جذب و ذخيرة نيروي حياتي پرانا پرانا را ميتوان جذب و ذخيره كرد. ذخيرة پرانا مانند پسانداز كردن آن است. بعضي عوامل موجب جذب بيشتر پرانا و بعضي عوامل موجب دفع آن ميشود. ذخيرة پرانا خود موجب افزايش آن ميشود. هنگامي كه مقدار پرانا در كسي افزايش يابد، تأثير مستقيمي بر روحيات و افكار و اعمال شخص ميگذارد و شخص، توانمنديهاي خارقالعادهاي از جنس قدرتهاي فيزيكي و متافيزيكي از خود بروز ميدهد. افزايش نيروي حياتي، تأثيرات ملموسي دارد كه به صورت مستقيم يا غير مستقيم قابل مشاهده است. حوزة اين تغييرات بسيار است و بيان تمام موارد آن مقدور نيست، اما براي نمونه و در حد اشاره چند مورد بيان ميشود. به نسبت افزايش نيروي حياتي، توان شخص نيز افزايش مييابد و شخص نهايتاً تبديل به انساني كامل ميشود. هنگامي كه اين نيرو باز هم افزايش يابد، شخص به موجودي افسانهاي تبديل و قابليتهاي كيهاني و الهي از او صادر ميگردد. بعضي بهطور طبيعي جاذب پرانا هستند و ذخيرة زيادي از آن را دارند. بعضي نيز دافع پرانا هستند و ذخيرة كمي از آن دارند. بعضي اعمال نيز موجب افزايش و حفظ پرانا و بعضي اعمال موجب كاهش آن ميشود. تمريناتي نيز براي افزايش و ذخيرة پرانا وجود دارد. ذخيرة انرژي پرانا نيازهاي حياتي شخص را كاهش ميدهد. براي مثال، از نياز شخص به آب و خوراك و خواب كاسته ميشود. گزارشهايي از كساني كه قادر به ذخيره و افزايش ميزان پرانا در خود بودهاند، ثبت شده است كه براي مدتهاي طولاني بدون هوا و يا آب و غذا و خواب زندگي كردهاند. پرانا را نه تنها از طريق تنفس، بلكه از طرق مختلفي از جمله آب يا غذا يا غيره ميتوان جذب كرد. گاه نيز ميتوان آن را مستقيماً از كيهان، كائنات يا آسمان به دست آورد. انجام اعمال همسوي با ارادة الهي نيز موجب ميشود كه قدرت جذب شخص بالا برود. انسان و موجودات زنده داراي حداقلي از اين نيرو براي زنده ماندن هستند. وقتي اين نيرو افزايش مييابد، توانمنديهاي شخص نيز افزايش مييابد. به طور طبيعي كساني كه اين نيرو را در خود ذخيره كنند، يا سطح آن را افزايش دهند، از سلامت بسيار خوبي برخوردار ميشوند. با توجه به اين كه نيروي حياتي ارتباط مستقيمي با غدد مختلف بدن دارد، ارتباط اين دو مستقيم است. با كاهش يكي، آن ديگري هم كاهش مييابد و با افزايش آن، ديگري نيز افزايش خواهد يافت. اين نيرو كه پالايش نيز مييابد، موجب تأمين سلامت و افزايش طول عمر شخص خواهد شد. افزايش نيروي حياتي و تأثيرات آن پرانا به سه روش كه شامل روش طبيعي ( يا خود به خود)، اكتسابي ( و از طريق تمرين) و دريافت از منبع بالاتر، افزايش مييابد. همانطور كه گفته شد، افزايش ميزان پرانا در شخص با همسويي و هماهنگي با جهان و منشأ وحاكم آن يعني خداوند ارتباط مستقيم دارد. بنابراين، هر چه ميزان تسليم و سرسپردگي شخص به نيروي الهي حاكم بر جهان بيشتر شود، از اين نيرو بيشتر برخوردار ميشود و اجازة استفاده از آن را نيز مييابد. به تعبير كاملتر كسي كه تسليم ارادة خداوند است، بيشترين مقدار جذب را دارد. ارادة او ارادة خداوند است و ارادة خداوند، ارادة او. بنابراين، از تمام توانمنديهاي لازم براي پيشبرد اعمال همسويي كه انجام ميدهد، برخورداراست. برعكس، هنگامي كه شخص از آن هماهنگي و تسليم و همسويي دور شود، از اين نيرو تهي ميشود. اين موضوع در شكل بيروني به صورت كاهش موفقيت نمود پيدا ميكند و در مواردي حتي سلامت او مختل ميشود يا در موارد حاد آن، موجب بروز بيماريهاي سخت و حتي مرگ ميگردد. در نظر بگيريد كه شاخهاي از درخت جدا شود، براي او چه اتفاقي خواهد افتاد؟ نيروي حيات بخش درخت را از دست ميدهد و سرنوشت معلومي خواهد داشت(چاییدن. با افزايش پرانا، نيروي حياتي و به تبع آن، خلاقيت، آگاهي و حضور شخص بسط مييابد. از نتايج ديگر آن، سرعت در تصميم گيري، تفكر روشن، بدون پراكندگي، شرطي شدگيهاي معمول، افزايش صبر و محبت است. گاه شخص از توانمنديهايي بسيار فراتر از معمول برخوردار ميشود. مثلاً با چشمهاي بسته قادر به ديدن است و ميتواند چيزهايي را ببيند و بشنود كه قبلا قادر به آن نبوده است. ارادة او به تحقق نزديك ميشود و در مواقعي حتي تحقق پيدا ميكند. به طور كلي ميتوان دو تقسيم بندي كلي به دنبال اين افزايش مطرح كرد: مادي و باطني. افرادي كه پراناي زيادي داشته باشند اما رويكردشان مادي باشد، آن را در حيطة مادي متجلي و صرف ميكنند. آنان انسانهاي بسيار موفقي ميشوند. افرادي كه رويكردشان باطني باشد آن را در حيطههاي باطني فعال و صرف ميكنند. در آنان توانمنديهاي باطني متجلي ميشود. شكلهايي از اين توانمنديها عبارتاند از: افزايش قدرت اراده، حركت بر روي آب، پرواز در هوا(شناوري و طيالاض)، شفابخشي، و در نوع بسيار پيشرفتة آن، تبديل شخص به موجودي الهي يا خداگونه است كه از قابليتهاي بسيار بالايي برخوردار ميگردد. نيروي حياتي پرانا همچنين قابل انتقال به انسان، حيوان و گياه و حتي جامدات است. بهطور مثال وقتي به يك سنگ، نيروي حياتي پرانا منتقل شود، سنگ، به اصطلاح شارژ ميشود به طوري كه با دستگاههاي آشكار ساز، ميتوان اين تغيير را مشاهده و ثبت كرد. همة افراد، كم و بيش تجربهاي از اين موضوع دارند. وقتي با علاقه به عيادت بيماري ميرويم، ميبينيم كه امواج و ارتعاشات مثبت ما بر او اثر ميگذارد. در اين حالت، چيزي منتقل شده است. آن چيز در واقع پراناست. بعضي اشخاص به صورت آگاهانه و بعضي بدون خودآگاهي آن را به ديگري منتقل ميكنند. در صورت انتقال به ديگري، اتفاقاتي در شخص دريافت كننده رخ ميدهد. اين اتفاقات بستگي به قدرت و قصد ارسال كنندة پرانا دارد. براي مثال اگر دريافت كننده بيمار باشد، ممكن است بيمارياش شفا بيابد و يا نيرويي مانند نيروي روشن بيني يا ... در دريافت كننده احيا شود.(9) قصد منتقل كننده، نقش تعيينكنندهاي در نوع تغيير دارد. راه كمال انسان در بسياري از مكاتب باطني، منظور از فعالسازي اين نيرو، عبور از اين دنيا و رسيدن به هدف غايي آن(اقليم الهي و حيات جاودان) بوده است. اما براي هر كسي اين احتمال وجود دارد كه پس از فعالسازي نيروي حياتي خود در دام خودبيني (و نه خدابيني) بيفتد و از اين نيرو براي خودنمايي و ... سوءاستفاده كند. از اينرو اغلب مكاتب باطني روشهاي فعالسازي نيروي حياتي را صرفاً به شاگردان خاص و محرم خود و آن هم تحت شرايط معيني كه گاه شامل تأييد محرميت فرد در آزمونهاي متعدد و گرفتن تعهد و بستن عهد است، آموزش ميدهند. «اين نيروها و كرامات، ميزان پيشرفت و محك آزمايشي است كه به واسطة آن شخص تكامل و ترقي معنوي خويش را ميآزمايد و همواره كتب مقدس از نحوة به كار بستن نامشروع نيروهاي شگرفي كه امكان دارد صاحبان آنان را وسوسه بكند يا موجب انحراف و استفادة سو گردد، برحذر داشتهاند، چه به مجرد اين كه شخص از اين نيروها استفاده كرد، يا در موردي خاص از آنان استمداد طلبيد، خويشتن را از امكان اكتساب نيروهاي جديد ساقط ميگرداند و چون منحرف شود، وي ديگر سالك راه آزادي و نجات نيست بلكه جادوگري بس توانا و متبحر است كه صاحب نيروي افسون و جادوست. وانگهي نيروهايي كه تا آنگاه معرف پيشرفت معنوي سالك بود، حال مبدل به موانعي ميگردد كه راه را براي آزادي و رستگاري و رسيدن به هدف نهايي ناهموار ميسازد.»(10) بسياري از انسانها در اين دنياي مادي، مانند برگهاي خشكيده، تقريباً فاقد نيروي حياتي هستند. با افزايش تدريجي نيروي حياتي پرانا، شخص به تدريج زنده و فعال و از حالت مرده يا نيمه مرده خارج ميشود. هنگامي كه شخص به تمامي از نيروي حيات پر شود، خصوصيات آن نيرو را به صورت كامل به دست ميآورد. در اين جهان تنها احياي مجدد و بازگشت به اصل خود كه همانا زندگي جاويد در حضور خداوند است اهميت دارد. بقيه چيزهاي ديگر، مقطعي و گذراست. اين راه كمال انسان است. پينوشت: 7-تسخير طبيعت درون ـ ويوكاناندا 8-توجه: مثال بزنيم و ذهن شخص راهبرد كنيم كه چطور شخص وقتي از خدا دور ميشود هماهنگي درش از بين ميرود و پرانا درش كم ميشود. دو نوع خواننده داريم، اين را از ديدگاه آ» توضيح بدهيم. فيزيولوژيك و آگاهي [B]9-پرانا به پنج شكل وجود دارد (پرانا، آپانا، اودانا، سامانا، ويانا ـ در انتهاي مقاله آمده است) ... اين پنج پرانا در تعادل قرار دارند، نقطهي تعادل اين پنج پرانا يا پنج هوا، درست در پشت گردن قرار دارد (اين نقطه در بدن اتريك قرار دارد) [B]10-قسمت داخل گيومه از كتاب اديان و مكتبهاي فلسفي هند، تاليف دكتر شايگان نقل شده است.[/B][/B]