من بدون تو نمی تونستم خواب من پر شده بود از کابوس تو به من جرات طوفان دادی واسه آرامش این اقیانوس من واسه رد شدن از تاریکی اسمی غیر از تو نمی دونستم نبض این حادثه تو دست تو بود من بدون تو نمی تونستم من بدون تو نمی تونستم شاید از حادثه می ترسیدم راه پروازم و گم می کردم اگه رویات و نمی فهمیدم مونده بودم تو عبور از برزخ روی مرز قفس و آزادی این تو بودی که منو فهمیدی تو همونی که نجاتم دادی من بدون تو نمی تونستم شاید از حادثه می ترسیدم راه پروازم و گم می کردم اگه رویات و نمی فهمیدم مونده بودم تو عبور از برزخ روی مرز قفس و آزادی این تو بودی که منو فهمیدی تو همونی که نجاتم دادی