1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آموزش کامل گرامر

شروع موضوع توسط MiTra ‏5/1/11 در انجمن زبان خارجی

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    آموزش کامل گرامر به جز ساخت افعال در زبان انگلیسی و معلوم و مجهول که در پست ديگري برای شما اموزش داده شد . این آموزش شامل موارد زیر است و برگرفته از آموزش کامل گرامر لانگمن و ترجمه خودم است :
    1 .عبارات و سوالات
    2. افعال : لازم و متعدی
    3. افعال چند قسمتی

    4. افعال کمکی ( modal )

    5. عبارات شرطي

    6. اسم ها ( قابل شمارش و غیر قابل شمارش )

    7. اسم ها ( مفرد و جمع )

    8.حرف تعریف و ضمير اشاره

    9. ترتیب کلمات

    10 . مقایسه

    11 . نقل قول


    امیدوارم مفید واقع شه .
     
  2. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    عبارات و پرسش ها

    یک " عبارت "گفته ای است که اطلاعاتی می دهد . اگر شما یک عبارت بسازید ، اغلب در آن یک فاعل به کار می برید که این فاعل باید قبل از فعل قرار بگیرد .
    مثال : the children are playing in the garden .
    عبارات منفی به دو شکل اصلی زیر ساخته می شوند :
    1. اگر عبارت شامل یک فعل کمکی مانند have یا is باشد اغلب کلمه not را بعد را فعل استفاده می کنید یا آن را به صورت مخفف n't می نویسید : is not à isn't
    Are not à aren't
    Have not à haven't
    , ….
    مثال
    She is not leaving . OR she isn't leaving .
    نکته :
    Am و may در صورت منفی شدن به شکل مخفف n't نوشته نمی شوند . ( باید نوشت am not و may not ) . افعال will , shall و can در شکل منفی استثناعا به صورت won't , shan't , can't مخفف می شوند .
    این قوانین برای منفی کردن جمله سوالی نیز صدق می کنند .
    مثال :
    Are they in the garden? Aren’t they in the garden?
    WiII he get the job? Won’t he get the job?
    2.اگر جمله دارای افعال کمکی نبود ( توجه کنید در اینجا منظور از فعل کمکی auxiliary verb است ) ، برای منفی کردن آن از do + not (n't ) استفاده می کنیم . ( توجه کنید که فعل اصلی به فرم پایه ( حال present ) باشد )
    She likes swimming. She doesn’t like swimming. NOT She doesn’t likes swimming.
    I saw a ship. I didn’t see a ship. NOT I didn’t saw a ship.
    ( در صورتی که فعل دارای s سوم شخص بود از ترکیب does + not (n't ) برای منفی کردن استفاده می کنیم و در صورت گذشته ساده بودن فعل از did + not (n't ) استفاده می کنیم .)
    پرسش ها
    عبارات سوالی ، جملاتی هستند که برای پرسیدن" اطلاعات " استفاده می شوند . این جملات با توجه به نوع پاسخی که می طلبند به سه شکل اصلی تقسیم می شوند .
    Yes – No question : پاسخ این جملات به سادگی یا بله است یا خیر . ( یا کلمه یا عبارتی که می تواند به جای بله یا خیر به کار رود و به عبارت دیگر متضمن معنای بله یا خیر باشد. ( برای ساختن این نوع جملات پرسشی ، شما باید جای فاعل و فعل را عوض می کنید )
    Will Jane resign?
    جواب های احتمالی : yes, no, don’t know; probably, maybe etc
    Are they ready?
    Wh questions :
    این نوع جملات پرسشی با کلمات پرسشی مانند what , why , where یا how آغاز می شوند و دارای گستره وسیعی از پاسخ های متفاوت هستند . پاسخ ممکن است یک جمله کامل یا یک کلمه در پاسخ به سوال مطرح شده باشد . ( در اینجا نیز ، برای ساخت جمله پرسشی باید جای فاعل و فعل را عوض کنید . )
    مثال :
    Where are you going?
    جواب های احتمالی : I’m going to work, downstairs, the library ,….

    پرسشی انتخابی ( پرسش های گزینه ای ) Alternative questions
    این نوع جملات پرسشی به شنونده حق انتخاب از میان دو پاسخ ممکنی که در جمله پرسشی قرار گرفته را می دهد . دو پاسخ ممکن در جمله پرسشی با or به هم مرتبط شده اند .( مجددا ، برای ساخت این نوع جملات پرسشی نیز باید جای فاعل و فعل را عوض کنید )
    Will you travel by train or by boat?
    جواب های احتمالی by train, by boat, don’t know ,….
    پرسش های هدایت کننده Tag questions
    شما می توانید یک عبارت را با اضافه کردن tag question به انتهای آن به فرم پرسشی در آورید .
    زمانی که شما از tag question استفاده می کنید ، از شنونده در مورد اینکه آیا با گفته شما موافق است یا خیر را سوال می کنید . اگر شما جمله پرسشی را به صورت مثبت بسازید ، بدین معناست که انتظار دارید پاسخ شونده مثبت ( yes ) باشد و اگر جمله (منظور جمله اول و نه tag question که به آن اضافه شده )را به شکل منفی بسازید انتظار دارید که پاسخ منفی (no ) باشد .( نکته جالب : استفاده از این نوع پرسش ها در بررسی های آماری اشتباه است زیرا همانطور که از اسم آنها و شیوه ساخت آنها مشخص است شنونده را اغلب به سوی دادن پاسخ خاصی هدایت می کند . برای مثال اگر بخواهید در مورد وضعیت ترافیک در یک منطقه بپرسید مطرح کردن آن بدین صورت که : ترافیک این خیابان کمه ، مگه نه ؟ کار اشتباهی است چون به طورضمنی شنونده را به سمت دادن پاسخ مثبت هدایت می کنید . ).
    Tag question نوعی از yes-no question است و برای ساخت آن نیاز به همان تغیراتی در ترتیب قرار گرفتن ادات سخن داریم ، که در ساخت questionyes-no نیاز داشتیم ، از همان ضمایر شخصی استفاده می کنید (she , they , .. ) و صرف فعل tag question به شکل صرف فعل عبارت اول ( جمله اول ) که tag question به آن اضافه شده ،است . در بیشتر tag question ها ، اگر جمله اولی مثبت باشد tag question اضافه شده به آن منفی است و برعکس .
    ( منظور از expected answer در زیر ، پاسخی است که سوال کننده انتظار دارد از پاسخ دهنده بشنود یا درحقیقت پاسخی است که سوال کننده با شکل ساخت جمله پرسشی خود متضمن آن است )
    She’s outside, isn’t she? (Expected answer: yes )
    They were ready, weren’t they? (Expected answer: yes)
    You aren’t going, are you? (Expected answer: no)
    It isn’t difficult, is it? (Expected answer: no)

    سوالاتی که سوال نیستند !!!
    شما می توانید جملاتی شبیه به پرسش بسازید که در حقیقت انتظار پاسخی برای آن ندارید ، زیرا این نوع جملات هم جنبه پرسشی دارند و هم جنبه تعجبی ! بنابراین شما گاهی با این نوع جملات که علامت سوال دارند روبرو می شوید و گاهی در حالیکه علامت تعجب دارند .در این نوع جملات برخی مواقع شما پاسخ پرسش خود را می دانید و و تنها برای گرفتن تایید و موافقت شنونده آن را مطرح می کنید .به این نوع جملات ، "جملات تعجبی " ("exclamatory question" )می گویند .
    Hasn’t she grown!
    Wasn’t the book marvellous?
    گاهی مواقع نیز ، هیچ پاسخی برای جمله گوینده وجود ندارد ( با اینحال گاهی ممکن است چه خوشتان بیاید چه خوشتان نیاید شنونده جوابی به جمله شما بدهد ! ) . این جملات هنگامی استفاده می شوند که شما می خواهید احساسات خود را در مورد چیزی به شدت بیان کنید و به آنها " جملات لفظی " ( " rhetorical question" )می گویند .
    Doesn’t everyone know that the whole thing is impossible?

     
  3. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    افعال : لازم و متعدی
    بیشتر افعال زبان انگلیسی متعلق به یکی از دو دسته افعال لازم یا متعدی هستند .
    افعال لازم
    فعل لازم ، مفعول ندارد . می توانید از فعل لازم در جمله بدون نیاز به اضافه کردن هیچ کلمه دیگری به جمله استفاده کنید ( و جمله کاملی داشته باشد ) در زیر برخی از افعال لازم قرار دارند :
    Something’s happening.
    I’ll wait.
    It doesn’t matter.
    شما می توانید برای اینکه جمله معنای خاصی مانند زمان ، مکان یا روش را به خود بگیرد از کلماتی استفاده کنید اما این لغات الزاما برای اینکه جمله را کامل و معنادار کنند لازم نیستند و تنها برای دادن جهت خاصی به معنای جمله است .
    Something’s happening in the street.
    I’ll wait for a few minutes.
    It doesn’t matter at all.
    برخی دیگر از افعال "لازم " عبارتند از : appear, come, go, smile, lie, وrise.
    جملاتی که با افعال لازم نوشته می شوند نمی توانند به شکل مجهول درآیند .
    برای مثال نگویید :
    ! it was happened’ or ‘they were died’.
    بلکه بگویید :

    Say it happened or they died


    افعال متعدی :

    افعال متعدی به مفعول نیاز دارند .جملاتی که فعل آنها متعدی است بدون مفعول معنا ندارند ( در حقیقت جمله کاملی از نظر معنا به دست نمی دهند ) . مفعول یک فعل اغلب یک اسم ، عبارت اسمی یا ضمیر است . در اینجا مثال هایی از افعال متعدی به کار رفته در جمله می بینیم :
    She bought that dress in Tokyo. NOT She bought in Tokyo.
    Did you find the key? NOT Did you find?
    I really like him. NOT I really like.
    گاهی مفعول یک عبارت ( clause ) است که با that شروع شده . برای مثال :
    I wish she would stop smoking. OR I wish that she would stop smoking.
    گاهی مفعول یک جمله کامل است . برای مثال :
    It’s time to go home,” he said.
    سایر افعال متعدی عبارتند از : make, use, need, thank, enjoy, keep, and carry

    افعالی که می توانند هم لازم و هم متعدی واقع شوند
    برخی از افعال می توانند هم به صورت لازم و هم به صورت متعدی استفاده شوند . در زیر به برخی از این افعال اشاره شده :
    ( متعدی : transitive و لازم : intransitive )
    There’s no need to shout. [Intransitive]
    Someone shouted my name. [Transitive]
    Where do you want to meet? [Intransitive]
    I’ll meet you outside the school. [Transitive]
    I’m sorry. I don’t understand. [Intransitive]
    She didn’t understand his explanation. [Transitive]
    به کاربردن افعال لازم و متعدی بسیار شبیه هم است با این تفاوت که در جملات با افعال لازم مفعول محذوف است .

    سایر افعال :
    برخی افعال نیاز به صفت یا عبارت وصفی ( جمله واره وصفی ) دارند . جملات زیر مثالی از این نوع افعال است :
    You seem tired.
    It all sounds very interesting.
    Was he angry?

    فعل چند قسمتی چیست ؟
    یک "فعل چند قسمتی " ، فعلی است که شامل بیش از یک کلمه می شود .بیشتر افعال چند قسمتی از دو کلمه تشکیل شده اند : کلمه اول یک فعل ، و کلمه دوم یک حرف اضافه یا قید است . به عنوان مثال افعال get up , put off , turn on , object to و apply for از معمولترین افعال چند قسمتی ( دو کلمه ای ) هستند . همچنین افعال چند قسمتی ( سه کلمه ای ) مانند look forward to و get away with وجود دارند .
    گاهی می توانید معنای فعل چند قسمتی را از روی کلمات تشکیل دهنده آن حدس بزنید ، به عنوان مثال come + in . بیشتر مواقع معنای فعل چند قسمتی با معنایی که از ترکیب معناهای تک تک واژگان آن به دست می آید کاملا متفاوت است .
    برای مثال putt off به معنای ( به تاخیر انداختن کاری ، طفره رفتن و ... " arrange" to do something at a later time) است و این در حالیست که معنایی که از ترکیب جداگانه معانی کلمات put و off به دست می آید با معنای کلمه putt off کاملا متفاوت است .
    به عنوان مثالی دیگر فعل چند قسمتی look forward to را که به معنای "when" you feel happy because something is going to happen soon است در نظر بگیرید . ناگفته پیداست این معنای با معنایی که از ترکیب معانی واژگان look , forward و فخ به دست می آید کاملا متفاوت است .
    مانند افعال تک قسمتی ، برخی از افعال چند قسمتی لازم ( بدون مفعول ) و برخی دیگر متعدی ( باید مفعول داشته باشند ) هستند .
    به عنوان مثال :
    ( فعل چند قسمتی : Phrasal verb )
    take off [phrasal verb, Transitive] (="remove" your shirt, coat etc )
    She took off her coat and sat down.
    get up [phrasal verb, Intransitive] (="leave" your bed in the morning )
    I usually get up very early.
    برخی افعال چند قسمتی می توانند هم لازم و هم متعدی باشند . به عنوان مثال :

    join in [phrasal verb, Intransitive/Transitive] (="start" taking part in something that other people are already doing, for example a game or song)
    We all joined in the game.
    I want you all to join in.
    هنگام استفاده از افعال چند قسمتی ، مفعول کجا قرار می گیرد ؟
    هنگام استفاده از افعال چند قسمتی ، شما باید تصمیم بگیرید که مفعول را کجا قرار دهید .
    اگر فعل چند قسمتی به حرف اضافه ختم شود ، حرف اضافه حتما باید بعد از فعل بیاید و مفعول پس از فعل قرار بگیرد . نکته مهم این است که در اینگونه افعال نمی توانید فعل را به دو بخش تقسیم کنید و مفعول را میان آن قرار دهید . برای روشن شدن این مطلب به مثال های زیر توجه کنید :
    apply for sth (="ask" to be considered for a job )
    I’ve applied for a job at the university.
    object to sth (="say" that you do not agree with something)
    Local people are objecting to the plan.
    اگر فعل چند قسمتی به قید ختم شود : سه حالت ممکن برای قرار دادن مفعول وجود دارد :
    1. اگر مفعول شما یک عبارت اسمی ( noun phrase ) باشد ، می توانید آن را قبل یا بعد از بخش قیدی فعل چند قسمتی قرار دهید . برای مثال :
    call off (="decide" that a meeting, party, strike etc should not happen )
    They’ve called off the strike. OR They’ve called the strike off.
    turn on (="make" a light, television, radio etc start working )
    Will you turn on the light? OR Will you turn the light on ?
    2. اگر مفعول شما ضمیر ( him , her , it them , … ) بود ، باید آن را قبل از بخش قیدی فعل چند قسمتی قرار دهید . برای درک بهتر این مطلب به مثال های زیر توجه کنید :
    turn down (="make" a television, radio etc less loud)
    Can you turn it down? NOT Can you turn down it ?
    3. اگر مفعول یك عبارت طولانی است ، معمولا باید آن را بعد از فعل چند قسمتی قرار دهید .
    مثال :
    They’ve called off the strike that was planned for next week.
    Can you turn down the television in the front room?




     
  4. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    Modal verbs
    افعال کمکی
    (قبل از اینکه وارد بحث افعال کمکی یا modal verb شویم تاکید می کنم که منظور ما اینجا از فعل کمکی modal verb است . در عین حال ما سری دیگری از افعال را که در فارسی به آنها فعل کمکی می گوییم داریم که در حقیقت auxiliary verb هستند نه modal verb که از آن جمله به do , does , did , … می توان اشاره کرد . )
    افعال کمکی اصل عبارتند از : ( modal verbs or also modals )
    can, may, will, shall, must, could, might, would, should
    افعال ought to , used to ,dare و need نیز به عنوان فعل کمکی استفاده می شوند و نحوه استفاده خاص خود را دارند .
    چه زمان از افعال کمکی استفاده می کنیم ؟
    افعال کمکی چندین معنا دارند بنابراین هنگام سخن گفتن باید به دقت در مورد معنای جمله ای که می خواهید بگویید فکر کنید تا مطمئن شوید فعل کمکی که استفاده کرده اید دقیقا همان چیزی را که می خواهید بگویید ادا کرده .
    در ادامه مقاصدی را که افعال کمکی برای بیان آن به کار می روند بررسی می کنیم .

    اجازه دادن و اجازه گرفتن ( permission )
    (="allowing" someone to do something)
    اگر بخواهید به کسی برای انجام دادن اجازه بدهید یا از کسی اجازه بگیرید ، از can یا move استفاده کنید . may مودبانه تر و رسمی تر از can است .
    مثال :
    You can leave when the bell rings.
    Customers may purchase extra copies at half price.
    Could is a polite way of asking for permission.
    Could I leave early today?
    استفاده از might برای اجازه گرفتن روشی بسیار رسمی است که در گذشته بسیار استفاده می شد .
    Might I borrow your umbrella?
    اجبار (Obligation(
    (="saying" what someone must do)
    اگر شما می خواهید کسی کاری را انجام دهد یا چیزی به وقوع بپیوندد ( برای بیان اجبار و التزام) از must استفاده کنید .
    همچنین هنگامی که می خواهید حس وظیفه شناسی خود را بروز دهید از must استفاده کنید .
    The builders must finish the job today.
    We mustn’t leave the house before 6 o’clock.
    I must remember to bring my notebook


    قصد (Intention )
    (="saying" what you are going to do)
    اگر می خواهید در مورد کارهایی که قصد انجام دادن آنها را دارید صحبت کنید از will و shall استفاده کنید .شما با بلندتر تلفظ کردن فعل کمکی نسبت به بقیه کلمات جمله می توانید بر قصد و خیال خود تاکید کنید .
    Shall تنها با اول شخص ( I , we ) به کار می رود و نسبت به will کمتر معمول است و در انگلیسی امریکایی به ندرت به کار می رود .

    This letter says they will definitely give us our money back.
    I shan’t stay long.
    برای بیان قصدی در گذشته از would استفاده کنید .
    I tried to explain, but nobody would listen.
    در جملاتی که مقصود تنها هنگامی اتفاق می افتد که شرط خاصی برآورده شود ( جملات شرطی) از would استفاده کنید .
    I would leave tomorrow, if I had the money

    توانایی (Ability )
    (="saying" whether you are able to do something)
    اگر می خواهید در مورد توانایی شخصی بر انجام کاری صحبت کنید از can استفاده کنید .
    Guy can speak Russian.
    Can you remember her name?
    I can’t find my shoes!
    برای تبدیل جملاتی که با can نوشته شدند به زمان گذشته از could به جای can استفاده کنید .
    He was late for school because he couldn’t find his bag.
    در جملات شرطی از ) could با توجه به اینکه اتفاقی در صورت برقراری شرط خاصی می افتد و از could هنگام صحبت در مورد توانایی های افراد استفاده می شود ) استفاده می کنیم .
    مثال :
    I could leave tomorrow, if I had the money



    امکان (Possibility )

    (="saying" whether something is possible)
    اگر می خواهید در مورد " امکان داشتن | ممکن بودن " چیزی صحبت کنید از can یا may استفاده کنید . ( توجه کنید که : may از can رسمی تر و مودبانه تر است )
    You can go by bus from London to Liverpool.
    You may find the manager is still there, if you go to the office now.
    اگر می خواهید بیان کنید که احتمال وقوع چیزی کم است ، از could یا might استفاده کنید . اگر از might استفاده کنید بدین معناست که اتفاق افتادن آن چیز "بعید " است .
    We could go by bus.
    We might go by bus. (="it" is possible, but only if there are no problems

    احتمال (Probability)
    (="saying" whether something is likely)
    اگر می خواهید در مورد احتمال وقوع چیزی حرف بزنید از should یا ought to استفاده کنید . و این بدان معناست (که آن جیز " احتمال دارد به وقوع بپیوندد اما شما کاملا مطمئن نیستید " .
    They should have had our reply by now.
    If you take these tablets, you should be all right.
    We ought to be there by 6 o’clock.

    تمایل (Desirability )
    (="saying" that something is the right thing to do)
    اگر می خواهید در مورد اینکه فکر می کنید " وقوع چیزی خوب است " یا به عبارتی تمایل خود را بر وقوع چیزی نشان دهید از should یا ought to استفاده کنید . و بر عکس اگر فکر می کنید " وقوع چیزی خوب نیست " یا به عبارت دیگر برای نشان دادن " عدم تمایل خود نسبت به وقوع چیزی " از افعال گفته شده به صورت منفی استفاده کنید .
    You should get the early flight, if you want to be in good time.
    You ought to see the doctor as soon as possible.
    You shouldn’t say things like that.
    You oughtn’t to have left the engine running

    لزوم (Necessity )
    (="saying" that something is necessary)
    اگر می خواهید بگویید " لازم و ضروری است که کاری انجام شود " از must استفاده کنید .
    We really must go now.
    I must get my hair cut this weekend.
    و اگر می خواهید بگویید که " لازم نیست کاری انجام شود " از need not / needn't / not need to استفاده کنید . ( توجه کنید که در این حالت نباید از mustn't استفاده کنید چون ما قصد نداریم جمله مثبت را منفی کنیم و معنای این دو جمله در مقابل هم نیست !!! تنها اگر کمی دقت کنید خواهید فهمید که وقتی مثلا می گوییم you must go به معنای این هست که شما باید بروید و اگر بگویید you mustn't go یعنی شما نباید بروید. ولی هنگامی که می گوییدyou needn't to go یعنی لازم نیست شما بروید اما این بدین معنا نیست که شما نباید بروید ! )
    There’s plenty of time, so you needn’t worry.

    اطمینان (Certainty )
    (="saying" that you are sure about something)
    اگر شما اطمینان دارید که چیزی درست است از must استفاده کنید .
    You must be tired, after all your hard work.
    They must have left by now.
    و بر عکس برای اینکه بیان کنید مطمئنید چیزی درست نیست از can't استفاده کنید .
    You can’t be that tired you’ve only been working for an hour!
    They can’t have left yet

    پیش بینی (Prediction)
    (="saying" what you think is going to happen)
    اگر می خواهید وقوع چیزی را پیش بینی کنید از will یا shall استفاده کنید . البته همانطور که گفته شد استفاده از will نسبت به shall بسیار معمولتر است . همچنینshall تنها برای اول شخص ( I , we ) استفاده می شود و در انگلیسی امریکایی به ندرت استفاده میشود.
    The cars will be there on time, I promise.
    There is no doubt that we shall win

    چگونگی استفاده از افعال کمکی

    افعال کمکی با مصدر فعل ( مصدر بدون to ) به کار می روند .
    You must pay now. NOT You must to pay now.
    They can go home if they want. NOT They can to go home if they want.
    هنگامی که افعال کمکی برای سوم شخص استفاده می شوند s ( s سوم شخص) نمی گیرند .
    He can speak French. NOT He cans speak French.
    برای ساختن جملات سوالی یا منفی با افعال کمکی از do ( does ,did ) استفاده نمی شود .
    Can you remember her name?
    NOT Do you can remember her name?
    We must not be late. NOT We don’t must be late.
    Should we lock the door? NOT Do we should lock the door?
    افعال کمکی مصدر ، اسم مفعول ( past participle )،و وجه وصفی ( فعل + ing ) ندارند .
    در انگلیسی ، اغلب شکل منفی افعال کمکی را به صورت مخفف شده زیر می نویسند .
    cannot → can’t
    could not → couldn’t
    will not → won’t
    must not → mustn’t
    shall not → shan’t
    might not → mightn’t
    would not → wouldn’t
    should not → shouldn’t
    ought not → oughtn’t
    Mustn’t, shan’t, mightn’t و oughtn’t در انگلیسی بریتیش معمول هستند ولی امریکایی زبانان اغلب از must not ,might not و ought not استفاده می کنند .

     
  5. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    عبارات شرطی Conditionals
    ( پیش از ورود به مبحث دقت کنید جملات شرطی از دو قسمت " اصلی " و " شرطی " تشکیل می شوند .)
    هنگامی که می خواهید در مورد موقعیتی ( قسمت اصلی ) که وقوع آن وابسته به موقعیتی دیگر است ( قسمت شرطی ) استفاده کنید از جملات شرطی استفاده می کنید . قسمت شرطی معمولا با if و یا unless ( در عبارات منفی ) شروع می شود .
    Jane will pass the exam if she works hard.
    Jane will not pass the exam unless she works hard.
    They may follow or go in front of the main clause.
    If Jane works hard, she will pass her exam.
    عبارات شرطی به سه شکل ساخته ( و استفاده ) می شوند : ( همان چیزی که به فارسی می شود شرطی نوع اول ، شرطی نوع دوم و شرطی نوع سوم )
    1. اگر در مورد موقعیتی واقعی صحبت می کنید که احتمال دارد به وقوع بپیوندد از زمان حال ساده در قسمت شرطی و will | Won't در قسمت اصلیاستفاده می کنیم .
    If you take a taxi, you will be there in good time. NOT If you will take a taxi...
    If you wear a coat, you won’t get cold. NOT If you will wear a coat...
    2. اگر موقعیتی غیر واقعی ، تخیلی و یا با احتما وقوع پایین است از گذشته ساده در قسمت شرطی و از would ( 'd ) , might و could در قسمت اصلیاستفاده می کنیم .
    If you saw a ghost, what would you do? NOT If you would see a ghost...
    If I bought a new coat, I might not feel so cold. (=I would possibly not feel so cold)
    If I found their address, I could write to them. (=I would be able to write to them)
    در این نوع شرطی گذشته افعال to be برای اول شخص و سوم شخص در نوشتن و گفتمان های رسمی به شکل were استفاده می شود و از was برای اول شخص و سوم شخص تنها در گفتگو هایغیر رسمی استفاده می شود .
    If I were at home, I would be watching television. (informal: If I was at home...)
    If John were playing today, we’d have a chance of winning. (informal: If John was playing...)
    3. اگر می خواهید در مورد موقعیتی شرطی در گذشته صحبت کنید از had ('d ) در قسمت شرطیو از would haveدر قسمت اصلیاستفاده می کنیم .
    If I’d seen her, I would have asked her to call. (=I did not see her)
    The books wouldn’t have been damaged if Mary had moved them. (="Mary" didn’t move them)
    شما می توانید از when به جای if در شرطی نوع اول (present simple + will …) استفاده کنید . اما در دو نوع شرطی دیگر از when استفاده نمی شود . ( when در موقیت هایی که وقوع آنها بعید است یا غیر ممکن استفاده نمی شود )
    What will John do if he goes home? (="John" is probably going home) OR What will John do when he goes home? (="John" is definitely going home)
    What would John do if he went home? (="John" is probably not going home) NOT What would John do when he went home?
    I would shout if I saw a ghost. NOT I would shout when I saw a ghost.


    I wish ( آرزومندم... !)
    اگر می خواهید در مورد موقعیتی در زمان حالصحبت کنید که در مور آن خوشحال نیستید و دلتان می خواهد آن را تغییر دهید از زمان گذشته ساده در قسمت شرطی استفاده کنید .
    I wish I had a new bike. (="unfortunately," I don’t have a new bike)
    اگر می خواهید در مورد موقعیتی در زمان گذشتهحرف بزنید که در مورد آن خوشحال نیستید و دلتان می خواهد آن را تغییر دهید از had در قسمت شرطی استفاده کنید .
    I wish I’d gone by train. (="unfortunately," I didn’t go by train)
    I wish I hadn’t gone by train. (="unfortunately," I did go by train


     
  6. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    اسم ها : قابل شمارش و غیر قابل شمارش

    اسم های قابل شمارش

    یک اسم " قابل شمارش " است اگر بتوانید به آن به چشم یکی از چندین واحد جدا از هم نگاه کنید ، برای مثال book , egg , یا horse . همانطور که از نام آن بر می آید اسم های قابل شمارش را می توان شمرد . .( بتوانید به آن به صورت یک واحد مجزا از میان چندین واحد مجزای دیگر فکر کنید . | یکی از چندین ...)
    ( با خواندن ادامه مطلب بهتر این موضوع را درک خواهید کرد )
    اسم های غیر قابل شمارش
    یک اسم " غیر قابل شمارش " است اگر شما نتوانید به آن به چشم یکی از چندین واحد جدا از همنگاه کنید .( نتوانید به آن به صورت یک واحد مجزا از میان چندین واحد مجزای دیگر فکر کنید .)
    مثال : butter , advice , music


    تفاوت های گرامری بسیار مهم و چشمگیری برای اسم های قابل شمارش و غیر قابل شمارش وجود دارد . ( توجه کنید هنگامی که می گویم برای اسم های قابل شمارش و غیر قابل شمارش منظور آن است که برای این دو هنگام به کار رفتن در عبارت . چون در حقیقت گرامر اغلب در عبارت معنا پیدا می کند نه در یک کلمه تک و تنها ! )
    1. شما می توانید اسم های قابل شمارش را به صورت مفرد یا جمع به کار ببرید . به طور مثال :
    horse/horses, ticket/tickets, university/universities ,example book/books, egg/eggs . سعی نکنید کلمات غیر قابل شمارش را به صورت جمع به کار ببرید ! مثلا نگویید butters, musics, advices, informations, furnitures . به کار بردن کلمات غیر قابل شمارش به صورت جمع یک اشتباه رایج است .
    You should listen to his advice. NOT You should listen to his advices.
    2. شما می توانید یک اسم قابل شمارش را همراه با a یا an بیان کنید .
    مثال :

    a book, an egg, a horse, a ticket, a university
    نباید بگویید :
    a butter, a music, an advice, an information, a furniture
    استفاده از an همراه با اسم های غیر قابل شمارش یک اشتباه رایج است !
    I like listening to music. NOT I like listening to a music.
    3. می توان اسامی غیر قابل شمارش را به همراه کلماتی که بیانگر کمیت هستند استفاده کرد .
    مثال : some butter, any music
    توجه کنید که اگر می خواهید اسم های قابل شمارش را همراه با کلماتی که بیانگر کمیت هستند به کار برید باید اسم را به صورت جمع در آورده و سپس با کلمه بیانگر کمیت همرا کنید .
    مثال :
    some tickets, any eggs
    She bought some books. NOT She bought some book.
    4. از کلمات بیانگر کمیت much, how much, و یا little تنها می توان با اسم های غیر قابل شمارش استفاده کرد .و همرا با کلمات قابل شمارش باید از use many, how many و یا a fewاستفاده کنید ..
    uncountable countable
    I don’t have much money. He doesn’t have many friends.
    How much time do you have? How many records do you have?
    There is a little butter in the fridge. There are a few rooms still available.
    5.می توان اسم های غیر قابل شمارش را به تنهایی و بدون کلماتی مانند some, or any به کار برد .
    She doesn’t eat meat.
    If you need advice, don’t be afraid to ask.
    اسم های قابل شمارش مفرد را نمی توان به این شکل به کار برد . ولی اگر اسم قابل شمارش را به صورت جمع درآورید می توانید آن را به صورت تنها به کار برید .
    I like reading books. NOT I like reading book.
    Computers are always causing problems. NOT Computers are always causing problem


    اسم هایی که می توانند قابل شمارش یا غیر قابل شمارش واقع شوند
    برخی اسم ها می توانند با توجه به معنای آنها به شکل قابل شمارش یا غیر قابل شمارش به کار برد . جفت جملاتی که در ادامه می آید نشان می دهد چگونه معنا می توانند این تغییر را ایجاد کند . در هرکدام از جفت جملات ، اسم در جمله اول به صورت قابل شمارش و در جمله دوم به صورت غیر قابل شمارش به کار رفته است .
    Would you like a cake? (="one" of several cakes which someone can take to eat)
    Do you like chocolate cake? (="a" type of food)
    The lambs were born early this year. (="the" animals)
    There are several ways of cooking lamb. (="a" type of meat)
    بیشتر کلمات حالت مانند as love, anger, knowledge, intelligence یا freedom همیشه غیر قابل شمارشند . اما بعضی از انها نیز گاهی می توانند به صورت قابل شمارش به کار بروند .
    مثال :
    uncountable countable
    They did it with difficulty. They’ve had a lot of difficulties.
    Her voice sounded full of doubt. I have my doubts about whether he’s the right person for the job.

    بیشتر کلمات قابل شمارش هم شکل مفرد و هم به شکل جمع دارند و تفاوت بین یکی و بیشتر از یکی را نشان می دهند .
    tomato tomatoes, potato potatoes
     
  7. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    اسم ها : اسم جمع و اسم مفرد
    بیشتر کلمات قابل شمارش هم شکل مفرد و هم به شکل جمع دارند و تفاوت بین یکی و بیشتر از یکی را نشان می دهند .
    جمع های با قاعده
    قاعده تبدیل کردن یک اسم مفرد به جمع اضافه کردن یک s به انتهای آن اسم است .
    dog dogs, chair chairs, difference differences
    برای جمع بستن اسم هایی که به y ختم می شوند y را بر داشته و به انتهای کلمه ies اضافه می کنیم .
    dictionary dictionaries, opportunity opportunities
    برای جمع بستن کلماتی که به o ختم می شوند ، es را به انتهای اسم اضافه کنید .
    tomato tomatoes, potato potatoes
    جمع های بی قاعده
    برخی کلمات هستند که بدون پیروی از قاعده خاصی به صورت جمع درمی آیند .
    1. هفت اسمی که با تغییر حرف صدا دار به صورت جمع درمی آیند عبارتند از :
    man men woman women
    foot feet goose geese
    mouse mice tooth teeth
    louse lice
    2. برای تبدیل برخی اسم های مفرد به شکل جمع پیش از اضافه کردن s ، F انتهای کلمه را به v تبدیل می کنیم .اين اسم ها عبارتند از :
    knife knives leaf leaves
    wife wives half halves
    برخی کلمات این گروه را می توان به دو روش به صورت جمع در آورد . یکی به شکل معمولی و باقاعده و دیگری به شکلی که در بالا گفته شد که هر دو حالت ممکن صحیح و قابل استفاده هستند . . مثال :
    Scarfs , scarves و hoofs , hooves
    3. برای جمع بستن سه کلمه زير به آنها en اضافه می کنیم :
    ox oxen, child children,
    ( تنها در حالات مذهبی به این شکل جمع بسته می شود ) brotherbrethren
    4. چند اسم که از زبان های دیگر وارد زبان انگلیسی شده اند به شکل بی قاعده ای جمع بسته می شوند . این سری کلمات و شکل جمع آنها در زیر آمده است :
    stimulus stimuli, crisis crises, criterion criteria, phenomenon phenomena
    البته این کلمات اغلب به دو روش به صورت جمع در می آیند . این کلمات به صورت توسعه یافته اکنون با روش معمول و باقاعده به صورت جمع در می آیند و هم به شیوه بی قاعده گفته شده در بالا .
    اما روش با قاعده ( جمع بستن با s ( غیر رسمی و عام تر است . معمولا شکل بی قاعده اغلب توسط متخصصان به کار می رود . به دو مثال زیر توجه کنید :
    There are no certain formulas for success. غیر رسمی
    We have to learn all the relevant chemical formulae. تخصصی
    5. به انتهای برخی اسم ها برای اینکه به شکل جمع درآیند چیزی اضافه نمی شود ، اما می توان آنها را به عنوان مفرد یا جمع به کار برد . این سری اسم ها شامل "اسم های حیوانات ( مانند : sheep, deer, cod ) " ،" برخی از ملیت ها ( مانند : as Japanese, Swiss ) ، برخی از اسم هایی که بیانگر کمیت هستند ( مانند ton ) و برخی دیگر از کلمات ( مانند : aircraft, crossroads, kennels, offspring ) می شود .
    مثال :
    The sheep was making a noise. The sheep were making a noise

    شکل جمع اسم های مرکب

    اسم های مرکب اسم هایی هستند که از بیش از یک کلمه تشکیل شده اند . معمولا برای جمع بستن این گونه کلمات s را به انتهای کلمهاضافه می کنیم .
    مثال : canopeners, grownups
    اما در برخی موارد به ویژه در ترکیب هایی که حرف اضافه دارند s جمع را به اولین کلمه موجود در ترکیب ( در اسم مرکب ) اضافه می کنیم ،
    مثال :
    runnerup - runnersup
    passerby - passersby
    manofwar - menofwar
    گاهی شکل جمع با قاعده توسعه یافته و به شکل بی قاعده در آمده .
    مثال :
    spoonfuls (also spoonsful)
    motherinlaws (also mothersinlaw

    اسم هایی که فقط مفردند

    برخی کلمات فقط به شکل مفرد به کار می روند . این گونه اسم ها به سه نوع هستند :
    1 . اسم خاص : اسم خاص افراد ، مکان ها ، وقایع ، موقعیت ها ( خاص ) و ...
    John, Robinson, Christmas, Tuesday
    شما تنها اسم های خاص را در شرایطی می توانید به شکل جمع در آورید که بدانید جزو " اسم های قابل شمارش " است .یکی از معمولترین مثال ها برای این مورد اسم خاص زمان است . به مثال های زیر توجه کنید :
    On Tuesdays I go swimming.
    Are the Robinsons coming to the party?
    We stayed with Mary three Christmasses ago.
    2. بیشتر کلمات " غیر قابل شمارش " مانند " music " و " advice " تنها به شکل مفرد هستند .
    3. . گروهی از کلمات که آنها را به شکل مفرد به کار می برید ولو اینه به s ختم شوند . این گونه اسامی "موضوع خاص ، بیماری ها و بازی ها "هستند .
    بزرگترین اشتباه این است که این گونه اسم ها را را جمع پنداشته و آنها را به همراه فعل جمع به کار برده یا شکل مفرد آنها را به دست آورید.
    مثال های زیر این مطلب را بهتر روشن می کند :
    Linguistics is fascinating. NOT Linguistics are fascinating.
    Billiards is a game. NOT Billiards are a game.
    Poor Mike’s got measles. NOT Poor Mike’s got a measle


    اسم هایی که فقط جمع هستند

    برخی ازاسم ها تنها به صورت جمع هستند . این اسم ها به سه دسته اصلی هستند .
    1. تعدادی از کلمات که بیانگر چیزی هستند که از دو بخش تشکیل شده ، که عبارتند از : jeans, binoculars, trousers, pliers, scissors . برای صحبت کردن در مورد اینها می توانید از کلمه pair استفاده کنید . به مثال های زیر توجه کنید :
    Your jeans are in the wash. NOT Your jeans is in the wash
    I need to buy another pair of jeans. NOT I need to buy another jeans.
    NOT I need to buy another jean.
    2. تعدادی از کلمات که به s ختم می شوند تنها به عنوان جمع استفاده می شوند ( یعنی با افعال جمع و .. به کار می روند و به بیان دیگر قواعد اسم هایی که جمع بسته شده اند بر آنها صادق است ) . این اسم ها عبارتند از : congratulations, outskirts, remains, stairs, thanks.
    مثال :
    The stairs were steep and winding. NOT The stairs was steep and winding
    NOT The stair was steep and winding.
    این کلمات قابل شمارشهستند زیرا با how many استفاده می شوند نه how much .
    How many stairs are there? NOT How much stairs are there?
    3. تعدادی از کلمات که بیانگر گروهی از انسان ها یا حیوانات هستند . مانند :include people, folk, police, cattle, poultry, livestock.
    The police are outside. NOT The police is outside.
    NOT The polices are outside

     
  8. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرف تعریف و ضمایر(صفت)
    ضمایر اشاره قبل از اسم برای اشاره به ویژگی های اسم – به طور دقیق " چگونگی اشاره " یا " عمومیت دادن یک اسم " و اینکه یکی است یا بیشتر از یکی " - استفاده می شود .
    هنگامی که شما اسمی را انتخاب می کنید می توانید آن را از سه حال ممکن انتخاب کنید :
    1. می توانید اسم را بدون هیچ گونه ضمیر اشاره ای بیاورید .
    مثال :
    به شکل مفرد ، اگر یک اسم خاص است Boston is on the east coast.
    به شکل مفرد ، اگر یک اسم غیر قابل شمارش است . I can hear music.
    به صورت جمع ، اگر یک اسم قابل شمارش است .Tigers have black stripes.
    هنگامی که یک اسم قابل شمارش جمع را بدون ضمیر اشاره استفاده می کنید ، شما آن کلمه را به صورت عمومی می بینید .
    ( tigers به طور عمومی )
    2. شما می توانید اسم را با ضمیر اشاره " a " یا "the " بیاورید .
    استفاده از a با یک اسم مفرد قابل شمارش . I can see a car
    استفاده از the با یک اسم مفرد قابل شمارش . I can see the car
    استفاده از the با اسم جمع قابل شمارش . I can see the cars
    استفاده از the با اسم های غیر قابل شمارش . I can see the water
    حروف تعریف معمولترین ضمایر اشاره در زبان انگلیسی هستند .کار اصلی حروف اضافه مشخص کردن این است که آیا اسم : معرفه " است یا " نکره " .
    3. همچنین می توان اسم را با سایر حروف تعریف آور که معنای خاصی را به اسم اضافه می کند :
    my book حرف اضافه معنای ملاکیت می دهد . همچنین سایر ضمایر مالکیت our, his, her ,… مفهوم مالکیت را به اسم می افزایند .
    this bookحرف اضافه مفهوم نزدیک بودن اسم به گوینده را می رساند و شکل جمع آن these است .
    That book . حرف اضافه مفهوم دور بودن اسم از گوینده را می رساند و شکل جمع آن those است .
    Some books . حرف اضافه مفهوم کمیت را به اسم می افزاید ( تعدادی کتاب ) و any نیز از این قبیل حروف اضافه است .
    Enough books . " کفایت "
    Each book . " جزء به جزء | دانه به دانه " every نیز از این جمله حروف اضافه است .
    Either book . " هر یک از این دو تا " neither نیز از این قبیل حروف اضافه است .
    No book . " فقدان "
    What book "جنس ناشناخته " whose و which نیز از این قبیل حروف اضافه هستند .
    نمی توان دو ضمیر اشاره را به طور همزمان به کار برد . برای مثال جملاتی مانند : the this car یا my an apple یا some the cups را به کار نبرید . ( شاید این موضوع بدیهی و ساده به نظر برسه اما خیلی جاها به وضوح اشکالاتی از این قبیل هست که مثلا حرف اضافه to و an پشت سر هم به کار بر شده و با قدرت هم از گرامر جمله خود دفاع می کنیم !!!)
    می توان از کلمات و عبارات دیگری که بیانگر کمیت هستند در مقابل ضمیر اشاره استفاده کرد تا معنای عبارت اسمی دقیقتر شود .
    نکته : مثال ها نشان می دهد که شما می توانید از کلمه of صرف نظر کنید :
    all (of) the people both (of) the cats half (of) the gold
    double the amount twice the cost a third of the people
    a few of the cars half (of) that cake some of those cakes
    همچنین می توان کلماتی که بیانگر کمیت خاصی هستند را بعد از ضمیر اشاره اضافه کرد .از این جمله می توان به ارقام و همچنین برخی عبارات معمول بیان کمیت اشاره کرد .
    The three kittens were playing on the floor.
    I’ve just taken my fourth examination.
    He bought it on one of his many trips abroad.
    اگر می خواهید صفاتی را به عبارت اسمی خود بیافزایید ، توجه کنید که صفات اغلب بدون "هیچ حرف اضافه" با "عبارت بیانگر کمیتی" هستند .
    the three little kittens
    my fourth difficult examination
    his many interesting trips

    چه هنگام از A و THE استفاده می کنیم .
    به A و THE حرف تعریف می گویند . از آنها به روش هایی که در زیر آمده استفاده می شوند :
    1. دلیل اصلی استفاده از a و the بیان این است که شما در حال صحبت کردن درباره چیزی برای اولین بار هستید یا قبلا به آن اشاره کردید .اگر برای اولین بار است از آن صحبت می کنید a را به کار ببرید و اگر قبلا هم به آن اشاره کرده بودید the را به کار ببرید .


    Mary bought a car and a bike, but she used the bike more often.
    2. اگر شما از the همراه با اسم استفاده می کنید در حالیکه برای اولین بار است به آن اسم اشاره می کنید بدین معناست که شما می گویید " شنونده می داند من در مورد کدام یک صحبت می کنم " . این موضوع معمولا بدین دلیل اتفاق می افتد که تنها یک نمونه از آن اسم در آن موقعیت وجود دارد یا شما فقط یک نمونه از نوع اسم را در ذهن دارید . و به همین دلیل اسم " معرفه " محسوب می شود .
    Have you fed the cat? (دلیل استفاده از the : شما فقط یک گربه دارید)
    There’s the hotel. (دلیل استفاده از the : آنجا همان هتلی است که دنبالش می گشتید )
    I met him during the war. ( دلیل استفاده از the : هم شما و هم شنوندتان می ئانید در باره کدام جنگ صحبت می کنید )
    Pass the salt, please. ( دلیل استفاده از the : شما و شنوندتان می دانید در باره کدام نمک(در حقیقت نمکدان )صحبت می کنید )
    3. اگر شما در مورد چیزی نا معین از یک نوع مشخص صحبت می کنید از a استفاده کنید .
    I’m training to be an engineer. NOT I’m training to be engineer.
    I went out to buy a newspaper. NOT I went out to buy newspaper.
    زمانی که در مورد چندین چیز یا فرد صحبت می کنید و گفتن اینکه "کدام یک از آنها " اهمیت ندارد از a استفاده کنید . اما زمانی که در مورد یک چیز یا یک شخص خاصی صحبت می کنید که از the استفاده کنید .
    A man I work with told me about it ( شما با چند مرد کار می کنید )
    The man I work with told me about it. ( شما تنها با یک مرد کار می کنید )
    5.باید از the همراه با اسم های یکتا مانند world , sky یا sun استفاده کنید زیرا تنها یکی از چیزی که در آن موقعیت در مورد آن صحبت می کنید وجود دارد .
    We’re going to travel round the world .
    Don’t look directly at the sun .
    6. هنگامی که در رابطه با ساختمان ها ، مکان ها یا سازمان هایی صحبت می کنید که آنها را مرتبط می بینید یا به آنها رفت و آمد می کنید از the استفاده کنید . برای مثال : the theatre , the cinema , …
    I went to the theatre last week.
    She’s at the gym.
    وقتی a پیش از کلمه ای که با حروف صدادار آغاز می شود به کار رود تبدیل به an می شود !


    چه زمانی از A و THE استفاده نکنیم !
    1. اگر از یک اسم قابل شمارش به صورت جمع استفاده می کنید تا در مورد چیزی به طور کلی صحبت کنید the به کار نبرید .
    Tigers are very fierce animals.
    Prices keep going up.
    1. اگر می خواهید از یک اسم غیر قابل شمارش برای صحبت کردن به طور کلی درباره چیزی استفاده کنید the به کار نبرید.
    There has been a big increase in crime. NOT There has been a big increase in the crime.
    It takes patience and skill to be a teacher. NOT It takes the patience and the skill to be a teacher.
    3.بیشتر اسم های افراد یا مکان ها که با حروف بزرگ شروع می شوند پیش از خود the ندارند . پس پیش از آنها the به کار نبرید .
    They’re visiting Belgium and Holland. NOT They’re visiting the Belgium and the Holland .
    اگرچه برخی از اسم ها همیشه پیش از خود the دارند . مانند : the United States the Nile , ( رودخانه نیل در مصر ) و ... . فراموش نکنید که پیش از این اسم ها the به کار ببرید .
    He’s from the United States. NOT He’s from United States.
    4. همچنین برخی از اسم ها و عبارات معمول هستند که پیش از خود the یا a ندارند . این موضوع هنگانی درباره غذاها ، بیماریها ، روش های سفر کردن ، زمان ها و دوره های زمانی صحبت می شود نیز درست است .
    Will you have lunch with me? NOT Will you have the lunch with me?
    Her mother has cancer. NOT Her mother has the cancer.
    I travel to work by bus. NOT I travel to work by the bus.
    In winter we get a lot of snow. NOT In winter we get a lot of the snow.
    It’s time to go to bed. NOT It’s time to go to the bed.
    We got up at dawn. NOT We got up at the dawn.


     
  9. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    ترتیب واژه ها ( در عبارت یا جمله )
    در این بخش با دو مبحثی که برای فراگیران زبان انگلیسی مشکل ساز است سر و کار داریم .
    ترتیب واژه ها پیش از اسم
    روش اصلی توصیف یک اسم استفاده از صفت ها یا کلماتی است که مانند صفت ها هستند . این کلمات را بعد از a , the , my her و ... به کار می بریم . شما هر چندتا که بخواهید می توانید از این کلمات توصیفی به کار ببرید ، اما گاهی لازم است در مورد ترتیب واژگانی که به کار می برید احتیاط کنید .
    شما می توانید از سه گروه بزرگ کلمات ، انتخاب کنید . بزرگترین گروه " صفت ها " هستند .
    a lovely day a small round table the best students
    گاهی نیز ممکن است اسم مفعول ، ing فرم یا ed فرم فعل را قبل از اسم به کار ببرید ، که در اینجا برای توصیف اسم استفاده می شوند .
    a crumbling wall her smiling face a cracked window the stolen car
    همچنین می توانید یک اسم را پیش از اسم دیگر اضافه کنید ، که اسم اولی برای توصیف اسم دوم ( اسم اصلی عبارت ) است .

    the school buildings a tourist paradise a London bus

    کدام ترتیب ؟
    زمانی که از دو یا تعداد بیشتری کلمه توصیفی استفاده می کنید ، باید تصمیم بگیرید که به چه ترتیبی واژه ها را قرار دهید .
    در بسیاری موارد ، قاعده خاصی وجود ندارد : شما به سادگی اولین چیزی را که به ذهنتان خطور می کند اول می گویید . اما بسیاری از صفت ها و دیگر کلمات توصیفی ، در جای خاصی پیش از اسم قرار می گیرند .شما باید از این الگو ها به عنوان راهنمایی که به شما کمک می کند استفاده کنید ، زیرا تعدادی از صفات هستند که از این قواعد تبعیت نمی کنند اما الگوهایی که در ادامه آمده بسیار معول هستند :
    1. اسم ها پیش از اسم اصلی عبارت و در کنار آن قرار می گیرند ، بعد از هرگونه صفتی :
    a big London bus NOT a London big bus
    the long country road NOT the country long road
    2. کلماتی که بسیار به اسم وابسته هستند مانند ، موادی که از آن ساخته شده یا از کجا آمده ( محصول کجاست ) نیز پیش از اسم اصلی و در کنار آن قرار می گیرند : .
    big leather boots NOT leather big boots
    a serious social problem NOT a social serious problem
    3. اسم مفعول ها معمولا در جلوی گروه کلمات 1 و2 و پیش از هر گونه صفتی قرار می گیرند :
    a broken garden chair NOT a garden broken chair
    a smiling American tourist NOT an American smiling tourist
    a happy smiling American tourist NOT a smiling happy American tourist
    4. صفت هایی با معنای " قوی " مانند entire , whole , same بعد از حروف a , the , my , her و ... به کار می روند .
    the entire local committee NOT the local entire committee
    the same old battered car NOT the old battered same car
    5. سایر صفت ها از بعد از گروه 4 و پیش از گروه 3 قرار می گیرند .آن هایی که معنای کلی تری دارند اول می آیند ، و آن هایی که مشخصه های اسم را توصیف می کنند که به وضوح قابل مشاهده است ، مانند size و shape در آخر میایند . در ادامه نمونه هايي برای این مورد در جدول قرار دارند .
    Those lovely red curtains NOT those red lovely curtains
    a strange triangular table NOT a triangular strange table

    ترتیب کلمات پس از اسم
    برخی از قیدهای زمان و تکرار بلافاصله بعد از فعل اصلی می آیند . که عبارتند از : always, almost, just, rarely, nearly, already, ever, never, still
    She is always complaining. NOT Always she is complaining.
    They are still working. NOT Still they are working.
    Always وnever گاهی در آغاز جمله استفاده می شوند وهنگامی که فعل فاعل ندارد جمله مفهومی هشداری می دهد .
    Always keep medicines away from children.
    Never look directly at the sun through a telescope.
    قیدها و عبارات قیدی بین فعل و مفعول قرار نمی گیرند .
    I like Japanese food very much. NOT I like very much Japanese food.
    قیدها و عبارات قیدی نباید بین فعل اصلی و اسم مفعول ing دار یا بین فعل اصلی و مصدر بیایند .
    Tomorrow we’ll go sightseeing. NOT We’ll go tomorrow sightseeing.
    In the evenings she likes to watch television. NOT She likes in the evenings to watch television.
    قیدها و عبارات قیدی نبايد بین فعل کمکی ( modal verb مانند : must , can , could ) و فعل اصلی بیایند .
    I can speak Spanish quite well. NOT I can quite well speak Spanish
    [​IMG]
     
  10. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    مقایسه
    صفات تفضیلی و عالی
    اگر بخواهید دو چیز را مقایسه کنید ، از صفت تفضیلی استفاده می کنید . برای مثال صفت تفضیلی ساخته شده از صفت big ، bigger و صفت تفضیلی ساخته شده از صفت interesting ، more interesting است .
    Your car is bigger than mine.
    His new book is more interesting than his last one.
    ااگر می خواهید بگویید چیزی بزرگتر ، سریع تر ، جالبتر از گروهی از چیزهاست ( از همان نوع ) از صفت عالی استفاده می کنید . برای مثال صفت عالی ساخته شده از صفت big ، biggest و صفت عالی ساخته شده از صفت interesting ، most interesting است .
    It’s the fastest motorcycle in the world.
    What’s the most delicious food you’ve ever eaten?
    انتخاب شکل صحیح صفت
    اگر صفت یک سیلابلی است ، برای ساخت صفت تفضیلی er به آن بیافزایید و برای ساخت صفت عالی est به آن بیافزایید . البته گاهی نیز لازم است spell کلمه را تغییر دهید .
    صفت عالی صفت تفضیلی صفت
    tall taller tallest
    big bigger biggest
    nice nicer nicest
    اگر صفت سه سیلابلی یا بیشتر است ، برای ساخت صفت تفضیلی more و برای ساخت صفت عالی most را پیش از آن بیافزایید .
    That’s a more interesting question.
    Kim’s question was the most interesting one.
    The new trains are more comfortable than the old ones.
    That’s the most comfortable bed I’ve ever slept in.
    برای ساخت شکل تفضیلی و برتر بیشتر صفات دو سیلابلی more و most را پیش از صفت اضافه می کنیم ، اما شکل تفضیلی و برتر برخی صفات دو سیلابلی به er و est ختم می شوند و برخی از صفات دو سیلابلی از هر دو شیوه استفاده می کنند .
    صفاتی که به ow , le , er , ure و y ختم می شوند شکل تفضیلی و عالی آنها er و est می گیرد . توجه کنید صفاتی که به y ختم می شوند هنگام اضافه شدن er یا est ، y به I تبدیل می شود .

    صفت عالی صفت تفضیلی صفت

    happy happier happiest
    gentle gentler gentlest
    narrow narrower narrowest
    clever cleverer cleverest
    این الگو برای زمانی که un را به ابتدای صفت دو سیلابلی می افزاییم نیز صادق است .
    unhappier/unhappiest
    واژه های proper و eager از این قاعده پیروی نمی کنند و برای ساخت شکل تفضیلی و برتر آن ها باید more و most را به آن ها اضافه کنید .
    برای ساخت شکل تفضیلی و عالی سایر صفات دو سیلابلی more و most را به ابتدای آنها بیافزاییدئ.
    more/most active more/most useful more/most recent
    صفاتی که شکل تفضیلی و برتر آنها بی قاعده ساخته می شود
    ساخت شکل تفضیلی و برتر همه صفات از قاعده نرمال پیروی نمی کند و برخی به شیوه ای کاملا بی قاعده ساخته می شوند .
    معمولترین این صفات عبارتند از :
    صفت عالی صفت تفضیلی صفت
    good better best
    bad worse worst
    little less least
    کلماتی که از فعل ساخته شدند و آنهایی که به ing , ed ختم می شوند یا دیگر شکل های گذشته ، همیشه و بدون توجه به تعداد سیلابل های آن ها more و most می گیرند .
    His latest film is even more boring than his previous ones.
    She was more shocked than I was


    مقایسه دو چیز مساوی ( صفت برابری )

    اگر بخواهید بگویید دو چیز سایز ، طول و ... یکسانی دارند می توانید بگویید : one thing is as big as the other ، as tall as و ... .
    She’s as tall as her sister.
    Do you think this summer will be as hot as last summer?
    مقایسه دو چیز نابرابر
    اگر می خواهید بگویید دو چیز سایز ، طول و .. نابرابر دارند می توانید بگویید : one thing is not as big as the other ,not as tall as the other , …
    The meal wasn’t as good as the last meal I had there.
    I’m not as fat as him. OR I’m not as fat as he is.
    London is not as expensive as some other European cities.
    می توانید از less … than برای نشان دادن عدم تساوی ( مانند not as … as ) استفاده کنید اما معمولا زمانی که صفت دو یا تعداد بیشتری سیلابلی است از این روش استفاده می شود . برای مثال less expensive, less important
    Value for money is less important than quality and reliability.
    ! Don’t use less with short adjectives such as good, old etc.
    می توان as دوم را در صورتی که شی دومی را که با شی اول مقایسه می کنید قبلا بیان کرده باشید ، حذف کنید .
    The material looks like silk, but it’s not as expensive. (="not" as expensive as silk)
    به طور مشابه هنگامی که از less … than استفاده می کنید می توانید then را حذف کنید در صورتی که شی دومی که آن را با شی اول مقایسه می کنید قبلا بیان کرده باشید .
    I prefer the old Hollywood movies. They’re much less violent. (="than" modern films)
    The buses are less crowded after 10 o’clock. (="than" they are before 10 o’clock)
    اگر می خواهید بگویید چیزی از همه هم نوعان خود ارزانتر ، کم اهمیت تر و .. است می توانید از least استفاده کنید . مثلا می توانید بگویید : the least expensive, the least important .
    People usually choose the least expensive brand.
    از صفات کوتاه مانند good , old همراه با least استفاده نکنید !