[FONT=&]شبی با خیال تو هم خونه شد دل[/FONT] [FONT=&]نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل[/FONT] [FONT=&]نبودی ندیدی پریشونیامو[/FONT] [FONT=&]فقط باد وبارون شنیدن صدامو[/FONT] [FONT=&]غم تلخ وحشی به ویرونه می زد [/FONT] [FONT=&]دلم با تو خوش بود وپیمونه میزد[/FONT] [FONT=&]نه مرد قلندر نه آتش پرستم[/FONT] [FONT=&]فقط با خیالت شبا مسته مستم[/FONT] [FONT=&]الهی سحر پشت کوه ها بمیره [/FONT] [FONT=&]خدا این شبا رو از عاشق نگیره[/FONT] [FONT=&]شبای جونی چه بی التهابه[/FONT] [FONT=&]همش بی قراری همش اضطرابه[/FONT]
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیز ترینم آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم به خیالم که تو بامن یه همیشه آشنایی به خیالم که تو بامن دیگه از همه جدایی!! من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی این دیگه یه التماسه.... من می خوام بیای بمونی
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ می خواهم ” ذره ذره ” داشته باشمت اما برای همیشه همینقدر که سایه ات بر تنهایی ام باشد کافیست … …”خورشید” نمی خواهم تو را پنهان می خواهم برای خودم تنها برای خودم!!!
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ باران که میبارد یخ هایم آب میشود... بر تمام قبر های این شهر بوسه بزن شاید به یاد بیاوری کجا مرا جا گذاشتی...؟ من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام صدای کلاغها را می شنوی؟؟؟ دارند برایم فاتحه می خوانند...
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ مے خواهے بِرَوے ؟ بهانِـﮧ مے خواهے ؟ بگذار من بَهانـِﮧ را دستَت دهَم بُرو و هَركَس پُرسيد بِگو لَجوج بود،هَميشـِﮧ سرسختانه عاشِق بُود بگو فَرياد می كَرد هَمـِﮧ ج ـا فرياد ممی كَرد فقَط مَرا می خواهَد بگو دُروغ می گُفت می گُفت هَرگز ناراحتم نكَردی بگو دَرگير بود،هميشِه دَرگيرِ اَفسوטּ نگاهَم بود بگو او نخواست نَخواست كَسی جُزمن دَر دلش خانه كُنَد اين هَمِـﮧ بَهانِـﮧ برايَت آوردَم حالا اگَر میخواهی بُرو بـﮧ سَلامَت
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام خارم ولی به سایه ی گل آرامیده ام با یاد رنگ و بوی توای نو بهار عشق هم چو بنفشه سر به گریبان کشیده ام چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام چون اشک در قفای تو با سر دویده ام من جلوه ی شب ندیده ام به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیده ا م از جام عافیت می نابی نخورده ام وز شاخ ارزو گل عیشی نچیده ام موی سپید را فلکم رایگان نداد این رشته را به نقد جوانی خریده ام ای سر و پای بسته به ازادگی مناز ازاده منم که از همه ی عالم بریده ام گر می گریزم از نظر مردمان رهی عیبم مکن که آهوی مرده ندیده ام
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ آرامــم بگـــذار لعنتـــــــي......!!! هميـن كه فكرت تمــام دنيـايم را اِشغال كرده كافـــي نيسـت ؟!
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ دستهایم که پر از خستگی ان نقشی از نوعی دلبستگی ان کفش هایم که نیاز آلودن همه عمر به سویت بودم باز هم باشو فداکاری کن ....... ..... .. .
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ [h=2][/h] کـاش دفتـر خاطراتــم چراغ جادو بود تا هر وقت از سـرِ دلتنگــي به رويش دست ميکشيدم تــو از درونش با آرزوي من بيرون مي آمدي!
پاسخ : تنها برای تو....●•٠·˙ حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی به نبودنم مشکوکی ، در بودنم مردد ، از هیچ گلایه میسازی ، از همه چیز بهانه من ؛ کجای این نمایشم...؟