(عجب غافل بودم من / عجب غافل بودم من / اسیر دل بودم من / اسیر دل بودم من )غروبا که میشه ،روشن چراغا / میان از مدرسه،خونه کلاغایاد حرفای اون روزت میفتم / که تا گفتی به جون و دل شنفتم(عجب غافل بودم من / اسیر دل بودم مناسیر دل نبودم / اگه عاقل بودم من)(۲)یادت میاد به من گفتی چکار کن / گفتی از مدرسه امروز فرار کنفرار کردم من اونروز زنگ آخر / نرفتم مدرسه تا سال دیگر(عجب غافل بودم من / اسیر دل بودم مناسیر دل نبودم / اگه عاقل بودم من)(۲)غروبه برمیگردن باز کلاغا / به یادم باز میاد اون کوچه باغا(هنوز تو اون کوچه، رو اون اقاقی / دلی که کنده بودی مونده باقی)(۲)(عجب غافل بودم من / اسیر دل بودم مناسیر دل نبودم / اگه عاقل بودم من)(۴)