ok سایت گل - کارلوس کیروش به اتاقش در هتل میرود. لپتاپش را روشن میکند و متوجه میشود که شارژ اینترنت تمام شده. با رسپشن هتل تماس میگیرد و درخواست کارت شارژ میکند. چند دقیقه بعد در اتاق کیروش باز میشود. یکی از کارکنان هتل کارت را تقدیم کارلوس میکند و كيروش ضمن تشکر در را ميبندد اما دوباره در اتاق کارلوس را ميزنند! همان کارمند هتل از كيروش با زبان انگلیسی ناقص و علامت و اشاره طلب پول ميکند. سرمربی تیم ملی ميپرسد: «پول برای چی؟» و در جواب ميشنود: «برای اینترنت!» کارلوس ميگوید: «خب بزنید به حساب اتاق!» اما پاسخ تلخی ميشنود: «حساب اتاق شما هنوز تسویه نشده و فدراسیون پولی به هتل نداده. برای همین به ما گفتند پول کارت اینترنت را از شما نقدا بگیریم!» صورت كيروش سرخ ميشود. تمام اتاقش را ميگردد تا پول ایرانی پیدا کند. بعد از رفتن کارمند هتل در تماس با چند نفر از همکارانش به شدت به این وضعیت اعتراض ميکند و حتی شنیده ميشود میزان عصبانیت او به حدی بوده که ميخواسته در آن شرایط استعفا بدهد. این اتفاق چند روز قبل از انتخابات فدراسیون فوتبال و پیش از مسابقه ایران با قطر در اسفندماه رخ داده است. اتفاق کوچکی که در دلش نکات شرمآور و تاسفبرانگیزی وجود دارد. به یاد داریم که 19 سال قبل آری هان برای سرمربیگری ایران به تهران آمد و در روز دوم مربیگری مرد هلندی، یک دستگاه وانت از طرف فدراسیون برای بردن او به سر تمرین به استقبالش رفته بود! همان اتفاق منجر به رفتن مرد نازکنارنجی هلندی از ایران شد اما خوشحالیم که كيروش فعلا پوست کلفتی دارد و مقابل اینگونه اتفاقها در حال مقاومت است. اوضاع تیم ملی خوب نیست. تدارکات در اطراف كيروش به شدت ضعیف است. همین حالا اگر از فدراسیونیها بپرسید، ميگویند که توقعات كيروش از ما اروپایی است اما در کجای دنیاي امروز یک سرمربی چندمیلیارد تومانی باید برای شارژ اینترنت در هتل محل اقامتش دست به جیب بشود؟! این همه دلار به جیب كيروش فرستادهایم، آن وقت به بیفکرترین و بیسلیقهترین شکل ممکن خودمان را ضایع ميکنیم. این است مدیریت مستقل! موخره: ميگویند در یکی از جلسات كيروش با مدیران فدراسیون فوتبال وقتی نایبرئیس کفاشیان در حال سخنرانی درباره جایگاه تیمملی بوده و ميگفته همه ما در خدمت تیمملی هستیم و همه امکانات را برای تیمملی و آقای كيروش فراهم کردهایم، کارلوس با پوزخند و طعنه پرسیده است: «شما دارید درباره تیم ملی عراق صحبت ميکنید؟!» این روایت غیررسمی زیاد هم قدیمی نیست. مربوط به همین چند وقت اخیر است!