1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شایـد اینگونـه نباشـد كـه مـا تصـور می كنیـم.

شروع موضوع توسط ATENA ‏23/4/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    مـردى متوجـه شد که گوش همسرش سنگیـن و شنواییاش کم شده است.
    به نظـرش رسید که همسرش باید سمعک بگـذارد ، ولى نمیدانست این موضـوع را چگـونه با او در میان بگذارد.
    بدین خاطـر ، نزد دکتر خانوادگـیشان رفت و مشکل را با او در میـان گذاشت.
    دکتـر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسـرت چقدر است ، آزمایش سادهاى هست.
    این کـار را انجـام بده و جـوابش را به من بگو:
    ابتـدا در فاصلـه ٤ مترى او بایست و با صـداى معمولـى مطلبـى را به او بگـو.
    اگـر نشنیـد ، همیـن کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن.
    بعـد در ٢ متـرى و به همین ترتیب تا بالاخره جـواب دهـد.
    آن شب ، همسـر آن مرد در آشپزخـانه سرگرم تهیـه شـام بود و خـود او در اتاق تلویزیون نشستـه بود.
    مـرد به خـودش گفت الان فاصلـه ما حـدود ٤ متـر است. بگذار امتحـان کنـم.
    سپس با صـداى معمولـى از همسـرش پرسیـد:
    عزیـزم شـام چـى داریـم؟
    جوابى نشنید. بعد بلنـد شد و یک متـر جلوتـر به سمت آشپزخـانه رفت و دوباره پرسیـد:
    عزیـزم شـام چـى داریـم؟
    باز هـم پاسخـى نیامـد. باز هم جلـوتر رفت و از وسـط هـال که تقریباً ٢ متر با آشپزخـانه و همسـرش فاصلـه داشت گفت:
    عزیـزم شـام چـى داریـم؟
    باز هم جوابـى نشنیـد. باز هم جلـوتر رفت و به در آشپزخـانه رسیـد. سـوالش راتکـرار کرد و باز هم جوابـى نیامـد.
    این بار جلـوتر رفت و درست از پشت سر همسـرش گفت:
    عزیـزم شـام چـى داریـم؟
    زنـش گفـت: مگـه کـرى؟
    بـراى پنجمیـن بـار می گـم: خـوراک مـرغ!
    نتیجـه اخلاقـى:
    مشکـل ممکـن است آن گونـه کـه مـا همیشـه فکـر میکنیـم در دیگـران نباشـد و شایـد در خـود مـا باشـد