1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

من غرق ملک و نعمت، سرمست لطف و رحمت

شروع موضوع توسط Zarirr ‏4/1/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    کی خشک لب بمانم کان جو مراست جویان
    کی غم خورد دل من و آن غمگسار با من
    تلخی چرا کشم من من غرق قند و حلوا
    در من کجا رسد دی و آن نوبهار با من
    از تب چرا خروشم؟ عیسی طبیب هوشم!
    وز سگ چرا هراسم؟ میر شکار با من!
    در بزم چون نیایم؟ ساقیم می‌کشاند!
    چون شهرها نگیرم وآن شهریار با من؟!
    در خم خسروانی می بهر ماست جوشان
    این جا چه کار دارد رنج خمار با من؟
    با چرخ اگر ستیزم ور بشکنم بریزم
    عذرم چه حاجت آید و آن خوش عذار با من

    من غرق ملک و نعمت، سرمست لطف و رحمت
    اندر کنار بختم و آن خوش کنار با من
    ای ناطقه معربد از گفت سیر گشتم
    خاموش کن وگر نی صحبت مدار با من