1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شب و هوس

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏4/2/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    شب و هوس [HR][/HR]
    در انتظار خوابم و صد افسوس
    خوابم به چشم باز نميآيد
    اندوهگين و غمزده مي گويم
    شايد ز روی ناز نمي آيد
    چون سايه گشته خواب و نمي افتد
    در دامهای روشن چشمانم
    می خواند آن نهفته نامعلوم
    در ضربه هاي نبض پريشانم
    مغروق اين جوانی معصوم
    مغروق لحظه های فراموشی
    مغروق اين سلام نوازشبار
    در بوسه و نگاه و همآغوشی
    مي خواهمش در اين شب تنهايی
    با ديدگان گمشده در ديدار
    با درد ‚ درد ساكت زيبايی
    سرشار ‚ از تمامی خود سرشار
    مي خواهمش كه بفشردم بر خويش
    بر خويش بفشرد من شيدا را
    بر هستيم به پيچد ‚ پيچد سخت
    آن بازوان گرم و توانا را
    در لا بلای گردن و موهايم
    گردش كند نسيم نفسهايش
    نوشد بنوشد كه بپيوندم
    با رود تلخ خويش به دريايش
    وحشي و داغ و پر عطش و لرزان
    چون شعله هاي سركش بازيگر
    در گيردم ‚ به همهمه ی در گيرد
    خاكسترم بماند در بستر
    در آسمان روشن چشمانش
    بينم ستاره های تمنا را
    در بوسه های پر شررش جويم
    لذات آتشين هوسها را
    می خواهمش دريغا ‚ می خواهم
    می خواهمش به تيره به تنهايی
    می خوانمش به گريه به بی تابی
    می خوانمش به صبر ‚ شكيبايی
    لب تشنه می دود نگهم هر دم
    در حفره های شب ‚ شب بی پايان
    او آن پرنده شايد می گريد
    بر بام يك ستاره سرگردان ​