پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ دستهایم را بگیر سالهاست که انتظار چنین روزی را دارم که بی فاصله بی تنهایی بی ترس رو به روی هم نزدیک به اندازه یک نفس کنارم باشی بدون ترس جدایی بدون ترس گناه دستانم را در دستانت بگیری مرد من
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ مدت هاست احساس میکنم کر و لال شدم ..!! این روزها صدای احساساتم رو ... فقط صفحه ی کیــــــــبوردم میشنود ...!!!!!!!!!!
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ هربار که تصمیم به پرهیز گرفته ام دستی مرا به لبهایِ شیرینِ تو زنجیر کرده است؛ من می ترسم از سرطانی که در بوسیدن توست . کامران فریدی
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ دست و بالم از ح رف خالي خاليست . . . هرچه هست تويي . . . و تــــــــو ، حرف نداري . .
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ راحت نوشتیم بابا نان داد بی انکه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه جوانیش را داد.
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ چهقدر تنهاست شاعری که عاشقانههاش دست به دست میروند به دست تو اما، نمیرسند!
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ قول داده ام هنگام شنیدن نام ات بی خیال باشم از این قول در گذر چرا که با شنیدن نام ات صبر ایوب را کم دارم برای فریاد نزدن. . .