اینم یه متن دیگه در مورد فقر که ازنظر دینیه که اینم خلاصه خلاصه کردم برای شما :laughingsmiley::love0041: در متون اسلامي به آموزههايي مانند زهد و رضا برميخوريم كه تصور ميشود تلويحاً فقر را ميپذيرد. از اين جهت براي روشنشدن ديدگاه اسلام مناسب است فقر را در متون اسلامي بررسي كنيم. الف. معاني فقر: اين كلمه در منابع اسلامي دستكم به 3 معناي متفاوت بهكار رفته است: 1. فقر مادي: مثل مواردي كه قرآن موارد مصرف زكات را بيان ميكند و فقرا را جزو آنان بهشمار ميآورد 2. فقر وجودي: به اين معنا كه انسان نسبت به خداوند فقير به تمام معناست؛ يعني در وجود و هستي خود نيازمند كامل به اوست . 3. فقر و نياز به خداوند: مثلاً: اللهم اغنني بالافتقار اليك و لا تفقرني بالاستغناء عنك؛ خدايا، با احساس نياز به خودت مرا بينياز كن و با حس بينيازي از خودت، مرا به فقر مبتلا نكن بهنظر ميرسد كه واژة فقر در اصل به معناي تهيدستبودن و نياز است كه متعلق آن گاهي وسايل زندگي و ماديات است و گاهي اصل وجود و هستي انسان. بنابراين، معناي اول و دوّم درواقع دو معنا نيستند، بلكه دو مصداق از يك معنا ميباشند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم اگر انسان به اندازة وسعت دو بيابان مال داشته باشد، طالب گسترة بيابان سوم است و چشم او را جز خاك چيزي پر نميكند اين همان معناي 3 است كه اشاره شد و برخلاف معناي دوم، قابل تحسين و تمجيد است؛ زيرا امري اكتسابي است. ب. عدم مطلوبيت فقر از ديدگاه اسلام تأثير فقر بر كاهش دينداري را در متون اسلامي بررسي كرديم. توجه به موارد مزبور كه شواهد تجربي بسياري نيز بر آن وجود دارد، كافي است كه فقر را از ديدگاه اسلام نامطلوب تلقي كنيم، برخي دلايل عدم مطلوبيت فقر از نظر دين از لابهلاي مباحث مربوط به آثار فقر قابل استنباط است، اما براي وضوح بيشتر تلقيِ منفي اسلام از فقر به نكاتي اشاره ميكنيم: 1. اسلام شديداً طرفدار عدالت اجتماعي و اقتصادي است و اصولاً برپايي قسط و عدل از مهمترين اهداف بعثت انبيا شمرده شده است از سوي ديگر، ميدانيم كه فقر در يك جامعه غالباً از نابرابري و بيعدالتي سرچشمه ميگيرد. اميرالمؤمنين عليه السلام ميفرمايد: «فقير بخاطر زيادهخواهي ثروتمند گرسنه ميماند».[ 2. فقرزدايي از برنامههاي مسلم اقتصادي در اسلام است. پيشوايان دين، رفع فقر را وظيفة خود ميدانستند و چه بهعنوان يك فرد عادي و چه بهعنوان مسئول جامعة اسلامي، سعي در ريشهكن كردن فقر و محروميت داشتند. امام علي عليه السلام در سخني كه در ابتداي بهدستگرفتن زمامداري جامعه ايراد كردند، يكي از دلايل پذيرش آن را تعهدگرفتن خداوند از دانشمندان بر عدم رضايت به پرخوري عدهاي ستمگر و گرسنگي و بيچارگي گروهي مظلوم ميداند 3. در كلام و دعاي امامان معصوم عليهم السلام موارد پناهبردن به خداوند از فقر و نيز درخواست غنا و بينيازي از مردم فراوان ذكر شده است كه بهعنوان نمونه به چند مورد اشاره ميكنيم: 1. خدايا، به تو پناه ميبرم از ثروتي كه موجب طغيان شود، از فقري كه فراموشي آورد (ظاهراً مقصود آن است كه فقر موجب ميشود نام و ياد فرد در جامعه به فراموشي سپرده شود و درواقع، منزوي گردد)، از همسايهاي كه مرا بيازارد و به تو پناه ميبرم از بيآبروييهاي ناشي از فقر و از ذلت بدهي و قرض. 2 رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: خدايا از كفر و فقر به تو پناه ميبرم. فردي پرسيد: آيا اين دو همتاي هم و همسنگ هستند؟ پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: آري موارد مطلوبيت فقر در متون اسلامي هرچند فقر بهطور كلي از ديدگاه اسلام نامطلوب است و پيامدهاي نامناسبي براي سلامت جسماني و رواني افراد دارد، امّا ميتوان در برخي شرايط و از جهات خاصي و برخي برداشتها، آثار و جنبههاي مثبتي براي آن درنظر گرفت. در اينجا با بيان نكتههايي، درصدديم موارد مطلوبيت فقر را از ساير موارد متمايز كنيم و بدفهميهايي مربوط به فقر را شرح دهيم. 1. فقر اختياري در مقابل فقر تحميلي در يك تقسيمبندي، فقر مادي را ميتوان به دو نوع فقر اختياري و فقر تحميلي تقسيم كرد. فقر تحميلي، همانگونه كه از نامش پيداست، وضعيت ناگواري است كه فرد عليرغم ميل باطني، مجبور به پذيرش آن ميشود و غالباً ناشي از توزيع ناعادلانة ثروت در جامعه است. در مقابل، در فقر ارادي (انتخابي) خود فرد فقر را برميگزيند يا به سبب عواملي كه خود وي انتخاب كرده است، پديد ميآيد. اين پديده ميتواند هم مثبت و هم منفي باشد؛ مثلاً، اگر اين نوع فقر به سستي و تنبلي فرد يا اعتقادات نادرستش دربارة دنيا و آخرت مستند باشد، مسلماً ارزشمند نخواهد بود، امّا گاهي انتخاب زندگي فقيرانه براي تأمين اهداف والاتري نظير ايثار و فداكاري، همدردي با مستمندان و امثال آنهاست. 2. ارزشداوري اخلاقي و اجتماعي بر اساس فقر در طول تاريخ افرادي ناآگاهانه يا براي تأمين مقاصد و خواستههاي خود، فقر و غنا را ملاك ارزش در جامعه و حتي معيار شخصيت در پيشگاه خداوند ميدانستند؛ مثلاً، فرعون براي ردّ رسالت حضرت موسي عليه السلام او را به دليل نداشتن ثروت و مقام، به پستي متهم ميكرد و خود را برتر از وي ميدانست او مدعي بود كه اگر موسي راست ميگويد بايد دستبندهاي طلا در اختيار داشته باشد. به همين ترتيب، جامعة جاهلي عرب شخصيت افراد را با مقدار مال، ثروت، شكوه و جلال ظاهري ميسنجيدند. شاعر ميگويد: ارزش فردي كه هزاردينار دارد، هزار است و دارايي خود را اضافه كن تا ارزشت افزوده گردد و ارزش صاحب يك درهم، به همان اندازه است. 3. مواردي كه متون اسلامي فقر را ستايش كرده است كلمات اولياي دين اسلام نشان ميدهد كه در موارد متعددي فقر را ستودهاند؛ مثلاً، از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود: «فقر ماية فخر من است و به آن افتخار ميكنم " مواردي از اين قبيل در روايات زياد به چشم ميخورند. تحليلها و برداشتهاي گوناگوني در مورد اين روايات ارائه شده است كه به بررسي اجمالي آنها ميپردازيم. الف. فقر ستايششده: در واقع ابراز فقر و نياز در درگاه الهي است و مقصود از فقر در اين موارد، فقر مادي نيست؛ زيرا فقري كه خود پيامبراكرم صلي الله عليه و آله و سلم بارها از آن به خدا پناه ميبرد، چگونه ميتواند ماية فخر باشد. پس فقر معنوي و به اصطلاح فقر اليالله در اينگونه روايات منظور است؛ به عبارت ديگر، غرض پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم آن است كه احساس نياز به خدا (معناي 3 فقر طبق نقل سابق) ماية مباهات من است و به آن افتخار ميكنم ب. فقر با حفظ ارزشها: گاهي مقصود از مدح فقر، ترجيحدادن آن در مقام مقايسه است. به اين معنا كه اگر بر سر دوراهي انتخاب فقر همراه با حفظ اعتقادات ديني يا ثروت و غنا با دستكشيدن از باورها قرار گرفتيم، بايد چنين فقري را برگزينيم. در اينجا بهعنوان نمونه به حديثي از امام باقر اشاره ميكنيم. آن حضرت در جمع ياران خود فرمود: هيچيك از شما به حقيقت ايمان دست نمييابد، مگر آنكه سه ويژگي در او باشد: مرگ برايش محبوبتر از زندگي، فقر دوست داشتنيتر از توانگري و بيماري خواستنيتر از تندرستي باشد. اصحاب سؤال كردند كه چه كسي ميتواند اينگونه باشد. آن حضرت فرمود: همة شما اينگونهايد و براي برطرفكردن تعجب آنان ادامه داد: مرگ همراه با دوستي ما اهلبيت براي شما دوست داشتنيتر است يا زندگي همراه با دشمني ما؟ جواب دادند كه به خدا قسم، مرگ در راه محبت شما براي ما محبوبتر است. امام فرمود: فقر و توانگري و بيماري و تندرستي نيز چنين هستند. نويسنده: سيدمهدي موسوياصل / فصلنامه تخصصي روان شناسي و دين - شماره4