1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مولا ویلا نداشت !

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏4/2/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    مولا ویلا نداشت ! [HR][/HR]
    مولا ویلا نداشت !​
    ...​
    بیا به آفتابی نهج البلاغه برگردیم​
    چرا نهج البلاغه را جدی نمی گیریم؟​
    مولا ویلا نداشت​
    معاویه کاخ سبز داشت​
    پیامبر به شکمش سنگ می بست​
    امام سیب زمینی می خورد​
    البته به شما توهین نشود.​
    بعضی برای جنگ شعار می دهند​
    و خودشان از جاده شمال به جبهه می روند.​
    پیش از انکه بر من حد تهمت جاری کنید​
    من بر خویشتن حد وجدان جاری کرده ام​
    من دو شاهد عادل دارم :​
    قران ونهج البلاغه.​
    من چابلوس نیستم​
    تملق نمی گویم​
    اما قدر امام را می دانم​
    بیایید قدر مردم را بدانیم​
    بیایید مثل مولا با مردم همدردی کنیم​
    بیایید امام را اذیت نکنیم​
    بیایید امام را نصیحت نکنیم.​
    اردوگاهای فلسطینی را نگاه کن​
    ابوالفضل با مشک ، تشته بر می گردد.​
    صدای گریه ی رقیه را نمی شنوی ؟​
    راستی یاد شهیدان بیت المقدس بخیر!​
    جهان ارا که بود ؟​
    حاج همت که بود؟​
    حاج عباس از دنیا یک قران جیبی داشت​
    شهید خرازی​
    شهید نوری سران بی دست شهیدان گمنام​
    بی یادنامه​
    بی سنگ قبر​
    عاصمی پودر شد .​
    یوسف نوشته بود :​
    خدایا ، یوسف هم شهید می شود​
    اورا بیامرز​
    اسماعیل وصیت کرد روی قبرش بنویسید :​
    پرکاهی تقدیم استان الهی​
    امسال هیچ شاعری با حلق اسماعیل هم صدا نشد​
    راستی شماره قطعه ی شهدا چند بود؟​
    این روزها مردم را با هوشیار و بیدار خواب می کنند !​
    خنده و چشم بندی​
    شوهای تالار وحدت​
    هنرمندان فخر فروش​
    خدا کند روایت فتح را فراموش نکنیم .​
    امسال در جلوی امجدیه کوررنگی بیداد می کرد​
    امسال همه چیز را​
    یا ابی دیدیم یا قرمز .​
    امسال هم انصاف های ما حسابی چرت زد​
    امسال وجدانهای ما انفولانزا گرفت​
    امسال تاکسی ها به پاهای قطع شده​
    با دنده چهار احترام گذاشتند .​
    چرا باید از زیر روسری ها ی ژرژت​
    رشته های جهنم شعله بکشد؟​
    مگر اینجا الجزایر است؟​
    امسال در خیابان ولی عصر​
    هیچ کس مثل خود اقا غریب نبود!​
    یکروز یک کرواتی سرمایه دار​
    با بنز قهوه ای اش از جلوی پایم ویراژ داد​
    و به عبای وصله دارم وصله های عوضی چسباند​
    دیشب جلوی میهمانم تخم مرغ آب پز گذاشتم​
    دیشب مادرم با چای وکشمش سر کرد​
    او قلبش برای انقلاب می تپد​
    اما وسعش نمی رسد یک نوار قلب بگیرد​
    ومن می دانم که نوار قلب هم​
    همه ی منحنی های دردش را نشان نمی دهد​
    مادرم دفترچه ی خدمات درمانی ندارد​
    و همیشه ابوالفضل به داداش می رسد .​
    او برای شهیران اشک می ریزد​
    حلوا می پزد​
    به ما یاد می دهد که چگونه شبهای جمعه​
    با چهار قاشق حلوای نذری سیر شویم​
    او قبر شهیدان را با دست می شوید​
    وقتی باد چادر وصله دارش را تکان می دهد​
    بوی فقر و غربت​
    تمام پرچمهای سبز و سرخ را به بوسه می گیرد .​
    او یک شب خواب خیمه های حسین (ع) را دید​
    خواب زینب را​
    خواب رقیه را​
    و فردایش مرا به اقا سپرد و روانه کرد​
    یکبار در خواب​
    اینده سبز برادرم را دید​
    و فردا وقتی خوابش را تعریف می کرد​
    مارش حمله می زدند​
    اونمی داند کادیلاک چه جانوریست​
    و داخل هواپیما چه شکلی است​
    اما خوب می داند​
    که شمشیر امام حسین (ع) از طلا نبود​
    و امام زمان در جزیره خضرا نیست​
    او قلبش برای انقلاب می تپد​
    وهر شب دعا می کند که پیروزی با امام باشد​
    وآقا بیاید.​