1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فریادهای کاغذ مچاله شده

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏7/2/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]فریادهای کاغذ مچاله شده[/h]
    قلم تو دستمه
    نمیدونم چی میخوام
    شاید خواستم یه چیزی بکشم
    شایدم نه
    بخوام چهار کلمه حرف بزنم
    هنوز به کاغذ سفید نگاه میکنم
    چهار تا خط میکشم
    چهار کلمه مینویسم
    لعنتی
    کاغدو مچاله میکنم
    اما نه
    کاغذ مچاله شده داره یه چیزی میگه
    ​
     
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : فریادهای کاغذ مچاله شده

    درد ...
    میتونه فاصله باشه
    شایدم
    شاید درد، غمه
    اما خوب میدونم
    نه فاصله و نه غم
    هیچ کدوم
    به اندازه نبودن تو
    آزارم نمیده
     
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : فریادهای کاغذ مچاله شده

    [h=2][/h]
    چه آسان گفته بودی عاشقم باش
    چه آسان تر ز عشقم دل بریدی
    چه بیگانه گذشتی از کنارم
    سکوت مرگـبارم را ندیدی

    چه بیـهوده برای دیدن تو
    شب و روز انتظارت را کشیدم
    چه ساعت ها نشستم در پی تو
    نشان از رد پاهایت ندیدم
    ​
     
  4. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : فریادهای کاغذ مچاله شده

    من نه آن عاشق دلخستم
    که به چشمانت
    طبق آن عادت دیرینه
    رسم خوابیدن بیاموزم
    من نمیخواهم
    همچو یک مادر
    که به گرمی میگیرد
    دست فرزندش را
    رسم راه رفتن بیاموزم
    من فقط میخواهم
    که به گرمی در آغوشش
    به دور از آرزوهای محال
    آرام و بی صدا بمیرم
     
  5. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : فریادهای کاغذ مچاله شده

    قبل از تو
    کودک خود خواهی بودم
    فکر میکردم
    آسمان مال من است
    زمین
    پس از طوفان
    برای من خشک شده

    عشق تو آمد
    همه هستم را نیست کرد
    رنگها عوض شدند
    قوانین زیر رو شد
    کاخهایم ویران شدند

    کاری کردی
    دنیا یک قفس باشد
    برای تنهاییام
    یادم دادی
    شبها وقت خواب
    تنها روی نصف بالش بخوابم
     
  6. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : فریادهای کاغذ مچاله شده

    قلم تو دستمه
    نمیدونم چی میخوام
    شاید خواستم یه چیزی بکشم
    شایدم نه
    بخوام چهار کلمه حرف بزنم
    هنوز به کاغذ سفید نگاه میکنم
    چهار تا خط میکشم
    چهار کلمه مینویسم
    لعنتی
    کاغدو مچاله میکنم
    اما نه
    کاغذ مچاله شده داره یه چیزی میگه

    درد ...
    میتونه فاصله باشه
    شایدم
    شاید درد، غمه
    اما خوب میدونم
    نه فاصله و نه غم
    هیچ کدوم
    به اندازه نبودن تو
    آزارم نمیده


    چه آسان گفته بودی عاشقم باش
    چه آسان تر ز عشقم دل بریدی
    چه بیگانه گذشتی از کنارم
    سکوت مرگـبارم را ندیدی

    چه بیـهوده برای دیدن تو
    شب و روز انتظارت را کشیدم
    چه ساعت ها نشستم در پی تو
    نشان از رد پاهایت ندیدم
     
  7. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : فریادهای کاغذ مچاله شده

    مدتیه میخوام یه چیزی بگم
    دستم میلرزه
    هی نوشتم
    هی مچاله کردم
    هی نوشتم
    باز مچاله کردم
    نمیدونم چرا این بار
    کاغذ هم نمیخاد فریاد بزنه
    شاید اونم خیلی خسته شده
    وقتی انسانیت یخ میزنه
    در حالی که هنوز دمای زمین بالای صفره
    موندیم من و کاغذ چی بگیم
     
  8. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : فریادهای کاغذ مچاله شده

    قلم تو دستمه
    نمیدونم چی میخوام
    شاید خواستم یه چیزی بکشم
    شایدم نه
    بخوام چهار کلمه حرف بزنم
    هنوز به کاغذ سفید نگاه میکنم
    چهار تا خط میکشم
    چهار کلمه مینویسم
    لعنتی
    کاغدو مچاله میکنم
    اما نه
    کاغذ مچاله شده داره یه چیزی میگه
     
  9. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : فریادهای کاغذ مچاله شده

    تیک تاک
    تیک تاک
    تیک تاک
    هنوزم خسته نشده
    تیک تاک
    انگار کار نکنه میمیره
    چرا یه لحظه خفه نمیشی؟
    فقط یه لحظه
    بعدا اگه خواستی سریعتر برو
    تنهام بزار
    نمیخوام تو هم پیشم باشی
    یادته لحظه ای رو نشونم میدادی که من تنها نبودم؟
    پس چی شد؟
    چرا رفت؟
    نه
    تقصیر اون نبود
    تقصیر تو بود
    تو رفتی
    هی رفتی
    هی رفتی
    که اونم دور شد ازم
    حالا هی بگو
    تیک تاک
    تیک تاک
     
  10. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : فریادهای کاغذ مچاله شده

    آسان نبود ولی ،
    رفتم درون پیله تنهایی خودم ،
    شاید رها شوم از این همه دردی که می کشم.
    حالا؛
    فضای پیله ام ،
    سرد است و ساکت و خاکستری و تنگ.
    اما،
    من خواب دیده ام،
    طاقت اگر بیاورم
    یک روز زخم عمیق روی دلم خوب می شود ...!!!

    من خواب دیده ام ،
    طاقت اگر بیاورم
    یک روز عاقبت پروانه می شوم...!!!