بنابراين فسيلها انواع باقيمانده جانورى و گياهى نظير جسم حيوانات و استخوانهاى مربوط به آنها ، تنه گياهان قديمى و ساختمان شان ، کرمهاى نرم ، ستاره هاى دريايى و غيره ( از نقطه نظر تشريحى ) و آثار و مواد به جامانده از آنها نظير فضولات ، مدفوعات ، تخم ها ( آثار طبيعى ) و اثر لانه ها ، آشيانه ها ، رد پاها ( آثار مصنوعى ) را شامل مى شود و تمامى اينها بطور مستقيم توسط موجودات که در گذشته مى زيسته اند ، بوجود آمده اند . بدين ترتيب براى آنکه يک شى فسيل به حساب آيد ، بايستى بقايا و يا آثار فعاليت زيستى موجودات گذشته باشد . بطور کلى فسيلها به دو گروه تقسيم مى نمايند : 1- فسيلهاى اندامى 2- فسيلهاى اثري منظور از فسيلهاى اندامى بقاياى حقيقى موجودات زنده مى باشند که در حالات بسيار مساعد شکل آنها با شکل موجود زنده اصلى اوليه کاملا تطبيق مى کند و تغيير زيادى در آن صورت نگرفته است . اما فسيلهاى اثرى علائم غير مستقيم حيات هستند که توسط موجودات بر جاى گذاشته شده اند . جاى پاهاى دايناسور ، اثر نقب زدن کرمها ، اثرات ناشى ا و ساير شواهد فرايندهاى حيات همچون فضولات و مدفوعات که بصورت فسيل در آمده اند همگى جزء فسيلهاى اثرى محسوب مى گردند . حال اين سوال مطرح مى شود چه فسيل هايى را با ارزش مى خوانيم ؟ در جواب بايد گفت فسيل هاى راهنما (Index Fossils). آن دسته از فسيل ها به اين نام خوانده مى شوند که : 1- شناسايي آنها آسان است. 2- بسيار فراوانند. 3- داراى عمر کوتاه بوده اند. 4- از گسترش جغرافيايى قابل توجهى برخوردارند . کاربرد علم فسيل شناسى در ادامه به طور خلاصه به کاربرد علم فسيل شناسى در گرايشهاى مختلف زمين شناسى مى پردازيم. 1- فسيل شناسى و ژئوشيمى 2- فسيل ها و ستون استاندارد زمين شناسى 3- فسيل ها و زمين شناسى ساختمانى 4-فسيل شناسى و تکتونيک صفحه اى 5- فسيل شناسى پالئواکولوژى 6- فسيل شناسى پالئوبيوژئوگرافى نام گذارى فسيلها توصيف موجودات زنده و يا فسيل از زمان Linne (لينه سوئدى) با يک سيستم نام گذارى دو گانه معمول شد. بدين معنى که هر موجود زنده يا فسيل داراى دو نام است : اسم جنس و اسم گونه Pachyteeichisma Caylicianensis Linne , 1798 (1 اسم جنس که حرف اول آن با حروف بزرگ نوشته مى شود. 2) اسم گونه که با حروف کوچک نوشته مى شود. 3) اسم کاشف و توصيف کننده آن. 4) سال کشف و انتشار نمونه. 1)گونه : عبارت است از توالى و تسلسل گروه هايى از جمعيت هاى طبيعى که افراد آن گروه ها بالفعل يا بالقوه قادر به توليد مثل با هم بودهع و از نظر زاد و ولد در شرايط امروزى از تمام گروههاى مشابه جدا هستند، يعنى قابليت توليد مثل آنها را ندارد. واحد هاى رده بندى بزرگتر از گونه : 2)جنس : در حقيقت واقعيت طبيعى ندارد و اين واحد رده بندى کاملا قراردادى و مصنوعى است. تنها کار آن اين نيست که گونه هايى را که با هم قرابت و خويشاوندى آشکار دارند در يک دسته قرار دهد که اين امر مساله نام گذارى را آسان مى سازد.