صفت صفت کلمه ای است که برای توضیح اسم می آید . در فارسی صفت بعد از اسم می آید ،به عنوان مثال داریم : دختر ِ خوب ، خوب صفتی است برای دختر و در مورد دختر توضیحی می دهد . کتاب ِ جالب ، جالب صفتی است برای کتاب و در مورد کتاب توضیحی می دهد . منظره زیبا ، زیبا صفتی است برای منظره و در مورد منظره توضیحی می دهد . در زبان انگلیسی نیز صفت برای توضیح اسم به کار می رود و تفاوتی که با زبان فارسی دارد این است که قبل از اسم می آید . به عنوان مثال داریم : Good در عبارت good girl صفت می باشد که در مورد girl توضیحی می دهد . Good girl Interesting در عبارت interesting book صفت می باشد که در مورد book توضیحی می دهد . Interesting book View در عبارت nice view صفت می باشد که در مورد view توضیحی می دهد . Nice view صفات ملکی در ترجمه " کتاب ِمن " من اسمی است که در مورد کتاب توضیح می دهد . در واقع " من " صفت است که از آن به عنوان صفت ملکی یاد می کنیم . به عبارات زیر توجه کنید : کتاب ِ من کتاب ِ ما کتاب ِ تو کتاب ِ شما کتاب ِ او کتاب ِ آنها ترجمه این صفات ملکی به شرح زیر است : Your Your Her / his / its their مثال : Your book your book Her/his/its book their book My our My book our book نکته : اگر اسمی قبل از اسمی دیگر . برای توضیح آن اسم بیاید اسم اول تبدیل به صفت می شود و قابل جمع بستن نیست . مثال : کتاب جغرافی Geography book "جغرافی " اسم است اما در اینجا برای توضیح اسمی دیگر آمده است بنابراین نقش صفت را بازی می کند . درخت سیب Apple tree " سیب " اسم است .اما در اینجا برای توضیح اسمی دیگر آمده است بنابراین نقش صفت را بازی می کند . صفات برتر کلماتی مانند : خوب ،بد ، زشت ، بلند عموما برای توضیح اسم و درنقش صفت ظاهر می شوند . گاهی از صفات برای مقایسه دو شی ، دو فرد و ... استفاده می کنیم . به عنوان مثال داریم : ساختمان ما از ساختمان شما خوب تر است . کفش من از کفش تو بدتر است . موی تو از موی مریم زشت تر است . دیوار مدرسه از دیوار بیمارستان بلندتر است . در تمام جملات برای مقایسه از کلمه " از " و پسوند " تر " استفاده شده است . در زبان انگلیسی برای تبدیل صفت به صقت برتر قوانین زیر را داریم : 1- برای صفتهای یک سیلابی و دو سیلابی : به آخر صقت " er" اضافه می کنیم . Tall ------------- taller Small ----------- smaller 2- برای صفتهایی بیش از دوسیلاب دارند و یا صفتهایی که به " full " , " ious " ختم می شوند . در صفت از پیشوند " more " استفاده می کنیم . Comfortable ------------------ more comfortable Beautiful ------------------ more beautiful Delicious ------------------ more delicious 3- صفت ها نیز مانند دیگر قواعد زبان انگلیسی بدون استثنا نیستند . بعضی صفتها در هنگام تبدیل شدن به صفت برتر ساختار جدیدی پیدا می کنند . در زیر چند نمونه را به عنوان مثال می نویسم : Good-------------- better Bad -------------- worse در جملات انگلیسی نیز مانند فارسی هنگام استفاده از صفت برتر از حرف اضافه " از " استفاده می کنیم . که ترجمه آن می شود : than . مثال : 1- درخت سیب از درخت گیلاس بلندتر است . An apple tree is taller than cherry tree. 2- غذای ایرانی از غذای ژاپنی خوشمزه تر است The Iranian food in more delicious than Japanese food . 3- امیر از علی بهتر است . Amir is better than Ali . نکته : برای تاکید یک صفت برتر نیز از " more " استفاده می کنیم . An apple tree is more taller than cherry tree. صفت برترین در بعضی از جمله ها با استفاده از صفت به اسم حالت مطلق می دهیم . مانند : بهترین کتاب ، زیباترین رنگ ، بلندترین درخت ، خوشمزه ترین غذا و .............به جملات زیر نگاه کنید : من بهترین مادر دنیا رو می شناسم . سیب مفیدترین میوه برای بدن است . ایران زیباترین کشور دنیاست . در فارسی صفت برترین با استفاده از پسوند " ترین " ساخته می شود . در انگلیسی قواعد زیر را داریم : 1- برای صفتهای یک سیلابی و دو سیلابی : به آخر صفت "est " اضافه می کنیم . Tall -------------- tallest Small ------------ smallest 2- برای صفتهایی بیش از دوسیلاب دارند و یا صفتهایی که به " full " , " در صفت از پیشوند " most " استفاده می کنیم . Comfortable ------------------ most comfortable Beautiful ------------------ most beautiful Delicious ------------------ most delicious 3- در مورد صفتهایی که در حالت صفت برتر قاعده پذیر نیستند ،در حالت صفت برترین هم همین بی قاعدگی وجود دارد . Good ------------- best Bad ---------------worst توجه کنید که در جملات انگلیسی حتما و حتما قبل از صفت برترین حرف تعریف " the " قرار می گیرد . مثال : 1- این بلندترین درخت جهان است .This is the tallest tree in the world . 2- کباب خوشمزه ترین غذای دنیاست . Kebab is the most delicious food in the world . 3- امیر بهترین دوست من است Amir is my best friend نکته : در مثال 3 از حرف تعریف " the " استفاده نکردیم ،چون با استفاده از صفت ملکی " my " دیگر نیازی به استفاده از حرف تعریف نیست . در درسهای آینده در مورد حرف تعریف صحبت می کنیم . نکته : درجملات انگلیسی برای تاکید صفت برترین از پیشوند " most " استفاده می شود . تشخیص تعداد سیلابهای یک کلمه در انگلیسی تقریبا چیزی مشابه بخش کردن یک کلمه در فارسی است . مثلا می گوییم : آب : یک بخش است ، گلدان دو بخش است . fast یک سیلابی است . nice یک سیلابی است . reject دو سیلابی است . student سه سیلابی است . قید قاعده دیکته :هر گاه کلمه ای به y ختم شود و قبل از y حرف بیصدا باشد با اضافه شدن پسوند ly حرف y به i تبدیل میشود. بعضی از قیدها بیقا عده هستند یعنی ly نمی گیرند . good =well hard = hard fast = fast محل قرار گرفتن قید حالت در جمله ۱.بعد از فعل اصلی She drives carefully. ۲.بعد از فعل یا مفعول قید حالت + مفعول + فعل + فاعل She drives the car carefully. توجه : بعد از افعال ربطی مثل am - is - are - was - were صفت بکار میرود و قید مورد استفاده قرار نمیگیرد نكات همچنين با قيدهاي تكرار مانند usually(معمولاً) و never(هرگز) آشنا شده ايد. در اين درس با قيدهاي حالت آشنا مي شويد. 1 – قيد كلمه اي است كه چگونگي انجام شدن فعل را بيان مي كند. يا بر زبان و يا مكان خاصي دلالت مي كند. شما قبلاً با قيدهاي زمان و مكان مانند yesterday(ديروز) و school (مدرسه) آشنا شديد. 2 – با اضافه كردن ly به آخر صفت مي توان قيد حالت را ساخت. به مثال زير توجه كنيد. Slow آهسته (صفت) Slow + ly --> slowly به آهستگي (قيد) Easy آسان (صفت) Easy + ly --> easily به آساني (قيد) 3 – صفت قبل از اسم مي آيد و اسم را توصيف مي كند. bad : صفت He is a bad driver. قيد معمولاً در پايان جمله مي آيد و چگونگي انجام يافتن فعل را بيان مي كند. He is a drivers badly. او به طور بدي رانندگي مي كند badly : قيد (قيد)Good --> well(صفت) 4 – بعضي از صفات براي تبديل شدن به قيد ly نمي گيرند بلكه شكل قيدي آنها با صفت فرق مي كند و بايستي كه از حفظ شوند مانند : Hard --> hard 5 – شكل قيد بعضي از صفات مانند خود صفت است و Ly نمي گيرند. Fast --> fast به مثال زير توجه كنيد. He is a hard worker. او كارگر سخت كوشي است He works hard . او سخت كار مي كند