌های درگیری که پروژه را باید راه‌اندازی کنند. الان جملات جالبی در صحبت‌های دوستان بود. اقتدار رگولاتوری. رگولاتور مقتدر یا یک لفظ شمشیر زدن هم داشتیم که به نوبه خود جالب بود. من فکر می‌کنم اقدار رگولاتوری خوب است ولی خوب است که رگولاتور قدرت علمی و تجزیه و تحلیل مسایل را داشته باشد و با یک قدرت مدیریتی مناسبت رگولیشن خود را طوری انجام دهد که منافع همه سر جای خودش رعایت شود و همه منتفع شده و مشتاق شوند که خط و ربط‌های ترسیم شده را انجام دهند. یعنی شرکت‌های PAP که از مشتریان و رقبای خوب ما هستند و ما هم تقویت رقیب را به نفع خود می‌دانیم، منافع آنها باید رعایت شود و شرکت PAP به سرمایه‌گذاری در توسعه سرویس مشتاق شود. شرکت مخابرات که می‌خواهد یکسری سرویس‌ها را در اختیار این شرکت‌ها قرار دهد، باید برای اینکه انگیزه داشته باشد با اشتیاق وارد این بحث شود و منافع در این میان خود را ببرد. در نتیحه آن تنظیماتی که قرار است در سازمان تنظیم انجام شود، خوب است که به این نحو تنظیم شود تا همه مشتاق شوند و بیایند و مصرف‌کننده هم سرویس خوب و مناسبی با قیمت مناسبی بگیرد و برد کند. بنابراين جمع‌بندی من این است که تا وقتی منافع همه طرف‌های ذیربط در این پروژه در نظر گرفته نشود، مسایل و مشکلات اینچنینی خواهیم داشت.

    این منافع را از منظر شرکت مخابرات استان تهران توضیح می‌دهید؟ اینکه چه منافعی شرکت مخابرات استان تهران باید داشته باشد تا این بستر را برای رفع موانع فراهم کند؟
    حسین‌خانی: ما به عنوان مخابرات و یکی از دست‌اندرکاران ارتباطات و IT نقش مهمی را برای انجام برنامه‌های کشور و ارایه سرویس‌های خوب در کشور داریم. برای اینکه مثلا مصرف سوخت کم شده و آلودگی کم شود و دولت الکترونیکی در کشور اجرا شود. این وظایفی است که ما در کشور داریم و منافع ملی را تامین می‌کند. از آن سمت ما شرکتی هستیم که یک زمانی دولتی بودیم و الان خصوصی شده‌ایم. اهداف ما اهداف تجاری است و سهامداران ما یک عملکرد خوب تجاری از شرکت ما انتظار دارند و ما هم به دنبال آن منافع تجاری‌مان هستیم. اگر تنظیماتی انجام شود و تدابیری اتخاذ شود که یک بخش به اهداف تجاری خود برسد و بخش دیگر نرسد، آن قانونگذاری آینده خوبی نخواهد داشت اما اگر آن قوانین و تدابیر طوری تنظیم شود که هر دو طرفی که اهداف تجاری دارند به اضافه مصرف‌کننده‌ای که سرویس خود را می‌خواهد، احساس برد داشته باشند، تمام این مسایل و مشکلات حل خواهد شد.

    آقای زارعیان اگر امکان دارد این منافع تجاری شرکت مخابرات را توضیح ‌دهید آقای حسینخانی معتقدند که منافع شرکت مخابرات لحاظ نشده است. این منافع چه بوده است؟
    زارعیان: من فکر می‌کنم آقای حسین‌خانی برخلاف نظر دوستان که معتقد بودند پروانه فاقد اشکال است، معتقد است که پروانه اشکالاتی دارد و یکسویه دیده شده است. یعنی منافع شرکت‌های PAP دیده شده و منافع شرکت مخابرات استان تهران به عنوان کسی که امروز مورد خطاب است، دیده نشده است. رگولاتور در زمان خودش گفته این امکانات را در اختیار اینها بگذارید و از آن طرف پیش‌بینی لازم نشده است.

    این پروانه در زمانی بوده که شرکت مخابرات در یک بستر دولتی قرار داشته است.
    زارعیان: بله همین‌طور است اما من دو سه تا نکته را بگویم. دوستان با مصاحبه‌های من کم و بیش آشنا هستند و اخیرا دوستان جوابیه محکمی هم از طرف روابط عمومی دبیرخانه شرکت‌های PAP منتشر کرده‌اند. من همواره در مورد موضوع اینترنت در ایران به چند نکته قائل بودم و الان هم علاقه‌مندم آن چند نکته را تکرار کنم. شما فرمودید که فرهنگ‌سازی در اینترنت سال ۸۲ وجود نداشت، من معتقدم از سال ۷۵، کسی جرات نمی‌کرد اسم اینترنت را بیاورد چون اینترنت در ایران با یک جبهه‌گیری منفی وارد شد. خود این شاید اولین آسیب به توسعه اینترنت در ایران بود. مشکل دوم به اعتقاد من عدم یکپارچگی در مراکز تصمیم‌گیری حوزه اینترنت است. من چندبار آمار گرفتم و شمردم که ۱۴-۱۳ نهاد در این عرصه تصمیم‌گیری می‌کنند. یکی واگذار می‌کند، یکی تصمیم می‌گیرد. یکی مجوز می‌دهد و یکی کنترل می‌کند. یکی فیلتر می‌کند، یکی مصوبه تصویب می‌کند و یکی مصوبه را اجرا می‌خواهد بکند که نمی‌کند. هیچ تعاملی بین ۱۳یا ۱۴ نهادی که در حوزه اینترنت تصمیم‌گیری می‌کنند، نیست. در واقع رگولاتور اگر تصمیم می‌گیرد، مخابرات و PAPها را در جریان نمی‌گذارد و سایر موارد. مشکل سوم به نظر من این است که آزمون و خطای زیادی را در عرصه واگذاری اینترنت در ایران داشتیم و خیلی در این عرصه پراکنده عمل کردیم. یک زمانی ISPها را بدون هیچ کار کارشناسی مجوز دادیم و تعداد ISPها را رساندیم به چند هزار و این افتخار ما بود.

    خادمی: در حال حاضر حدود هزار و ۶۰۰ مجوز آی اس پی وجود دارد.

    زارعیان: بله. ۱۶۰۰ مجوز و این از افتخارات ما بود که در دنیا اعلام می‌کردیم ما ۱۶۰۰ شرکت ISP داریم و من حداقل ۵۰ شرکت را می‌شناختم که تنها یک کامپیوتر داشتند و یک اتاق. این فضاي اینترنت در ایران را خراب کرد. چهارمین بحث اینکه سرمایه‌گذاری کافی از طریق شرکت‌های PAP صورت نگرفت. به نظر من سرمایه‌گذاری ۲۵۰ میلیارد تومان برای ایران برای یک جایی مثل استان اصفهان است.

    استدلالی که آقای شانه‌ساززاده کردند، خیلی استدلال مهمی است وقتی سرمایه...
    زارعیان: من این استدلال را شخصا نمی‌توانم بپذیرم.

    چرا؟ وقتی بازگشت سود وجود نداشته باشد...
    زارعیان: برای اینکه PAPها وسیع عمل نکردند. بیشترین قدرت خود را در مخابرات استان تهران متمرکز کردند. استا‌ن‌های دیگر را نادیده گرفتند و میزان سرمایه‌ای که وارد شد، در مجموع کم بود.

    دقت کنید مخابرات در واگذاری پورت‌های خود همان جاهایی وارد شد که PAPها رفته بودند. در واقع همین مخابرات استان تهران هم در جاهایی وارد شد که سودزا بوده یا استان‌های دیگر هم همینگونه است.
    زارعیان: این موضوع را من توضیح خواهم داد. اما اشکال پنجم به نظر من منع شدن مخابرات از واگذاری ADSL بود. در واقع به نوعی همکاران ما در شرکت‌های مخابراتی احساس کردند که ۵-۴سال این منع بودن مخابرات هم آسیب رسانده است. چالش شش عدم تعامل سازنده میان PAPها و شرکت مخابرات ایران بود. حداقل من در مصاحبه‌هایم صدها بار این را گفته‌ام و به خود شماها ۱۰‌ها بار گفته‌ام که مخابرات نه در زمان دولتی و نه الان واقعا قصد رقابت ندارد. قصد مقابله با شرکت‌های PAP را هم ندارد. آنها را همکار خود می‌داند و دوست دارد در کنار شرکت‌های PAP کار کند. چراکه من بارها هم گفته‌ام که ایران بازار ۱۱-۱۰ میلیونی ADSL را دارد اما الان کمتر از همه دارد. این نکته به دلایل مختلف در ذهن دو طرف جا نیفتاد. یعنی در جاهای مختلف به جای رابطه تعاملی با هم برخی موضوعات را رسانه‌ای کردند. یکبار به یکی از دوستان هم گفتم. برای اینکه یک نفر در یکی از مراکز مخابراتی نتوانست وارد شود، یکی از دوستان PAP به سایتی زنگ زده و آن را تیتر کرده. من زنگ زدم به آن دوستمان گفتم به آقای روح‌الهی گفتی، گفت نه، گفتم به معاونش گفتی، گفت نه. گفتم خب چرا به فلان سایت گفتی؟ می‌آمدی اول به اینها می‌گفتی. این تعامل اگر توسعه پیدا می‌کرد من فکر می‌کنم مشکلات دو طرف خیلی بهتر حل می‌شد. الان من از طرف هیات مدیره آمده‌ام، فرمایشات آقای پوررنجبر چیزی بود که در هیات‌مدیره هم مطرح شد که قرار نیست مقابله‌ای صورت گیرد، قرار است تعامل شود. این بحث باید ادامه پیدا کند تا مشکلاتی که وجود دارد برطرف شود. مشکلات دیگری هم که این حوزه را درگـیر کرده، مـشکلات فـرهنگی مخـابـرات و PAPها بیشتر از مشکلات فنی بوده است. دوستان درست می‌گویند، نمی‌خواهیم بگوییم هرجایی خواستند بروند همکاران ما در را باز کردند. اصلا چنین چیزی را نمی‌گوییم. مطمئنا با موانعی مواجه شده‌اند اما این نکته را یادمان باشد وقتی سازمان مصوبه‌ای را تصویب می‌کند، این مصوبه یک شبه قابلیت اجرایی ندارد. یک ساله هم ندارد. ما در شرکت مخابرات ایران ۳۲ هزار نیروی رسمی داریم. همین تعداد نیروی غیررسمی داریم. وقتی همکار من مصوبه را نمی‌بینید و برایش توضیح داده نمی‌شود و کار کارشناسی نمی‌شود، در تصمیم‌گیری شریکش نمی‌کنند و در اطلاع‌رسانی هیچ نقشی برای آن قائل نیستند، فردا مواجه می‌شود با یکسری از آدم‌هایی که می‌خواهند وارد مرکز شوند و احساس می‌کند اینها از فضا آمده‌اند. خب نمی‌شود اینطور عمل کرد. ما معتقدیم اگر می‌خواهید کاری صورت بگیرد باید در یک فضای تعاملی و دو طرفه و دوسویه باشد. وقتی تصمیم‌گیر جدا، مجری جدا و ناظر هم جدا و مصوبات هم چندگانه، طبیعتا مشکلات پیش می‌آید. مخابرات علاقه‌مند به همکاری است اما یک گله بزرگی که من به عنوان مسوول روابط عمومی مخابرات داشتم، این است که کوچک‌ترین موضوعات یعنی اگر همکاران درجه پنجمی از شرکت‌های ندا در یکی از مراکز مخابرات سرش به دیوار خورده، رسانه‌ای شده است. این قضیه باعث شد موضع‌گیری بچه‌های ما در سیستم تندتر شود. من خیلی اهل تسامح و تساهل هستم یعنی واقعا سعی کردم در این عرصه با احتیاط صحبت کنم اما نگاه کردم دیدم جوابی که داده شده خیلی فراتر از آن چهار جمله‌ای است که من گفته‌ام. مخابرات حاضر است همکاری کند. بخش خصوصی دنبال سودآوری است. اصلا اگر دنبال سودآوری نباشد، منطقی ندارد که بیاید زحمت بکشد اما یک جواب یک صفحه‌ای دو صفحه‌ای می‌دهند که به نظرم اگر اینها رعایت شود، با توجه به فرمایش مهندس پوررنجبر که سیاست خریدار عمده هم تعامل است، به سمت و سویی می‌توانیم برویم که وضعیت مناسب‌تری داشته باشیم.

    می‌خواهیم نظر آقای فاتح‌پور را درخصوص تعاملات شرکت مخابرات در دوران قبل از خصوصی‌سازی بدانیم و در دوران بعد از خصوصی‌سازی چه تغییری کرده است؟ آیا بستر تعامل در این دو دوره متفاوت وجود داشته است؟یاخیر؟
    فاتح پور: این تعامل قبل از خصوصی‌سازی مخابرات چون کار جدیدی بود، خیلی وجود نداشت و در واقع یک رویه خاصی و تمهیداتی دیده شده بود در قالب مجوز PAP و براساس همان مجوز اجرا می‌شد. بعد از خصوصی‌سازی که روی نحوه کار تغییراتی ایجاد شد، بحث امکاناتی که قرار است به شرکت‌های PAP ارایه شود، زیر سوال بود که این امکانات به چه شکلی است و اینکه چه تغییراتی در این امکانات ایجاد خواهد شد. در نهایت جلساتی با نمایندگان جدید مخابرات برگزار شد که نتیجه آن تاکنون مثبت بوده و امیدواریم که این جلسات ادامه پیدا کند. فقط یک نکته اینکه این جلسات در زمینه واگذاری امکانات مثبت بوده و به جای خوبی رسیده است ولی در رابطه با تعرفه‌هایی که مخابرات برای این سرویس و خدمات در نظر می‌گیرد، ظاهرا تعاملات در آن قسمت ضعیف است و اخیرا هم شاهد بودیم که تعرفه‌ها افزایش پیدا کرده و انتظار این است که با شرکت‌های PAP هم مذاکراتی در این زمینه انجام شود.