برای آنکه بدانید خفاش ها چقدر متمایز هستند یکی از ویژگیهای شاخص آنهارا در نظر بگیرید؛ بال. معدودی از پستانداران همچون سنجابهای پرنده به لطف پرده ای از پوست که دست ها و پاهایشان را به هم پیوند میدهد. می توانند از درختی به درخت دیگر بال باز بروند و در واقع متخصصان عموما در این باره با هم توافق دارند که خفاشها احتمالا از یک نیای درختی و بال بازرونده تکامل یافته اند. اما درمیان پستانداران تنها خفاشها هستند که می توانند با نیروی خودشان پرواز کنند که بسیار پیچیده تر از بال باز روی است. آنها این توانایی را مدیون ساختار بالهایشان هستند. استخوان های بال خفاش از استخوان های کشیده و طویل ساعد انگشتان تشکیل شده که پرده های نازک و ارتجاعی بال را روی خود می گسترند و نگه میدارند. این پرده ها به سمت عقب بدن امتداد می یابند تا پاها را نیز دربر گیرند؛ پاهایی که به مراتب کوچکتر از پاهای یک پستاندار زمینی با جثه مشابه هستند. بسیاری از خفاش ها بین پاهایشان یک پرده دمی هم دراند. استخوان دیگری مختص به خفاش ها و به نام مهمیز (calcar) وجود دارد که از پاشنه پای خفاش ها بیرون می زند و لبه فرار پرده دمی را نگه می دارد. خفاش ها با حرکت دادن انگشتان، بازوها، پاها و مهمیزهایشان می توانند بال هایشان را به شیوه های بی شماری حرکت دهند که همین عامل از آنها پرواز کننده هایی عالی می سازد. بیشتر خفاش ها پرژواک جایابی هم می کنند . این جانوران شب فعال، با تولید صداهای زیر و سپس تحلیل پژواک های بازگشته می توانند خیلی بهتر از موقعی که فقط از بینایی استفاده می کنند، موانع و طعمه هارا تشخیص دهند. (بر خلاف آنکه معمولا می گویند «کور مثل خفاش» تمام خفاش ها می توانند ببینند.) بیش از 85 درصد گونه های امروزی خفاش از پژواک جایابی برای جهت یابی استفاده میکنند. بقیه همه به یک خانواده تعلق دارند. خفاش های میوه خوار دنیای قدیم که گاهی روباه های پرنده نامیده می شوند و ظاهرا این توانایی را از دست داده اند و در عوض برای پیدا کردن میوه ها و گلهایی که از آنها تغذیه می کنند صرفا متکی به بینایی و بویایی هستند. خفاش های پژواک جایاب مجموعه متمایزی از ویژگی های کالبد شناختی، عصب شناختی و رفتاری دارند که آنها را قادر به ارسال و دریافت صداهایی با فرکانس بالا می کنند. در جمجمه آنها سه استخوان دستخوش تغییر شده اند. نخست استخوان های نیزه ای لامی (stylohyal)است، استخوان بلند و باریک که زیر جمجمه را به آرایه ای از استخوان های کوچک متصل می کند – مجموعا جهاز لامی (hyoidapparatus) نامیده می شوند- و ماهیچه های گلو و جعبه صوتی را نگه میدارند. در بیشتر خفاش های پژواک جایاب انتهای بالایی استخوان نیزه ای لامی رشد کرده و به صورت پارویی درآمده که به لنگر انداختتن جهاز لامی روی جمجمه کمک می کند. دو استخوان دیگری که آثار پژواک جایابی را نشان می دهند در گوش قرار دارند. تمام پستانداران صدا را از طریق زنجیره ای از استخوان ها درک می کنند که به استخوانچه های گوش (ossicle) معروفند و صوت را بین پرده گوش و گوش داخلی پر از مایع انتقال می دهند. نخستین استخوان در این زنجیره استخوان چکشی (malleus) است و در خفاش های پژواک جایبات زائده ای بزرگ و برآمده دارد که به کنترل ارتعاش آن کمک می کند. هنگامی که اصوات از استخوانچه های گوش می گذرند به گوش داخلی می رسند و درآنجا به ساختاری مارپیچ و پر از مایع می خورندکه استخوان حلزونی (cochlea)نامیده میشود و سلولهای عصبی ویژه ای دارد که مسؤول ادراک صدا هستند. استخوان حلزونی خفاش های پژواک جایاب در مقایسه با پستانداران دیگر نسبت به دیگر ساختارهای جمجمه بزرگتر است و همین عامل سبب می شود که بهتر بتوانند صداهای فرکانس بالا را تشخیص دهند و فرکانس های مختلف این صداها را از هم تفکیک کنند.