نوایی،نوایی،نوایی،نواییهمه باوقایند، تو گل بی وفاییغمت در نهانخانه دل نشیندبنازی که لیلی به محمل نشیندبه دنبال محمل چنان زار گریمکه از گریه ام ناقه در گل نشیندخوشا کاروانی که شب را طی کرددم صبح اول به منزل نشیندمرنجان دلم را که این مرغ وحشیزبامی که برخاست مشکل نشیند(نوایی،نوایی،نوایی،نوایی)(همه باوفایند تو گل بی وفایی)