ابعاد و شکل سلول سلولها واحدهاي ساختماني و عملي موجودات زنده هستند که ابعاد ميکروسکوپيکي دارند. اندازه کوچک سلولها ، همراه با پيچيدگي موجود در سطح آنها ، منجر به نسبت بالاي سطح به حجم شده است که انتشار مواد سوختي ، مواد غذايي و مواد زايد را بين سلول و محيط اطراف آن تسهيل مينمايد. واژه سلول از کلمه لاتين (Cella) به معني انبار يا محفظه ، گرفته شده است. ديد کلي بدن کليه موجودات از سلول ساخته شده است. لذا از اين نظر ، کليه موجودات زنده ، واحد بوده و از اين نقطه نظر يا يکديگر اشتراک دارند. موجودات تک سلولي ميبايست کليه امور حياتي خود را به تنهايي انجام دهند، در حالي که در موجودات پرسلولي تمايز يافتهاي اين امر به تخصصي شدن سلولها وابسته است. به عبارت ديگر هر سلولي بر اساس تمايزي که يافته است، وظيه فيزيولوژيک خاصي را عهدهدار ميباشد. .. سلولهاي تشکيل دهنده پيکر موجودات بر اساس کاري که انجام ميدهند، سازش خاصي يافته و تنوع بسيار وسيعي در اين زمينه وجود دارد که در نتيجه ، تنوع در عالم موجودات زنده را ايجاد ميکند. تمامي سلولها داراي خصوصيات مشترکي ، نظير DNA به عنوان ذخيره اطلاعات ژنتيکي ، ريبوزومها و يک غشاي پلاسمايي احاطه کننده سيتوپلاسم ميباشند. در يوکاريوتها ، ماده ژنتيکي توسط غشاي هسته احاطه شده ، ولي در پروکاريوتها ، چنين غشايي وجود ندارد. غشاي پلاسمايي يک سد چرم مانند قابل انعطاف پذيري مي باشد که گيرندههاي متعددي براي پيامهاي خارج سلولي مختلف دارند. بعضي سلولها مانند سلولهاي باکتري اشرشياکلي و مخمر را ميتوان به مقادير زياد کشت کرد، داراي زمان تکثير کوتاه بوده و بخصوص مطيع دستکاريهاي ژنتيکي ميباشند. ساختمان کلي سلول علي رغم تفاوتهاي متعدد در بين انواع مختلف سلولها ، آنها داراي خصوصيات ساختماني مشترکي هستند. غشاي پلاسمايي محيط سلول را معين نموده و محتويات آن را از محيط اطراف جدا مينمايد. اين غشا از مولکولهاي متعدد ليپيد و پروتئين تشکيل شده است که در اطراف سلول مينمايد. که اين انعطاف پذيري به تغيير در شکل و اندازه سلول کمک ميکند. .. ماده داخلي سلول که توسط غشا احاطه شده است، سيتوپلاسم نام دارد که از محلول آبي به نام سيتوزول تشکيل شده که در آن انواع مختلفي و بسياري از متابوليتهاي کوچک به شکل معلق وجود دارند. بسياري از آنزيمها ، مولکولهاي RNA کد کننده آنها ، مونومرهاي سازنده ماکرومولکولها و بسياري از متابوليتهاي کوچک آلي و يونهاي معدني وجود دارند. ريبوزومها که در سنتز پروتئين دخالت دارند، گرانولها و قطرات حاوي چربي و نشاسته و ساير مواد در سيتوپلاسم وجود دارند. مولکولهاي DNA هميشه بسيار طويلتر از خود سلولها بوده و به صورت کمپلکسهاي ****ا مولکولي همراه با پروتئينها ، در داخل هسته (در يوکاريوتها) و يا نوکلئوتيد (در پروکاريوت) شديدا بسته بندي ميشوند. برخلاف باکتريها ، يوکاريوتها داراي اندامکهاي متصل به غشاي متعددي ، شامل ميتوکندري ، شبکه آندوپلاسمي ، کمپلکسهاي گلژي ، ليزوزومها ، واکوئلها و کلروپلاستها در سلولهاي خود هستند. ابعاد سلولي اکثر سلولها ميکروسکوپي بوده و با چشم غير مسلح ديده نميشوند. سلولهاي شاخص حيواني و گياهي ، داراي قطري حدود 5 - 100 ميکرومتر بوده ( 6-10 متر) و بسياري از باکتريهاي تنها 1 - 2 ميکرومتر طول دارند. چه چيزي ابعاد سلولي را محدود مينمايد؟ به حداقل اندازه سلول احتمالا حداقل تعداد هر نوع بيومولکول مورد نياز سلول ، تعيين ميگردد. کوچکترين سلولها ، باکتريهاي خاصي به نام مايکوپلاسماها ، داراي قطري حدود 300 نانومتر (9-10 متر) و حجمي در حد 14-10 ميلي ليتر ميباشند. بلند ترين بعد يک ريبوزوم باکتريايي حدود 20 نانومتر بوده و بنابراين چند ريبوزوم موجود در سلول مايکوپلاسمايي ، کسر مهمي از حجم سلول را شامل ميگردد. سلولي با اين اندازه ، تنها شامل 6000 مولکول از متبوليتها ميباشد. حد بالاي اندازه سلول احتمالا توسط ميزان انتشار مولکولهاي حل شده در سيستمهاي آبي ، تنظيم ميگردد. يک سلول باکتري که براي توليد انرژي وابسته به واکنشهاي مصرف اکسيژن ميباشد (سلول هوازي) ميبايست اکسيژن مولکولي را از محيط اطراف ، از طريق انتشار و از ميان غشاي پلاسمايي خود به دست آورد. اين سلول بسيار کوچک بوده و نسبت سطح به حجم آنقدر بزرگي دارد که اکسيژن انتشار يافته به داخل سلول ، براحتي به هر قسمتي از سيتوپلاسم آن ميرسد. از بزرگترين سلولها ميتوان سلولهاي ماهيچههاي اسکلتي پستانداران (در حدود 12 سانتيمتر) و سلولهاي عصبي (که در برخي از حيوانات بيش از يک متر طول دارد) را نام برد. قطر گلبول قرمز انسان در حدود 7 ميکرون و اندازه سلول تخم انسان در حدود 0.2 ميليمتر است و با چشم غير مسلح قابل روئيت ميباشد. حال آنکه اسپرماتوزئيد طولي در حدود 57 ميکرون دارد. بطور کلي اندازه سلولها تابع تنوع پذيري موجودات زنده بوده ، ولي براي هر موجود زنده و سلول معيني کاملا ثابت بوده و ارتباط بين سطح غشا و حجم سلول و همچنين ارتبلط بين حجم هسته و حجم سلول ، تعيين کننده اين اندازه ميباشد. شکل سلولهاي جانوري شکل سلولها نيز از اصل تنوع پذيري تبعيت ميکند. اساسا هر سلولي با توجه به مکان قرارگيري و نوع فعاليت فيزيولوژيک چگونگي ارتباطات خارج سلولي شکل خاصي را پيدا ميکند. به عنوان مثال ، سلولهاي ماهيچهاي انسان ، دوکي شکل هستند که با عمل آنها يعني انقباض و انبساط کاملا هماهنگ است. در برخي سلولهاي عصبي ، جسم سلولي به صورت ستارهاي شکل ديده ميشود که دندريتها و اکسون به آن متصل ميگردند. در نقاط مختلف سيستم عصبي ، انواع سلولهاي عصبي به اشکال مختلف ديده ميشوند. گلبول قرمز انسان به شکل عدسي مقعرالطرفين بوده و تمامي فضاي آن به هموگلوبين اختصاص دارد، اين شکل خاص به گلبول قرمز امکان عبور از مويرگهاي باريک را ميدهد و همچنين سطح تماس آن را با گازهاي تنفسي افزايش ميدهد. اسپرماتوزوئيد بسياري از جانوران داراي منطقه سر ميباشد که فقط حاوي آنزيم و ماده ژنتيکي است و در منطقه دم ، تاژک دارد که حرکت آن سلول را به پيش ميبرد. در منطقه مياني اسپرماتوزوئيد ميتوکندري به شکل مارپيچي قرار گرفته است و انرژي را جهت حرکت تامين ميکند. شکل سلولهاي گياهي و باکتري سلولهاي گياهي به علت دارا بودن ديواره اسکلتي که علت بيحرکت بودن گياهان را به آن نسبت ميدهند، داراي اشکال نسبتا منظمي هستند. حال آن که سلولهاي جانوري به اشکال نامنظم نيز ديده ميشوند، که به جهت انعطاف پذيري آنها اين وضعيت سودمند ميباشد. سلولهاي گياهي داراي اشکال چند ضلعي با اقطاري مساوي و منظم و کشيده هستند. در يک توده سلولي همگن سازنده يک بافت گياهي ، همه سلولها داراي يک اندازه و يک شکل و معمولا چند وجهي هستند. در گياهان عالي اندازه سلولها متناسب با کار آنهاست و بر حسب ماهيت بافت و نقشي که در گياه دارند اندازه آنها ، متفاوت است. ، استرپتوس و استافيلوس ديده ميشود. همچنين باکتريها به شکل باسيل (ميلهاي) ، کوکو - باسيل ، ويبرلو و اسپريل (فنري شکل) هم ديده ميشوند که از اين شکلها جهت رده بندي باکتريها ، استفاده ميشود. عمر سلول سلولها بر اساس محل قرار گيري و نوع کارشان داراي طول عمرهاي متفاوتي هستند. سلولهاي عضلاني و عصبي انسان ، عمري برابر عمر انسان دارند و سلولهاي عصبي در صورت مرگ ديگر تجديد نميشوند و حتي عمل ترميم در مورد آنها صورت نميگيرد. گلبول قرمز انسان در حدود 120 روز عمر ميکند. اکثر لنوفسيتها چند ساعت ، گرانولوسيتها در حدود 10 روز و برخي از لنفوسيتها تا 200 روز عمر دارند، سلول هاي پوششي سيستم گوارشي تقريبا 24 ساعت يک بار تجديد ميشوند. اسپرماتوزئيد انسان در حداکثر 3 روز و تخمک انساني در حدود 36 ساعت زنده ميماند.