1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شعر باران...........

شروع موضوع توسط ATENA ‏22/4/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    وای ؛باران باران

    شیشه ی پنجره راباران شست.
    از دل من اما ،
    چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
    آسمان سربی رنگ ،
    من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
    می پرد مرغ نگاهم تا دور
    وای باران باران
    پرمرغان نگاهم را شست




    كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
    بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند
    قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
    رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند
    بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
    شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند
    مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
    سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند
    چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
    شاید این باران كه می بارد شما را تر كند




    مي توان در قاب خيس پنجره

    چك چك آواز باران را شنيد

    مي توان دلتنگي يك ابر را

    در بلور قطره ها بر شيشه ديد

    مي توان لبريز شد از قطره ها

    مهربان و بي ريا و ساده بود

    مي توان با واژه هاي تازه تر

    مثل ابري شعر باران را سرود

    مي توان در زير باران گام زد

    لحظه هاي تازه اي آغاز كرد

    پاك شد در چشمه هاي آسمان

    زير باران تا خدا پرواز كرد



    هیچ بارانی نمیبارد مگر صفا دهد.

    هیچ گلی جوانه نمیزند مگر هدیه شود.

    هیچ خاطره ای زنده نمیماند مگر شیرین باشد.

    هیچ لبخندی نیست مگر شادی بیاورد.

    وهیچ بهاری نمیاید مگر سال دیگری در پیش باشد.

    پس بگذارباران شوق برزندگی ات ببارد تا روحت را صفا دهد.



    گلهای عشق در دلت جوانه زنند تا انهارا به دیگران هدیه کنی .

    خاطراتت قشنگ باشند تا همواره بیادشان بیاوری.

    لبخند بر لبانت نقش بندد تا شادی را بیفشانی.

    و بهار بیاید تا بدانی باز هم فر صت بودن هست……



    باران میبارد...
    نمیدانم به حرمت کداممان...
    من فقط همین قدر میدانم که باران صدای پای اجابت است...
    خداوند با همه جبروتش دارد ناز میخرد...
    نیاز کن...