[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]مقصود مينياتور [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]نمايان ساختن فضائي كه با فضاي عادي عالم مادي و جسماني محسوس متفاوت است و تلفيقي با موسيقي دارد و هدف هنري كه اصالت معنوي دارد همان نشان دادن اين فضا از طريق رمز و تمثيل و روشهاي خاص اين هنر است، متضمن وجود فضايي بين اين فضا و فضايي است كه بشر به آن خو گرفته و در زندگي روزانه خود آن را تجربه ميكند. رويت عالم معنا محتاج به باز شدن چشم دل و رسيدن به مقام شهود ميباشد. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]1- جايگاه زن شرقي در مينياتور [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]بنا بر اعتقادان ديني، خداوند به مادران بخاطر تولد فرزندشان وعده بهشت ميدهد(بهشت زير پاي مادران است.) [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]او بر مبناي اين اعتقاد پاك در زمان متولد شده فرزند، بذر عشق، محبت را در دل مادران ميكارد. محبتي كه با وجود تمام مشكلات و سختيهاي بارداري مادران با اشتياقي وصف ناپذير حاضر به تحمل تمام اين دردها ميباشند.[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]نهايت و مثال يك عشق بي منت عشق مادرانه ميباشد و محبت مادرانه در كلام نميگنجد. هر درد و هر فرياد در زمان تولد فرزند كه از اعماق وجود يك مادر به گوش ميرسد، زيباترين ندا و آواي سماع ميباشد، آوائي كه بسيار شده است مادر جان باخته و با تمام وجود زندگي را به فرزند خود بخشيده است. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]خالق مجسمه سماع نظر به آن داشته تا به بيان لحظه سماع و پيدايش عشق بدون بهانه و يك طرفه و بدون مزد را، در قالب مادري كه در حال نواختن دف و حالتي كه غرق در شور و شوق ميباشد و لحظه تولد عشق مادرانه را جشن گرفته است، نشان دهد. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif](درود بر مادران ـ درود برنشان عشق و محبت ايراني و شرقي) [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]كه نشان از جايگاه زن در ايران و شرق دارد[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif](و درود بر مادر عزيزم)[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]2- عشق و دلدادگي [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در مجسمههاي مينياتور جنوب شرقي آسيا(چين و ژاپن) يك حس رزميگري و يك خشونت و زيركي در حد زنانه به علاوه مرموز بودن حاكم ميباشد.[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]به عنوان مثال در تئاتر و سينماي چين و ژاپن با آن آرايش خاص و لباس مخصوص، زنان بعد از تبادل ديالوگ (گفتگو) ميان زن بازيگر و ساير بازيگران، سكوت طولاني صحنه را بر ميگيرد و يكباره و به دور از انتظار تماشاگران زن مورد نظر با پرتاب بادبزن جان طرف مقابل را ميگيرد و سر آن را جدا ميكند.[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]اما در مينياتور جنوب غربي آسيا (ايران) حركات موزون، با چرخش نرم اندام و چين لباسها كه همه و همه حكايت از لطافت درون و عشق و دلدادگي دارد و به دور از خشونت و آن مرموز بودن زنانه ميباشد با فضائي كه جايگاه ملكوتي دارد حكايت از سرمستي و عشق و عرفان دارد و نشاني از خشونت و رزميگري وجود ندارد. اينگونه فيگورهائي كه در مينياتورهاي جنوب غربي آسيا ديده ميشود زمزمهاي بر گفته از شعر عارفاني، همچون (حضرت حافظ، مولانا و خيام) دارند و به هيچ وجه انتظار يك خشونت را نخواهيم داشت و خشونت كاملاً متضاد با اين فضاي عارفانه ميباشد. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]به قولي ديگر بر عكس مينياتورهاي چين و ژاپن هيچگونه سياست و زيركي را با خود به همراه ندارند بلكه درويشوار همه عشق را بر طبق اخلاص به معشوق هديه ميدهند و گوئي يك معشوق كيهاني دارند كه اين چنين آنها را مست كرده است و بدون وزن و سبك بال طراحي و ساخته شده است، و در فيگورهايشان حركت و پرواز و اينكه در عالميديگر سير ميكنند نشان داده شده است و گوئي با اطراف خود و با اجسام هيچگونه ارتباطي ندارند. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]3- انواع پارچهها [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]قبل از اين، نشان پارچه شرقي و ايراني را به طرح روي آن ميدانستهاند و با طرح بته جغه، اسليمي، خطائي و قلم كار، پارچه شرقي و ايراني را ميشناخته اند. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]اما با تحقيقات و اجرا در ساخت مجسمه درجه پيچش تاب پارچه و گونه گرهها وجه تمايزي است كه پارچههاي شرقي (جنوب غربي آسيا) و ايراني را با ديگر پارچههاي آسيائي متمايز ميگرداند. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در چين و ژاپن درجه تاب پارچه حدود 30 درجه ميباشد و گرههاي سفت و محكم مثل گرههاي كمر بند لباسهاي ورزشهاي رزميو شال كمر، پهن و پارچههائي كه از قامت و طول پارچه بريده ميشود. (kimono) [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در لباسهاي هندي تاب پارچه حدود 45 تا 60 درجه و بدون گره و با كمر پيچ و به صورت دستار و عبا و شال ميباشد. (sari) [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در لباسهاي اسپانيائي تاب پارچه 90 درجه و پرچين و بدون گره و شال كمر با ساسن و تنگ و چسبان ميباشد و برش از عرض پارچه استفاده شده است. (Flamenco Dress) [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]اما در پارچههاي جنوب غربي آسيا (ايران) درجه پارچه از 0 تا 180 و 360 درجه يعني تمام دايره ميباشد و گره كمر، شل و آويزان و يك شال دور دست و به صورت لخت آويزان به دور دست و گردن و كتف پيچده ميباشد. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در حالت سماع و رقص، شال در جلوي سينه و با زير دست آويزان است و يا دور دست تاب خورده و به جلو آمده است و حركت از پشت بدن به جلوي بدن دارد و در حالت عادي در سمت چپ بدن و در پشت بدن آويزان ميباشد.[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در زمان ابن سينا، دستار و سربند را موقع دست يافتن به كشفي به جلوي بدن و در زمان عادي به پشت بدن ميانداخته اند. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]و اين طرز دستار در كلاههاي فارغ التحصيلان و آويزي كه از كلاه آويزان ميباشد را كه از زمان ابوعلي سينا گرفته شده است ميتوان ديد. و تنها پارسيان بودهاند كه از اوريب پارچه استفاده مينمودهاند.[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]4- موها [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]فرم موها در مجسمههاي چين و ژاپن بلند و صاف و بدون تاب و پيچش و به صورت دانه دانه تا كمر ميباشد. در مجسمههاي مصري موها كوتاه تا سر شانه و يا سينه و برش خورده است و موهاي جلو، تا روي ابرو ميباشد. در مجسمههاي هندي موها گاهي دستهاي تا كمر بلند و صاف و گاهي به همراه روسري ميباشد. در مجسمههاي اروپائي و يوناني، موهاي يك دسته ديده ميشود و فقط در حالتي پيچشي كه نمايان شده، يك دسته بر روي دسته ديگر آمده است. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در مجسمه مينياتور ايراني كه براي اولين بار كار شده است، به روش كار در گچ بر روي هم (زير و رو ) زده شده است. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]تاب و چرخش موها و تعداد پيچش آنها با الهام از ريتمهاي عددي موسيقي ساخته شده است. تعداد دستههائي كلي دارد و هر دسته خود نيز به تعداد ديگر تقسيم شده است كه در بخش موسيقي به آن اشاره خواهد شد.[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]حركات پر پيچ موها حكايت از شوريدگي و آواي دروني دارد كه پيچ و تاب آنها در هيچ كجاي ديگر در جهان نظير ندارد. [/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]5- اندام، آناتومي[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]حركت و چرخش در مجسمه مينياتور ايراني تا بدان حد ميرسد كه گوئي استخوان در بدن وجود ندارد و اين حركت در مجسمه نشان دهنده حركت در يك جسم ساكن و جنبش و رقص و سماع ميباشد و در جائي كه يك چرخش كوتاه در بدن دارد و حالات دست حركت دروني را نمايان ميسازد و نشان از نجابت و معصوميت در مجسمه مينياتور ميباشد و جمع كل حركات و فرمهاي نشان از رها بودن روح از جسم ميباشد.[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]اين خصوصيت كه در اولين مجسمه مينياتور ايراني آورده شده است، همه و همه نشان از دلدادگي و عاشقي و عارفي و دور بودن از پليدي و رها بدون و پرواز به سمت معبود با زمزمهاي عاشقانه دارد، به حدي كه در لباسها گرهها و پيچش موها و طرز قرار گرفتن آنها به روي هم كه تلفيقي از ريتمهاي عددي موسيقي ميباشد، همه نشان از صلح و دوستي از طرف تمدن كهن شرق و خاصه ايرانيان ميباشد كه به تمدنهاي كهن ديگر، هديه و پيام صلح و دوستي ميدهند.[/FONT]