1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ســــــــــــــَــــــنـَ دِ جـهـّنـم

شروع موضوع توسط Zarirr ‏1/1/11 در انجمن داستان

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با
    پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی
    که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از
    انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد… به کلیسا رفت و
    به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:قیمت جهنم چقدره؟کشیش تعجب کرد و ...گفت:
    جهنم؟!مرد دانا گفت: بله جهنم.کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه. مرد سراسیمه
    مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.کشیش روی کاغذ پاره
    ای نوشت: سند جهنم . مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد.
    به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است.




    ​


    دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم.
    این شخص مارتین لوتر بود که با این حرکت، نه تنها ضربه ای به کسب و کار
    کلیسا زد، بلکه با پذیرش مشقات فراوان، خود را برای اینکه مردم را از

    گمراهی رها سازد، آماده کرد. ​