((همه شهر عاصیّن از دست من / که اِنقدر درگیر بی تو بودنم که میگردم سراسیمه پِیِ ت / مدام در حال ترانه خوندنم چه رویایی شدی، توو ذهنِ من / شدم هیچ ُ تو ای تکرارِ من یه جور شستی ،عقلو از سرم / که داغونِ همه افکارِ مـــــن ))(۲)شدم سردرگم دنیای تو / بدنبالت ، پیِ آواز تو چه تقدیری، رقم زد عشق / به پایانم کشید آواز توغمِ دلها هستند ماله من / منم دل را بسته ام مالِ تودیگه عاصی ،شدن از دست من / که میگردم ، من دنبالِ تو شدم سردرگم دنیای تو / بدنبالت ، پیِ آواز تو چه تقدیری، رقم زد عشق / به پایانم کشید آواز توچه رویایی شدی توی ذهنِ من / شدم هیچ ُ تو ای تکرارِ من یه جور شستی ،عقلو از سرم / که داغونِ همه افکارِ مـــــن