1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مفاخره زیبای فاطمه زهرا سلام الله علیه با علی علیه ‏السلام

شروع موضوع توسط HossEiN ‏5/4/12 در انجمن قرآن کریم

  1. Neghab_Dar Forever مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏20/4/11
    ارسال ها:
    4,055
    تشکر شده:
    12,695
    امتیاز دستاورد:
    123
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Thinker
    [​IMG]
    ​


    روزی امیر المومنین علی *ع* همراه حضرت فاطمه *س* به صحرا رفتند و در آنجا در حال تناول خرما بودند که امیر المومنین *ع* به شوخی فرمودند:
    یا فاطمة ان النبی یحبنی اکثر منک.
    پیغمبر خدا مرا از تو بیشتر دوست دارد.
    و در پاسخ حضرت زهرا *س*عرض می‏ کند: واعجبا یحبک اکثر منی؟ و انا ثمرة فواده و عضو من اعضائه ولیس له ولد غیری.
    جای تعجب است تو را از من بیشتر دوست دارد؟ و حال آن که من میوه دلش و پاره‏ای از اندامش هستم و به علاوه من یگانه دختر باقیمانده او هستم چطور ممکن است تو را از من بیشتر دوست بدارد.
    علی علیه‏ السلام فرمود: یا فاطمة ان لم تصدقنی فامضی بنا الی ابیک محمد (ص). ای فاطمه اگر گفتارم را باور نمی‏کنی بیا با هم برویم خدمت پدرت حضرت محمد (ص).
    آری هر دو به خدمت رسول خدا (ص) شتافتند فاطمه علیه اسلام آغاز سخن کرده و گفت: یا رسول الله اینا احب الیک انا ام علی؟ ای رسول خدا من و علی کدامیک نزد تو محبوب‏تریم؟ (مرا بیشتر دوست داری یا علی را؟)

    رسول خدا (ص) فرمود: انتِ احبّ و علی اعزّ منکِ. تو محبوبتری و علی از تو عزیزتر است.
    امام علی‏ علیه‏ السلام: الم اقل لک. من به شما نگفتم که پیغمبر مرا از تو بیشتر دوست دارد؟
    شروع مفاخره زیبای فاطمه زهرا علیه السلام با علی علیه ‏السلام:

    علی (ع): انی ولد ذات التقی. من آنم که در خانه پاک خداوند تعالی متولد شده ‏ام.
    فاطمه (س): و انا بنت خدیجة الکبری. من نیز دختر خدیجه کبرایم.

    علی (ع): انا ابن الصفا. من پسر آن کسم که صفا را بنا نهاد.
    فاطمه (س): انا بنت سدرة المنتهی. من دختر کسی هستم که او را در شب معراج به سدرة المنتهی بردند.

    علی (ع): انا فخر اللوی. من افتخار پرچم اسلامم.
    فاطمه (س): انا ابنة من دنی فتدلی و کان من ربه کقاب قوسین اوادنی. من دختر کسی هستم که در شب معراج به فاصله دو تیر کمان یا کمتر از آن به مقام قرب الهی رسید.

    علی (ع): انا ولد المحصنات. من فرزند زنان پاک هستم.
    فاطمه (س): انا بنت الصالحات. من نیز دختر زنان صالحات هستم.

    علی (ع): انا خادمی جبرئیل. من کسی هستم که جبرئیل خدمتکار من بوده است.
    فاطمه (ع): انا خاطبنی فی‏ السماء راحیل و خدمتنی الملائکة جیلاً بعد جیلٍ. من کسی هستم که فرشته راحیل با من سخن گفته، و فرشتگان گروه گروه برایم خدمت کرده ‏اند.

    علی (ع): ولدت فی ‏المحل البعید المرتقی. من در خانه کعبه متولد شده ‏ام.
    فاطمه (س): انا زوجت فی‏الرفیع الاعلی... من آنم که عقدم در آسمانها بسته شد.

    علی (ع): انا حامل اللواء. من آنم که همیشه پرچم پر افتخار اسلام بدست من بوده است.
    فاطمه (س): انا بنت من عرج به الی السماء. من دختر کسی هستم که به آسمانها عروج کرد.

    علی (ع): انا صالح المومنین. من از تمام مومنان بهترم.
    فاطمه (س): انا بنت خاتم‏ الّنبیّین. من دختر خاتم پیغمبرانم.

    علی (ع): انا الضارب علی التاویل. من بر تأویل قرآن جنگیدم (یعنی برای پیاده شدن حقایق قرآن مبارزه کردم)
    فاطمه (س): انا جُنّة التاویل. من نیز سپر تاویل قرآنم (یعنی در حفاظت قرآن نقش دارم).

    علی (ع): انا شجر من طور سینا. من درخت طور سینایم.
    فاطمه(س): انا الشجرة التی تؤتی اکُلُها کل حین. من آن درختی هستم که میوه‏ اش برای تو همواره حاضر است.

    علی (ع): انا متکّلم الثعبان. من آنم که اژدها بر ولایت من سخن گفت.
    فاطمه (س): انا ابنة النبی الکریم. من آنم که دختر پیامبر بزرگوار اسلامم.

    علی (ع): انا النبأ العظیم. من خبر بزرگ قرآن هستم.
    فاطمه (س): انا ابنة الصادق الامین. من دختر راستگوترین و امین‏ترین خلق خدایم.

    علی (ع): انا حبل الله المتین. من ریسمان محکم الهی هستم.
    فاطمه (س): انا ابنة من خیر الخلق اجمعین. من دختر بهترین خلق خدایم.

    علی (ع): انا لیث الحروب. من شیر میدانهای جنگم
    فاطمه (س): انا بنت من یغفرالله به الذنوب. من دختر کسی هستم که خداوند تعالی به وسیله او گناهان گناهکاران را می‏ آمرزد.

    علی (ع): انا المصدق بالخاتم. من آن کسی هستم که انگشتر در نماز صدقه داد.
    فاطمه (س): انا بنت سید العالم. من دختر بهترین آقای جهانم.

    علی (ع): انا سید بنی‏ هاشم. من نیز سید بنی‏ هاشمم.
    فاطمه (س): انا بنت محمد المصطفی. من دختر محمد مصطفی برگزیده خدا هستم.

    علی (ع): انا سید الوصیین. من سیداوصیایم.
    فاطمه (س): انا بنت النبی العربی. من دختر پیغمبر عربی هستم.

    علی(ع): انا الشجاع المکّی. من قهرمان نامدار مکه‏ ام.
    فاطمه (س): انا بنت احمد النبی. من دختر پسندیده ‏ترین پیغمبرانم.

    علی (ع): انا البطل الاورع. من قهرمان با تقوایم
    فاطمه (س): انا بنت الشفیع المشفع. من دختر شفاعت کننده روز جزایم که شفاعتش پذیرفته می ‏شود.

    علی (ع): انا قسیم الجنة والنار. من تقسیم کننده بهشت و دوزخم.
    فاطمه (س): انا ابنة محمد المختار. من دختر محمد مختارم که برگزیده خداوند است.

    علی (ع): انا قاتل الجانّ. من کشنده کفّار اجنّه‏ ام.
    فاطمه (س): انا ابنة رسول الله الملک الدیان. من دختر رسول خداوند پاداش دهنده ‏ام.

    علی (ع): انا خیرة الرحمن. من بهترین خلق خداوند رحمانم.
    فاطمه (س): انا خیرة النسوان. من نیز بهترین زنان جهانم.

    فاطمه (س): انا ابنة من ارسل رحمةللعالمین و بالمومنین رؤف رحیم. من دختر پیغمبر رحمةللعالمین هستم که به مومنین مهربان بود.
    علی (ع): انا الذی جعل الله نفسی نفس محمد. من آن کسی هستم که خداوند در قرآنش جان مرا جان پیغمبرش دانسته فرموده (انفسنا و انفسکم)

    فاطمه (س): انا الذی یقول فی‏کتاب العزیز ابناؤنا و ابناؤکم.
    من آنم که خداوند بزرگ در قران کریم مرا به تنهایی همه فرزندان پدرم‏ دانسته و فرموده: (وابناؤنا...)

    علی (ع): انا من شیعتی من علمی یسطرون. من آنم که شیعیانم از دانشم بهره می‏ برند.
    فاطمه (س): انا بحر من علمی یغترفون. من نیز آن دریایم که از دانشم برخوردارند.

    علی (ع): انا اشتق الله تعالی اسمی من اسمه فهو العالی و انا علی. من آن کسی هستم که اسمم را خدا از اسم خود مشتق نموده او عالی است و من علی هستم.
    فاطمه (س): انا کذلک فهو الفاطر و انا فاطمه. من نیز اسمم از نام خدا گرفته شده است. او فاطر و من فاطمه‏ ام.

    علی (ع): انا حیوة العارفین. من مایه حیات معنوی عارفانم.
    فاطمه (س): انا فلک نجاة الراغبین. من کشتی نجات عاشقان حقم.

    علی (ع): انا الحوامیم. من حامیم‏ های قرآنم.
    فاطمه (ع): انا ابنةالطواسین. من نیز دختر (طاسین)های قرآنم.

    علی (ع): انا کنز الغنی. من گنج بی ‏نیازیم.
    فاطمه (س): انا کلمةالحسنی. من کلمة الحسنی هستم (من اسم اعظم الهی هستم)

    علی (ع): انا بی‏تاب الله علی آدم فی خطیئته. من آن کسی هستم که خدا به خاطر من توبه آدم را قبول کرد.
    فاطمه (س): انا بی قبل الله توبته. من نیز همانم که خدا به سبب من توبه آدم را پذیرفت.

    علی (ع): اناکسفینة نوح من رکبها نجی. من مانند کشتی نوحم که هرکس بر آن نشست نجات یافت.
    فاطمه (س): انا اشارکه فی دعوته. من هم شریک در دعوت او هستم.
    علی (ع): انا طوفانه. من طوفان دریای علمم

    فاطمه (س): انا مسورته. من مرکز ثقل کشتی نجاتم (من تکیه‏ گاه آن هستم)
    علی (ع): انا النسیم الی حفظه. من آن نسیمی هستم که کشتی علم را می‏راند و نگاهبانیش می‏ کند.

    فاطمه (س): انا مسنی ‏انهار الماء والخمر و العسل فی‏الجنان. من بستر نهرهای گوارای آب و شراب و عسل مصفای بهشت هستم.
    علی (ع): انا علمی علم النبیین. من دانشم دانش پیامبران الهی است.

    فاطمه (س): انا بنت سیدالمرسلین الاولین و الاخرین. من دختر آقای پیامبران اولین و آخرینم.
    علی (ع): انا البئر و القصر المشید. من چاه قرآن و کاخ برافراشته آنم. یعنی من آن چشمه‏ام که از زلال وجودم بهره نگرفتند.

    فاطمه (س): انا منی شبر و شبیر. من آنم که مادر حسن و حسینم.
    علی (ع): انا بعدالرسول خیرالبریة. منم که بعد از رسول خدا (ص) بهترین خلق خدایم.

    فاطمه (س): انا البرّة الزکیة. من پاکترین زن نیکو کردارم.
    در اینجا بود که رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه وآله به دخترش فاطمه علیه اسلام فرمود:
    لا تکلمی علیاً فانه ذوالبرهان. زهرا جان سکوت کن که علی صاحب برهان است.

    فاطمه (س): انا ابنةمن انزل الیه ‏القرآن. منم دختر کسی که قرآن به او نازل شده است.
    علی (ع): انا الامین الاصلع. منم آن کسی که هم امینم و هم اصلع (اصلع: پیشانی بزرگ صاحب علم).

    فاطمه (س):انا الکوکب الذی یلمع. من ستاره درخشان مکتبم
    قال النبی (ص) فهو صاحب الشفاعة یوم القیامة. در این زمان پیامبر (ص) به دخترش فاطمه فرمود: زهرا جان علی صاحب شفاعت بزرگ در روز قیامت است.

    فاطمه (س): انا خاتون یوم القیامة. من خاتون بزرگ صحرای محشرم
    در این موقع زهرا علیه اسلام به پدرش عرض کرد یا رسول الله مرا حمایت نمی‏کنی؟ پسرعمت را حمایت می‏کنی؟

    علی (ع): یا فاطمه انا من محمد عصبته و نجیبه. من از محمد به منزله جان او هستم.
    فاطمه (س): انا لحمه و دمه. من نیز گوشت و خونش هستم.

    علی (ع): انا الصحف. من به منزله کتب آسمانی هستم
    فاطمه (س):انا الشرف. من شرافت آفرینشم

    علی (ع): انا ولی الزلفی. منم صاحب نیکوئیها و رستگاریها
    فاطمه (س): انا الخمصأ الحسنی. منم طعم شیرین نیکویی.

    علی (ع): انا نور الوری. منم نور عالم خلقت
    فاطمه (س): انا فاطمةالزهرا. منم فاطمه‏ زهرا

    در این موقوع حضرت خاتم ‏الانبیا (ص) به دخترش زهرا علیه اسلام فرمود:
    یا فاطمه! قومی و قبلی رأس ابن عمک هذا جبرئیل و مکائیل و اسرافیل و عزرائیل مع اربعة الاف من الملائکة یحامون مع علی و هذا اخی راحیل و روائیل مع اربعة آلاف من الملائکة ینظرون.

    ای فاطمه برخیز و سر پسر عمت را ببوس که جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل با چهار هزار فرشته برای حمایت پسرعمت آمده‏ اند و این برادرم راحیل است که به همراه فرشته روائیل با چهار هزار فرشته آمده ‏اند و نگاه می‏ کنند. در این موقع فاطمه ‏زهرا علیه اسلام برخاست فقبلت راس الامام علی بن‏ ابیطالب بین یدی النبی.
    پس سر پسرعمش علی‏ بن ابیطالب (ع) در حضور رسول خدا (ص) بوسید و گفت: یا ابالحسن بحق رسول الله معذرة الی اللّه عزوجل و الیک و الی ابن عمک. ای ابوالحسن به حق رسول خدا از تو معذرت می‏ خواهم و از خدا و رسول او نیز معذرت‏ خواهی می‏کنم و علی علیه السلام نیز دست فاطمه را بوسید.


    چند نکته قابل توجه در این مفاخره مقدس
    1 - شهامت ادبی و بلاغت بی‏ نظیر حضرت زهرا سلام‏ الله ‏علیها که پابه ‏پای امیر سخن و فرمان فرمای کلام پیش رفته است.
    2 - زیبایی گفتار آن بانوی بزرگ که از روانی و شیوایی بی‏ نظیر برخوردار است مثلاً هر جا که سخن علی علیه‏السلام به الف ختم می‏شد پاسخ آن بانو نیز با همان کلمه کوتاه به الف ختم می‏شد و هرجا با یا و نون ختم می‏شد سخنان آن بانو نیز با یا و نون زینت می ‏یافت و این، خبر از استعداد عجیب حضرت زهرا علیه السلام و همپایه بودنش با علی‏ علیه‏ السلام را می‏ دهد.

    3 - مقدس بودن این مفاخره و بی ‏تکبر بودن این موضوع را ثابت می‏کند.
    4 - از عظمت علی علیه ‏السلام خبر می‏دهد که به فرموده رسول خدا (ص) آن حضرت مورد حمایت فرشتگان اعظم الهی بوده است.

    5 - از همه مهمتر پایان این مفاخره بی‏ن ظیر است که در کمال عشق و صفا و اخلاص و وفا از سوی رسول خدا (ص) به دخترش فاطمه علیه اسلام امر می‏شود که برخیزد و سر مطهر همسرش را ببوسد و از ایشان معذرت‏ خواهی کند و آن بانو نیز حضور پدر سر آن امام بزرگوار را می‏ بوسد و از این که پا به پای آن حضرت مطالبی را در شأن و شکوه خود بیان کرده از خدا و رسول او و از همسرش پوزش می‏ طلبد علی علیه‏ السلام نیز پوزش او را پذیرفته و دست مبارک آن بانو را می‏ بوسد. و خلاصه تمامی لحظه ‏لحظه‏ های آن مفاخره بی‏ نظیر، با صفا و صمیمت و در کمال بی‏ ریایی و تقوی سپری شده و با یک جهان پاکی و قداست و معنویت پایان می ‏یابد.
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.