((ترانه:فروغ فرخزاد ، تنظیم: محمد عباسی)) امشب از آسمانِ دیده ی تو / روی شعرم ،ستاره میبارددر زمستانِ دشتِ کاغذها / پنجه هایم جرقه میکاردشعر دیوانه ای تب آلودم / شرمگین از شیار خواهشهاپیکرش را دوباره میسوزد / عطشِ جاودانِ آتش هاآری، آغازِ دوست داشتن است / گرچه پایانِ راه ، ناپیداستمن به پایان دِگر نَیندیشم / که همین دوست داشتن زیباست!از سیاهی ،چرا هراسیدن / شب پر از قطره های الماس استآنچه از شب به جای می ماند / عطر خواب آورِ گلِ یاس استدانی از زندگی چه میخواهم / من تو باشم، پای تا سر توزندگی گر هزار باره بُود / بارِ دیگر تو ، باردیگر توبس که لبریزم از تو میخواهم / چون غباری زِ خود فرو ریزمزیرِ پای تو سر نَهم آرام / به سَبُک سایه ی تو آویزمآری، آغازِ دوست داشتن است / گرچه پایانِ راه ، ناپیداستمن به پایان دِگر نَیندیشم / که همین دوست داشتن زیباست!