Getty سایت گل – فوتبال می تواند همه را جادو کند و جلوه ای دیگر به زندگی ببخشد. فوتبال خود زندگی است با تمام جزییات آن. برد و باخت، تلاش، شانس، امید و ناامیدی، یادگیری و آموزش، تمرین و رقابت برای تنازع بقا، افتخار و سقوط، تنهایی و زندگی گروهی، حتی فضایل و رذایل اخلاقی، تولد و مرگ، همه در این جادوی بشری وجود دارد. اما هر جادویی ساحری می خواهد و هر جادوگری طلسمی را می شکند یا ایجاد می کند. جادوگر می تواند سیاهی به ارمغان آورد و مانند داستان ها و افسانه ها همه را بدبخت کند و یا ساحری باشد که سپیدی و زیبایی را به همگان ببخشد. قصه ی من در شهری اتفاق می افتد که تمام این وقایع را با فوتبال معنی می کنند! شهرجادویی یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود یک شهر بود، همیشه ابری، مه آلود و بارانی، خلوت و خاکستری. آفتاب مادرید، جذابیت پاریس، هیجان بارسلونا، زیبایی های رم، شلوغی لندن و ...، هیچکدام دیده نمی شود. کارگاه های صنعتی کوچک و بزرگ، کارخانه های بزرگ نساجی و معادن زغال سنگ کم و بیش متروک در اطراف شهر دیده می شود. شهر بزرگ جادو شده! جادویی به نام فوتبال به این منطقه در جنوب غرب انگلستان رنگ و لعابی زیبا بخشیده است. شاید مردم این شهر به کانال بزرگ مصنوعی که آنان را از بندر لیورپول بی نیاز کرده یا بزرگترین خطوط متروی انگلستان یا کارخانه های عظیم بافندگی شان بنازند و شاید به تالارها و موزه های بزرگ و زیبای شهر و یا به گروه موسیقی معروف Oasis و شاید به برج Beetham که بلندترین برج مسکونی انگلستان است افتخار کنند ولی قطعاً بزرگترین مایه ی غرورشان فوتبال شهر منچستر است. شاید هیچکس فکر نمی کرد که روزی فرا برسد که شهر همیشه خاکستری و مرطوب منچستر با روشنایی شور و هیجان فوتبال درخشان شود. دو باشگاه فوتبال منچستریونایتد و منچسترسیتی که اولی هم اکنون پرافتخارترین تیم فوتبال بریتانیاست و دومی بدنبال افتخارات بزرگ. فوتبالیست های زیادی بدلیل شرایط آب و هوایی که گفته شد از بازی در تیم های منچستر شانه خالی می کنند بویژه اگر از جنوب اروپا یا امریکای جنوبی باشند چون به ندرت آفتاب دیده می شود اما جادوگرانی در شهر وجود دارند که این طلسم را شکسته اند... جادوگر شهر شاید نخستین ساحری که نام منچستر را بر سر زبان فوتبالدوستان جاری ساخت، سر مت بازبی فقید بود که از تیم معمولی منچستریونایتد یک قهرمان اروپایی ساخت و با وجود فاجعه ی سقوط هواپیمای یونایتد در فرودگاه مونیخ (1958) و کشته شدن تنی چند از بهترین استعدادهای فوتبال بریتانیا در آن حادثه، دوباره تلاش کرد و با نسل دیگری از جوانان آن روزگار مانند بابی چارلتون، دنیس لاو، جورج بست و ... به سال 1968 بنفیکای پرتغال را با اوزه بیوی کبیر با چهار گل شکست داد تا اولین قهرمانی اروپایی یک تیم انگلیسی را رقم بزند. جادوگر بعدی بدون شک سرالکس فرگوسن است که داستان او را همه می دانیم. سال 1986 شیاطین سرخ ضعیف در آستانه ی سقوط به دسته ی پایین تر بودند و ران اتکینسون مربی وقت یونایتد برکنار شد و فرگوسن جوان از اسکاتلند به منچستر آمد و کاری کرد کارستان تا شهر منچستر و تیم اول آن شهرتی جهانی پیدا کند و اکنون اگر پرطرفدارترین تیم فوتبال دنیا نباشد، حداقل یکی از ترین های تماشاگران در جهان است. پس از جادوگران سرخ نوبت به ساحران عرب رسیده است تا با ثروتی افسانه ای منچسترسیتی را از زیر غبار سالیان دراز ضعف و گمنامی خارج کنند و به تیمی پرستاره و مدعی تبدیل کنند و شاید بزودی داربی شهر منچستر به یک شهرآورد تمام عیار مانند ال کلاسیکو یا داربی میلان مبدل شود. بازیکنان جادوگر کم نبودند بازیکنان جادوگری که هواداران فوتبال را در سراسر جهان افسون کرده اند. از پله و پوشکاش و دی استفانو تا مارادونا و زیکو و پلاتینی و رونالدینیو و صد البته امروز با مسی و رونالدو، همه جادوگرانی هستند که تماشاگران فوتبال محو هنرایشان می شوند. شهر منچستر هم جادوگران پرآوازه ای داشته است و اکنون نیز وجود آنها حس می شود. فوتبالیست های فوق العاده ای در گذشته های دور مانند دانکن ادواردز فقید که در سقوط هواپیمای یونایتد کشته شد، بابی چارلتون بزرگ، دنیس لاو که در هر دو تیم منچستر توپ زد و مرحوم جورج بست که به پله سفید مشهور بود و در گذشته های نه چندان دور که استعدادهایی همچون نورمن وایت ساید، برایان رابسون که کاپیتان تیم ملی انگلستان در دهه ی هشتاد بود، مارک هیوز که هم در یونایتد توپ زد و هم به بارسلونا و بایرن مونیخ رفت، پیتر اشمایکل افسانه ای، اریک کانتونا ملقب به شاه اریک، دیوید بکهام، پل اسکولز، رایان گیگز، ادوین فن درسار، کریستیانو رونالدو و وین رونی، همه کسانی بودند و هستند که با هنر جادویی شان اولدترافورد را تبدیل به تئاتررویاها کردند و شهر خاکستری منچستر را جانی دوباره بخشیدند. حال ادامه ی این داستان با شهروندان آبی پوش سیتی است که ساحران زبردستی در گذشته داشتند همچون بیلی مردیت ملقب به جادوگر ولزی در اوایل قرن بیستم که بعدها به یونایتد رفت ویا مالکوم اَلیسون و جو مِرکر که در دهه ی 60 و 70 میلادی مربیگری سیتی را برعهده داشتند. امروز هم جادوی جدید آبی ها با بالوتلی، تبس، نصری، سیلوا و سرخیو آگوئرو ادامه می یابد. بدنبال جادوگر هر دو تیم شهر منچستر هنوز هم بدنبال جادوگرانی جدید هستند تا طلسم افتخاراتشان را تداوم بخشند، بویژه شیاطین سرخ که سالهاست به پیروزی و افتخار عادت کردند و به قول سرالکس قهرمانی یونایتدی ها در خونشان است. اکنون فرگوسن بدنبال جادوگر جدیدی است که با رفتن رونالدو آن را از دست داده است. هرچند رونی بسیار عالیست ولی جای یک هنرمند فانتزی خالیست. نانی و اشلی یانگ سعی می کنند تا این وظیفه را انجام دهند اما هنوز با لقب جادوگری فاصله دارند. قصه ی علاقه فرگوسن به بازیکنان جادویی شاید به برخورد وی با تیم رویایی یوهان کرویف به سال 1990 برگردد. فینال جام جامداران اروپا و بازی با بارسلونای کرویف که پیروزی در آن سرآغاز موفقیت های پی در پی یونایتد شد. از آن زمان تا به حال سرالکس همیشه بازیکنی جادوگر برای خود برگزیده است. کانتونای افسانه ای معروفترین آنهاست. فرگوسن حتی در سال 2003 تا آستانه ی عقد قرارداد با رونالدینیو پیش رفت که در آخرین لحظات جادوگر برزیلی به بارسا پیوست. جستجوی فرگی با خرید رونالدو از اسپورتینگ و رونی از اورتون ادامه یافت و هم اکنون اسکوتینگ شیاطین سرخ جوانانی را زیر نظر دارد که هر کدام می توانند جادوگر سرخپوش آینده شیاطین باشند، از آن جمله می توان از ادن آزارد بلژیکی نام برد که در تیم لیل فرانسه بازی می کند و مخلوطی از سرعت و ظرافت لیونل مسی و تکنیک ناب رونالدوست و یا کریستین اریکسِن دانمارکی بازیکن آژاکس که انسان را به یاد مایکل لادروپ افسانه ای می اندازد و یا نیکلاس گایتان آرژانتینی هافبک تکنیکی بنفیکا و ...، و شاید حتی بازگشت کریس رونالدو به منچستر! هم اکنون هر دو تیم شهر منچستر بدنبال جادوگری می گردند تا بتوانند طلسم رقیبان را باطل کرده و سحر و جادوی خود را جاری و فوتبالدوستان را بار دیگر افسون کنند.